نقد و بررسی
نقد قهرمان بالفطره (Born a Champion) | 2021
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
بازگشت به تشک؛ بازگشت به خویشتن «Born a Champion» در ظاهر قصهای آشنا را پیش میگیرد: مبارزی که در اوج جوانی شکست خورده، سالها بعد فرصتی برای جبران مییابد و باید پیش از رویارویی دوباره، جسم و ارادهاش را از نو بسازد. میکی کلی، از نخستین کمربندهای سیاه آمریکایی جوجیتسو برزیلی، در مسابقهای خونین در دبی مغلوب رقیبی پرآوازه میشود؛ اما ویدئویی که سالها بعد به دست مردم میرسد، روایت آن شکست را زیر سؤال میبرد و زمینه را برای مسابقهای دوباره فراهم میکند.
فیلم از همین نقطه، الگوی آشنای درام ورزشی را با جهان جوجیتسو درهم میآمیزد؛ جهانی که در آن تکنیک، صبر و توانایی خواندن حرکت حریف گاه از قدرت خام مهمتر است. جوجیتسو؛ موضوعی بیش از پسزمینه مهمترین سرمایهٔ فیلم، علاقهٔ آشکارش به جوجیتسو است. این علاقه تنها به نمایش فنون و تمرینها محدود نمیشود؛ فیلم میکوشد انضباط، احترام به حریف و پیوند میان تمرین و منش فردی را نیز به مرکز تجربهٔ شخصیت اصلی بیاورد.
در این نگاه، مبارزه صرفاً وسیلهای برای پیروزی یا کسب شهرت نیست؛ روشی است برای سنجیدن خود، پذیرفتن محدودیتها و آموختن مهار خشم. این وجه، به فیلم گرمایی انسانی میبخشد که از فرمول داستانیاش فراتر میرود. حتی هنگامی که مسیر روایت بهسوی رویارویی نهایی پیش میرود، جاذبهٔ اصلی برای مخاطبِ علاقهمند میتواند خودِ ورزش باشد: بدنهایی که درهم قفل میشوند، تصمیمهایی که در کسری از لحظه گرفته میشوند و معنای تسلیمشدن که در این رشته، برخلاف برداشت سطحی، نه همیشه نشانهٔ بزدلی است و نه پایانِ مبارزه.
« جوجیتسو؛ موضوعی بیش از پسزمینه مهمترین سرمایهٔ فیلم، علاقهٔ آشکارش به جوجیتسو است. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
فیلم هرچند به کاوشی عمیق در فلسفهٔ این ورزش نمیرسد، احترامش به آن محسوس و صمیمانه است. میکی کلی و بازی شان پاتریک فلنری شان پاتریک فلنری در نقش میکی، تکیهگاه اصلی فیلم است. بازی او بر اغراق قهرمانانه بنا نشده و بیش از آنکه بخواهد مبارزی شکستناپذیر بسازد، مردی را ترسیم میکند که گذشته و مسئولیتهای زندگی بر شانههایش سنگینی میکنند.
جدیت او در تمرینها و صحنههای مبارزه به شخصیت اعتبار میبخشد؛ تماشاگر باور میکند که میکی با این ورزش زندگی کرده و ارزشهای آن را فقط برای پیشبرد داستان به زبان نمیآورد. فلنری همچنین از دامِ قهرمان بینقص تا اندازهای میگریزد. میکی گاهی سرسخت و بسته به نظر میرسد و واکنشهایش همیشه نرم یا خوشایند نیست.
همین ویژگیها به نقش او کیفیتی زمینیتر میدهد، هرچند فیلم فرصت چندانی برای پیچیدهکردن درونیاتش فراهم نمیکند. در نتیجه، بخشی از بار عاطفی داستان بر دوش بازیگر میافتد؛ او با وقار و تمرکزش، پیوندی میان مبارز بیرون از تشک و انسانی برقرار میکند که باید با زندگی خانوادگی و زخمهای قدیمی خود نیز کنار بیاید.
« فیلم هرچند به کاوشی عمیق در فلسفهٔ این ورزش نمیرسد، احترامش به آن محسوس و صمیمانه است. »
شخصیتها و اجرا
الگویی آشنا، مسیری قابل پیشبینی «Born a Champion» از سنت درامهای بازگشت و قهرمانِ کمامکانات بهره میگیرد و شباهتش به فیلمهای ورزشی کلاسیک، بهویژه روایتهای مبتنی بر تمرین و جبران، پنهان نیست. این آشنایی میتواند برای دوستداران چنین داستانهایی لذتبخش باشد؛ زیرا فیلم بهخوبی میداند مخاطب از یک مبارزهٔ دوباره چه میخواهد: دشواری، اراده، مانعهای پیاپی و امید به اثبات خویشتن.
اما همین الگو، محدودیت روایت را نیز آشکار میکند. بسیاری از انتخابهای داستانی از پیش قابل حدساند و نشانههایی که باید تعلیق ایجاد کنند، گاه زودتر از موعد معنای خود را آشکار میسازند. مسئله فقط آن نیست که پایان مسیر برای تماشاگر آشناست؛ فیلم در طول راه نیز کمتر میکوشد انتظارها را دگرگون کند.
برخی پیچشها بهجای آنکه برداشت تازهای از شخصیتها یا رویدادها بسازند، بیشتر نقش پلهایی را دارند که قهرمان را به مرحلهٔ بعدی سفرش میرسانند. ریتمی که دیر گرم میشود روایت فیلم میان گذشته و اکنون حرکت میکند و برای ساختن پیشینهٔ میکی، بخش قابلتوجهی از زمانش را صرف خاطرات و زمینهچینی میکند.
« اما همین الگو، محدودیت روایت را نیز آشکار میکند. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
این ساختار در اصل ظرفیت دارد تا شکست قدیمی را با معنای تازهای بازخوانی کند؛ بااینحال، گاهی انباشت اطلاعات و رویدادهای زندگی شخصیت، از حرکت دراماتیک فیلم میکاهد. داستان مدتی طولانی پیرامون مبارزهٔ اصلی گردش میکند و هنگامی که باید انرژی خود را در کشمکش مرکزی متمرکز سازد، هنوز در حال آمادهکردن زمین است.
در این فاصله، فیلم از دشواریهای گوناگون زندگی قهرمان سخن میگوید، اما همیشه میان آنها و هستهٔ اصلی درام پیوندی بهاندازهٔ کافی ظریف برقرار نمیکند. نتیجه، روایتی است که لحظات مؤثر دارد ولی گاه آنها را با توضیح یا حادثههای فرعی سنگین میکند. اگر فیلم در گزینش پیشینهٔ میکی سختگیرتر بود، احتمالاً مسیر بازگشت او فشردهتر و تأثیرگذارتر از کار درمیآمد.
صحنههای مبارزه؛ واقعگرایی در برابر هیجان مبارزهها از آگاهی فیلم نسبت به بدن و فنون جوجیتسو بهره میبرند و حضور بازیگری که تمرین و آشنایی با این جهان را جدی گرفته، به آنها حس اصالت میدهد. در این صحنهها، حرکات صرفاً نمایش ضربههای پیاپی نیستند؛ کشتیِ نزدیک، تلاش برای یافتن موقعیت برتر و خستگی جسمانی بخشی از زبان تصویری فیلم میشوند.
« نتیجه، روایتی است که لحظات مؤثر دارد ولی گاه آنها را با توضیح یا حادثههای فرعی سنگین میکند. »
قوتها و کاستیها
این انتخاب، برای مخاطبی که به خودِ رشته علاقه دارد، جذابیتی ویژه پدید میآورد. بااینهمه، واقعنمایی همیشه به هیجان سینمایی تبدیل نمیشود. برخی مبارزهها از نظر ضرباهنگ و طراحی، خلاقیت یا تنوع چندانی ندارند و گاه کشمکش بیش از آنکه فزاینده شود، تکراری به نظر میرسد. فیلم در بعضی لحظهها بیش از اندازه به اهمیت واقعه تکیه میکند و کمتر از تصویر، تدوین یا تغییرات روشن در تاکتیکها برای انتقال اضطراب بهره میبرد.
به همین دلیل، صحنههایی که باید نیروی عاطفی داستان را به اوج برسانند، برای همهٔ تماشاگران به یک اندازه پرشور نخواهند بود. نقشهای مکمل و جهان پیرامون قهرمان حضور بازیگرانی چون Dennis Quaid و Katrina Bowden به گسترش فضای زندگی میکی کمک میکند و یادآور میشود که بازگشت ورزشی او در خلأ رخ نمیدهد.
بااینحال، همهٔ بازیهای مکمل از یک میزان طبیعیبودن برخوردار نیستند. در بعضی صحنهها، گفتوگوها حالتی تصنعی مییابند و شخصیتهای پیرامونی بیش از آنکه انسانهایی مستقل باشند، در خدمت حرکت داستان قرار میگیرند. این نابرابری در بازیها، گاهی لحن فیلم را نیز ناپایدار میکند: اثر میخواهد هم درامی جدی دربارهٔ گذر زمان و مسئولیت باشد و هم سرگرمیای سرراست دربارهٔ مبارزه و انتقام.
« این انتخاب، برای مخاطبی که به خودِ رشته علاقه دارد، جذابیتی ویژه پدید میآورد. »
جمعبندی
این دو وجه میتوانند در کنار هم کار کنند، اما فیلم همیشه گذار میان آنها را نرم و متقاعدکننده نمیسازد. هرگاه شخصیتهای فرعی از حد کارکرد روایی فراتر نمیروند، جهان فیلم اندکی تخت میشود؛ بااینحال، حضور میکی و جدیت فلنری اغلب مانع از فروپاشی کامل انسجام عاطفی اثر است. جمعبندی «Born a Champion» فیلمی کوچک، صمیمی و آشکارا دلبستهٔ جوجیتسو است؛ اثری که شورش برای ورزش را میتوان در مرکز ثقل آن دید، حتی وقتی فیلمنامه از کلیشههای درام ورزشی فاصله نمیگیرد.
بازی جدی شان پاتریک فلنری و توجه فیلم به انضباط و روحیهٔ این رشته، به آن نیرویی میدهد که از طرح داستانیاش فراتر میرود. در سوی دیگر، زمینهچینی طولانی، پیشبینیپذیری، برخی بازیهای خشک و مبارزههایی که همیشه از نظر نمایشی به اوج نمیرسند، مانع از آن میشوند که فیلم تجربهای استثنایی شود.
ارزش «Born a Champion» در نوآوری روایی نیست، بلکه در صداقت علاقهاش به ورزشی است که دربارهاش قصه میگوید. تماشاگرانی که به جوجیتسو و داستانهای بازگشت علاقه دارند، احتمالاً با کاستیهایش کنار میآیند و از گرمای انسانی آن بهره میبرند؛ دیگران ممکن است بیش از هر چیز، طرحی آشنا را ببینند که با اشتیاقی واقعی روایت شده، اما به اندازهٔ کافی از کلیشههایش رها نشده است.
« این دو وجه میتوانند در کنار هم کار کنند، اما فیلم همیشه گذار میان آنها را نرم و متقاعدکننده نمیسازد. »



ثبت دیدگاه