نقد و بررسی
نقد Boorman and the Devil | 2026
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
شکست بهمثابه قصهای سینمایی «Boorman and the Devil» مستندی است دربارهٔ فیلمی که شهرتش بیش از آنکه از خودِ اثر برخاسته باشد، به آشفتگی تولید و شکست پرآوازهاش گره خورده است: «جنگیر ۲: مرتد» ساختهٔ جان بورمن. اما مستند دیوید کیتریج صرفاً فهرستی از مصیبتهای پشتصحنه نیست. جذابیت اصلیاش در پرسشی گستردهتر نهفته است: شکست هنری دقیقاً کجا شکل میگیرد؛ در ایدهای که بیش از اندازه بلندپروازانه است، در سازوکاری که آن را مهار میکند، یا در فاصلهای که میان قصد سازنده و انتظار مخاطب پدید میآید؟
فیلم پاسخ قطعی و سادهای عرضه نمیکند. در عوض، روایتی پرتحرک از رؤیایی دشوار و تولیدی پرتنش میسازد؛ روایتی که هم سرگرمکننده است و هم، در لحظاتی، به تأملی دربارهٔ ماهیت سینما بدل میشود. این همان نقطهای است که مستند از شرح یک شکست فراتر میرود: از ما نمیخواهد فیلمِ بورمن را ناگهان شاهکار بدانیم، بلکه دعوت میکند به آنچه در کوشش برای ساختنش به خطر افتاد، با دقت بیشتری نگاه کنیم.
جان بورمن؛ میان جاهطلبی و لجاجت حضور خودِ بورمن مهمترین سرمایهٔ مستند است. او نه در مقام قهرمانی بیخطا ظاهر میشود و نه میکوشد همهٔ مسئولیتها را از خود دور کند. روایتش آمیخته به شوخطبعی، خاطره و نوعی دفاعورزیِ آرام است؛ گویی هنوز میخواهد منطق انتخابهایش را توضیح دهد، اما بهخوبی میداند که نتیجه از کنترلش گریخته بود.
همین دوگانگی، گفتار او را انسانیتر و جذابتر میکند. مستند از خلال خاطرات او چهرهٔ فیلمسازی را ترسیم میکند که به بازسازیِ امنِ موفقیت پیشین علاقه ندارد. بورمن میخواست دنبالهای بسازد که صرفاً همان ترسها و سازوکارهای فیلم نخست را تکرار نکند؛ اثری با جاهطلبیهای فکری و تصویری، حتی اگر این جاهطلبیها مخاطب را سردرگم کنند.
« اما مستند دیوید کیتریج صرفاً فهرستی از مصیبتهای پشتصحنه نیست. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
فیلم در ستایش بیقیدوشرط این رویکرد نیست، اما ارزش خطرپذیری را از یاد نمیبرد. این نگاه منصفانه، مانع آن میشود که مستند به محاکمهای ساده برای یافتن مقصر تبدیل شود. پشتصحنهای پرماجرا و پرتناقض روایت تولید، مجموعهای از تنشهای هنری و عملی را کنار هم میچیند: اختلافنظرها، تغییر مسیرها، دشواریهای کار با بازیگران و فشارهای بیرونی.
خاطرات دستاول، بهویژه از کسانی که در ساخت فیلم حضور داشتند، به این جزئیات جان میبخشند. در میان آنها، روایتهایی که به ریچارد برتون و شرایط دشوار تولید مربوط میشوند، هم خندهدارند و هم نشانهای از ناپایداریِ پروژهای هستند که از همان ابتدا برای هماهنگ ماندن با دشواری روبهرو بود.
اما ارزش این بخش فقط در غرابت حکایتها نیست. هر ماجرا قطعهای از تصویری بزرگتر میشود: فیلمی که زیر بار ایدههای گوناگون، تغییرات و فشارها شکل گرفت و بهتدریج انسجامش را از دست داد. مستند میان سرگرمی و تحلیل تعادل برقرار میکند؛ هرچند گاهی شورِ نقل خاطرات چنان بر روایت غلبه میکند که سازوکارهای دقیق شکست در پسزمینه میمانند.
گفتوگوها؛ حافظههایی با زاویههای متفاوت گفتوگو با بازیگران، فیلمسازان و منتقدان، به مستند امکان میدهد گذشته را از چند منظر بازسازی کند. خاطرات لینا بلر و لوئیز فلچر، در کنار دیدگاههای فیلمسازانی چون جو دانته و مایک فلانگان، تصویر یکدست و بیاختلافی از فیلم نمیسازند؛ و همین چندصدایی به اثر عمق میدهد.
« فیلم در ستایش بیقیدوشرط این رویکرد نیست، اما ارزش خطرپذیری را از یاد نمیبرد. »
شخصیتها و اجرا
برخی با مهربانی به تجربه نگاه میکنند، بعضی آشکارا از غرابت و ناکامی آن حرف میزنند و گروهی دیگر میکوشند جاهطلبیهای پنهانش را جدی بگیرند. این تنوع، یکی از بهترین انتخابهای مستند است. در عوضِ آنکه یک صدای مسلط حکم نهایی را صادر کند، میان تحسین، خنده و نقد رفتوآمد میکنیم. با این حال، گفتوگوهای فراوان گاه به همان فرم آشنای «سرهای سخنگو» نزدیک میشوند؛ ساختاری که در بخشهایی از فیلم حسِ ضمیمهٔ ویژهٔ یک مجموعهٔ خانگی را تداعی میکند.
خاطرهها جذاباند، اما همیشه به بینشی تازه دربارهٔ خودِ شکست راه نمیبرند. فرم مستند؛ پویایی در دل قالبی آشنا کیتریج برای زنده نگهداشتن روایت، از تصاویر آرشیوی و بخشهایی از فیلم مورد بحث بهره میگیرد و آنها را با گفتوگوها درهم میآمیزد. همین رفتوبرگشت به مخاطب کمک میکند نسبت میان نیت سازندگان و آنچه روی پرده دیده میشود را دنبال کند.
لحن اثر نیز عامدانه خشک و دانشگاهی نیست؛ شوخیهای پراکنده و نگاه بازیگوشانهاش، موضوعی تخصصی را به تجربهای خوشتماشا بدل میکند. با وجود این، شکل کلی فیلم چندان جسورانه نیست. وقتی موضوع مستند اثری است که خود با سرکشی از انتظارهای رایج شناخته میشود، میشد انتظار داشت روایت نیز ساختاری نامتعارفتر یا جسورانهتر برگزیند.
«Boorman and the Devil» بیش از آنکه فرم را به آزمایش بگذارد، بر نیروی داستان، شخصیتها و انبوه جزئیات تکیه میکند. این انتخاب کارآمد است، اما گاهی همان پرسشی را پیش میکشد که فیلم دربارهٔ اثر بورمن مطرح میکند: آیا روایت بیش از حد به قالبی آشنا وفادار مانده است؟ شکست، صنعت و بهای خطرپذیری یکی از نکتههای مهم مستند، پیوند میان سرنوشت «جنگیر ۲: مرتد» و انتظارهای صنعت سینماست.
« این تنوع، یکی از بهترین انتخابهای مستند است. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
دنبالهای که پس از موفقیت عظیم فیلم نخست ساخته میشود، معمولاً با فشار برای تکرار تجربهای آشنا روبهرو است؛ مخاطب و سرمایهگذار هر دو میخواهند بخشی از همان لذت یا هراس را دوباره دریافت کنند. بورمن، در مقابل، به دنبال تغییر مسیر بود. اصطکاک میان این دو خواسته، بهتنهایی همهٔ علتهای شکست نیست، اما به فهم دشواریِ پروژه کمک میکند.
مستند در اینجا به نکتهای قابلتوجه میرسد: شکست، همیشه نتیجهٔ فقدان استعداد یا بیتوجهی نیست. گاهی اثر از نیروی تخیل و تصمیمهایی نیرو میگیرد که در کنار هم قرار نمیگیرند و به نتیجهای آشفته میانجامند. این نگاه نه بهانهجویی است و نه ستایش شکست برای خودِ شکست؛ بلکه یادآوری میکند که امکانِ ناکامی بخشی از هزینهٔ خطرپذیری هنری است.
سینمایی که هیچگاه خطر نمیکند، شاید کمتر شکست بخورد، اما کمتر هم مجال غافلگیرکردن تماشاگر را پیدا میکند. محدودیتها و مخاطب مهمترین ضعف فیلم، همان چیزی است که به آن انسجام و دسترسیپذیری میدهد: تمرکز بر روایت خطیِ تولید و تکیهٔ زیاد بر مصاحبهها و آرشیو. مستند گاهی بهجای آنکه چرایی شکست را از زاویهای تازه بکاود، رخدادها را مرتب و قابلفهم کنار هم میگذارد.
برای علاقهمندان تاریخ سینما، این جزئیات لذتبخش و آموزندهاند؛ برای کسی که با بورمن یا دنبالهٔ «جنگیر» آشنایی ندارد، ممکن است انبوه نامها و دشواریهای تولید اندکی محدودکننده باشد. همچنین فیلم بیشتر به تجربهٔ سازندگان نزدیک میشود تا واکاوی گستردهترِ واکنش مخاطبان یا پیامدهای صنعتیِ شکست.
« بورمن، در مقابل، به دنبال تغییر مسیر بود. »
قوتها و کاستیها
این انتخاب تمرکز اثر را حفظ میکند، اما بخشی از پرسشهای بالقوه را بیپاسخ میگذارد. مستند در برابر غرابت فیلم موضوعش کنجکاوی دارد، ولی همیشه به اندازهٔ کافی بازیگوش یا بیپروا نیست که تناقضهای آن را تا انتهای مسیر دنبال کند. جمعبندی «Boorman and the Devil» مستندی خوشساخت، پرکشش و صمیمی دربارهٔ یکی از شکستهای مشهور سینماست؛ اثری که با اتکا به حضور جان بورمن و خاطرات افراد درگیر، پشتصحنهای آشفته را به قصهای انسانی تبدیل میکند.
قوتش در آن است که فیلمساز را نه تبرئه میکند و نه به کاریکاتوری از کارگردانی شکستخورده فرو میکاهد. ضعفش نیز در قالب آشنایی است که گاهی مانع کندوکاوی رادیکالتر میشود. حاصل، نه دفاعیهای برای «جنگیر ۲: مرتد» است و نه ریشخندی طولانی به آن. مستند یادآوری میکند که پشت هر شکست پرآوازه، مجموعهای از امیدها، تصمیمها و تلاشهای واقعی قرار دارد.
برای علاقهمندان به تاریخ سینما و ساخت فیلم، تماشایی جذاب و تأملبرانگیز است؛ و برای دیگران، روایتی سرگرمکننده از اینکه چگونه رؤیایی جسورانه میتواند در برخورد با واقعیت به مسیری پیشبینیناپذیر کشیده شود.
« این انتخاب تمرکز اثر را حفظ میکند، اما بخشی از پرسشهای بالقوه را بیپاسخ میگذارد. »
ثبت دیدگاه