نقد و بررسی
نقد Boy Hood | 2017
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
یادداشتی دربارهٔ عنوان و هویت اثر با توجه به خلاصهٔ داستانی ارائهشده، منظور از «Boy Hood» مجموعهٔ چینی «Our Boyhood» محصول ۲۰۱۷ است؛ در برخی فهرستها عنوان آن بهشکل «Boyhood» نیز آمده است. این مجموعه دربارهٔ گروهی از دانشآموزان و کوشش آنها برای احیای تیم بیسبال مدرسه است، نه فیلمی سینمایی با روایتی پیوسته.
بنابراین، نقد پیش رو بر همان اثر و همان خط داستانی متمرکز است. بیسبال بهانهای برای بازسازی پیوندها در ظاهر، موتور داستان بحران یک تیم مدرسهای است: تیمی رو به انحلال که با ورود بازیکنی از مدرسهٔ رقیب فرصتی تازه پیدا میکند. اما اهمیت این موقعیت بیش از آنکه در نتیجهٔ مسابقهها باشد، در مناسباتی است که پیرامون آن شکل میگیرند.
تمرین، رقابت و تلاش برای کنار هم نگهداشتن تیم، بستری میشود برای پرداختن به اعتماد، تعلق و این پرسش که چه چیزی افراد پراکنده را به یک گروه بدل میکند. اثر از همین زاویه به الگوی آشنای قصههای ورزشی نزدیک میشود، اما تأکیدش را بر پیروزیهای بزرگ نمیگذارد. بازسازی تیم، پیش از آنکه پروژهای فنی و ورزشی باشد، تلاشی برای بازگرداندن انگیزه و حس مشترک میان نوجوانانی است که هرکدام با دغدغهها و تردیدهای خود دستوپنجه نرم میکنند.
« بنابراین، نقد پیش رو بر همان اثر و همان خط داستانی متمرکز است. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
بیسبال در این میان هم موضوع روایت است و هم استعارهای از همکاری: هیچ بازیکنی بهتنهایی قادر نیست تیم را نجات دهد. روایت جمعی و رشد تدریجی شخصیتها یکی از امتیازهای مجموعه، توجه به رشد تدریجی شخصیتهاست. رابطهها از همان ابتدا آماده و صمیمی نیستند؛ باید در گذر زمان و در برخوردهای کوچک روزمره ساخته شوند.
اختلاف سلیقه، رقابت، سوءتفاهم و نیاز به پذیرش، بهتدریج به اجزای رابطهای تبدیل میشوند که دوام گروه را ممکن میکند. این شیوه به روایت حسی زمینی میدهد و اجازه نمیدهد دوستیها صرفاً با چند گفتوگوی توضیحی شکل بگیرند. در عین حال، اثر به یک قهرمان بیرقیب تکیه نمیکند. هرچند ورود بازیکن تازه به تیم نقطهٔ عطفی در مسیر بازسازی است، مسئلهٔ اصلی به واکنش دیگران و تغییر جمعی آنها گره میخورد.
این انتخاب به داستان امکان میدهد نوجوانی را نه فقط تجربهای فردی، بلکه مرحلهای اجتماعی تصویر کند؛ دورهای که فرد هم در پی یافتن جایگاه خویش است و هم میآموزد جای دیگران را در جمع به رسمیت بشناسد. بازیها و صمیمیت فضای نوجوانی بازیها و تعاملهای روزمره، بهویژه در موقعیتهای خانوادگی، از عناصر اثرگذار مجموعهاند.
« روایت جمعی و رشد تدریجی شخصیتها یکی از امتیازهای مجموعه، توجه به رشد تدریجی شخصیتهاست. »
شخصیتها و اجرا
اجرای بازیگران غالباً طبیعی است و به شخصیتها اجازه میدهد از قالب تیپهای داستانی بیرون بیایند. واکنشهای ساده، سکوتها و لحظههای کوتاهِ همنشینی، در کنار گفتوگوهای پرانرژی نوجوانانه، حس زندگی جاری را تقویت میکنند. همین جزئیات است که باعث میشود تماشاگر بتواند به رابطهها نزدیک شود، حتی زمانی که خودِ خط داستانی از کشمکش پرشدتی برخوردار نیست.
بااینحال، طبیعیبودن بازیها همیشه به معنای عمق یکسان شخصیتپردازی نیست. شخصیت محوری گاه کمحرف و کمپرداخته باقی میماند و انگیزهها یا پیچیدگیهای درونیاش بهاندازهٔ کافی گسترش نمییابد. این فاصله ممکن است از شدت همدلی بکاهد؛ بهخصوص در بخشهایی که روایت انتظار دارد تماشاگر وزن عاطفی تصمیمهای او را احساس کند.
در چنین لحظههایی، انرژی جمعی مجموعه از پرداخت فردی شخصیت اصلی پیشی میگیرد. فضاسازی، موسیقی و جزئیات زمانه موسیقی و طراحی صحنه در ساخت فضای اثر نقش مهمی دارند. محیط مدرسه، میدان بازی و فضاهای روزمره تنها پسزمینهای برای پیشبرد داستان نیستند؛ آنها به ساخت حس دوره و جهان اجتماعی شخصیتها کمک میکنند.
« اجرای بازیگران غالباً طبیعی است و به شخصیتها اجازه میدهد از قالب تیپهای داستانی بیرون بیایند. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
جزئیات دیداری و شنیداری، فضا را از حالت انتزاعی بیرون میآورند و به رویدادها کیفیت ملموستری میبخشند. این توجه به محیط، بهویژه برای روایتی که بر خاطره، رفاقت و تجربهٔ مشترک تکیه دارد، ضروری است. موسیقی نیز به انتقال شور نوجوانی و حالوهوای گروهی یاری میرساند. گاهی حضور آن چنان برجسته است که از فضای یک درام ورزشی متعارف فاصله میگیرد و به اثر رنگوبویی نمایشیتر میدهد.
این ویژگی برای برخی مخاطبان بخشی از جذابیت مجموعه خواهد بود؛ اما برای کسانی که انتظار دارند هر لحظه در خدمت رقابت بیسبال باشد، ممکن است تمرکز روایت را پراکنده کند. ریتم کند و کشمکش کمفشار پاشنهٔ آشیل اثر در ریتم آن آشکار میشود. روایت در بخشهایی با حوصلهای بیش از اندازه پیش میرود و طول مجموعه میتواند حفظ توجه را دشوار کند.
چون داستان به لحظههای روزمره و رشد آهستهٔ روابط علاقهمند است، گاه حس حرکت درونی آن کمرنگ میشود. تماشاگر ممکن است منتظر نقطهٔ عطفی پرقدرت بماند، اما مجموعه بیش از آنکه بر اوجهای داستانی تکیه کند، به انباشت تجربههای کوچک متکی است. این رویکرد با ساختاری اپیزودیک همراه است. هر بخش میتواند بر رابطه یا مسئلهای تازه مکث کند، ولی در نتیجه، کشمکش مرکزی همیشه نیرویی یکپارچه و فزاینده پیدا نمیکند.
« جزئیات دیداری و شنیداری، فضا را از حالت انتزاعی بیرون میآورند و به رویدادها کیفیت ملموستری میبخشند. »
قوتها و کاستیها
برای یک درام ورزشی، کمبود لحظههای پرتنش و تمرکز محدود بر خود مسابقهها ممکن است ناامیدکننده باشد. اثر بیش از آنکه دربارهٔ هیجان رقابت باشد، دربارهٔ زندگی اطراف آن است؛ تفاوتی که نقطهٔ قوتش در صمیمیت و نقطهٔ ضعفش در کاهش تعلیق نمود مییابد. رابطهٔ تیم و مخاطب مجموعه در بهترین لحظههایش، مفهوم تیم را از یک ترکیب بازیکنان فراتر میبرد.
تیم، جایی است که نوجوانان میتوانند در آن آزمونوخطا کنند، با شکست روبهرو شوند و یاد بگیرند مسئولیت فردیشان بر دیگران اثر میگذارد. از این منظر، بازسازی گروه نه رویدادی ناگهانی، بلکه فرایندی عاطفی است. ارزش داستان نیز در همین کوشش نهفته است: بازیابی شور و شوقی که زیر فشار اختلافها، بیانگیزگی یا محدودیتهای بیرونی رو به خاموشی رفته است.
اما اثر همیشه میان محور ورزشی و روایتهای فرعی تعادل کامل برقرار نمیکند. وقتی توجه از بیسبال و انسجام تیم دور میشود، پیوند برخی بخشها با مسئلهٔ اصلی ضعیفتر به نظر میرسد. این پراکندگی به جهان داستانی وسعت میدهد، اما همزمان تمرکز آن را کاهش میدهد. در نتیجه، مجموعه برای مخاطبی که به شخصیتمحوری و روابط نوجوانان علاقهمند است، دلنشینتر خواهد بود تا برای کسی که انتظار درامی ورزشی پرشتاب و رقابتمحور دارد.
« برای یک درام ورزشی، کمبود لحظههای پرتنش و تمرکز محدود بر خود مسابقهها ممکن است ناامیدکننده باشد. »
جمعبندی
جمعبندی «Our Boyhood» روایتی گرم و صمیمی از نوجوانانی است که میکوشند یک تیم بیسبال را از فروپاشی نجات دهند و در این مسیر، معنای رفاقت و همکاری را دوباره کشف کنند. بازیهای طبیعی، توجه به جزئیات محیط و تأکید بر رشد تدریجی روابط، به آن هویتی انسانی میبخشند. در مقابل، ریتم کند، ساختار اپیزودیک، کشمکش کمفشار و پرداخت محدود شخصیت محوری، مانع از آن میشود که داستان همیشه نیروی دراماتیک کافی داشته باشد.
حاصل، اثری است که جذابیتش بیش از هیجان مسابقهها در فضای نوجوانی و شکلگیری تدریجی یک جمع نهفته است؛ مجموعهای مناسب برای تماشاگرانی که صمیمیت و رابطهها را بر تعلیق ورزشی ترجیح میدهند.
« بازیهای طبیعی، توجه به جزئیات محیط و تأکید بر رشد تدریجی روابط، به آن هویتی انسانی میبخشند. »


ثبت دیدگاه