نقد و بررسی
نقد کتابهای خونین (Books of Blood) | 2020
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
میان کتاب و پرده فیلم «Books of Blood» ساختهٔ Brannon Braga، با الهام از جهان ادبی Clive Barker، بهجای آنکه یک داستان پیوسته را دنبال کند، سه روایت هولناک را در کنار هم مینشاند؛ روایتهایی که در ظاهر مستقلاند، اما کمکم رشتههایی میانشان پدیدار میشود. این ساختار از همان آغاز وعدهٔ سفری به قلمروهای ناشناخته را میدهد: جایی که سوگ، فریب، خشونت و امر فراطبیعی از یکدیگر جداییپذیر نیستند.
ایدهٔ محوری، برای یک فیلم ترسناک اپیزودیک، ظرفیت فراوانی دارد؛ هر قصه میتواند جهان و منطق هراس خاص خود را بسازد و پیوند نهایی نیز معنایی تازه به اجزای پیشین ببخشد. فیلم گاه به این وعده نزدیک میشود، اما در نهایت بیش از آنکه یک تجربهٔ یکپارچه باشد، مجموعهای ناهموار از لحظههای موفق و فرصتهای ازدسترفته است.
سه روایت، سه جنس هراس نخستین امتیاز فیلم، تنوع موقعیتهای روایی آن است. هر قصه از دریچهای متفاوت به ترس نگاه میکند: ترس از آنچه در خانهای بهظاهر امن پنهان شده، از دستکاری اندوه و باور آدمی، و از نیروهایی که دانستههای معمول را بیاعتبار میکنند. این تفاوت، دستکم در سطح ایده، مانع یکنواختی فیلم میشود.
تماشاگر پیوسته با فضایی تازه روبهرو است و باید خود را با قواعد روایی جدید تطبیق دهد. بااینحال، تفاوت داستانها همیشه به تنوع سازنده نمیانجامد. گاهی تغییر مسیر فیلم آنقدر ناگهانی است که مجال نمیدهد تعلیق یک روایت به اوج برسد یا اثر عاطفیاش تثبیت شود. قصهای که تازه شخصیتها و مناسباتش را به تماشاگر شناسانده، جای خود را به ماجرایی دیگر میدهد؛ سپس فیلم انتظار دارد این قطعات پراکنده در بازگشتهای بعدی، به کلیتی منسجم تبدیل شوند.
« سه روایت، سه جنس هراس نخستین امتیاز فیلم، تنوع موقعیتهای روایی آن است. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
پیوند نهایی، هرچند ایدهای جذاب است، بهتنهایی نمیتواند گسستهای میان داستانها را جبران کند. قصهٔ دوم؛ نقطهٔ قوت اصلی در میان سه بخش، روایت دوم بیش از همه کشش دراماتیک دارد. اندوه مادری که فرزندش را از دست داده، بستری عاطفی و باورپذیر برای ورود عنصر هراس فراهم میکند؛ زیرا داستان پیش از آنکه بر راز و غافلگیری تکیه کند، از فقدانی ملموس نیرو میگیرد.
ادعای ارتباط با مردگان در چنین فضایی صرفاً تمهیدی برای ایجاد دلهره نیست؛ با نیاز شخصیت به تسکین، امید و بازگشت چیزی ازدسترفته پیوند میخورد. همین پیوند، تعلیق را مؤثرتر میکند. پرسش اصلی فقط این نیست که ادعای شخصیت تازهوارد تا چه اندازه حقیقت دارد، بلکه این است که سوگ چگونه داوری و تصمیمگیری را آسیبپذیر میسازد.
فیلم در این بخش بهتر میتواند اطلاعات را قطرهچکانی آشکار کند و تماشاگر را میان همدلی و بدگمانی نگه دارد. بااینهمه، این قصه نیز از محدودیتهای ساختار کلی در امان نیست: درست هنگامی که جهان و رابطههایش جان میگیرند، فیلم ناچار است دوباره به مسیرهای دیگر بازگردد. بازیها و شخصیتها بازیها از عناصر قابل اتکای فیلماند.
Anna Friel برای نقش مادری سوگوار، ترکیبی از اندوه و تردید میسازد که به روایت دوم عمق میدهد؛ اجرای او کمک میکند احساسات شخصیت به صرف مقدمهای برای پیچش داستانی تقلیل نیابد. Britt Robertson نیز در مرکز بخشی قرار میگیرد که حساسیت شخصیتش به صدا و محیط، راهی برای ساختن اضطراب روزمره فراهم میآورد.
« پیوند نهایی، هرچند ایدهای جذاب است، بهتنهایی نمیتواند گسستهای میان داستانها را جبران کند. »
شخصیتها و اجرا
این ویژگی میتوانست به شکلی ظریفتر در بافت صوتی فیلم گسترش یابد، اما دستکم به شخصیت هویتی متمایز میبخشد. در میان نقشهای فرعی، بازیگران داستان خانوادهٔ عجیب نیز به باورپذیری فضای نامتعارف آن کمک میکنند. جذابیت این بخش تا اندازهای از تضاد میان ظاهر آرام و زیرینۀ آشفتهاش میآید و بازیها این دوگانگی را حفظ میکنند، بیآنکه از همان ابتدا راز ماجرا را کاملاً آشکار سازند.
در مجموع، بازیگران اغلب مصالح انسانی لازم را فراهم میکنند؛ مشکل آنجاست که فیلم همیشه به شخصیتهایش زمان کافی نمیدهد تا این مصالح به تحول دراماتیک بدل شوند. تصویر، فضا و خشونت فیلم در ساختن تصویرهای ناآرامکننده گاه موفق است. خانهها و فضاهای بسته، بهویژه هنگامی که قرار است امنیت ظاهریشان ترک بردارد، ظرفیت خوبی برای ایجاد حس محاصره دارند.
بعضی قابها و ایدههای بصری در ذهن میمانند و پیچشهای داستانی نیز به سرگرمکنندگی اثر میافزایند. فیلم بهجای آنکه تمام بار ترس را بر عهدهٔ ناگهانیبودن صحنهها بگذارد، گاهی از انتظار و کنجکاوی بهره میگیرد: تماشاگر میخواهد بداند در پس تصویر آرام یا رفتار بهظاهر عادی چه چیزی نهفته است.
بااینهمه، فضاسازی همیشه به تعلیق پایدار نمیانجامد. ایدههای بصری قوی گاه پیش از آنکه فرصت اثرگذاری پیدا کنند، کنار گذاشته میشوند یا زیر سایهٔ تغییر روایت قرار میگیرند. فیلم لحظههایی دارد که میتوانند هراسانگیز یا دستکم غریب باشند، اما میان آنها پیوستگی حسی کافی برقرار نمیکند.
« این ویژگی میتوانست به شکلی ظریفتر در بافت صوتی فیلم گسترش یابد، اما دستکم به شخصیت هویتی متمایز میبخشد. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
نتیجه بیشتر مجموعهای از تصویرهای پراکنده و مؤثر است تا جهانی واحد که تماشاگر را بهتدریج در خود فرو ببرد. ریتمی که مجال نفسکشیدن نمیدهد یکی از ضعفهای محسوس «Books of Blood» ریتم نابرابر و کشدار آن است. برخی بخشها دیر به نقطهٔ دراماتیک خود میرسند و زمان صرفشده برای زمینهچینی، همیشه با افزایش تنش یا پیچیدگی شخصیتها جبران نمیشود.
در سوی دیگر، فیلم گاهی درست هنگامی که یک قصه به حرکت افتاده، آن را قطع میکند و به داستان دیگری میپرد. حاصل، نوعی تناقض است: روایتها هم طولانی بهنظر میرسند و هم مجال کافی برای تکامل نمییابند. این مسئله صرفاً به کندی یا سرعت تدوین مربوط نیست؛ به نحوهٔ توزیع توجه میان سه خط داستانی نیز برمیگردد.
جابهجاییها میتوانستند تعلیق بسازند، اگر هر بار پرسشی تازه در ذهن تماشاگر میکاشتند یا با همنشانی روایتها معنایی تازه پدید میآوردند. اما در مواردی، تغییر مسیر بیشتر شبیه وقفهای در تجربه است. همین گسست ممکن است باعث شود تماشاگر از نظر عاطفی از یک داستان جدا شود، پیش از آنکه پیوندهای بعدی بتوانند او را دوباره درگیر کنند.
پیوندها و پایانبندی گرهخوردن سه روایت از ابتدا یکی از جذابترین وعدههای فیلم است. بازگشتن به عناصر آشنا و پیوند دادن شخصیتها یا رخدادها میتواند احساس کشف ایجاد کند؛ گویی هر قصه بخشی از متنی بزرگتر بوده است. این انتخاب با عنوان فیلم نیز تناسب دارد: کتابها، روایتها و ردهایی که از گذشته باقی میمانند، میتوانند حامل داستانهایی باشند که شخصیتها هنوز معنایشان را نمیدانند.
« نتیجه بیشتر مجموعهای از تصویرهای پراکنده و مؤثر است تا جهانی واحد که تماشاگر را بهتدریج در خود فرو ببرد. »
قوتها و کاستیها
اما پیوند روایی به همان اندازه که امکان انسجام میآفریند، خطر تصنع هم دارد. اگر اتصالها بیش از آنکه از دل انتخابها و سرنوشت شخصیتها بجوشند، برای رسیدن به یک غافلگیری در پایان کنار هم چیده شوند، تماشاگر بهجای احساس کشف، سازوکار طرح را میبیند. در این فیلم، بعضی از اتصالها سرگرمکنندهاند، ولی همهٔ آنها به یک اندازه قانعکننده یا اثرگذار نیستند.
پایانبندی نیز برای جمعکردن مسیرهای متعدد شتاب دارد؛ ازاینرو، چند داستان پس از زمینهچینی مفصل، فرودی کوتاهتر از انتظار پیدا میکنند. پرهیز از افشای جزئیات، چیزی از این داوری نمیکاهد: مسئله نه خود غافلگیری، بلکه میزان آمادگی روایی برای پذیرش آن است. جمعبندی «Books of Blood» فیلمی است با هستهای جذاب و اجرای ناهموار؛ اثری که در قصهٔ دوم، در بازیهای خوب و در چند تصویر و پیچش به ظرفیتهای ژانر نزدیک میشود، اما نمیتواند این کامیابیها را در ساختاری کاملاً منسجم گرد آورد.
داستان خانوادهٔ نامتعارف و فضای رازآلود آن از بخشهایی است که میتواند تماشاگر را بیشتر درگیر کند، در حالی که بعضی جابهجاییها و زمینهچینیهای طولانی، انرژی روایت را تحلیل میبرند. برای تماشای جمعی و تجربهای سبکتر از وحشت، فیلم لحظههای سرگرمکنندهای دارد؛ اما اگر انتظار تعلیقی مداوم، پیوندی بینقص میان قصهها و پایانهایی عمیقاً ماندگار وجود داشته باشد، حاصل احتمالاً کمتر از انتظار خواهد بود.
مهمترین حس پس از تماشا، نه شکست کامل ایده، بلکه دریغ از آن است که مادهٔ خام فیلم از پرداختی یکدستتر و جسورانهتر بهره نبرده است.
« اما پیوند روایی به همان اندازه که امکان انسجام میآفریند، خطر تصنع هم دارد. »
ثبت دیدگاه