نقد و بررسی
نقد بودوی نجاتیافته از آب (Boudu Saved from Drowning) | 1932
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
پاریسِ مرتب و ولگردِ نامرتب «بودو نجاتیافته از آبها» کمدیای است که از همان آغاز میان دو شیوهٔ زیستن تقابل میسازد: زندگی سامانیافتهٔ بورژوازی و زندگی بیقیدِ کسی که به هیچیک از قواعد آن تن نمیدهد. بودو، ولگردی که لستانگوا از رود سن نجاتش میدهد، به خانهٔ کتابفروش مرفه راه مییابد؛ اما این ورود، برخلاف تصور میزبانان، به داستانی دربارهٔ اصلاح و رامکردن او بدل نمیشود.
خانهای که میخواهد او را در قالب شهروندی مؤدب جای دهد، خود زیر فشار حضورش آشکار میکند که نظم و نجابتش تا چه اندازه قراردادی است. ژان رنوار این برخورد را نه با جدیتی خطابهوار، بلکه با طنزی سرزنده و گاه عمداً ناخوشایند پیش میبرد. همین انتخاب، فیلم را از حکایتی ساده دربارهٔ مهمانی دردسرساز فراتر میبرد: مسئله فقط آن نیست که بودو آداب خانه را برهم میزند؛ مسئله این است که آن آداب چه چیزی را پنهان میکنند و چرا صاحبانشان چنین مشتاقاند دیگران را به رعایت آن وادار کنند.
بودو؛ نیرویی که در قالب نمیگنجد میشل سیمون نقش بودو را با حضوری جسمانی و پرجزئیات میسازد. او برای خندهگرفتن، تنها به دیالوگ یا شوخیهای موقعیتی تکیه نمیکند؛ خمیدگی بدن، مکثها، نگاهها و بیاعتناییاش به فضای اطراف، هر صحنه را به میدان کشمکشی کوچک بدل میسازد. بودو حتی وقتی کار خاصی نمیکند، با طرز نشستن و راهرفتنش نظم محیط را به پرسش میگیرد.
بازی سیمون چنان زنده است که شخصیت را نمیتوان صرفاً ایدهای نمادین دانست: او هم مضحک است، هم خشن، هم آسیبپذیر و هم گاه بهطرزی واقعی آزاردهنده. این چندگانگی نقطهٔ قوت و چالش فیلم است. تماشاگر ممکن است از سرکشی بودو لذت ببرد، اما همیشه نمیتواند با او همدلی کند. رفتار او گاه از مرز شیطنت عبور میکند و به بیملاحظگیای میرسد که خنده را دشوار میسازد.
« ژان رنوار این برخورد را نه با جدیتی خطابهوار، بلکه با طنزی سرزنده و گاه عمداً ناخوشایند پیش میبرد. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
فیلم نیز نمیکوشد او را به قهرمانی بیعیب تبدیل کند. جذابیت بودو در خوشرفتاری یا پاکدلیاش نیست؛ در این است که نمیتوان بهآسانی او را در دستگاه اخلاقی و اجتماعی دیگران جا داد. هجوِ بورژوازی و نیکوکاریِ آمیخته به خودخواهی لستانگوا با نجات بودو خود را انسانی نیکخواه میبیند. اما نیکی او بهسرعت با میل به مدیریت و اصلاح دیگری درمیآمیزد.
بودو باید از ظاهر، رفتار و شیوهٔ زندگی پیشینش فاصله بگیرد تا بتواند در خانه پذیرفته شود. به این ترتیب، کمککردن شکل دیگری از قدرت پیدا میکند: نجاتیافته تا وقتی سزاوار توجه است که حاضر باشد به تصویری تبدیل شود که نجاتدهنده برایش ساخته است. رنوار این تناقض را با نیشخند نشان میدهد، نه با محکومیتی مستقیم.
خانوادهٔ لستانگوا نیز مجموعهای یکپارچه از ریاکاری نیستند؛ هر یک در دل نظم خانه، خواستهها و تناقضهای خود را دارند. همین پیچیدگی باعث میشود هجو فیلم از هدفگرفتن چند فرد خاص فراتر رود. آنچه به نقد کشیده میشود، ساختاری اجتماعی است که آزادی را تا جایی میپذیرد که مزاحم آسایش و ظاهر آراستهٔ خانه نشود.
عنوان فیلم نیز در همین زمینه طنین طنزآمیزی دارد. نجات از آبها ظاهراً آغاز زندگی تازهای است، اما نجات همیشه به معنای رهایی نیست. بودو از خطری فوری دور میشود و به جهانی پا میگذارد که میخواهد او را دوباره تعریف کند. پرسش اصلی این نیست که چه کسی او را نجات داده، بلکه این است که نجاتیافته پس از آن چه حقی بر زندگی خویش دارد.
« فیلم نیز نمیکوشد او را به قهرمانی بیعیب تبدیل کند. »
شخصیتها و اجرا
خانهای که زیر فشار آشوب آشکار میشود خانهٔ لستانگوا فقط محل وقوع بخش مهمی از ماجرا نیست؛ خود به صحنهای برای نمایش مناسبات قدرت تبدیل میشود. ورود بودو، سکون ظاهری فضا را برهم میزند و روابطی را که پیشتر زیر پوشش ادب و عادت پنهان مانده بودند، به سطح میآورد. هر بار که او قاعدهای را نادیده میگیرد، دیگران مجبور میشوند آن قاعده را توضیح دهند، از آن دفاع کنند یا تناقضش را تحمل کنند.
در نتیجه، آشوب بودو آینهای برای نظم خانه است. این موقعیتها بخشی از جذابیت کمدی فیلم را میسازند. خانه به محیطی بسته بدل میشود که در آن هر کنش کوچک میتواند تنشی تازه پدید آورد. بااینحال، همهٔ شوخیها به یک اندازه مؤثر نیستند. برخی لحظهها به تکرارِ همان بیاعتنایی بودو متکیاند و چون پیامد یا زاویهای تازه نمیآورند، ریتم را کند میکنند.
فیلم گاهی بیش از آنکه موقعیت را گسترش دهد، بر آشوبی که از پیش شناختهایم مکث میکند؛ مکثی که برای بعضی تماشاگران خوشایند و برای برخی دیگر کشدار خواهد بود. پاریس، خیابان و حرکت زندگی پاریس در فیلم صرفاً پسزمینهای زیبا برای ماجرا نیست. خیابانها، پارکها و کنارهٔ رود، به جهان بیرون از خانهٔ بورژوازی اشاره میکنند؛ جهانی که در آن آدمها نه بر اساس آداب یک اتاق نشیمن، بلکه در تماس با فضای عمومی و بیثبات شهر دیده میشوند.
جابهجایی میان این فضاها، تضاد میان زندگی محصور و زندگی رها را تقویت میکند. نگاه رنوار نیز به جای آنکه همهچیز را با برشهای شتابان و تأکیدهای پررنگ هدایت کند، مجال مشاهده میدهد. دوربین گاه اجازه میدهد صحنه اندکی بیش از انتظار ادامه یابد و بازیگر درون قاب بهتدریج موقعیت را دگرگون کند.
« در نتیجه، آشوب بودو آینهای برای نظم خانه است. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
این شیوه به کمدی فیلم کیفیتی طبیعی و روزمره میبخشد؛ گویی آشفتگی نه با چاشنی اغراق، بلکه در دل زندگی عادی سر برمیآورد. در عین حال، همین آسودگی روایی میتواند برای مخاطبی که انتظار پیشروی تند و شوخیهای پیدرپی دارد، به کندی تعبیر شود. ریتم، لحن و مرز خنده فیلم میان کمدیِ رفتار، هجو اجتماعی و لحظههایی از بیقراری شخصیت اصلی حرکت میکند.
این آمیختگی به آن تازگی میبخشد، اما همیشه یکدست نیست. بعضی صحنهها از برخورد سادهٔ دو جهان خنده میگیرند؛ در برخی دیگر، رفتار بودو به حدی تند یا آشفته میشود که خنده جای خود را به دلزدگی میدهد. این واکنش دوگانه لزوماً نشانهٔ شکست فیلم نیست، اما نشان میدهد رنوار از مخاطب نمیخواهد با قهرمانش بهسادگی همراه شود.
ریتم نیز تابع همین رویکرد است. فیلم به جای آنکه پیوسته به سوی نقطهٔ اوج بدود، در موقعیتها میماند و اجازه میدهد بینظمی در خانه رسوب کند. برای مخاطبی که از کمدیهای تند و فشرده خو گرفته، این مکثها ممکن است طولانی به نظر برسند. بااینهمه، کندیهای پراکنده در کنار بازی سیمون و فضای پرتحرک فیلم، تجربهای میسازند که بیش از آنکه بر شوخیهای منفرد تکیه کند، بر تماشای تدریجی فرسودهشدن نظم متعارف استوار است.
جایگاه بازیگری و نگاه رنوار «بودو نجاتیافته از آبها» از آن فیلمهایی است که اجرای بازیگر مرکزی را به نیروی محرک خود بدل میکند. سیمون، با دگرگونکردن کیفیت حرکت و حضورش در هر موقعیت، بودو را از یک شخصیت نوشتاری فراتر میبرد. در برابر او، بازیگران نقش خانواده و اطرافیان، جهان آشنای ادب و ملاحظه را نمایندگی میکنند؛ جهانی که هرچه بیشتر میکوشد بودو را مهار کند، شکنندهتر به نظر میرسد.
« ریتم، لحن و مرز خنده فیلم میان کمدیِ رفتار، هجو اجتماعی و لحظههایی از بیقراری شخصیت اصلی حرکت میکند. »
قوتها و کاستیها
رنوار نیز بهجای داوری قطعی میان این دو سوی تقابل، تنش را زنده نگه میدارد. او آزادی بودو را دلنشین نشان میدهد، اما هزینه و وجه ناخوشایند آن را حذف نمیکند؛ از سوی دیگر، نظم بورژوایی را به سخره میگیرد، بیآنکه همهٔ شخصیتهای آن را به تیپهایی بیجان فروبکاهد. این فاصلهگذاری، فیلم را از موعظه دور میکند و به آن اجازه میدهد همزمان خندهآور و ناآرامکننده باشد.
جمعبندی «بودو نجاتیافته از آبها» کمدیای کلاسیک و بیاصطکاک نیست؛ اثری است که جذابیتش را از برخورد آزادیِ بیقاعده با نظمی میگیرد که خود را طبیعی و بدیهی جلوه میدهد. بازی پرانرژی میشل سیمون، فضای خانهٔ در حال آشوب و نگاه هجوآمیز ژان رنوار، فیلم را به تجربهای ماندگار تبدیل میکنند.
در مقابل، شوخیهایی که همیشه نمینشینند، رفتار گاه زنندهٔ بودو و ریتمی که در بخشهایی مکث میکند، ممکن است تماشاگر را از آن دور سازد. ارزش فیلم در آن است که پاسخ سادهای برای نسبت میان آزادی و متمدنبودن عرضه نمیکند. بودو نه الگوی بینقص رهایی است و نه صرفاً مزاحمی خندهدار؛ حضورش آزمونی است برای کسانی که گمان میکنند میتوانند دیگری را نجات دهند، به شرط آنکه شکل زندگی او را نیز به میل خود تغییر دهند.
სწორედ از دل همین تضاد است که کمدی فیلم، با همهٔ ناهمواریهایش، هنوز نیروی انتقادی و سرزندگی خود را حفظ میکند.
« رنوار نیز بهجای داوری قطعی میان این دو سوی تقابل، تنش را زنده نگه میدارد. »



ثبت دیدگاه