نقد و بررسی
نقد Boo! A Madea Halloween | 2016
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
ایدهای که از شوخی آغاز میشود «بو! هالووینِ مادیا» کمدی ترسناکی است که از برخورد دو جهانِ آشنا اما ناسازگار نیرو میگیرد: از یکسو شبی هالووینی با مهمانی، نوجوانان سرکش و بازی با تصاویر ارواح و زامبیها؛ از سوی دیگر مادیا، زنی سالخورده، تندزبان و بیاعتنا به آدابورسوم که معمولاً برای هیچ موقعیتی واکنشی معمولی ندارد.
فیلم بهجای آنکه وحشت را جدی بگیرد، آن را بهانهای برای آشوب و شوخی میکند. مادیا و همراهانش در موقعیتی قرار میگیرند که باید مراقب نوجوانان باشند و همزمان با ترسها و دردسرهای شب هالووین کنار بیایند. این ترکیب در سطح ایده ظرفیت سرگرمکنندهای دارد: شخصیتهایی که از دیدن شبح میترسند، قرار است در همان لحظه با زبان تند و رفتارهای غلوشدهشان خنده ایجاد کنند.
اما فیلم بیش از آنکه از این تقابل یک کمدی ترسناک منسجم بسازد، آن را همچون بستری برای کنار هم چیدن شوخیهای پراکنده به کار میگیرد. نتیجه، اثری است که جذابیتش بیش از هر چیز به میزان پذیرش سبک خاص مادیا وابسته است. مادیا؛ موتور اصلی فیلم هر زمان که مادیا وارد صحنه میشود، ضرباهنگ فیلم جان میگیرد.
او با واکنشهای ناگهانی، قاطعیت نمایشی و بیپروایی کلامی، فضای آشنا و نسبتاً معمولی داستان را به قلمرو اغراق میبرد. حتی هنگامی که موقعیت بهخودیخود چندان خندهدار نیست، شخصیت مادیا میتواند با یک نگاه، یک اعتراض یا یک تصمیم نسنجیده مسیر صحنه را عوض کند. همین حضور پررنگ است که فیلم را از یک کمدی نوجوانانه معمولی جدا میکند.
« فیلم بهجای آنکه وحشت را جدی بگیرد، آن را بهانهای برای آشوب و شوخی میکند. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
Tyler Perry در نقش مادیا بر اغراق تکیه دارد و آن را پنهان نمیکند. این بازی نه برای واقعگرایی، بلکه برای خلق حضوری پر سر و صدا و سلطهجو طراحی شده است. مادیا در جهان فیلم قرار نیست شخصیتی ظریف و روانشناختی باشد؛ او نیرویی نمایشی است که هر جا قدم میگذارد، دیگران را وادار میکند به او واکنش نشان دهند.
این شیوه برای مخاطبی که با مجموعه و لحن آن آشناست، میتواند لذتبخش باشد؛ برای کسی که چنین طنزی را دوست ندارد، احتمالاً زود به تکرار و زیادهروی میرسد. همراهان و لحظههای جمعی عمهبَم و هَتی به گسترش انرژی کمدی فیلم کمک میکنند. جذابیت بخشی از صحنهها نه از شوخیهای مستقل، بلکه از همنشینی این شخصیتها و تفاوت واکنشهایشان با موقعیت ناشی میشود.
رابطهی میان مادیا و عمهبَم زمینهای برای کلکل و واکنشهای زنجیرهای فراهم میآورد؛ گاهی همین تبادلهای کوتاه از شوخیهایی که فیلم با اصرار به صحنه تحمیل میکند، طبیعیتر به نظر میرسند. بااینحال، گروه شخصیتها همیشه به یک ensemble منسجم تبدیل نمیشود. برخی از همراهان بیشتر برای پر کردن صحنه یا افزودن واکنشی دیگر به آشوب حضور دارند تا آنکه مسیر مستقلی در داستان پیدا کنند.
فیلم در بهترین لحظههای جمعیاش، از تضاد میان ترس و جسارت، یا میان جدیت یک نفر و بیخیالی دیگری بهره میگیرد؛ در لحظههای ضعیفتر، صرفاً شخصیتها را کنار هم میچیند تا شوخی پشت شوخی ردیف شود. نوجوانان و گسست در لحن خط داستانی نوجوانان، بهویژه تیفانی و دوستانش، قرار است در کنار ماجراهای مادیا کشمکشی معاصرتر و جوانانهتر بسازد.
« Tyler Perry در نقش مادیا بر اغراق تکیه دارد و آن را پنهان نمیکند. »
شخصیتها و اجرا
تیفانی در پی آن است که به خواستههای دوستانش نزدیک شود، در حالی که پدرش برای کنترل او به مادیا و همراهانش متوسل میشود. این تضاد میتوانست زمینهای برای پرداختن به فاصلهی نسلی، استقلال نوجوانان و نگرانی والدین فراهم کند؛ اما فیلم معمولاً این موضوعها را بهانهای برای پیشبرد موقعیتهای طنز میگیرد، نه موضوعاتی که بخواهد جدیتر واکاوی کند.
بعضی از شخصیتهای نوجوان، بهخصوص تیفانی، ممکن است برای تماشاگر آزاردهنده باشند. مسئله فقط سرکشی یا خودمحوری نیست، بلکه کمبود پرداختی است که به رفتارهایشان زمینه و پیچیدگی ببخشد. وقتی انگیزهی شخصیتها بهاندازهی کافی روشن یا باورپذیر نیست، لجاجت آنان بیشتر به مانعی برای پیشروی قصه تبدیل میشود تا سرچشمهی تعارضی جذاب.
از اینرو، فیلم در بخشهایی میان دو کانون خود معلق میماند: مادیا که حضورش بهسرعت توجه را میرباید، و نوجوانانی که قصه میخواهد اهمیتشان را حفظ کند، اما همیشه ابزار کافی برای این کار ندارد. کمدیِ اغراقآمیز؛ خنده یا فرسودگی شوخیهای فیلم خام، زمخت و گاه عمداً احمقانهاند. این ویژگی میتواند برای برخی مخاطبان نقطهی قوت باشد: فیلم از آراستن شوخیها یا پنهان کردن بیپرواییاش پرهیز میکند و مستقیماً به سراغ اغراق، واکنشهای پرحرارت و موقعیتهای مضحک میرود.
اگر تماشاگر با این نوع کمدی همراه شود، همین بیتکلفی و بیاعتنایی به ظرافت میتواند خندهآور باشد؛ تماشای آن در جمع یا با انتظاری سبکسرانه نیز احتمالاً به تجربهاش کمک میکند. اما شوخیهای خام بهتنهایی تضمینکنندهی ریتم کمدی نیستند. فیلم بارها یک ایده را بیش از حد نگه میدارد یا برای تأکید بر یک لحظه، آن را تکرار میکند.
« بعضی از شخصیتهای نوجوان، بهخصوص تیفانی، ممکن است برای تماشاگر آزاردهنده باشند. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
در نتیجه، بعضی صحنهها بهجای آنکه با ضربهای بهموقع تمام شوند، از نقطهی اوج خود عبور میکنند و اثر خنده را کمرنگ میسازند. طنز فیلم بیشتر بر شدت و تکرار تکیه دارد تا دقت در ساختن موقعیت؛ همین انتخاب، مرز میان خندهی رها و خستگی را باریک میکند. هالووین و عناصر ترسناک فیلم از نشانههای آشنای هالووین—لباسهای مبدل، فضای شبانه، شبح و تهدیدهای ظاهراً ماورایی—برای شکل دادن به فضای خود استفاده میکند.
بااینحال، هدف اصلی ترساندن نیست. عناصر وحشت غالباً در خدمت شوخی قرار میگیرند و تهدیدها به فرصتی برای واکنشهای عصبی و رفتارهای نامتعارف بدل میشوند. بنابراین انتظار یک فیلم ترسناک جدی، با تعلیق پیوسته یا فضاسازی وهمآلود، با آنچه اثر عرضه میکند همخوان نیست. از سوی دیگر، فیلم همیشه از تقابل میان وحشت و خنده بهرهی کامل نمیبرد.
کمدی ترسناک زمانی بیشترین تأثیر را دارد که تماشاگر هم خطر را باور کند و هم از واکنش شخصیتها بخندد؛ این اثر بیشتر به سوی خندهی آشکار متمایل است و کمتر برای ساختن ترسی پایدار مکث میکند. نتیجه، حالوهوایی سبک و گاه کارتونی است که برای سرگرمیِ بیدغدغه مناسبتر از تجربهای دلهرهآور به نظر میرسد.
ریتم و ساختار شروع فیلم نسبتاً دیرجذب است. پیش از آنکه مادیا و گروه همراهانش فضای داستان را در اختیار بگیرند، فیلم زمانی را صرف معرفی نوجوانان و وضعیت خانوادگی میکند؛ بخشی که نه بهاندازهی کافی جذاب است تا مستقل بایستد و نه آنقدر کوتاه که صرفاً مقدمهای گذرا باشد. این تأخیر اهمیت دارد، زیرا فیلم بیش از هر چیز به نیروی شخصیت مادیا متکی است.
« بنابراین انتظار یک فیلم ترسناک جدی، با تعلیق پیوسته یا فضاسازی وهمآلود، با آنچه اثر عرضه میکند همخوان نیست. »
قوتها و کاستیها
ورود او که تمرکز و انرژی صحنهها را تغییر میدهد، بهروشنی نشان میدهد اثر در کجا بهترین شانس خود را برای سرگرم کردن پیدا میکند. پس از آن نیز ریتم کاملاً یکدست نمیشود. فیلم میان ماجرای مراقبت از نوجوانان، شیطنتها و نمایشهای ترسناک جابهجا میشود، اما پیوند این اجزا همیشه روان نیست.
بعضی صحنهها بهخوبی از دل موقعیت قبلی بیرون میآیند؛ بعضی دیگر بیشتر شبیه توقفهایی برای اجرای شوخیاند. بااینهمه، هرگاه تمرکز به مادیا و عمهبَم بازمیگردد، اثر دوباره گرمایی پیدا میکند که بخشهای کمجانترش از آن محروماند. جمعبندی «بو! هالووینِ مادیا» فیلمی است با دامنهی محدود، اما هویتی روشن: کمدیای هالووینی که بر شخصیت محبوب و شوخیهای عامدانهی اغراقآمیز تکیه دارد.
نقطهی قوت اصلیاش حضور مادیا و لحظههایی است که او همراه عمهبَم و دیگران آشوب را به سرگرمی بدل میکند. در مقابل، شروع کند، شخصیتپردازی نابرابر نوجوانان و شوخیهایی که گاهی بیش از اندازه کش میآیند، مانع از آن میشوند که فیلم به اثری منسجم و پیوسته خندهدار تبدیل شود. ارزش تماشای آن به سلیقه وابستگی زیادی دارد.
اگر مخاطب با طنز زمخت، اجرای پرهیاهو و موقعیتهای عمداً ابلهانه کنار بیاید، احتمال دارد از بخشهایی واقعاً بخندد و از بیپروایی فیلم لذت ببرد. اما اگر انسجام روایی، شوخیهای دقیق یا وحشت جدیتر بخواهد، این اثر احتمالاً ناامیدکننده خواهد بود. بهترین توصیف آن نه یک کمدی ترسناک حسابشده، بلکه نمایشی شلوغ و نابرابر است که هر بار مادیا مرکز صحنه میشود، جان تازهای میگیرد.
« بعضی صحنهها بهخوبی از دل موقعیت قبلی بیرون میآیند؛ بعضی دیگر بیشتر شبیه توقفهایی برای اجرای شوخیاند. »
ثبت دیدگاه