نقد و بررسی
نقد بوگی (Boogie) | 2021
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
میان رؤیای انبیای و خواست خانواده «Boogie» ساختهٔ ادی هوانگ، در ظاهر از الگوی آشنای درامهای ورزشی پیروی میکند: نوجوانی مستعد در آستانهٔ فرصتی بزرگ ایستاده و باید با رقیبان، فشار تمرین و تردیدهای شخصی روبهرو شود. اما مرکز ثقل فیلم نه صرفاً مسابقه برای رسیدن به انبیای، بلکه کشمکش آلفرد «بوگی» چین با تصویری است که خانواده و جامعه از آیندهاش ساختهاند.
او در کویینز زندگی میکند، در بسکتبال استعداد دارد و رؤیای حرفهای شدن را دنبال میکند؛ در مقابل، والدینش موفقیت دانشگاهی و بورسیه را مسیری مطمئنتر میدانند. این اختلاف، پرسشی انسانی را پیش میکشد: آیا رؤیای شخصی واقعاً از آنِ خود آدم است، وقتی همهٔ اطرافیان برایش معنایی دیگر قائلاند؟
فیلم زمانی جان میگیرد که بسکتبال را از قالب رقابت ورزشی بیرون میآورد و به نشانهای از امید، منزلت و امکان انتخاب بدل میکند. برای بوگی، زمین هم فضایی برای اثبات توانایی است و هم جایی برای پنهان کردن اضطرابها. بااینحال، «Boogie» در ساختن درامی منسجم از این مواد خام همواره کامیاب نیست؛ گاهی رؤیای ورزشی، تنش خانوادگی، رابطهٔ عاشقانه و پرسشهای هویتی چنان سریع کنار هم قرار میگیرند که فرصت چندانی برای رسوب و تأثیرگذاری نمییابند.
بلوغ در سایهٔ انتظارات یکی از وجوه ارزشمند فیلم، توجه به تجربهٔ نوجوانی است که میان خواستههای شخصی و وظیفهای که خانواده بر دوشش گذاشته گرفتار شده است. بوگی باید نهفقط دربارهٔ آیندهٔ ورزشی خود، بلکه دربارهٔ معنای موفقیت، تعلق و استقلال تصمیم بگیرد. این تعارض، از آن جهت صمیمی است که فیلم آن را به یک نصیحت ساده دربارهٔ «دنبال کردن رؤیاها» تقلیل نمیدهد.
« برای بوگی، زمین هم فضایی برای اثبات توانایی است و هم جایی برای پنهان کردن اضطرابها. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
انتخابهای بوگی پیامد دارند و او همیشه نمیتواند با تکیه بر استعدادش از هزینهٔ عاطفی آنها بگریزد. بااینهمه، فیلم گاهی مسئلهٔ بلوغ را بیشتر اعلام میکند تا آنکه در رفتار و تحول شخصیت بپروراند. بوگی در موقعیتهایی با خشم و اعتمادبهنفس ظاهری واکنش نشان میدهد، اما فاصلهٔ میان این ظاهر و آسیبپذیری درونیاش همیشه بهروشنی کاویده نمیشود.
ازاینرو، برخی لحظهها بهجای آنکه مرحلهای ضروری از تحول او باشند، همچون ایستگاههایی در مسیری پراکنده به نظر میرسند. ایدهٔ مرکزی ظرفیت عاطفی فراوانی دارد، اما پرداخت داستان به همان اندازه پیگیر نیست. خانواده؛ سرچشمهٔ حمایت و فشار رابطهٔ بوگی با پدر و مادرش به فیلم عمقی میدهد که در بسیاری از درامهای ورزشی نوجوانانه کمرنگ است.
والدین او صرفاً مانعی برای آزادی فرزندشان نیستند؛ هرکدام از زاویهٔ تجربهها و نگرانیهای خود به آیندهٔ او نگاه میکنند. فیلم نشان میدهد که فشار برای موفق شدن گاه با عشق و مراقبت درهم میآمیزد و همین آمیختگی، مرز میان حمایت و کنترل را دشوار میسازد. بوگی در خانه با انتظاراتی روبهروست که از زمین بازی فراتر میروند و به هویت و جایگاه خانوادگی او گره میخورند.
بهترین لحظات این خط داستانی زمانی پدید میآیند که تنش خانوادگی از دل رفتارهای روزمره آشکار میشود، نه از توضیحهای مستقیم. در مقابل، برخی رویاروییها بیش از حد پرحرارت یا صریحاند و فیلم گاه با فشار روایی میکوشد اهمیت اختلافها را برجسته کند. در نتیجه، رابطهٔ اعضای خانواده نه همیشه به ظرافتی که موضوعش میطلبد شکل میگیرد و نه تمام پیچیدگیهایش در طول اثر فرصت گسترش پیدا میکنند.
« انتخابهای بوگی پیامد دارند و او همیشه نمیتواند با تکیه بر استعدادش از هزینهٔ عاطفی آنها بگریزد. »
شخصیتها و اجرا
بااینحال، همین خانوادهٔ ناسازگار، «Boogie» را از قصهای معمولی دربارهٔ استعداد و رقابت فراتر میبرد. هویت، تعلق و نگاه جامعه فیلم از تجربهٔ آمریکاییهای چینیتبار برای طرح پرسشهایی دربارهٔ تعلق و کلیشههای نژادی بهره میگیرد. بوگی در فضایی بزرگ شده که از او تصویرهای متناقضی میسازد: از یک سو باید نمایندهٔ موفقیت و انضباط باشد و از سوی دیگر میخواهد علایق و خلقوخوی خودش را دنبال کند.
او میان فضای خانه، مدرسه و زمین بسکتبال جابهجا میشود، اما در هیچیک بهسادگی احساس آرامش کامل ندارد. این بیقراری به شخصیتش وجهی متمایز میبخشد و مانع میشود که فیلم صرفاً داستان یک ورزشکار در مسیر رسیدن به هدف باشد. بااینحال، پرداخت این موضوعات همیشه به یک دیدگاه روشن و سنجیده نمیرسد.
«Boogie» به کلیشهها اشاره میکند و گاه میکوشد آنها را به چالش بکشد، اما برخی ایدهها در حد اشاره باقی میمانند یا در کنار خطهای داستانی دیگر گم میشوند. فیلم گویی میخواهد همزمان دربارهٔ نژاد، مردانگی، فشار خانواده، جاهطلبی و فرهنگ جوانان سخن بگوید، بیآنکه به همهٔ این موضوعات زمان برابر بدهد.
حاصل، اثری است که از نظر فکری کنجکاویبرانگیز است، اما در سامان دادن به دغدغههایش پراکندگی دارد. بازیها و رابطهٔ بوگی و الینور تیلور تاکاهاشی در نقش بوگی حضوری آرام اما پرانرژی دارد. بازی او متکی بر فورانهای عاطفی پیدرپی نیست؛ بیشتر میکوشد اضطراب و سرسختی شخصیت را پشت چهرهای مطمئن و گاه سرکش پنهان کند.
« بااینحال، همین خانوادهٔ ناسازگار، «Boogie» را از قصهای معمولی دربارهٔ استعداد و رقابت فراتر میبرد. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
این انتخاب با نوجوانی که هنوز زبان مناسبی برای بیان آشفتگیهایش پیدا نکرده تناسب دارد. در عین حال، دیالوگهای ناموزون و بعضاً تصنعی باعث میشوند بازیگر همیشه نتواند از پسِ موقعیتهایی که قرار است طنز یا صمیمیت بسازند برآید. الینور، با بازی تیلور پیج، گرما و سبکی خوشایندی به جهان فیلم میآورد.
رابطهٔ او و بوگی در لحظاتی از طنز و آسیبپذیری بهره میگیرد و از سنگینی فضای خانوادگی میکاهد. اما این رابطه، با وجود جذابیت اولیه، به اندازهٔ کافی مجال رشد پیدا نمیکند. نزدیکی و فاصلهٔ میان دو شخصیت گاه بیشتر تابع نیازهای مقطعی روایت است تا نتیجهٔ شناختی تدریجی از یکدیگر. بنابراین، پیوند عاشقانهٔ آنها لحظات دلنشینی میسازد، ولی ظرفیت عاطفیاش فراتر از آنچه نمایش داده میشود باقی میماند.
بسکتبال و زبان تصویر بسکتبال در «Boogie» هم موتور داستان است و هم تصویری از رقابت بر سر آینده. فیلم میکوشد انرژی بازی را با ضرباهنگ موسیقی و فضای شهری نیویورک همراه کند؛ این ترکیب گاهی حس سرزندگی و حرکت میآفریند و به اثر هویتی جوانانه میبخشد. حضور رقیبان نیز بر این تصور تأکید میکند که بوگی در مسیری تنها حرکت نمیکند: هر مسابقه، با فشار نگاه دیگران و ضرورت اثبات خود همراه است.
اما صحنههای ورزشی از نظر وضوح و تدوین همیشه موفق نیستند. برشها گاه مسیر حرکت بازیکنان و منطق صحنه را مخدوش میکنند و بهجای آنکه تماشاگر را در جریان مسابقه قرار دهند، از تمرکز او میکاهند. این ضعف اهمیت دارد، زیرا بسکتبال یکی از ستونهای اصلی روایت است و باید هم هیجان رقابت را منتقل کند و هم وضعیت روانی بوگی را بازتاب دهد.
« این انتخاب با نوجوانی که هنوز زبان مناسبی برای بیان آشفتگیهایش پیدا نکرده تناسب دارد. »
قوتها و کاستیها
موسیقی پرانرژی میتواند کمبود ضرباهنگ را تا اندازهای جبران کند، اما جای پیوستگی بصری و طراحی دقیقتر صحنه را نمیگیرد. لحن و انسجام روایی «Boogie» در جستوجوی لحنی واحد، میان چند قلمرو در رفتوآمد است: درام خانوادگی، داستان بلوغ، عاشقانهٔ نوجوانانه و فیلم ورزشی. این تنوع فینفسه ایراد نیست؛ مشکل آنجاست که پیوند میان این لحنها همیشه نرم و طبیعی شکل نمیگیرد.
لحظهای فیلم به سوی تأملی جدی دربارهٔ هویت میرود و لحظهای دیگر با شوخی یا جدلی تند مسیر خود را عوض میکند. برخی جابهجاییها جذابیت نامتعارف اثر را میسازند، اما برخی دیگر حس ناپایداری و ناتمامماندن را تقویت میکنند. فیلمنامه نیز به سبب دیالوگهایی که گاه بیش از حد نوشتهشده به گوش میرسند، از واقعگرایی مورد انتظار فاصله میگیرد.
شخصیتها همیشه با زبانی حرف نمیزنند که از موقعیت و خلقوخویشان بهطور طبیعی برآمده باشد؛ در نتیجه، پیام فیلم بعضی وقتها آشکارتر از زندگی درون صحنه میشود. اثر در مقام نخستین تجربهٔ بلند ادی هوانگ پشت دوربین، جسارت و نگاه شخصی دارد، اما این جسارت هنوز به انضباط روایی کاملی نرسیده است.
جمعبندی «Boogie» فیلمی دربارهٔ بسکتبال است، اما ارزش اصلیاش در پرسشهایی نهفته که پیرامون زمین بازی شکل میگیرند: چه کسی حق دارد آیندهٔ یک نوجوان را تعریف کند؟ چگونه میتوان میان آرزوهای خود و امیدهای خانواده راهی پیدا کرد؟ و تعلق داشتن به یک جامعه چه معنایی دارد، وقتی آدم همزمان از کلیشههایی که به او نسبت داده میشود فاصله میگیرد و به دنبال هویتی شخصی است؟
« این تنوع فینفسه ایراد نیست؛ مشکل آنجاست که پیوند میان این لحنها همیشه نرم و طبیعی شکل نمیگیرد. »
جمعبندی
فیلم در پاسخ دادن به این پرسشها یکدست و کامل نیست. فیلمنامهٔ کمرمق، ناهماهنگی لحن، تدوین گیجکنندهٔ مسابقهها و پرداخت محدود برخی روابط مانع از آن میشوند که تمام ظرفیت موضوعی اثر به شکلی متمرکز شکوفا شود. در مقابل، فضای زندهٔ کویینز، حضور متین تاکاهاشی، گرمای رابطهٔ بوگی و الینور و نگاه انسانی به فشار خانواده، لحظاتی ماندگار میسازند.
حاصل، اثری ناصاف اما شخصی است؛ فیلمی که بیش از آنکه با صیقل فنی خود متقاعد کند، با جاهطلبی و تلاشش برای روایت تجربهای کمتر دیدهشده توجه برمیانگیزد.
« فیلم در پاسخ دادن به این پرسشها یکدست و کامل نیست. »



ثبت دیدگاه