نقد و بررسی
نقد بوب قمارباز (Bob le Flambeur) | 1956
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
شکوهِ خونسردِ جهان زیرزمینی «باب قمارباز» ساختهٔ ژانپیر ملویل، فیلمی جنایی است که بیش از آنکه به شتاب ماجراهای سرقت تکیه کند، جهان خود را از طریق فضا، رفتار و سکوت میسازد. پاریسِ فیلم نه صرفاً پسزمینهای برای روایت، بلکه قلمرویی دوگانه است: شهری زنده و آشنا که زیر نور روز جریان دارد، و هزارتویی شبانه از کافهها، بارها و قرارهای پنهانی.
ملویل این دو چهره را با نگاهی سرد و دقیق کنار هم مینشاند؛ گویی زندگی عادی و دنیای خلاف، نه دو قلمرو جدا، بلکه دو سوی یک خیاباناند. داستان با باب مونتانی، قماربازی شناختهشده و مردی برخوردار از اعتبار در محافل زیرزمینی، آغاز میشود. پس از آنکه بخت از او روی میگرداند، تصمیم میگیرد سرقتی بزرگ را در کازینوی دوویل طراحی کند؛ نقشهای که همکاران، دوستان و پلیس را به شکلی پیچیده در مدار خود قرار میدهد.
جزئیات این طرح در فیلم اهمیت دارند، اما ارزش اصلی اثر در مسیر رسیدن به آن است: تماشای مردی که میکوشد میان افسانهای که از خود ساخته و واقعیتی که دیگر بهسادگی رام نمیشود، تعادل برقرار کند. باب؛ کاریزما و آسیبپذیری باب شخصیتی است که بهسادگی میتوانست به تصویری آراسته و یکبعدی از «خلافکار نجیب» فروکاسته شود؛ مردی خوشپوش، مطمئن و محبوب که انگار همیشه راهی برای برونرفت از مخمصه دارد.
اما اجرای راجر دوشن این تصویر را اندکی پیچیدهتر میکند. اعتمادبهنفس باب فقط جلوهای نمایشی نیست؛ پشت آن، انضباط، تجربه و نوعی غرور شخصی قرار دارد. او در جهان خود جایگاهی ساخته و دیگران نیز با احترام یا علاقه به او مینگرند. جذابیت باب در همین فاصله میان افسانه و شکنندگی شکل میگیرد.
« داستان با باب مونتانی، قماربازی شناختهشده و مردی برخوردار از اعتبار در محافل زیرزمینی، آغاز میشود. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
او همچنان میخواهد بازی را در اختیار داشته باشد، حتی هنگامی که نشانهها میگویند قواعد تغییر کردهاند. این مقاومت، تماشاگر را با او همراه میکند، بیآنکه فیلم او را بیخطا یا قهرمانی بیچونوچرا معرفی کند. باب دوستداشتنی است، اما تصمیمهایش پیامد دارند و کاریزما نمیتواند همهچیز را از پیش تضمین کند.
رابطهٔ دوستانهاش با بازرس لِدرو نیز بر همین ابهام میافزاید: در این جهان، مرز میان وظیفه، وفاداری و علاقه همیشه روشن نیست. پاریسِ روز و شب یکی از ماندگارترین دستاوردهای فیلم، ساختن پاریسی است که با تصویر توریستی و پرزرقوبرق شهر فاصله دارد. خیابانهای روز، رفتوآمدهای عادی و نماهای بیرونی، به فیلم حسی از واقعیت میبخشند؛ در مقابل، بارها و کافههای شبانه فضایی صمیمی اما پوشیده از سایه میسازند.
نورهای ملایم، پنجرهها و فضای داخلی مکانها چنان به چشم میآیند که گویی هرکدام بخشی از نقشهٔ اجتماعی شهر را آشکار میکنند. این دوگانگی صرفاً زیباییشناختی نیست. شهر برای باب هم خانه است و هم میدان خطر؛ مکانی که در آن شناخته میشود، اما از همان شناختن دیگران نیز آسیبپذیر است. دوربین ملویل گاه با فاصله به آدمها و خیابانها مینگرد و گاه به دل رفتوآمد آنها میرود.
حاصل، ترکیبی از واقعگرایی و افسانهپردازی است: پاریسی ملموس که در عین حال، به قلمرو اسطورهٔ گنگستری بدل شده است. ملویل و زبان سینمایی خلاف «باب قمارباز» در کارنامهٔ ملویل اثری مهم است، زیرا بسیاری از عناصر سینمای جناییِ متأخر او را در مرحلهای آغازین و آزمونگرانه در خود دارد. کارگردان بهجای آنکه همهچیز را با توضیحهای مستقیم روشن کند، به حرکتها، مکثها و جزئیات رفتاری مجال میدهد.
« او همچنان میخواهد بازی را در اختیار داشته باشد، حتی هنگامی که نشانهها میگویند قواعد تغییر کردهاند. »
شخصیتها و اجرا
شیوهٔ فیلمبرداری در مکانهای واقعی و استفاده از دوربین متحرک، به روایت نوعی آزادی و بیواسطگی میبخشد. از سوی دیگر، ترکیببندیهای حسابشده و توجه به پوشش و ظاهر شخصیتها، جهان فیلم را به سبکی آشکارا طراحیشده نزدیک میکند. این همنشینیِ خامی و ظرافت، گاه بخشی از جذابیت فیلم است و گاه منشأ ناهماهنگی آن.
اثر در بعضی لحظهها چنان طبیعی به نظر میرسد که انگار دوربین تصادفاً وارد زندگی شخصیتها شده؛ در لحظههایی دیگر، همهچیز با وسواس در خدمت ساختن تصویری شیک و کنترلشده قرار میگیرد. فیلم نه کاملاً به واقعگرایی وفادار میماند و نه خود را به خیالپردازی محض میسپارد. در همین نوسان، نشانههایی از سینمایی دیده میشود که بعدها به یکی از امضاهای ملویل بدل شد.
موسیقی، سکوت و دود موسیقی جَز در شکلدادن به حالوهوای فیلم نقشی اساسی دارد. این موسیقی بر فضای شبانه و رفتوآمد شخصیتها مینشیند، اما همواره قرار نیست هیجان سرقت را تشدید کند؛ گاهی بیشتر به نشانهای برای آسودگی ظاهری و بیاعتنایی حسابشدهٔ شخصیتها شباهت دارد. در کنار آن، سکوت و مکث نیز اهمیت دارند.
آدمهای فیلم همیشه آنچه را میدانند یا احساس میکنند بر زبان نمیآورند؛ نگاه و طرز نشستنشان گاه از گفتوگو گویاتر است. سیگارکشیدنِ پیدرپی، بخشی از شمایل بصری و فرهنگی فیلم است. دود در قابها، بهویژه در فضاهای بسته، حالتی خفه و پوشیده ایجاد میکند و با جهان مردانی که پیوسته چیزی را پنهان میکنند تناسب دارد.
« شیوهٔ فیلمبرداری در مکانهای واقعی و استفاده از دوربین متحرک، به روایت نوعی آزادی و بیواسطگی میبخشد. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
با این همه، تکرار این تصویر ممکن است برای تماشاگر امروز بیش از آنکه فضاساز باشد، یکنواخت یا آزاردهنده جلوه کند. این ویژگی از آن عناصری است که هم در ساختن دوران و لحن فیلم نقش دارد و هم ممکن است فاصلهٔ مخاطب معاصر را با آن بیشتر کند. ریتم و نابرابری در روایت روایت فیلم در بخشهایی با خونسردی پیش میرود و اجازه میدهد موقعیتها رسوب کنند.
این انتخاب، برای فضاسازی و شناخت شخصیتها سودمند است، اما همیشه به تنش دراماتیک نمیانجامد. برخی صحنهها بیش از اندازه مکث میکنند و تماشاگر ممکن است احساس کند داستان در آستانهٔ حرکت است، اما هنوز قدم بعدی را برنداشته. در مقابل، بعضی تغییرات روایی نسبتاً سریع رخ میدهند و به اندازهٔ کافی فرصت نمییابند در ذهن مخاطب جا بیفتند.
این ناهمواری را میتوان هم کاستی اجرایی دانست و هم حاصل شکل تولید و روحیهٔ تجربهگر فیلم. مهمتر آن است که نوسان ریتم گاهی پیوند عاطفی تماشاگر با نقشهٔ اصلی را سست میکند. وقتی فیلم در جزئیات فضای خود غرق میشود، مسیر سرقت موقتاً رنگ میبازد؛ وقتی دوباره به طرح بازمیگردد، بعضی گذارها شتابزده به نظر میرسند.
با وجود این، فیلم در مجموع از کشش شخصیت باب و جاذبهٔ جهانش بهره میبرد و همین دو عنصر، توجه را دوباره به خود بازمیگردانند. خلافکاری بهمثابه آیین دنیای «باب قمارباز» تنها مجموعهای از نقشهها و تعقیبها نیست؛ نوعی آیین اجتماعی نیز هست که در آن ظاهر، اعتبار و وفاداری ارزش دارند. آدمها با لباس، طرز حرفزدن و میزان خونسردیشان جایگاه خود را اعلام میکنند.
« ریتم و نابرابری در روایت روایت فیلم در بخشهایی با خونسردی پیش میرود و اجازه میدهد موقعیتها رسوب کنند. »
قوتها و کاستیها
قانون و جرم در دو سوی یک نظام اخلاقی ساده قرار نمیگیرند؛ رابطهٔ باب با لِدرو نشان میدهد که شناخت دیرینه و پیوند شخصی میتواند در دل تعارض حرفهای حضور داشته باشد. فیلم در عین حال، نسبت به این جهان شیفته است. خلافکارانش اغلب از جذابیت، آراستگی و نوعی نجابت برخوردارند؛ ویژگیهایی که خشونت و بیثباتی محیط را نرمتر جلوه میدهد.
همین شیفتگی، یکی از سرچشمههای دلپذیری فیلم است، اما گاهی از پیچیدگی اجتماعی ماجرا میکاهد. اثر کمتر میخواهد سازوکارهای جرم را با نگاهی انتقادی کالبدشکافی کند و بیشتر به افسون آدمهایی علاقهمند است که در حاشیهٔ قانون، قواعد خود را ساختهاند. جمعبندی «باب قمارباز» فیلمی است که قوت اصلیاش را نه در اجرای بینقص یک طرح جنایی، بلکه در خلق فضایی متمایز و شخصیتی بهیادماندنی پیدا میکند.
باب، با ترکیبی از اعتمادبهنفس، ظرافت و آسیبپذیری، مرکز جاذبهٔ روایتی است که میان واقعیت خیابانی و رؤیای گنگستری حرکت میکند. پاریسِ روشن و تاریک، موسیقی جَز، نورهای بارها و کافهها و نگاه خونسرد ملویل، به اثر هویتی میبخشند که حتی لغزشهای روایی نیز نمیتوانند از میان ببرند. کندی برخی لحظهها، نابرابری در گذارهای داستانی و تکرار دود و سیگار ممکن است تجربهٔ تماشاگر را کموبیش مختل کند.
با این حال، فیلم بهواسطهٔ کاریزمای باب و زیبایی جهانش همچنان تماشایی میماند. این اثری است دربارهٔ مردی که میخواهد بر بخت مسلط شود، در شهری که هیچکس مالک کامل قواعد آن نیست؛ و همین فاصله میان اطمینان و خطر، به فیلم نیرویی آرام اما پایدار میبخشد.
« فیلم در عین حال، نسبت به این جهان شیفته است. »
ثبت دیدگاه