نقد و بررسی
نقد باب و کارول و تد و آلیس (Bob & Carol & Ted & Alice) | 1969
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
مقدمه: صراحتی که به آزمون بدل میشود پل مازورסקی در «باب و کارول و تد و آلیس» به سراغ سوژهای میرود که در فضای فرهنگیِ پرتحولِ اواخر دههٔ شصت همزمان جذاب و اضطرابآور بود: آزادی جنسی، صداقت عاطفی و امکان بازنگری در قواعد ازدواج. فیلم نه رسالهای خشک دربارهٔ مناسبات نوین است و نه کمدیای که صرفاً از رسوایی و شوخیهای جنسی نیرو بگیرد.
نیروی اصلی آن از شکاف میان آرمانِ رهایی و دشواریِ زیستن بر اساس آن میآید. شخصیتها از صمیمیت و بیپردهگویی سخن میگویند، اما هر بار که این مفاهیم از سطح شعار به تجربهای واقعی نزدیک میشوند، ترس، حسادت و نیاز به امنیت سر برمیآورند. چهار شخصیت در میانهٔ تغییر باب و کارول پس از بازگشت از دورهای گروهی، میکوشند زندگیشان را بر پایهٔ صداقت و پذیرش شکل دهند.
آنان این نگرش تازه را با شور و گاه شتابزدگی به دوستانشان، تد و آلیس، منتقل میکنند. زوج دوم در آغاز با فاصله و تردید به این زبان نو نگاه میکند، اما فاصلهشان بهتدریج با کنجکاوی و کشش درهم میآمیزد. فیلم از همین تفاوت آغازین برای ساختن کمدی بهره میبرد: یک زوج میخواهد آزاداندیش و پیشرو باشد؛ زوج دیگر میخواهد همچنان خود را پایبند به عرف بداند، حتی وقتی احساساتش از این نظم سادهتر پیروی نمیکنند.
« فیلم نه رسالهای خشک دربارهٔ مناسبات نوین است و نه کمدیای که صرفاً از رسوایی و شوخیهای جنسی نیرو بگیرد. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
با این حال، شخصیتها بیش از آنکه نمایندهٔ دو موضع کاملاً متقابل باشند، در طیفی از تردید و میل حرکت میکنند. هر کدام میخواهد باور کند که بر احساسات خود مسلط است، اما رفتار و واکنشهایش تصویری پیچیدهتر نشان میدهد. همین فاصله میان آنچه شخصیتها دربارهٔ خود میگویند و آنچه در عمل آشکار میکنند، موتور اصلی روایت است.
طنزِ فاصله میان حرف و عمل طنز فیلم از تمسخر سادهٔ آزادیخواهی یا دفاع بیچونوچرا از سنت نمیآید؛ سرچشمهٔ آن تناقضهای روزمرهای است که آدمها درون خود حمل میکنند. شخصیتها از صداقت استقبال میکنند، اما همیشه آمادهٔ شنیدن حقیقت نیستند. از رهایی حرف میزنند، ولی همچنان در پی تأیید، امنیت و برتری عاطفیاند.
موقعیتهای خندهدار اغلب از آنجا شکل میگیرد که کسی با اطمینان از یک اصل سخن میگوید و لحظاتی بعد، وقتی همان اصل زندگیاش را تحت تأثیر قرار میدهد، با واکنشی کاملاً انسانی و گاه متناقض روبهرو میشویم. این شوخیها بهندرت به لطیفهای مستقل تقلیل مییابند. خنده معمولاً لایهای از ناراحتی یا شناخت نیز با خود دارد؛ تماشاگر میخندد، اما همزمان میبیند که شخصیتها برای حفظ تصویری که از خود ساختهاند، چه اندازه تقلا میکنند.
« با این حال، شخصیتها بیش از آنکه نمایندهٔ دو موضع کاملاً متقابل باشند، در طیفی از تردید و میل حرکت میکنند. »
شخصیتها و اجرا
فیلم در بهترین لحظاتش نه قاضیِ آنان است و نه مدافعشان؛ موقعیت را میگشاید تا خودِ تناقضها سخن بگویند. گفتوگوها و ریتم صحنهها «باب و کارول و تد و آلیس» فیلمی متکی بر گفتوگوست. بسیاری از صحنهها بر برخوردهای کلامی، مکثها و تغییر تدریجیِ لحن بنا شدهاند؛ گویی آنچه در ظاهر یک گفتوگوی دوستانه است، بهآرامی به میدان سنجش قدرت و آسیبپذیری بدل میشود.
مازورסקی به بازیگران فرصت میدهد واکنشهای کوچک را درنگی طولانیتر کنند و از سکوتها همانقدر معنا بیرون بکشند که از جملهها. این شیوه گاه به نقطهٔ قوت و گاه به محدودیت فیلم تبدیل میشود. گفتوگوها چابک و هوشمندانهاند، اما بعضی اوقات بیش از اندازه توضیح میدهند؛ شخصیتها احساس یا تناقضی را به زبان میآورند که پیشتر در رفتارشان قابل مشاهده بوده است.
در چنین لحظاتی، زیرمتن به متن بدل میشود و صحنه اندکی از ظرافت خود را از دست میدهد. با این همه، بازیهای زنده و ریتم انعطافپذیر گروه بازیگران غالباً مانع از آن میشود که فیلم به نمایشی ایستا و صرفاً کلامی فروکاسته شود. بازیهای گروهی و تفاوت لحنها ناتالی وود، رابرت کالپ، الیوت گولد و دایان کنن هستهٔ عاطفی و کمیک فیلم را شکل میدهند.
« فیلم در بهترین لحظاتش نه قاضیِ آنان است و نه مدافعشان؛ موقعیت را میگشاید تا خودِ تناقضها سخن بگویند. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
جذابیت بازیها بیش از آنکه در نمایشهای پرشور و آشکار باشد، در تفاوت واکنشهاست: یک شخصیت ممکن است با آرامش ظاهری از مسئلهای دشوار عبور کند، دیگری همان مسئله را به شوخی بگیرد و سومی در سکوت از آن آسیب ببیند. این تفاوتها به روابط میان چهار نفر وزن میدهند و اجازه نمیدهند همهٔ صحنهها به یک لحن ثابت محدود شوند.
ناتالی وود برای کارول آمیزهای از گرمی، کنجکاوی و اعتمادبهنفس میسازد؛ رابرت کالپ در باب نوعی اطمینانِ آراسته به شوخطبعی و خودفریبی را به نمایش میگذارد. الیوت گولد با واکنشهای تند و گاه دستپاچهاش، تد را به منبع مهمی از انرژی کمیک بدل میکند، درحالیکه دایان کنن به آلیس پیچیدگی و نیرویی میدهد که از قالب «همسرِ نگران» فراتر میرود.
هماهنگی این چهار بازیگر، مهمتر از هر اجرای منفرد، فضای نامطمئن و گاه پرتنش فیلم را زنده نگه میدارد. زمینهٔ اجتماعی و نگاه به طبقهٔ متوسط فیلم را نمیتوان از فضای فرهنگی زمانهاش جدا کرد. دگرگونی نگرشها به رواندرمانی، صمیمیت و روابط جنسی در داستان حضور دارد، اما مازورסקی آن را از منظر آدمهایی میبیند که زندگیشان در رفاه و آسایش میگذرد و ناگهان درمییابند که قواعد پیشین دیگر پاسخگوی همهٔ خواستههایشان نیست.
« این تفاوتها به روابط میان چهار نفر وزن میدهند و اجازه نمیدهند همهٔ صحنهها به یک لحن ثابت محدود شوند. »
قوتها و کاستیها
این فاصله میان تغییر فرهنگی و عادتهای ریشهدار، طنزی اجتماعی میسازد: شخصیتها میخواهند با زمانه همراه شوند، اما گاه بیشتر شیفتهٔ تصویرِ مدرنبودناند تا آمادگیِ پذیرفتن پیامدهای آن. در همینجا یکی از محدودیتهای فیلم نیز آشکار میشود. چهار شخصیت اصلی گاهی بیش از آنکه انسانهایی با گذشته و جهان درونیِ گسترده باشند، نمونههایی برای بررسی یک مسئلهٔ اجتماعی به نظر میرسند.
روایت برای طرح پرسشهایش به آنان مجال میدهد، اما همیشه به همان اندازه به زندگی مستقل و جزئیات شخصیشان نمیپردازد. ازاینرو، فیلم در بعضی لحظات بیشتر به نمایش موقعیتهای قابل بحث نزدیک میشود تا ترسیم کامل روانشناختیِ آدمهایی یگانه. کارگردانی و اثرِ گذر زمان مازورסקی در نخستین تجربهٔ بلند سینماییاش، بهجای اتکا به پیرنگی پیچیده، بر مشاهدهٔ روابط و نوسانهای عاطفی تکیه میکند.
صحنهها اغلب از گفتوگوهای معمولی آغاز میشوند و آرامآرام فشاری پنهان را نمایان میکنند. این رویکرد به فیلم حالوهوایی صمیمی و بازیگرمحور میدهد، هرچند گاهی انسجام و ایجاز را قربانی امتداد صحنهها میکند. برخی موقعیتها پس از آنکه نکتهٔ اصلی خود را رساندهاند، همچنان ادامه مییابند و ریتم کلی را کند میکنند.
« در همینجا یکی از محدودیتهای فیلم نیز آشکار میشود. »
جمعبندی
با وجود این ناهماهنگیها، فیلم هنوز از تماشای دقیق رفتار آدمها نیرو میگیرد. مسئلهٔ اصلیاش محدود به مد و زبان یک دهه نیست: وقتی قراردادهای قدیمی زیر سؤال میروند، آیا میتوان با کنارگذاشتن آنها به صداقتی تازه رسید، یا فقط شکل دیگری از خودفریبی ساخت؟ پاسخ فیلم ساده و قطعی نیست و همین امتناع از نتیجهگیری آسان، به آن ماندگاری میبخشد.
جمعبندی «باب و کارول و تد و آلیس» کمدیای هوشمندانه دربارهٔ آدمهایی است که میخواهند از محدودیتهای آشنا عبور کنند، اما هنوز با خواستهها و ترسهای خود کنار نیامدهاند. فیلم در طنز موقعیت، بازیهای گروهی و ثبت تنشهای فرهنگی زمانهاش موفق است؛ در مقابل، گفتوگوهای توضیحی، پرداخت گاه تیپوار شخصیتها و کشآمدن برخی صحنهها از ظرافت آن میکاهد.
پایانبندی نیز بهجای فراهمکردن اوجی متعارف و قاطع، بر تعلیق و ناتمامی تکیه دارد؛ انتخابی که ممکن است برای برخی تماشاگران دلپذیر و برای برخی دیگر ناامیدکننده باشد. ارزش فیلم سرانجام در همین پرسشهای حلنشده است: نه آزادی را نسخهای آماده معرفی میکند و نه عرف را پناهگاهی بینقص؛ بلکه نشان میدهد صمیمیت، هر نامی که بر آن بگذاریم، به شجاعتی بیش از تکرار شعارها نیاز دارد.
« با وجود این ناهماهنگیها، فیلم هنوز از تماشای دقیق رفتار آدمها نیرو میگیرد. »



ثبت دیدگاه