نقد و بررسی
نقد میلیونهای بروستر: کریسمس (Brewster’s Millions: Christmas) | 2024
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
طرحی آشنا با تزیینی کریسمسی «Brewster’s Millions: Christmas» بر استخوانبندی قصهای بنا شده که از پیش برای مخاطب آشناست: وارثی ثروتمند باید پیش از فرارسیدن موعدی تعیینشده، شرط دشواری را به انجام برساند تا میراث خانوادگی را به دست آورد. اینبار مورگان بروستر در مرکز ماجرا قرار دارد؛ زنی که در مسیر رسیدن به ثروت عمویش مونتگمری، با مجموعهای از موقعیتهای آشفته و آزمونهای شخصی روبهرو میشود.
جابهجایی نقطهنظر به شخصیتی زن و پیوند دادن ماجرا با تعطیلات کریسمس، بهخودیخود ظرفیت تازهای به الگوی داستانی میبخشد، اما فیلم کمتر از آن بهره میگیرد که بتواند فرمول آشنا را واقعاً دگرگون کند. این آشنایی هم نقطهقوت اثر است و هم محدودیتش. تماشاگر از همان ابتدا میتواند حدس بزند که ماجرا قرار است از حسابوکتاب میراث فراتر برود و معنای بخشیدن، خانواده و دلبستگی را پیش بکشد.
فیلم نیز قصد ندارد در این زمینه غافلگیرکننده باشد؛ بیشتر میخواهد مسیری مطمئن و دلگرمکننده بسازد. بااینحال، گاه چنان به نشانههای متعارف قصههای تعطیلاتی تکیه میکند که کشمکشها پیش از آنکه به تجربهای زنده تبدیل شوند، همچون ایستگاههایی از پیش تعیینشده به نظر میرسند. میراثی که باید معنایی بیش از پول پیدا کند هستهی دراماتیک فیلم، تقابل میان ثروت موروثی و ارزشهای انسانی است.
« این آشنایی هم نقطهقوت اثر است و هم محدودیتش. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
آزمونی که مورگان برای بهدستآوردن میراث با آن روبهرو میشود، در ظاهر مسئلهای مالی و عملی است؛ اما کارکرد واقعی آن فراهمکردن موقعیتهایی است که شخصیتها در آنها با خواستهها، مسئولیتها و رابطههای خود سنجیده شوند. پرسش مرکزی نیز بهتدریج از «چگونه میتوان میراث را به دست آورد؟» به این پرسش تغییر میکند که «آدمی با داشتههایش چه میکند؟» این ایده ظرفیت اخلاقی روشنی دارد و با فضای کریسمس همخوان است.
بااینحال، فیلم در پرداخت آن همیشه از پیچیدگی لازم برخوردار نیست. فاصلهی طبقاتی و برخورد جهان ثروتمند با زندگی دشوارتر، زمینهای مناسب برای طرح پرسشهای اجتماعی فراهم میکند، اما گاهی روایت به راهحلی ساده و خوشنیت بسنده میکند. بخشندگی در اینجا همچون پاسخ نهایی جلوه میکند، بیآنکه همیشه پیامدهای نابرابری یا دشواری واقعیِ تغییر را بهقدر کافی بکاود.
در نتیجه، پیام فیلم صمیمانه است، اما چندان تازه یا چندلایه به نظر نمیرسد. مورگان و مسیر تحول شخصیت مورگان باید پلی میان ماجراجوییهای داستانی و پیام عاطفی فیلم باشد. شخصیت او در موقعیتی قرار گرفته که از یک سو انگیزهای روشن و بیرونی دارد و از سوی دیگر باید به بازنگری در ارزشهایش برسد.
« بااینحال، فیلم در پرداخت آن همیشه از پیچیدگی لازم برخوردار نیست. »
شخصیتها و اجرا
این دو مسیر، اگر بهدرستی به هم پیوند بخورند، میتوانند تحول شخصیت را طبیعی و باورپذیر کنند. فیلم در لحظههای گرمتر و صمیمیتر، موفق میشود بخشی از این مسیر را ملموس سازد؛ بهویژه زمانی که رابطههای خانوادگی از حاشیهی ماجرای ارث بیرون میآیند و به سرچشمهی احساس بدل میشوند. بااینهمه، تحول مورگان گاهی بیش از آنکه از تصمیمها و کشمکشهای درونی او برآید، از نیاز روایت به رسیدن به نتیجهای دلنشین پیروی میکند.
به همین دلیل، بعضی چرخشهای احساسی سریعتر از حد انتظار رخ میدهند و فرصت کافی برای رسوبکردن ندارند. فیلم میخواهد هم سرگرمکننده باشد و هم آموزهای اخلاقی عرضه کند، اما در برخی لحظات میان این دو هدف تعادل کامل برقرار نمیشود. با وجود این، محور شخصیتی مورگان به اثر انسجام میدهد و از پراکندگی کامل ماجرا جلوگیری میکند.
بازیها و روابط میان شخصیتها بازی China Anne McClain در نقش مورگان، بار اصلی فیلم را بر دوش میکشد. او در صحنههایی که فیلم به گرمی و شوخطبعی نیاز دارد، حضور دلپذیری دارد و میتواند فضای خانوادگی داستان را تقویت کند. بازیگران مکمل نیز به شکلگیری حس جمعی اثر کمک میکنند؛ فیلم بهویژه در صحنههایی که شخصیتها در کنار یکدیگر قرار میگیرند، از انرژی گروهی سود میبرد.
« این دو مسیر، اگر بهدرستی به هم پیوند بخورند، میتوانند تحول شخصیت را طبیعی و باورپذیر کنند. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
حضور Richard Pryor Jr. در نقش مونتگمری بروستر نیز به پیوند اثر با میراث نام «بروستر» معنایی فراتر از یک اشارهی گذرا میدهد. در مقابل، رابطهی مورگان و اندرو، با بازی Romeo Miller، بهتمامی جان نمیگیرد. آنچه باید به کششی عاطفی و طبیعی تبدیل شود، در بعضی لحظات خشک و کمحرارت میماند؛ گویی بازیگر و روایت هنوز راهی برای ایجاد صمیمیت باورپذیر میان این دو پیدا نکردهاند.
این ضعف فقط به صحنههای عاشقانه محدود نیست و بر ریتم عاطفی بخشهایی از فیلم اثر میگذارد. همچنین، برخی اجراها و واکنشها بیش از اندازه نمایشی یا ناهماهنگاند و بهجای آنکه شوخی را تقویت کنند، حس تصنع به وجود میآورند. طنز، آشفتگی و صحنههای ناهماهنگ فیلم به طنز موقعیت تکیه میکند: مأموریتی غیرعادی، محدودیت زمانی و برخورد شخصیتها با موقعیتهایی که از کنترلشان خارج میشود.
این سازوکار برای یک کمدی خانوادگی مناسب است و گاه لحظههایی سرگرمکننده میآفریند. طنز اثر معمولاً از تضاد میان انتظار شخصیتها و آنچه واقعاً رخ میدهد نیرو میگیرد، نه از شوخیهای کلامی پیچیده یا هجو اجتماعی تند. از همین رو، وقتی ریتم درست پیش میرود، فیلم سبک و قابلتماشا باقی میماند.
« در نقش مونتگمری بروستر نیز به پیوند اثر با میراث نام «بروستر» معنایی فراتر از یک اشارهی گذرا میدهد. »
قوتها و کاستیها
اما کیفیت کمدی یکدست نیست. برخی صحنهها چنان بر واکنشهای اغراقآمیز یا شوخیهای کمجان متکیاند که بهجای خنده، احساس معذببودن ایجاد میکنند. گاهی نیز موقعیتها بیش از آنکه از دل شخصیتها بجوشند، برای رساندن قصه به ایستگاه بعدی چیده شدهاند. این ناهمواری در اجرا باعث میشود فیلم میان کمدی دلنشین و لحظههای ناخوشایند نوسان کند.
همچنین، بخشهایی از روایت کش میآیند؛ آنچه میتوانست با تدوین فشردهتر ضرباهنگی پرنشاط داشته باشد، در مواردی طولانیتر از ظرفیت خود ادامه پیدا میکند. کریسمس بهمثابه فضای روایی فضای کریسمسی از عناصر موفقتر فیلم است. تزئینات، گردهماییهای خانوادگی و تأکید بر مهربانی و بخشش، به داستان گرمایی میدهند که با نیت کلی اثر سازگار است.
فیلم در پی بازآفرینی واقعگرایانهی فصل تعطیلات نیست؛ میخواهد جهانی دلنشین و کمی رؤیایی بسازد که در آن امکان آشتی و دگرگونی همچنان زنده باشد. همین انتخاب، آن را برای تماشاگرانی که به دنبال اثری سبک و امیدبخشاند، مناسب میکند. بااینحال، این گرما همیشه به عمق روایی تبدیل نمیشود.
« گاهی نیز موقعیتها بیش از آنکه از دل شخصیتها بجوشند، برای رساندن قصه به ایستگاه بعدی چیده شدهاند. »
جمعبندی
نشانههای کریسمسی گاه بیشتر کارکرد تزئینی دارند و کمتر در کنش شخصیتها یا ساختار داستان ادغام میشوند. در بهترین لحظات، مناسبت تعطیلات زمینهای برای نزدیکشدن شخصیتها و بازنگری در اولویتهایشان فراهم میکند؛ در لحظات ضعیفتر، صرفاً یادآوری میکند که فیلم در چه فصلی میگذرد. این تفاوت میان فضای خوشایند و استفادهی دراماتیک از آن، یکی از مرزهای کیفیت اثر است.
جمعبندی «Brewster’s Millions: Christmas» فیلمی خوشنیت و خانوادگی است که با تکیه بر فضایی گرم، طنزی سبک و پیامی دربارهی عشق و بخشندگی، میکوشد تجربهای حالخوبکن بسازد. فیلم در ایجاد حالوهوای تعطیلاتی و ارائهی لحظههایی صمیمانه موفق است، اما داستان کلیشهای، کشآمدن برخی بخشها، شوخیهای نابرابر و بازی خشک Romeo Miller مانع از آن میشوند که اثر به کمدیای ماندگار یا روایتی عمیق بدل شود.
تماشاگرانی که از الگوهای آشنای فیلمهای کریسمسی استقبال میکنند، احتمالاً با گرمی و پیام سادهی آن ارتباط خواهند گرفت. کسانی که انتظار تازگی در قصه، ظرافت در طنز یا تحول شخصیتی پیچیدهتری دارند، ممکن است با محدودیتهایش روبهرو شوند. حاصل کار اثری است که بیش از آنکه بخواهد قواعد داستانگویی را به چالش بکشد، در پی یادآوری معنایی آشناست: ارزش میراث، نه فقط در آنچه به دست میآید، بلکه در آن چیزی است که آدمی حاضر میشود با دیگران قسمت کند.
« نشانههای کریسمسی گاه بیشتر کارکرد تزئینی دارند و کمتر در کنش شخصیتها یا ساختار داستان ادغام میشوند. »



ثبت دیدگاه