نقد و بررسی
نقد بوتاکس (Botoxx) | 2017
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
در آستانهٔ اتاق عمل «Botoxx» فیلمی است که از همان ابتدا میکوشد تماشاگر را با جهانی بیقرار، تلخ و عامدانه آشفته روبهرو کند؛ جهانی که در آن بیمارستان نه پناهگاه سلامت، بلکه صحنهای از قدرت، منفعتطلبی و تصمیمهای اخلاقی دشوار است. فیلم چهار زن شاغل در حرفههای پزشکی را در مرکز روایت میگذارد و زندگی شخصی و کاری آنان را به مجموعهای از بحرانهای بههمپیوسته گره میزند.
تبعیض، فشارهای مادری، میل به حفظ جوانی و مسئلهٔ حق انتخاب، در کنار فساد و تخلف حرفهای، مواد اصلی این دراماند. اثر بهجای آنکه ماجرایی آرام و یکخطی بسازد، از همان آغاز به سوی ضرباهنگی تند و انبوهی از موقعیتهای تنشآلود میرود؛ انتخابی که هم انرژی فیلم را میسازد و هم زمینهٔ آشفتگی بعدی را فراهم میکند.
عنوان فیلم، با اشاره به مادهای که معمولاً با زیبایی و جوانماندن پیوند دارد، از همان ابتدا دو سویهٔ اصلی اثر را پیش میکشد: بدن بهمثابه میدان انتخاب و بدن بهمثابه کالایی تحت فشار. این پیوند فقط به ظاهر و زیبایی محدود نمیماند؛ فیلم بدن را جایی میبیند که سیاست، پزشکی، میل، ترس و مناسبات اجتماعی بر آن اثر میگذارند.
چنین ایدهای ظرفیت دراماتیک قابلتوجهی دارد، اما فیلم گاه آنقدر مشتاق طرح موضوعات مختلف است که فرصت نمیکند هرکدام را به اندازهٔ لازم بپروراند. «Botoxx» محصول لهستان و ساختهٔ Patryk Vega است و قالب درام پرتنش خود را با عناصری از کمدی سیاه و تریلر میآمیزد؛ ترکیبی که هویت نامتعارف اثر را شکل میدهد.
روایت و ریتم؛ جریان داستان
روایت چندپاره و شتابزده مهمترین ویژگی ساختاری فیلم، کنار هم قرار دادن چند مسیر روایی است. سرنوشت زنان داستان، در محیط بیمارستان و در نسبت با تصمیمهای شخصی و حرفهای آنان به هم نزدیک میشود؛ در نتیجه، تماشاگر با روایتی روبهروست که مرتب میان بحرانها، روابط و موقعیتهای تازه جابهجا میشود.
این جابهجایی در بخشهایی به فیلم تحرک میدهد: هر خط داستانی دریچهای تازه به ساختار بیمارستان و مناسبات قدرت در آن میگشاید و اجازه نمیدهد فضای اثر به یک ملودرام متعارف تقلیل یابد. بااینحال، تنوع خطوط داستانی همیشه به معنای انسجام نیست. فیلم چندین مسئلهٔ بزرگ را همزمان پیش میکشد، اما در برخی مقاطع، میان طرح یک بحران و پرداخت عاطفی یا تحلیلی آن فاصله میافتد.
رویدادها گاهی چنان سریع از کنار یکدیگر میگذرند که شخصیتها فرصت نمییابند پیامدهای انتخابهایشان را با عمق کافی تجربه کنند. حاصل، روایتی پرحادثه اما نابرابر است: بعضی موقعیتها اثر میگذارند و در ذهن میمانند، درحالیکه بعضی دیگر بیشتر شبیه ایستگاههایی برای رساندن قصه به بحران بعدی هستند.
زنان در مرکز قاب نقطهٔ قوت مهم فیلم، قرار دادن زنان در جایگاه نیروی محرک روایت است. آنان صرفاً شاهد فساد یا قربانی شرایط نیستند؛ تصمیم میگیرند، خطا میکنند، مقاومت نشان میدهند و در برابر محدودیتهایی قرار میگیرند که هم از ساختار حرفهای و هم از انتظارات اجتماعی سرچشمه میگیرد.
« روایت چندپاره و شتابزده مهمترین ویژگی ساختاری فیلم، کنار هم قرار دادن چند مسیر روایی است. »
شخصیتها و اجرا
فیلم از این راه میکوشد تصویری از زنانی ارائه دهد که میان وظیفهٔ پزشکی، خواستههای فردی و فشارهای زندگی روزمره گرفتارند. بازیهای پرانرژی گروه بازیگران زن به این شخصیتها حضور و وزن میبخشد. در فضایی که رخدادها با شتاب از پی هم میآیند، بازیگران غالباً با شدت و صراحت واکنش نشان میدهند و از این راه به تماشاگر کمک میکنند رشتهٔ عاطفی صحنهها را دنبال کند.
بااینحال، پرداخت شخصیتها همیشه به قوت حضور بازیگران نیست. گاه زنان داستان بیش از آنکه به صورت شخصیتهایی چندوجهی و مستقل شکل بگیرند، حامل یک مسئله یا نمایندهٔ یک موقعیت دراماتیک میشوند. بنابراین فیلم از نظر تمرکز بر تجربهٔ زنان جسور است، اما در ساختن فردیت متمایز برای همهٔ آنها به یک اندازه کامیاب نیست.
پزشکی، فساد و اخلاق بیمارستان در «Botoxx» تنها محل وقوع اتفاقها نیست؛ بخشی از نیروی دراماتیک فیلم است. فضای درمانی، که باید بر اعتماد، دانش و مراقبت استوار باشد، با فساد، تخلف و درمانهای خطرناک آلوده میشود. این تضاد به فیلم امکان میدهد پرسشی بنیادی طرح کند: وقتی نهادی که مأمور حفظ جان و سلامت است خود تابع منفعت و قدرت شود، اعتماد عمومی چه سرنوشتی پیدا میکند؟
فیلم در طرح این پرسش جسورانه عمل میکند و از تصویر کردن سویههای ناخوشایند جهان خود پرهیز ندارد. اما صراحت و شدت تصویر بهتنهایی جای تحلیل را نمیگیرد. برخی رخدادها بهجای آنکه از دل شخصیتها و منطق اجتماعی قصه برآیند، با هدف شوکهکردن تماشاگر به نظر میرسند. در چنین لحظاتی، اثر از امکان بررسی دقیقتر اخلاق حرفهای فاصله میگیرد و به نمایش افراطی موقعیت بسنده میکند.
« بازیهای پرانرژی گروه بازیگران زن به این شخصیتها حضور و وزن میبخشد. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
بااینهمه، همین اغراق گاهی بخشی از زبان فیلم است: جهانی که میخواهد بیرحمی و ابتذال آن را در قالبی تند و بیپرده نشان دهد. طنز سیاه و لحن نامتعارف طنز سیاه یکی از عناصر تعیینکنندهٔ هویت فیلم است. این طنز از دل موقعیتهایی میجوشد که ذاتاً تلخ یا نگرانکنندهاند و با شکستن انتظار تماشاگر، فضایی نامتعارف میسازند.
در بهترین لحظات، کمدی نه برای سبککردن موضوع، بلکه برای آشکارکردن پوچی یا بیرحمی آن به کار میرود. فاصلهٔ میان فاجعه و واکنش خشک یا گزندهٔ شخصیتها، حالوهوایی میسازد که هم خندهآور است و هم ناراحتکننده. اما لحن فیلم همیشه به تعادل نمیرسد. شوخیهای تند، صحنههای تکاندهنده و لحظات جدی گاه چنان بیمکث کنار هم قرار میگیرند که اثرگذاری عاطفی هرکدام کاهش مییابد.
تماشاگر ممکن است نداند فیلم از او همدلی میخواهد، خشم، انزجار یا خنده؛ و این بلاتکلیفی، اگرچه میتواند بخشی از تجربهٔ عامدانهٔ اثر باشد، در بعضی بخشها نشانهٔ فقدان کنترل لحن نیز به نظر میرسد. کمدی سیاه فیلم هم سرچشمهٔ تازگی آن است و هم یکی از عوامل ناهمواری تجربهٔ تماشای آن. ریتم، تکرار و افراط فیلم با شتاب پیش میرود، اما این شتاب در سراسر مدت اثر به یک اندازه ثمربخش نیست.
در بخشهایی، تراکم رخدادها حس خطر و فوریت ایجاد میکند؛ گویی بحران در راهروهای بیمارستان مجال مکث نمیدهد. در بخشهای دیگر، این تراکم به انباشت موقعیتهایی میانجامد که کارکردشان به هم نزدیک است. تکرار فشار، فساد یا شوک، بهجای آنکه هر بار لایهای تازه به معنا اضافه کند، گاه از نیروی صحنهها میکاهد.
« طنز سیاه و لحن نامتعارف طنز سیاه یکی از عناصر تعیینکنندهٔ هویت فیلم است. »
قوتها و کاستیها
زمان طولانی فیلم نیز این مسئله را آشکارتر میکند. اثری با چند شخصیت محوری و چند خط داستانی به زمان نیاز دارد، اما زمان زمانی ارزشمند است که به گسترش شخصیتها و پیچیدهتر شدن معنای رخدادها بینجامد. «Botoxx» در برخی لحظات از این فرصت بهره میبرد، ولی همیشه نمیتواند میان گستردگی روایت و تمرکز دراماتیک توازن برقرار کند.
در نتیجه، تجربهٔ تماشای فیلم میتواند هم پرانرژی و درگیرکننده باشد و هم در بخشهایی فرساینده. جمعبندی «Botoxx» فیلمی نابرابر، پرصدا و عامدانه تحریکآمیز است که موضوعات مهمی را در دل یک درام پزشکی پرتنش میگنجاند. تمرکز بر زنان شاغل در پزشکی، پرداختن به تبعیض و فشارهای مادری، و پیوند دادن بدن و انتخاب با مناسبات قدرت، به اثر دامنهای گسترده میدهد.
بازیهای پرانرژی و طنز سیاه نیز به آن هویتی متمایز میبخشند؛ هویتی که از ملاحظهکاری دوری میکند و میخواهد تماشاگر را در برابر موقعیتهای ناخوشایند قرار دهد. در مقابل، روایت شلوغ، نوسان لحن، شخصیتپردازی نابرابر و اتکای گاهوبیگاه به اغراق و شوک، مانع از آن میشوند که همهٔ ایدههای فیلم به عمق و انسجام مطلوب برسند.
اثر بیش از آنکه یک درام کاملاً مهارشده باشد، تجربهای تند و ناهموار است؛ تجربهای که گاهی پرسشهای جدی برمیانگیزد و گاهی زیر بار انبوه رخدادهایش نفس کم میآورد. ارزش آن بیش از هر چیز در جسارت طرح موضوعات و انرژی بیقرارش نهفته است، هرچند همین جسارت، وقتی با خویشتنداری و پرداخت دقیق همراه نمیشود، به افراط بدل میگردد.
« زمان طولانی فیلم نیز این مسئله را آشکارتر میکند. »
ثبت دیدگاه