نقد و بررسی
نقد Bright | 2017
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
جهانسازی: فانتزی در خیابانهای لسآنجلس «Bright» از دل برخورد دو سنت ژانری شکل میگیرد: فانتزیِ مبتنی بر اسطوره و داستان پلیسیِ شهری. فیلم جهانی را تصویر میکند که در آن انسانها، اورکها و الفها قرنها در کنار هم زیستهاند، اما این همزیستی به معنای برابری نیست. نژادها جایگاههای اجتماعی متفاوتی دارند و افسانهها و جادو، همچون خاطرهای تاریخی، در زندگی روزمره حضور دارند.
ایدهٔ اصلی فیلم همین جابهجایی است: موجوداتی که معمولاً در قلمرو قصهها و سرزمینهای دوردست میبینیم، اینبار در خیابانها، محلهها و ادارههای پلیسِ لسآنجلس ظاهر میشوند. این انتخاب از همان ابتدا نیروی کنجکاویبرانگیزی دارد. تماشای اورکی که یونیفورم پلیس پوشیده یا الفهایی که در مناسبات قدرت شهری نقشی ممتاز دارند، جهان فیلم را از نمونههای متعارف فانتزی متمایز میکند.
«Bright» میکوشد جادو را بهجای آنکه از واقعیت روزمره جدا کند، در دل آن جا دهد؛ گویی اسطوره نیز مانند هر میراث تاریخی دیگر، در سیاست، قانون و زندگی مردم رسوب کرده است. بااینحال، فیلم اغلب بهجای آنکه این جهان را با جزئیات و صبر بپروراند، به نشانههای سریع و توضیحهای پراکنده بسنده میکند.
بستر داستان گسترده به نظر میرسد، اما تماشاگر فرصت اندکی مییابد تا قواعد آن را از راه تجربه کشف کند. قصه و مسئلهٔ پرداخت در مرکز روایت، دو مأمور پلیس قرار دارند که اختلافهای شخصی و اجتماعیشان در جریان مأموریتی پرمخاطره به آزمونی جدی بدل میشود. ورود عنصر جادویی و پیشگویی کهن، ماجرا را از یک گشت معمولی به رویاروییای گستردهتر میکشاند؛ اما فیلم در پیوند دادن این خطوط روایی همیشه موفق نیست.
« نژادها جایگاههای اجتماعی متفاوتی دارند و افسانهها و جادو، همچون خاطرهای تاریخی، در زندگی روزمره حضور دارند. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
گاهی داستان چنان شتاب میگیرد که شخصیتها و انگیزهها فرصت کافی برای شکلگیری پیدا نمیکنند، و گاهی حرکت آن در مجموعهای از تعقیبها، درگیریها و جستوجوهای مشابه مکث میکند. مسئله فقط پیچیدگی جهان نیست، بلکه نحوهٔ انتقال اطلاعات نیز هست. فیلم مفاهیم و گروههای گوناگونی را وارد داستان میکند، ولی همهٔ آنها به یک اندازه روشن و منسجم نمیشوند.
بخشی از تماشاگران ممکن است از کنار هم قرار گرفتن عناصر رازآمیز و پلیسی لذت ببرند؛ بخشی دیگر شاید احساس کنند روایت پیش از آنکه بنیانهایش را محکم کند، به سوی حادثهٔ بعدی میدود. نتیجه اثری است که ایدههای فراوان دارد، اما در نظم دادن به آنها پیوسته و دقیق عمل نمیکند. دو مأمور و نیروی رابطهٔ مرکزی بخش انسانیتر و ماندگارتر فیلم در رابطهٔ میان داریل وارد و نیک جاکوبی نهفته است.
ویل اسمیت نقش مأموری را بازی میکند که تجربه و بدبینیاش او را به شخصیتی آشنا در سینمای پلیسی بدل میسازد. جوئل ادگرتون نیز جاکوبی را با ترکیبی از جدیت، آسیبپذیری و میل به پذیرفتهشدن جان میبخشد. تفاوت میان این دو فقط تفاوت خلقوخو نیست؛ جایگاه اجتماعی و تجربهٔ زیستهشان نیز آنها را از دو سوی یک شکاف به یکدیگر مینگراند.
جذابیت این زوج در آن است که اعتماد میانشان از ابتدا حاضر و آماده نیست. فیلم رابطه را از مسیر اصطکاک، سوءظن و ناگزیریِ همکاری پیش میبرد و بهتدریج لحظههایی از همدلی را در آن مینشاند. ویل اسمیت با حضور پرقدرت و طعنههای خشک، وزن آشنای ژانر را حفظ میکند؛ در مقابل، ادگرتون با بازی کنترلشدهاش به جاکوبی بُعدی فراتر از ظاهر متفاوت او میدهد.
« مسئله فقط پیچیدگی جهان نیست، بلکه نحوهٔ انتقال اطلاعات نیز هست. »
شخصیتها و اجرا
تعامل این دو، در بسیاری از لحظات، از خود معمای جادویی فیلم گیراتر است و به روایت نیروی عاطفی میبخشد. نژاد، تبعیض و تمثیلی که ناتمام میماند فیلم بهروشنی از تنش میان گروهها برای بازتاب تبعیض و نابرابری بهره میگیرد. اورکها در فضای اجتماعی با پیشداوری و طردشدن روبهرو هستند و جاکوبی، بهعنوان مأمور پلیس اورک، در موقعیتی دوگانه قرار میگیرد: نه از سوی همهٔ همکاران انسانی پذیرفته میشود و نه از سوی جامعهٔ خود بیچونوچرا مورد اعتماد است.
این وضعیت ظرفیت دراماتیکی بالایی دارد، زیرا شخصیت را میان هویت، وفاداری و نیاز به تعلق قرار میدهد. بااینحال، «Bright» گاهی تمثیلهای اجتماعیاش را بیش از اندازه آشکار و کمعمق عرضه میکند. نابرابری در جهان فیلم بهسرعت قابلتشخیص است، اما همیشه به تأملی پیچیده دربارهٔ سازوکارهای آن نمیانجامد.
بعضی ایدهها بیشتر نقش زمینهای برای اکشن و تنش دارند تا موضوعی که فیلم بخواهد با حوصله وارسیاش کند. از همین رو، اثر میان دو رویکرد معلق میماند: میخواهد داستانی پرتحرک و عامهپسند باشد و همزمان دربارهٔ تبعیض حرف بزند، اما در پرداخت پیوند میان این دو، به اندازهٔ ظرفیت ایدهاش ظرافت نشان نمیدهد.
اکشن، فضا و لحن صحنههای درگیری از نقاط قوت سرگرمکنندهٔ فیلماند. رویاروییها عموماً با انرژی و خشونتی متناسب با فضای پلیسی طراحی شدهاند و حضور نیروهای جادویی، گاه به آنها رنگی متفاوت میدهد. کارگردانی دیوید آیر به محیطهای شهری، خیابانهای شبانه و فضاهای فرسوده تکیه میکند؛ در نتیجه، جادو نه در منظرهای باشکوه و افسانهای، بلکه در دل شهری زمخت و آشنا رخ میدهد.
« تعامل این دو، در بسیاری از لحظات، از خود معمای جادویی فیلم گیراتر است و به روایت نیروی عاطفی میبخشد. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
این تضاد، حالوهوای خاص فیلم را میسازد. اما اکشن، بهتنهایی نمیتواند نارساییهای روایت را جبران کند. تکرار تعقیبها و درگیریها پس از مدتی از تازگی میافتد و بعضی موقعیتها پیش از وقوع، مسیر خود را آشکار میکنند. فیلم گاهی بهجای آنکه از عناصر جادویی برای دگرگون کردن منطق صحنهها بهره بگیرد، آنها را در قالبی آشنا از تعقیب و گریز پلیسی قرار میدهد.
حاصل، لحظاتی پرهیجان اما نه همیشه بهیادماندنی است: سرگرمی برقرار میماند، ولی حس کشف و غافلگیری کاهش مییابد. ریتم و تکرار جستوجو یکی از ضعفهای محسوس «Bright» در میانهٔ مسیر آشکار میشود؛ جایی که جستوجوی چوبدستی و پرسش از محل آن بارها موتور حرکت روایت میشود. این تکرار، بهجای آنکه هر بار لایهای تازه به تعلیق بیفزاید، گاه احساس دور زدن در یک مسیر ثابت را ایجاد میکند.
شخصیتها پیوسته با تهدیدی تازه روبهرو میشوند، اما شکل پیشروی داستان همیشه به همان اندازه تازه نیست. این مسئله بر ریتم اثر نیز اثر میگذارد. فیلم در لحظههای اکشن پرشتاب است، ولی میان آنها گاهی مکثهایی دارد که نه به پرورش شخصیتها کمک میکنند و نه اطلاعات مهمی را با وضوح بیشتری میافزایند.
در نتیجه، تماشاگر ممکن است همزمان دو احساس متضاد داشته باشد: داستان در حرکت است، اما پیشرفت واقعی آن کند به نظر میرسد. با تدوینی فشردهتر و تنوع بیشتر در شیوهٔ جستوجو، فیلم میتوانست از تکرار بکاهد و تنش را پیوستهتر نگه دارد. ظرفیت ازدسترفته و جذابیت سرگرمکننده «Bright» اثری است که در آن فاصلهٔ میان ایده و اجرا بهوضوح دیده میشود.
« این تضاد، حالوهوای خاص فیلم را میسازد. »
قوتها و کاستیها
همنشینی الفها و اورکها با جهان امروز، پرسشهایی دربارهٔ تاریخ، قدرت و هویت پیش میکشد و میتواند بنیان مجموعهای گستردهتر باشد. فیلم از این ظرفیت برای ساختن جهانی کنجکاویبرانگیز بهره میبرد، اما کمتر از آنچه انتظار میرود در آن درنگ میکند. بسیاری از جزئیات بهصورت وعدههایی برای گسترش آینده مطرح میشوند، بیآنکه در همین روایت به تجربهای کامل و منسجم تبدیل شوند.
بااینهمه، کاستیهایش مانع سرگرمکنندگی کامل آن نیستند. ترکیب دو بازیگر اصلی، فضای شهریِ آمیخته با فانتزی و صحنههای اکشن، فیلم را برای تماشاگرانی که به ماجراجوییهای پرتحرک علاقه دارند، دیدنی نگه میدارد. جذابیتش نه در کمال داستانگویی، بلکه در برخورد نامتعارف عناصر و لحظههایی است که جهان آشنا ناگهان صورتی اسطورهای پیدا میکند.
این همان دلیلی است که میتواند تماشاگر را، با وجود پیشبینیپذیری و آشفتگی، تا پایان همراه کند. جمعبندی «Bright» بیش از آنکه فانتزیای کاملاً پرداخته یا درامی اجتماعیِ عمیق باشد، تجربهای ژانری با ایدهای چشمگیر و اجرایی نابرابر است. جهان معاصرِ آکنده از موجودات افسانهای، رابطهٔ رو به تحول میان ویل اسمیت و جوئل ادگرتون و چند صحنهٔ اکشن پرانرژی، نقاط قوت اصلی آناند.
در سوی دیگر، روایت گاه شلخته میشود، تمثیلهای اجتماعی به اندازهٔ کافی گسترش نمییابند و تکرار جستوجوی چوبدستی از نیروی داستان میکاهد. ارزش فیلم را باید در همین دوگانگی جست: اثری که همیشه نمیداند با ایدههایش چه کند، اما گاه بهاندازهای سرگرمکننده و کنجکاویبرانگیز است که نارساییهایش را موقتاً به حاشیه براند.
« بااینهمه، کاستیهایش مانع سرگرمکنندگی کامل آن نیستند. »
جمعبندی
برای تماشاگرانی که از ترکیب اکشن پلیسی و فانتزی شهری استقبال میکنند، «Bright» تجربهای قابلقبول و متفاوت است؛ برای کسانی که انسجام روایی و پرداخت دقیق جهان را در اولویت میگذارند، احتمالاً وعدهای بزرگتر از دستاورد نهاییاش خواهد بود.
ثبت دیدگاه