نقد و بررسی
نقد بوروتو: ناروتو، فیلم سینمایی (Boruto: Naruto the Movie) | 2015
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
میراثی که به مسئلهای خانوادگی بدل میشود «Boruto: Naruto the Movie» دنبالهای است که پرسشی ساده، اما پُرظرفیت را در مرکز خود میگذارد: چه معنایی دارد فرزندِ قهرمانی افسانهای بودن؟ بوروتو اوزوماکی، پسر ناروتو، هوکاگهٔ هفتم، از توانایی و سرزندگی برخوردار است؛ اما نمیخواهد صرفاً سایهای کوچک از پدرش باشد.
ناروتو نیز، با آنکه به آرزوی دیرینهاش رسیده و اکنون مسئولیت رهبری روستا را بر دوش دارد، بهسبب وظایفش بارها از خانواده دور میماند. فیلم از همین فاصلهٔ میان پدر و پسر، موتور دراماتیک داستان را میسازد و ماجراجویی نینجایی را به روایتی دربارهٔ توجه، توقع و میراث پیوند میزند. این اثر در سال ۲۰۱۵ ساخته شد و در مقام ادامهٔ جهان داستانی «ناروتو» به سراغ نسل تازه میرود.
بوروتو؛ استقلال یا واکنشی به پدر؟ بوروتو در آغاز شخصیتی دوستداشتنی، اما نه لزوماً آسانپسند است. او باهوش و توانمند است و از اینکه اطرافیان او را با نام پدرش تعریف کنند، دلخوشی ندارد. سرکشیاش بیش از آنکه نشانهٔ بیاعتنایی باشد، واکنشی به احساسی حلنشده است: میخواهد دیده شود، اما گمان میکند ناروتو او را نمیبیند.
« این اثر در سال ۲۰۱۵ ساخته شد و در مقام ادامهٔ جهان داستانی «ناروتو» به سراغ نسل تازه میرود. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
این کشمکش، به شخصیت او انگیزهای روشن میدهد و کمک میکند تا رفتارهای نسنجیدهاش را تنها به «لجبازی نوجوانانه» فرو نکاهیم. بااینحال، فیلم گاه گذار بوروتو از رنجش به درک را سریعتر از آنچه انتظار میرود پیش میبرد. تغییر در نگرش او قابلفهم است، اما برخی گامهای عاطفی میتوانستند مجال بیشتری برای شکلگیری داشته باشند.
در نتیجه، شخصیت اصلی همزمان از دو امتیاز و یک محدودیت برخوردار است: انگیزهای ملموس دارد، بهسرعت توجه بیننده را جلب میکند، اما تحول درونیاش گاهی با شتابی متناسب با ریتم اکشن پیش میرود، نه با ظرافتی که درام خانوادگی میطلبد. ناروتو و پسرش؛ قلب عاطفی فیلم رابطهٔ بوروتو و ناروتو مؤثرترین محور احساسی اثر است.
تقابل آنان نه بر سر اختلافی بزرگ و پیچیده، بلکه بر سر واقعیتی روزمره بنا شده است: ناروتو در مقام هوکاگه مسئولیتهای فراوان دارد، اما همین مسئولیتها در نگاه فرزندش به غیبت و بیتوجهی تعبیر میشوند. فیلم در اینجا از یک موقعیت آشنا بهره میگیرد و آن را به دنیای پرحادثهٔ نینجاها منتقل میکند.
« بااینحال، فیلم گاه گذار بوروتو از رنجش به درک را سریعتر از آنچه انتظار میرود پیش میبرد. »
شخصیتها و اجرا
نتیجه، لحظاتی است که از هیجان نبرد فاصله میگیرند و به نیاز سادهٔ پدر و فرزند برای درک متقابل نزدیک میشوند. ارزش این رابطه در آن است که فیلم ناروتو را از جایگاه نمادین قهرمان پایین میآورد و او را پدری نشان میدهد که میان وظیفهٔ عمومی و مسئولیت خانوادگی گرفتار است. در سوی دیگر، بوروتو هم صرفاً فرزندی ناسپاس نیست؛ او در پی رابطهای واقعی با پدر است، نه تحسین و امتیازی که از شهرت ناروتو نصیبش شود.
بااینهمه، پرداخت این پیوند در برخی بخشها شتابزده میشود. فیلم گاهی بیش از آنکه تعارض را بهتدریج بپروراند، برای رسیدن به ضرباهنگ ماجراجویانه آن را فشرده میکند. به همین دلیل، ظرفیت عاطفی رابطه از میزان پرداخت آن اندکی فراتر میرود. ساسکه و آغاز راه نسل تازه ورود ساسکه به قصه، برای بوروتو امکان دیدن الگویی متفاوت از قهرمانی را فراهم میکند.
او در مقام دوست و همنسل ناروتو، چهرهای است که بوروتو میتواند جدا از افسانهٔ پدرش به او بنگرد. درخواست بوروتو برای شاگردی، از این منظر فقط مقدمهای برای تمرین و مهارتآموزی نیست؛ جستوجویی برای یافتن راهی مستقل در جهانی است که پیشاپیش او را با گذشتهٔ پدرش میسنجد. اما این انتقال تمرکز به نسل جوان، بیهزینه نیست.
« نتیجه، لحظاتی است که از هیجان نبرد فاصله میگیرند و به نیاز سادهٔ پدر و فرزند برای درک متقابل نزدیک میشوند. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
ساکورا، سارادا، میتسوکی و دیگر چهرههای پیرامونی، هرکدام نشانههایی از داستانهای بالقوهٔ جذاب را با خود دارند، ولی فیلم در زمان محدودش نمیتواند به همهٔ آنها عمق برابر ببخشد. بعضی شخصیتهای فرعی بیشتر نقش پشتیبان یا زمینهساز دارند تا افرادی با مسیر دراماتیک کامل. این محدودیت بهویژه برای تماشاگرانی محسوس است که انتظار دارند فیلم، افزون بر بوروتو، تصویری گسترده از نسل تازه ارائه کند.
بااینحال، حضور این گروه حس تداوم و جمعیبودن جهان داستان را حفظ میکند. اکشن و انیمیشن؛ انرژی دیداری صحنههای مبارزه از برجستهترین امتیازهای فیلماند. حرکتها روان و پرشتاباند و طراحی نبردها میکوشد توانایی شخصیتها را با ویژگیهای فردیشان پیوند دهد. اکشن، صرفاً رشتهای از ضربهها و فنون نیست؛ در بهترین لحظات، تفاوت میان تجربهٔ نسل پیشین و جسارت نسل تازه را به زبان تصویر بیان میکند.
این کیفیت، بهخصوص برای مخاطبی که با فضای نینجایی مجموعه آشناست، لذت تماشای اثر را دوچندان میکند. انیمیشن پرتحرک، فیلم را در بخشهای پرتنش سرزنده نگه میدارد و اجازه نمیدهد روایت در گفتوگوهای توضیحی متوقف شود. تدوین و میزانسن نیز غالباً با سرعت قصه هماهنگاند و نبردها را قابلپیگیری نگه میدارند.
« بعضی شخصیتهای فرعی بیشتر نقش پشتیبان یا زمینهساز دارند تا افرادی با مسیر دراماتیک کامل. »
قوتها و کاستیها
البته این انرژی دیداری گاهی به بهای مکث و تأمل تمام میشود؛ فیلم بیشتر به حرکت و اوجگیری علاقه دارد تا سکون و پرداخت آرام. چنین انتخابی برای یک ماجراجویی سینمایی قابلفهم است، اما در لحظاتی که داستان به عمق عاطفی نیاز دارد، ممکن است شتاب بصری مانع ماندگاری حس شود. ریتم، کلیشه و تازگی فیلم از ریتمی تند بهره میبرد و بهسرعت میان زندگی روزمرهٔ بوروتو، رابطهاش با پدر و مسیر نینجایی او جابهجا میشود.
این شتاب، اثر را خوشتماشا و سرگرمکننده میکند و برای مخاطبی که به دنبال ادامهای پرتحرک در جهان «ناروتو» است، جذابیت دارد. در مقابل، همین فشردگی گاه اجازه نمیدهد ایدههای داستانی با تمام ظرفیت خود بسط پیدا کنند. از نظر روایی، اثر در بخشهایی به الگوهای آشنای مجموعه تکیه میکند: نسل جوانی که باید جای خود را در سایهٔ نامهای بزرگ پیدا کند، آزمونهایی که شایستگی را به چالش میکشند و تهدیدی که رقابتهای شخصی را به مسئولیتی بزرگتر گره میزند.
این عناصر برای طرفداران قدیمی آشنا و دلپذیرند، اما به فیلم تازگی بنیادی نمیبخشند. گاهی میتوان مسیر کلی را از پیش حدس زد، نه به سبب افشای جزئیات، بلکه چون زبان روایی اثر بر قراردادهای شناختهشده تکیه دارد. فیلم در عوض، تلاش میکند تازگی را نه از راه کنارگذاشتن گذشته، بلکه از راه تغییر زاویهٔ دید و سپردن مرکز روایت به فرزندان قهرمانان پیشین به دست آورد.
« در مقابل، همین فشردگی گاه اجازه نمیدهد ایدههای داستانی با تمام ظرفیت خود بسط پیدا کنند. »
جمعبندی
جمعبندی «Boruto: Naruto the Movie» دنبالهای پرانرژی و عاطفی است که موفق میشود جهان آشنای «ناروتو» را به مسئلهای تازه پیوند بزند: دشواریِ رشدکردن در کنار میراثی بزرگ. رابطهٔ بوروتو و ناروتو به ماجراجویی بُعدی انسانی میدهد، ساسکه در مسیر شکلگیری هویت بوروتو نقشی معنادار دارد و صحنههای مبارزه با پویایی دیداری خود، فیلم را سرزنده نگه میدارند.
در برابر این امتیازها، روایت گاه به کلیشههای مجموعه بازمیگردد، تحول عاطفی پدر و پسر را با شتاب پیش میبرد و برای برخی شخصیتهای فرعی مجال کافی فراهم نمیکند. با وجود این کاستیها، فیلم بیش از آنکه صرفاً بازگشتی نوستالژیک به چهرههای محبوب گذشته باشد، میکوشد رابطهٔ میان نسلها را موضوع اصلی خود قرار دهد.
برای هواداران «ناروتو»، این اثر ادامهای رضایتبخش و آکنده از لحظات پرتحرک است؛ برای تماشاگر تازهوارد نیز روایتی قابلدنبالکردن، هرچند بخشی از وزن عاطفی و معنای میراث آن در پیوند با داستانهای پیشین آشکارتر میشود.
ثبت دیدگاه