نقد و بررسی
نقد باتمز (Bottoms) | 2023
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
کمدی نوجوانانهای که قواعد خودش را میسازد «Bottoms» ساختهٔ اما سلیگمن، کمدیای است که از همان ابتدا اعلام میکند قرار نیست دبیرستان را با واقعگرایی آشنا و روابط نوجوانانه را با ظرافتی مرسوم تصویر کند. فیلم، جهان دبیرستانیاش را به صحنهای اغراقشده و تقریباً کارتونی تبدیل میکند؛ جایی که قدرت اجتماعی، میل جنسی، ورزش و محبوبیت با منطق معمول زندگی روزمره پیش نمیروند، بلکه تابع قواعد طنزآمیز خود فیلماند.
پیجی و جوزی، دو دوست نامحبوب، با تأسیس باشگاه دفاع شخصی میکوشند به دخترانی نزدیک شوند که به آنها علاقه دارند؛ اما طرحی که در ابتدا وسیلهای برای رسیدن به خواستهای شخصی است، بهتدریج از کنترلشان خارج میشود. فیلم از همین موقعیت ساده، کمدیای پرهرجومرج میسازد که هم با کلیشههای ژانر شوخی میکند و هم از نیروی سرگرمکنندهٔ همان کلیشهها بهره میبرد.
دوستی، خودخواهی و میل به دیدهشدن هستهٔ عاطفی فیلم رابطهٔ پیجی و جوزی است؛ رابطهای که نه آرمانی است و نه بینقص. این دو در کنار هم احساس امنیت میکنند، اما دوستیشان گاهی بهانهای برای پنهانکردن ترسها و خواستههای واقعی نیز میشود. آنها هدفی بزرگ و آرمانخواهانه ندارند: میخواهند پذیرفته شوند، به کسانی که دوست دارند نزدیک شوند و تجربههایی را پشت سر بگذارند که تصور میکنند از آنها محروم ماندهاند.
همین انگیزهٔ خودخواهانه به فیلم امکان میدهد با زبانی بازیگوشانه میان فمینیسمِ اعلامشده و نیتهای شخصی فاصله بیندازد. این فاصله، یکی از سرچشمههای طنز فیلم است. باشگاه با واژگان توانمندسازی و دفاع از خود معرفی میشود، اما بنیانگذارانش در آغاز بیش از آنکه دغدغهٔ سازماندهی جمعی داشته باشند، دنبال راهی برای جلب توجهاند.
« این فاصله، یکی از سرچشمههای طنز فیلم است. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
فیلم این تناقض را پنهان نمیکند و از پیجی و جوزی قهرمانانی بیعیب نمیسازد. در عوض، میپرسد آیا میتوان از انگیزهای ناقص شروع کرد و در مسیر، به فهمی جدیتر از مسئولیت و همبستگی رسید؟ پاسخ فیلم بیش از آنکه در گفتوگوهای نظری باشد، در پیامدهای عملیِ گسترش باشگاه شکل میگیرد. هجوِ دبیرستان و وارونهسازی قدرت «Bottoms» با تصویر آشنای دبیرستان آمریکایی کار میکند: گروه محبوب، ورزشکاران، تشویقکنندگان و دانشآموزانی که در حاشیه ماندهاند.
اما این عناصر را برای بازسازی یک واقعیت اجتماعی دقیق به کار نمیگیرد؛ آنها مصالحی هستند برای هجو. ورزشکاران نه صرفاً جوانانی پرنفوذ، بلکه نشانههایی اغراقآمیز از امتیاز اجتماعیاند؛ جایگاهشان گاه از توانایی واقعیشان جداست و همین تضاد به شوخیهای فیلم نیرو میدهد. دبیرستان در این روایت، نظامی است که نقشها را به شکلی بیمنطق توزیع میکند و بعد از همه انتظار دارد آن نقشها را جدی بگیرند.
وارونهسازی قدرت در حضور شخصیتهای دختر و کوئیر هم اهمیت دارد. فیلم آنها را به حاشیهٔ روایت نمیراند تا تنها واکنشی به جهان پسرانه نشان دهند؛ بلکه اجازه میدهد مرکز آشوب را به دست بگیرند. با این حال، اثر در پی ساختن بیانیهای کاملاً منضبط نیست. فمینیسم در آن هم موضوع بحث است و هم مادهٔ خام شوخی؛ ازاینرو بعضی مخاطبان ممکن است این برخورد را جسورانه و رهاییبخش ببینند و بعضی دیگر آن را سطحی یا متناقض احساس کنند.
این دوگانگی بخشی از شخصیت فیلم است، هرچند همیشه به نتیجهای یکدست نمیرسد. بازیها و شیمی گروهی ریچل سنات و آیو ادبیری در نقش پیجی و جوزی، دو قطب متفاوت اما مکمل میسازند. پیجی پرادعاتر، نقشهکشتر و در بیان خواستههایش جسورتر است؛ جوزی درونگراتر و مضطربتر به نظر میرسد و واکنشهایش اغلب از شکافی میان ظاهر خونسرد و آشفتگی درونی خبر میدهد.
« فیلم این تناقض را پنهان نمیکند و از پیجی و جوزی قهرمانانی بیعیب نمیسازد. »
شخصیتها و اجرا
کشش میان این دو بازیگر، به فیلم کمک میکند حتی وقتی روایت به مسیرهای شلوغ و بعید میرود، نقطهٔ اتکایی انسانی داشته باشد. طنز آنها تنها بر دیالوگهای تند استوار نیست؛ مکثها، نگاهها و ناهماهنگی رفتاریشان نیز در شکلگیری موقعیتهای خندهدار سهم دارند. بازیگران مکمل هم به فضای نامتعارف فیلم کمک میکنند.
شخصیتهای اطراف دو قهرمان، کمتر به تیپهای واقعگرایانهٔ پیچیده شباهت دارند و بیشتر مانند اجزای یک گروه کمدی بزرگ عمل میکنند. مارشاون لینچ در نقش معلمی که به شکلی خاص با باشگاه همراه میشود، از همین رویکرد سود میبرد: حضورش بر مبنای جدیت خشک و غیرمنتظرهای است که در مجاورت موقعیتهای بیمعنا، خندهساز میشود.
فیلم از هماهنگی گروهی بازیگران بهره میگیرد و جهانش را چنان میچیند که حتی شخصیتهای فرعی نیز بتوانند به بخشی از شوخی یا آشفتگی صحنه بدل شوند. ریتم، خشونت و لذتِ اغراق خشونت در «Bottoms» قرار نیست تصویری واقعگرایانه از درگیری نوجوانان عرضه کند. مشتزنیها و زدوخوردها با اغراقی کمیک طراحی شدهاند و در بسیاری لحظهها، فاصلهٔ میان خشونت و بازیگوشی خود به منبع شوخی بدل میشود.
این انتخاب به فیلم انرژی جسمانی میدهد: بدنها، فریادها و واکنشهای شتابزده جای بخشی از توضیحهای طولانی را میگیرند. صحنههای درگیری، بهویژه وقتی جمعی و پرتحرک میشوند، از نقاط قوت اثرند؛ دوربین و تدوین نیز میکوشند حس آشوبی مفرح را منتقل کنند، نه اضطراب یک درام جدی. موسیقی پرشور و میزانسنهای پرتحرک این انرژی را تقویت میکنند.
« بازیگران مکمل هم به فضای نامتعارف فیلم کمک میکنند. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
فیلم میخواهد تماشاگر را در فضایی غرق کند که هر لحظه ممکن است از یک گفتوگوی معمولی به حادثهای نامنتظر برسد. بااینحال، همین شتاب گاهی به زیان ریتم تمام میشود. انباشت شوخیها و اتفاقها در بخشهایی جای پرداخت بیشتر به رابطهها را میگیرد و روایت، بهجای آنکه هر مرحله را بهدرستی بپروراند، به سوی حادثهٔ بعدی میجهد.
نتیجه همزمان هیجانانگیز و نابرابر است: فیلم در اوجهایش برقآسا و سرگرمکننده است، اما میان آن اوجها همیشه به همان اندازه منسجم نمیماند. شوخیهای تند؛ سلیقهای که مرز میخواهد طنز فیلم عمداً بیپروا، خام و گاه زننده است. شوخیها از تضاد میان زبان جدیِ توانمندسازی و رفتار نابالغانهٔ نوجوانان نیرو میگیرند، اما به همین دلیل ممکن است برای همه کار نکنند.
برخی لحظات با جسارتِ بیاعتنا به ادب قراردادی، خندهای ناگهانی میسازند؛ برخی دیگر چنان بر اغراق تکیه میکنند که بهجای غافلگیری، حس تکرار یا تصنع به وجود میآورند. این تفاوت میان شوخیهای موفق و ناموفق بهویژه در اثری محسوس است که تقریباً در هر صحنه میخواهد چیزی را به تمسخر بگیرد.
همچنین فیلم برای رسیدن به ضرباهنگ کمدی، گاهی از پیوستگی روایی چشم میپوشد. این روش با جهان عمداً نامعقول آن سازگار است، اما هر بیمنطقی الزاماً خندهآور نیست. هنگامی که اغراق در خدمت شخصیت یا مضمون باشد، فضای فیلم را غنی میکند؛ وقتی صرفاً برای بالا بردن صدای آشوب به کار رود، ممکن است صحنه را کشدار یا بیاثر کند.
« فیلم میخواهد تماشاگر را در فضایی غرق کند که هر لحظه ممکن است از یک گفتوگوی معمولی به حادثهای نامنتظر برسد. »
قوتها و کاستیها
بنابراین واکنش تماشاگر تا حد زیادی به میزان همراهی او با طنزِ خشن، بیادب و ضدواقعگرایانهٔ فیلم بستگی دارد. جمعبندی «Bottoms» کمدیای سرزنده و نامتعارف است که بهجای بازتولید بیکموکاستِ فیلمهای دبیرستانی، کلیشههای آنها را به هم میریزد و از دل این آشفتگی، داستانی دربارهٔ میل به تعلق، بلوغ ناقص و امکان همبستگی میسازد.
رابطهٔ پیجی و جوزی، بازیهای پرانرژی، موسیقی پرشور و درگیریهای کمیک، به فیلم هویتی روشن میدهند؛ هویتی که قرار نیست متین یا واقعگرا باشد. در مقابل، شوخیهای تند ممکن است برای بخشی از مخاطبان پسزننده باشند و پراکندگی روایت و جهشهای لحنی، انسجام اثر را گاه سست کنند. ارزش فیلم بیش از آنکه در پرداخت دقیق یک داستان یا ارائهٔ دیدگاهی نظری و سامانیافته باشد، در جسارتش برای ساختن جهانی بیپروا و سرگرمکننده نهفته است.
«Bottoms» بهندرت میکوشد آشوب خود را پنهان کند؛ آن را به سبک بدل میسازد و از مخاطب میخواهد یا با آن همراه شود، یا فاصلهاش را حفظ کند. برای تماشاگرانی که از کمدیهای نوجوانانهٔ رام و آشنا خستهاند، این تجربه میتواند غافلگیرکننده و خندهآور باشد؛ اما کسانی که به طنزی سنجیدهتر و روایتی منضبطتر علاقه دارند، احتمالاً با ناهمواریهای آن روبهرو خواهند شد.
« بنابراین واکنش تماشاگر تا حد زیادی به میزان همراهی او با طنزِ خشن، بیادب و ضدواقعگرایانهٔ فیلم بستگی دارد. »
ثبت دیدگاه