نقد و بررسی
نقد Brahmāstra Part One: Shiva | 2022
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
آتش در آستانهٔ اسطوره «Brahmāstra Part One: Shiva» ساختهٔ Ayan Mukerji، بیش از آنکه تنها داستانی دربارهٔ قهرمانی جوان باشد، تلاشی برای بناکردن جهانی سینمایی تازه است؛ جهانی که عناصر اسطورههای کهن را با زندگی امروز، عاشقانهای پرشتاب و هیجان یک ماجرای ابرقهرمانی درهم میآمیزد. شیوا، جوانی با پیوندی ناشناخته با آتش، با ایشا آشنا میشود و در جریان این آشنایی، قدمبهقدم با نیروهایی مواجه میشود که از مرز زندگی عادی او فراتر میروند.
فیلم از همان ابتدا سودای بزرگی دارد: اسطوره را نه بهصورت حکایتی دوردست، بلکه همچون نیرویی زنده در دل جهان معاصر عرضه کند. این جاهطلبی، گاه به خلق تصویرهایی خیالانگیز و پرشور میانجامد و گاه زیر بار معرفی قوانین و رازهای جهان داستان، از انسجام دراماتیک فاصله میگیرد. حاصل، اثری ناهموار اما بلندپرواز است؛ فیلمی که چشم را بیش از آنکه همیشه دل را قانع کند، با خود همراه میسازد.
ساختن جهانی از نیروهای باستانی جذابترین دستاورد فیلم، طراحی جهان اسطورهای آن است. مفهوم «استرا»ها، نیروها و سلاحهایی با سرچشمهای رازآلود، بستری فراهم میکند تا اسطوره و خیالپردازی در مقیاسی بزرگ به هم برسند. فیلم میکوشد برای این عناصر، تاریخ و نظمی درونی بسازد؛ نظمی که از انجمنی پنهان، آموزگاران و نگهبانان نیروهای کهن تشکیل شده است.
این جهانسازی، بهویژه در نخستین مواجههها با فضای رازآلود داستان، حس ورود به قلمرویی متفاوت را پدید میآورد. بااینحال، جهانی که بالقوه ظرفیت شگفتی دارد، گاهی بیش از اندازه به شرح خود مشغول میشود. اطلاعات، نامها و قواعد تازه با سرعتی زیاد وارد روایت میشوند؛ گویی فیلم نگران است تماشاگر پیش از آنکه فرصت کنجکاوی پیدا کند، چیزی را از دست بدهد.
« حاصل، اثری ناهموار اما بلندپرواز است؛ فیلمی که چشم را بیش از آنکه همیشه دل را قانع کند، با خود همراه میسازد. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
توضیحدادن مداوم، بخشی از رمزآلودگی را کم میکند و اجازه نمیدهد همهٔ عناصر بهتدریج و از دل تجربهٔ شخصیتها آشکار شوند. جهانی که قرار است راز داشته باشد، گاه بیش از حد دربارهٔ رازهایش حرف میزند. شیوا و قدرتی که باید کشف شود مسیر شیوا در ظاهر روایتی آشنا از کشف خویشتن است: جوانی معمولی درمییابد که گذشته و نیرویی پنهان، او را به رخدادهایی بزرگتر پیوند میدهند.
اما آتش در این فیلم تنها وسیلهای برای نمایش قدرت نیست؛ نشانهای است از شور، خطر و نیرویی درونی که شیوا هنوز زبان فهم آن را نمیداند. لحظاتی که او با این توانایی روبهرو میشود، از بهترین بخشهای فیلماند، زیرا تخیل دیداری را با پرسشی شخصی پیوند میزنند: انسان چگونه با نیرویی که در وجودش بیدار شده کنار میآید؟
Ranbir Kapoor برای این نقش انرژی و نوعی آسیبپذیری جوانانه به همراه میآورد. او در نقش قهرمانی که هنوز از معنای سرنوشت خود آگاه نیست، حضوری قابلدنبالکردن دارد؛ بااینحال، شخصیتپردازی شیوا همیشه به اندازهٔ ایدهٔ مرکزیاش پرمایه نیست. گذشته و انگیزههای او گاه بیشتر بهعنوان قطعاتی از معمای بزرگتر به کار میروند تا تجربههایی که بهطور کامل در رفتار و تصمیمهایش رسوب کرده باشند.
در نتیجه، کشف هویت او از نظر بصری و داستانی مهم است، اما از حیث عاطفی همیشه عمق لازم را پیدا نمیکند. عاشقانهای با شتاب بیشتر از صمیمیت پیوند شیوا و ایشا قرار است هستهٔ عاطفی ماجرا باشد؛ رابطهای که عشق را به نیرویی در برابر تاریکی و به بخشی از سرنوشت قهرمان بدل میکند. Alia Bhatt به ایشا صمیمیت و گرمایی میبخشد که او را در کنار شیوا پذیرفتنی میسازد.
« جهانی که قرار است راز داشته باشد، گاه بیش از حد دربارهٔ رازهایش حرف میزند. »
شخصیتها و اجرا
میان دو بازیگر نیز نوعی جذابیت و هماهنگی وجود دارد، اما فیلمنامه برای پرورش این رابطه زمان کافی اختصاص نمیدهد. آشنایی، دلبستگی و همراهی آنها با چنان سرعتی پیش میرود که تماشاگر گاهی پیش از باورکردن پیوندشان، از آن خواسته میشود اهمیت حماسیاش را بپذیرد. مسئله فقط کوتاهی لحظههای عاشقانه نیست؛ گفتوگوها نیز کمتر از آنچه باید، شخصیتها را برای یکدیگر آشکار میکنند.
ایشا در بخشهایی از داستان بیش از آنکه فردی با خواستهها و گذشتهای مستقل باشد، همراهی برای مسیر شیوا به نظر میرسد. این کمبود، از نیروی عاطفی رابطه میکاهد و باعث میشود عشقِ محوری فیلم گاه بیشتر یک ایدهٔ روایی باشد تا پیوندی که تماشاگر آن را از نزدیک تجربه کرده است. جلوههای دیداری؛ نیروی اصلی فیلم فیلم در تصویرسازی آتش و نیروهای خارقالعاده جسور و پرتحرک است.
رنگهای اشباعشده، نورهای درخشان و مقیاس بزرگ صحنههای ماجراجویانه، جهان فیلم را به تجربهای دیداری بدل میکنند. آتش در بهترین لحظهها نه عنصری تزئینی، بلکه حضوری زنده و تهدیدآمیز دارد؛ چیزی که هم زیبایی میآفریند و هم خطر را محسوس میکند. همین زبان تصویری است که به ماجراجویی فیلم هویت میدهد و آن را از یک روایت صرفاً توضیحی جدا میسازد.
نبردها و نمایش نیروها نیز از انرژی و گسترهٔ تولید سود میبرند. فیلم آشکارا برای پردهٔ بزرگ ساخته شده و لحظاتی دارد که شکوه تصویر، پیش از آنکه ذهن فرصت سنجیدن منطق داستان را پیدا کند، تماشاگر را با خود میبرد. اما جلوههای بصری همیشه به یک اندازه یکپارچه نیستند؛ گاهی تراکم نور، رنگ و حرکت، خوانایی کنش را دشوار میکند یا چنان بر صحنه مسلط میشود که شخصیتها در پسزمینهٔ پرزرقوبرق محو میمانند.
« جلوههای دیداری؛ نیروی اصلی فیلم فیلم در تصویرسازی آتش و نیروهای خارقالعاده جسور و پرتحرک است. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
تصویر درخشان است، اما همواره در خدمت درام قرار نمیگیرد. ریتم، دیالوگ و بار توضیح مدتزمان بلند فیلم، بهخودیخود مسئله نیست؛ دشواری اصلی در چگونگی توزیع اطلاعات و پیشبرد روایت است. بخشهایی از داستان با شتاب از یک کشف به کشفی دیگر میرسند، درحالیکه برخی توضیحها بیش از اندازه طول میکشند.
این نوسان، ریتم را ناهموار میکند: گاهی حادثهها مجال اثرگذاری پیدا نمیکنند و گاهی روایت برای تشریح قواعد جهان مکثی طولانی دارد. از همین رو، رازهای مربوط به برهماسترا و گذشتهٔ شیوا ممکن است بهجای آنکه آرامآرام در ذهن بنشینند، در ازدحام رخدادها گم شوند. دیالوگها نیز نقطهضعف مهم فیلماند.
بسیاری از آنها مستقیم و سادهاند، اما این سادگی همیشه به روشنی یا تأثیر عاطفی نمیانجامد. در موقعیتهایی که شخصیتها باید با تردید، ترس یا شگفتی روبهرو شوند، گفتوگوها گاه به بیان صریح اطلاعات بسنده میکنند. همین امر از طبیعیبودن رابطهها میکاهد و بخشی از عظمت جهان داستان را به توضیحی خشک تبدیل میکند.
فیلم در تصویر، تخیل خود را آزاد میگذارد؛ در کلام، کمتر به همان اندازه جسور است. بازیگران و ظرفیت جهان مشترک Amitabh Bachchan در نقش راهنما و آموزگار، اقتداری متناسب با فضای اسطورهای داستان دارد و حضورش به جهان فیلم وزن میبخشد. Mouni Roy نیز با حضوری سرد و نمایشی، در سوی تاریک ماجرا نیرویی تهدیدآمیز ایجاد میکند؛ هرچند انگیزههای شخصیت او به اندازهٔ ظاهر و جایگاهش پرداخت نمیشوند.
« تصویر درخشان است، اما همواره در خدمت درام قرار نمیگیرد. »
قوتها و کاستیها
بازیگران فرعی و چهرههای شناختهشده، هر یک به گسترش حس مقیاس و تاریخ این جهان کمک میکنند، اما بسیاری از شخصیتها در حد نشانههایی از طرح بزرگتر باقی میمانند. این محدودیت تا حدی از ماهیت آغازگرانهٔ فیلم میآید: اثر میخواهد هم داستان شیوا را تعریف کند و هم بنیاد یک جهان روایی وسیعتر را بگذارد.
گاهی این دو هدف یکدیگر را تقویت میکنند، اما گاهی نیز با هم رقابت دارند. تمرکز بر معرفی جهان، فرصت پرداخت آرام شخصیتها را میگیرد؛ و تمرکز بر ماجرای قهرمان، مانع از آن میشود که همهٔ اجزای جهان تازه بهقدر کافی جان بگیرند. جمعبندی «Brahmāstra Part One: Shiva» فیلمی است با تخیلی پرشور و نابرابریهای آشکار.
جهان اسطورهای، تصویرهای آتشین و ایدهٔ پیوند عشق با نیرویی باستانی، آن را به اثری چشمگیر و از نظر بصری سرگرمکننده تبدیل میکنند. در سوی دیگر، روایت شتابزده، رابطهٔ کمپرورشیافتهٔ شیوا و ایشا، دیالوگهای کمجان و توضیحهای فراوان مانع میشوند که شکوه دیداری همواره به تأثیری عاطفی و دراماتیک بدل شود.
بااینهمه، فیلم را نمیتوان صرفاً مجموعهای از جلوههای پرزرقوبرق دانست؛ در دل آن میل صادقانهای به آفرینش اسطورهای سینمایی و مستقل وجود دارد. این میل، حتی هنگامی که به نتیجهای کاملاً پخته نمیرسد، جذابیت اثر را حفظ میکند. فیلم بیش از آنکه روایتی بینقص باشد، وعدهٔ جهانی بزرگتر است؛ وعدهای که قدرتش در تصویر و تخیل آشکارتر از تواناییاش در شخصیتپردازی و روایت است.
« گاهی این دو هدف یکدیگر را تقویت میکنند، اما گاهی نیز با هم رقابت دارند. »



ثبت دیدگاه