نقد و بررسی
نقد کران (Bound) | 2015
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
ایدهای جسورانه با ظرفیتی ناتمام «Bound» ساختهٔ Jared Cohn، از همان آغاز بر برخورد دو قلمرو تکیه میکند: زندگی حرفهای زنی که در محیطی مردسالار برای اثبات شایستگی خود میجنگد، و رابطهای که او را با گونهای تازه از میل و قدرت آشنا میسازد. میشل، زنی برخوردار از موقعیت مالی و خانوادگی، در عین حال از اعتمادبهنفس و اختیار لازم در زندگی شخصیاش بیبهره است.
ورود مردی جوانتر به زندگی او، دریچهای به جهان بیدیاسام میگشاید و پرسشی جذاب را پیش میکشد: آیا تجربهٔ تسلیمشدن میتواند به زنی کمک کند تا اختیار زندگیاش را بازپس گیرد؟ این پرسش، دستکم در سطح طرح، ظرفیت ساختن یک تریلر روانشناختی و درامی دربارهٔ قدرت و انتخاب را دارد. فیلم میکوشد رابطهٔ میشل با مرد جوان را نه صرفاً ماجرایی شهوانی، بلکه محرکی برای دگرگونی درونی او جلوه دهد.
بااینحال، میان ایدهٔ مرکزی و اجرای آن فاصلهای محسوس وجود دارد؛ فاصلهای که هرچه داستان پیش میرود، بیشتر خود را نشان میدهد. میشل؛ میان میل شخصی و نقشهای تحمیلی میشل در نقطهای ایستاده است که میتوانست زمینهٔ شخصیتی پیچیده و چندوجهی باشد. او در کار با موانع قدرت و اعتبار روبهروست و در زندگی خصوصی نیز به دنبال چیزی است که پیشتر مجال بیانش را نداشته است.
پیوند این دو خط داستانی، بالقوه میتواند نشان دهد چگونه میل، اعتمادبهنفس و استقلال گاه درهم میآمیزند؛ چگونه زنی که در ظاهر صاحب موقعیت است، ممکن است همچنان برای تعریف خواستههایش به تأیید دیگران نیاز داشته باشد. اما فیلم بیش از آنکه این کشمکش را با ظرافت بپرورد، اغلب آن را به مجموعهای از نشانههای روایی مستقیم تقلیل میدهد.
« این پرسش، دستکم در سطح طرح، ظرفیت ساختن یک تریلر روانشناختی و درامی دربارهٔ قدرت و انتخاب را دارد. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
دگرگونی میشل گاهی ناگهانی یا کمزمینه به نظر میرسد؛ انگار داستان میخواهد نتیجهٔ روانی تجربههای او را اعلام کند، بیآنکه زمان کافی برای شکلگیری تدریجی آن فراهم آورد. به همین دلیل، مفهوم «بهدستگرفتن کنترل» که در مرکز روایت قرار دارد، در بعضی لحظهها بیشتر شعاری است تا حاصل یک مسیر دراماتیک باورپذیر.
رابطهای که تعلیق را دشوار میکند رابطهٔ میشل و رایان باید هم کشش داشته باشد و هم تهدید؛ تماشاگر لازم است بفهمد چرا میشل جذب او میشود، در حالی که همزمان نشانههایی از خطر را نیز ببیند. این دوگانگی میتوانست موتور اصلی تعلیق فیلم باشد. مشکل آن است که حضور رایان از همان ابتدا برای بسیاری از مخاطبان بیش از اندازه نگرانکننده و آشکارا مشکوک جلوه میکند.
در نتیجه، پرسش «این رابطه به کجا میرسد؟» گاه جای خود را به این پرسش میدهد که چرا شخصیتها در برابر علائم هشدار چنین سادهانگارانه رفتار میکنند. فیلم البته میکوشد مرز میان رضایت، تسلط و سوءاستفاده را به موضوعی دراماتیک بدل کند. این انتخاب میتوانست بحثبرانگیز و مهم باشد، بهویژه اگر شخصیتها و روابطشان با دقت بیشتری پرداخت میشدند.
اما وقتی انگیزهها و واکنشها به اندازهٔ کافی باورپذیر نیستند، پیچیدگی اخلاقی موضوع نیز آسیب میبیند. اثر گاه از مخاطب میخواهد به رابطهای اعتماد کند که خود فیلم هنوز نتوانسته منطق عاطفی آن را بهخوبی بنا کند. بازیها و دیالوگها؛ مانع باورپذیری یکی از ضعفهای اصلی «Bound» فاصلهٔ میان موقعیتهای پرتنش و شیوهٔ اجرای آنهاست.
« این دوگانگی میتوانست موتور اصلی تعلیق فیلم باشد. »
شخصیتها و اجرا
بازی Charisma Carpenter در نقش میشل گاه از تلاش او برای نگهداشتن مرکز عاطفی داستان حکایت دارد، اما این تلاش همیشه در چارچوب فیلمنامهای منسجم قرار نمیگیرد. شخصیتهای پیرامونی نیز فرصت محدودی برای شکلگرفتن پیدا میکنند؛ بههمین سبب، بعضی واکنشها بیشتر کارکردی به نظر میرسند تا برخاسته از روانشناسی فردی.
دیالوگها مشکل را تشدید میکنند. جملههایی که قرار است کشش، سلطه یا صمیمیت را منتقل کنند، گاهی چنان تصنعیاند که از فضای تهدیدآمیز داستان بیرون میزنند. در موقعیتهای حساس، بهجای آنکه گفتوگو تنش را افزایش دهد، ممکن است ناخواسته حالتی مضحک پیدا کند. این ناهمخوانی برای فیلمی که بر جدیگرفتن رابطه و پیامدهای آن تکیه دارد، زیانبار است: وقتی کلمات باورپذیر نیستند، تماشاگر نیز دشوارتر میتواند احساسات و تصمیمهای شخصیتها را جدی بگیرد.
ریتمی که میان مکث و شتاب نوسان میکند فیلم در بخشهایی با مکثهای طولانی پیش میرود و در بخشهایی دیگر، تغییرات مهم را شتابزده عرضه میکند. این نوسان بهجای ساختن ریتمی حسابشده، نوعی ناهماهنگی پدید میآورد. برخی صحنهها بیش از اندازه بر وضعیت موجود درنگ میکنند، بیآنکه اطلاعات تازه یا تحول عاطفی چشمگیری بیفزایند؛ در مقابل، بعضی گامهای داستانی که نیازمند زمینهچینیاند، با سرعت از کنار مخاطب میگذرند.
در یک تریلر، کندی میتواند ابزار مؤثری برای ایجاد اضطراب باشد، مشروط بر آنکه هر مکث معنایی داشته باشد و انتظار را پربارتر کند. در «Bound»، این مکثها همیشه به تعلیق نمیانجامند و گاهی فقط احساس کشآمدن روایت را برجای میگذارند. از سوی دیگر، زمانی که داستان نیاز دارد رابطهها یا انگیزهها را روشنتر کند، شتاب روایت اجازه نمیدهد این عناصر به اندازهٔ کافی جا بیفتند.
« در موقعیتهای حساس، بهجای آنکه گفتوگو تنش را افزایش دهد، ممکن است ناخواسته حالتی مضحک پیدا کند. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
نتیجه، اثری است که نه همیشه در تعلیق خود موفق است و نه در پیشبرد پیوستهٔ داستان. لحظههای نامتعارف و جذابیت ناخواسته با وجود کاستیهای جدی، «Bound» کاملاً عاری از لحظههای سرگرمکننده نیست. گاه موقعیتهایی چنان نامتعارف و اغراقشده پیش میآیند که فیلم، آگاهانه یا ناآگاهانه، از تریلری جدی به تجربهای غریب و تقریباً کمدی نزدیک میشود.
صحنهٔ مراسم خیریه نمونهای از این دوگانگی است: موقعیتی که میخواهد شوکآور و پرتنش باشد، اما عناصرش چنان عجیب کنار هم قرار گرفتهاند که ممکن است تماشاگر را به خنده بیندازند. این لحظهها برای برخی مخاطبان میتوانند بخشی از جذابیت فیلم باشند؛ نه به سبب انسجام دراماتیک، بلکه بهخاطر پیشبینیناپذیری و اغراقشان.
بااینحال، فاصلهٔ میان سرگرمکنندگی و بیمنطقی باریک است. هرچه فیلم بیشتر به موقعیتهای عجیب تکیه میکند، دشوارتر میشود فهمید آیا قصد دارد قواعد تریلر را به بازی بگیرد یا صرفاً در کنترل مواد رواییاش ناتوان مانده است. این ابهام گاهی سرگرمکننده است، اما در مجموع مانع شکلگیری لحنی پایدار میشود.
فراتر از رابطه؛ خانواده و قدرت در محیط کار فیلم تنها به رابطهٔ عاشقانه نمیپردازد. زندگی شغلی میشل و جایگاه خانوادگی او نیز در شکلدادن به تصویری از قدرت نقش دارند. این خطوط داستانی میتوانستند رابطهٔ خصوصی او را با مسئلهٔ اختیار در محیط کار پیوند دهند: آیا زنی که برای شنیدهشدن در ساختاری حرفهای تلاش میکند، در فضای عاطفی نیز به دنبال همان امکان انتخاب است؟
« نتیجه، اثری است که نه همیشه در تعلیق خود موفق است و نه در پیشبرد پیوستهٔ داستان. »
قوتها و کاستیها
حضور پدر و موقعیت کاری میشل، امکان چنین خوانشی را فراهم میکند. اما این زمینهها نیز بهطور کامل به یکدیگر جوش نمیخورند. هر خط گاه چنان جداگانه حرکت میکند که فیلم بهجای ساختن روایتی یکپارچه، چند مسیر داستانی را کنار هم میگذارد. بااینهمه، همین کوشش برای پیوندزدن میل شخصی، مناسبات خانوادگی و اقتدار حرفهای، یکی از وجوهی است که فیلم را از یک ملودرام صرف متمایز میکند؛ حتی اگر در پرداخت نهایی به نتیجهای همسنگ ایدهاش نرسد.
جمعبندی «Bound» فیلمی است با طرحی که میتواند کنجکاویبرانگیز باشد، اما اجرای آن به همان اندازه قانعکننده نیست. اثر میخواهد دربارهٔ میل، تسلط، رضایت و بازپسگیری اختیار سخن بگوید، ولی بازیها و دیالوگهای نامتوازن، ریتم کشدار و موقعیتهای گاه نامعقول، پیوسته میان ایده و تماشاگر فاصله میاندازند.
پیچوخمهای داستانی در لحظاتی توجه را دوباره جلب میکنند و برخی صحنههای عجیب نیز ممکن است برای مخاطبی که از تماشای فیلمهای ناخواسته خندهدار لذت میبرد، سرگرمکننده باشند؛ اما این امتیازهای پراکنده برای جبران ضعفهای بنیادین کافی نیستند. در نهایت، «Bound» را میتوان تریلری دانست که موضوعی بالقوه بحثبرانگیز و شخصیتی با ظرفیت تحول در اختیار دارد، اما بهجای پرورش تدریجی آنها، بارها به اغراق و دیالوگهای تصنعی متوسل میشود.
حاصل، اثری ناپایدار است: نه بهقدر کافی منسجم که تعلیقش را جدی بگیریم و نه آنقدر آگاهانه بازیگوش که تمام کاستیهایش به بخشی از لذت تماشا بدل شوند.
« حضور پدر و موقعیت کاری میشل، امکان چنین خوانشی را فراهم میکند. »
ثبت دیدگاه