نقد و بررسی
نقد سیاره پسران (Boys Planet) | 2023
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
جایگاه اثر در تلویزیون رقابتی «Boys Planet» برنامهای رقابتی تلویزیونی است که از دل سازوکار آشنای مسابقههای استعدادیابی موسیقی پاپ کرهای بیرون میآید، اما میکوشد گسترهٔ آن را فراتر از یک رقابت صرفاً داخلی ببرد. شرکتکنندگان از پیشینهها و کشورهای گوناگون میآیند و در دو گروهِ کرهای و جهانی دستهبندی میشوند؛ سپس با گذر از ارزیابیها و مأموریتهای مختلف، در معرض داوری استادان و رأی تماشاگران قرار میگیرند.
ساختار برنامه از همان ابتدا روشن است: استعداد باید دیده شود، در رقابت محک بخورد و سرانجام توجه مخاطب را به دست آورد. این وضوح، ورود به جهان برنامه را آسان میکند، ولی همزمان پرسشی مهم را پیش میکشد: آیا «Boys Planet» بیش از آنکه دربارهٔ پرورش هنرمند باشد، دربارهٔ ساختن روایتی تلویزیونی از رقابت است؟
تنوع اجراها و ظرفیت سرگرمکنندگی مهمترین نیروی جذابیت برنامه، تنوع اجراهاست. انتخاب ترانهها و سبکهای متفاوت، امکان میدهد هر گروه نهفقط مهارت فردی اعضایش، بلکه توانایی خود در ساختن یک اجرای هماهنگ را نشان دهد. بعضی اجراها بر انرژی و حرکت تکیه دارند، برخی به خوانندگی و بیان صوتی مجال بیشتری میدهند و بعضی دیگر از ترکیب چند مهارت بهره میبرند.
« تنوع اجراها و ظرفیت سرگرمکنندگی مهمترین نیروی جذابیت برنامه، تنوع اجراهاست. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
این تغییر مداوم در حالوهوا، برنامه را از یکنواختی کامل نجات میدهد و برای تماشاگر لحظههایی پرجنبوجوش میسازد. جذابیت اجراها البته فقط به کیفیت فنی وابسته نیست. مخاطب اغلب میداند که هر صحنه حاصل تمرین، تقسیم نقش و رقابت برای دیدهشدن است؛ بنابراین حتی انتخاب یک جایگاه یا واگذاری بخشی از یک ترانه میتواند معنایی فراتر از تصمیمی اجرایی پیدا کند.
در بهترین لحظهها، برنامه از این زمینه برای ساختن تعلیق استفاده میکند و اجرای نهایی را به نتیجهٔ ملموس تلاش جمعی بدل میسازد. بااینحال، تعدد شرکتکنندگان و اجراها گاه فرصت نمیدهد که هر شماره بهاندازهٔ کافی در حافظه بنشیند. همکاری میان تفاوتها یکی از مضمونهای قابلتوجه اثر، همکاری میان شرکتکنندگانی است که ممکن است زبان، تجربه و شیوهٔ کار متفاوتی داشته باشند.
برنامه این اختلافها را نهفقط بهعنوان مانع، بلکه بهمنزلهٔ بخشی از موقعیت نمایشی خود به کار میگیرد: اعضای گروه باید با زمان محدود، نقشها را تقسیم کنند، هماهنگی بیابند و به اجرایی مشترک برسند. همین فرایند گاهی از خود اجرا نیز دیدنیتر میشود، زیرا نشان میدهد گروهسازی تا چه اندازه به گوشدادن، سازگاری و اعتماد متقابل وابسته است.
« جذابیت اجراها البته فقط به کیفیت فنی وابسته نیست. »
شخصیتها و اجرا
در این میان، موفقیت یک گروه را نمیتوان تنها به استعدادهای منفرد نسبت داد. گاهی حضور فردی که بتواند اعضا را گرد هم آورد یا در لحظهٔ نیاز مسئولیتی بپذیرد، تعادل گروه را تغییر میدهد. برنامه از چنین لحظههایی برای برجستهکردن رهبری و ابتکار استفاده میکند؛ هرچند این تأکید ممکن است گاه بیش از اندازه به قهرمانسازی از یک شرکتکننده نزدیک شود.
با وجود این، وقتی تفاوتها به هماهنگی میرسند، «Boys Planet» تصویری امیدوارکننده از کار جمعی ارائه میدهد. رقابت؛ موتور درام و منبع فشار رقابت در این برنامه فقط در داوری اجراها خلاصه نمیشود. انتخاب آهنگ و جایگاه، تشکیل گروهها و جابهجایی اعضا، همگی میتوانند بر فرصت دیدهشدن افراد اثر بگذارند.
این سازوکار به برنامه کشش میبخشد: انتخابها پیامد دارند و تماشاگر میخواهد بداند هر تصمیم چه تغییری در ترکیب گروه و کیفیت اجرای آینده ایجاد خواهد کرد. در نتیجه، تمرین و آمادهسازی نیز بخشی از درام میشود، نه صرفاً فاصلهای میان دو اجرا. اما همین سازوکار، سویهٔ نابرابر رقابت را هم آشکار میکند.
« در این میان، موفقیت یک گروه را نمیتوان تنها به استعدادهای منفرد نسبت داد. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
وقتی جایگاهها محدودند و شرکتکنندگان برای دیدهشدن ناچارند با یکدیگر رقابت کنند، همکاری همیشه با رقابت درهمتنیده میماند. برنامه این تضاد را بهخوبی به سوخت روایی تبدیل میکند، ولی گاهی بیش از آنکه به رشد هنری بپردازد، به تنش انتخابها و واکنشهای پیرامون آنها تکیه میکند. اینجا مرز میان مستندسازی تلاش و طراحی هیجان تلویزیونی باریک میشود.
ریتم کند و تأخیر در رسیدن به اجرا ضعف اصلی «Boys Planet» در نحوهٔ توزیع زمان است. مقدمهچینی، معرفی شرکتکنندگان، انتخاب ترانه و تقسیم جایگاهها گاه چنان طول میکشد که مخاطب برای رسیدن به نتیجهٔ اصلی، یعنی دیدن اجراها، باید انتظار زیادی بکشد. این تأخیر بهویژه هنگامی محسوس میشود که فرایند انتخاب، بارها با گفتوگوها و واکنشهای مشابه تکرار میشود.
آنچه قرار است برای تعلیق و شناخت شخصیتها فضا بسازد، ممکن است به کشآمدن روایت بینجامد. این مشکل از طولانیبودن قسمتها نیز اثر میپذیرد. وقتی زمان قابلتوجهی به شرح تصمیمها اختصاص مییابد و اجرای مورد انتظار دیر از راه میرسد، ریتم کلی برنامه فرسودهکننده میشود. البته تماشاگرانی که به دنبال شناخت تدریجی شرکتکنندگان و جزئیات روابط گروهیاند، ممکن است همین مکثها را بخشی از تجربه بدانند؛ اما برای مخاطبی که در درجهٔ نخست مشتاق دیدن موسیقی و اجراست، این توازن چندان رضایتبخش نیست.
« اینجا مرز میان مستندسازی تلاش و طراحی هیجان تلویزیونی باریک میشود. »
قوتها و کاستیها
تدوین فشردهتر میتوانست بدون حذف کامل زمینهچینی، انرژی بیشتری به روایت ببخشد. تدوین و نابرابریِ دیدهشدن مسئلهٔ دیگر، میزان و کیفیت بازنمایی اجراهاست. برخی اجراها یا بخشهایی از آنها مجال کافی برای دیدهشدن پیدا نمیکنند و گاه پس از انتظار طولانی، نتیجه کوتاهتر از آن چیزی است که زمینهچینی برنامه وعده داده بود.
این انتخاب، رضایت مخاطب را کاهش میدهد و میتواند این احساس را ایجاد کند که زمان برنامه نه بر اساس اهمیت اجرا، بلکه بر پایهٔ نیازهای روایی و تدوینی تقسیم شده است. در رقابتی با این تعداد شرکتکننده، مسئله فقط کوتاهکردن یک اجرا نیست؛ میزان حضور هر فرد در روایت نیز بر شناخت تماشاگر از او اثر میگذارد.
اگر بعضی چهرهها مکرر در مرکز توجه قرار گیرند و برخی دیگر کمتر فرصت یابند مهارت خود را نشان دهند، برنامه ناخواسته تصویری نابرابر از رقابت میسازد. این امر ارزش رأی مخاطب را نیز پیچیده میکند: تماشاگر به استعدادی رأی میدهد که فرصت دیدهشدنش را خود برنامه تا اندازهای تعیین کرده است.
« تدوین فشردهتر میتوانست بدون حذف کامل زمینهچینی، انرژی بیشتری به روایت ببخشد. »
جمعبندی
«Boys Planet» این تنش را حل نمیکند، اما وجود آن از محدودیتهای ساختار مسابقهای اثر خبر میدهد. جمعبندی «Boys Planet» در اجراهای متنوع، نمایش کار گروهی و تبدیل انتخابهای رقابتی به کشش روایی، اثری سرگرمکننده و در لحظههایی پراحساس است. برخورد شرکتکنندگانی با زمینههای متفاوت، به برنامه بُعدی فراتر از رقابت معمول میبخشد و نشان میدهد هماهنگی هنری میتواند از دل اختلاف زبان و تجربه شکل بگیرد.
بااینحال، طولانیشدن مقدمهها، ریتم کند و نمایش ناکامل بعضی اجراها، مانع از آن میشود که همهٔ ظرفیتهای موسیقایی برنامه به یک اندازه اثرگذار باشند. ارزش تماشای این اثر تا حد زیادی به علاقهٔ مخاطب بستگی دارد: اگر جذابیت مسابقه را در شناخت تدریجی شرکتکنندگان، شکلگیری گروهها و تنش تصمیمها ببیند، برنامه مواد فراوانی برای دنبالکردن فراهم میکند؛ اما اگر اجرای موسیقی را مرکز تجربه بداند، ممکن است از فاصلهٔ طولانی میان انتظار و اجرا خسته شود.
در نهایت، «Boys Planet» هم صحنهای برای نمایش استعداد است و هم محصولی که هیجان رقابت را با تدوین و روایت میسازد؛ قوتش در لحظههای زندهٔ اجراست و کاستیاش در راه پرپیچوخم و طولانیای که تماشاگر را به آن لحظهها میرساند.
« Boys Planet» این تنش را حل نمیکند، اما وجود آن از محدودیتهای ساختار مسابقهای اثر خبر میدهد. »



ثبت دیدگاه