نقد و بررسی
نقد بو برنهام: پشتصحنههای اینساید (Bo Burnham: The Inside Outtakes) | 2022
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
ضمیمهای که خود به اثری مستقل بدل میشود «بو برنهام: نماهای حذفشدهٔ درون» را بهتر است نه دنبالهای کامل، بلکه دریچهای به فرایند ساختهشدن یک اثر دانست. این مجموعه که یک سال پس از «درون» منتشر شد، تصاویر پشتصحنه، برداشتهای جایگزین، ترانههای کنارگذاشتهشده و لحظههایی را گرد میآورد که در نسخهٔ نهایی جایی نیافتند.
بااینحال، حاصل صرفاً انباری از مواد اضافی نیست: بو برنهام این تکهها را با تدوین و شوخیهای ویژهٔ خود به شکلی تازه پیوند میزند؛ شکلی که گاه به یادداشتهای کارگاهی میماند و گاه خود نمایشی مستقل به نظر میرسد. این اثر حدود یک ساعت است و در همان فضای محدود اتاق شکل میگیرد؛ فضایی که در «درون» هم دکور بود، هم صحنه و هم بازتابی از ذهن سازندهاش.
جذابیت ترانهها و نسخههای جایگزین یکی از مهمترین دلایل تماشای این مجموعه، موسیقی آن است. ترانههای تازه و صورتهای متفاوت آهنگهای آشنا، هم لحظههایی از غافلگیری میآفرینند و هم امکان مقایسهٔ انتخابهای هنری برنهام را فراهم میکنند. گاهی تفاوت یک نسخه با دیگری فقط در تنظیم یا اجرا نیست؛ حالوهوا و معنای صحنه نیز تغییر میکند.
این تفاوتها نشان میدهند که اثر نهایی از دل انتخابهای متعدد بیرون آمده و هر تصمیم، بخشی از لحن کلی را ساخته است. برخی قطعههای تازه، از جمله «مرغ»، از سادگی یک ایدهٔ روزمره به مسیری احساسی میرسند؛ مسیری که نشان میدهد طنز برنهام میتواند ناگهان زیر پای مخاطب را خالی کند و او را با معنایی جدیتر روبهرو سازد.
« جذابیت ترانهها و نسخههای جایگزین یکی از مهمترین دلایل تماشای این مجموعه، موسیقی آن است. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
در کنار آن، قطعههای کوتاهتر و شوخیهای موسیقایی دربارهٔ چهرههای سیاسی یا فرهنگ عامه، وجه هجوآمیز و بازیگوش اثر را زنده نگه میدارند. همهٔ این مواد به یک اندازه ماندگار نیستند، اما بهترینشان بهخوبی ثابت میکنند که کنارگذاشتهشدن لزوماً به معنای بیارزشبودن نیست. پشتصحنه بهمثابه روایت وجه متمایز مجموعه، نمایش آشکار کارِ ساختن است.
تنظیم دوربین، آزمودن نور، تکرار اجرا، اشتباهکردن و آغاز دوباره، جزئیاتی هستند که معمولاً از محصول نهایی حذف میشوند؛ اینجا اما به بخشی از روایت بدل شدهاند. تماشاگر نهفقط با نتیجه، بلکه با کوششهایی روبهرو میشود که به نتیجه نرسیدهاند. از این منظر، «نماهای حذفشدهٔ درون» دربارهٔ تولید یک برنامهٔ کمدی نیز هست: دربارهٔ صبر، فرسودگی، دقت و گاهی بیحوصلگیای که در مسیر خلاقیت پدید میآید.
این نزدیکی به فرایند، اثر را صمیمی میکند. دیدن اینکه اجراکننده گاهی تمرکزش را از دست میدهد یا از نو تلاش میکند، تصویر اسطورهایِ هنرمندِ همیشه مسلط را کنار میزند. حاصل، لحظههایی سرگرمکننده و گاه آشناست؛ زیرا تلاش برای انجامدادن کاری دشوار، همراه با وقفه و خطا، تجربهای انسانی و قابلدرک است.
البته همین تمرکز بر روند تولید، در بخشهایی به درازا میکشد و از نیروی پیشبرندهٔ مجموعه میکاهد. طنز خودآگاهانه و بازی با رسانه برنهام در این اثر فقط محتوای خودش را دستمایهٔ طنز نمیکند؛ قالب نمایش را نیز به بازی میگیرد. شوخی با تبلیغات، پیشنهادهای ویدیویی و سازوکارهای پلتفرمهای آنلاین، یادآور آن است که این مجموعه برای محیط انتشار دیجیتال طراحی شده است.
« پشتصحنه بهمثابه روایت وجه متمایز مجموعه، نمایش آشکار کارِ ساختن است. »
شخصیتها و اجرا
چنین لحظههایی صرفاً تزئین نیستند: اثر را از یک گردآوری سادهٔ پشتصحنه فراتر میبرند و نشان میدهند که حتی نحوهٔ تماشا نیز میتواند موضوع شوخی باشد. این خودآگاهی با طنزهای تکرارشوندهٔ برنهام دربارهٔ شخصیت عمومی خودش، اینترنت و سازوکارهای سرگرمی درهم میآمیزد. جذابیت این شیوه در آن است که اثر همزمان درون یک قرارداد نمایشی قرار میگیرد و آن قرارداد را به رخ میکشد.
بااینهمه، شوخیهای مربوط به جهان «درون» گاهی بیش از اندازه به دانستههای قبلی مخاطب وابستهاند. برای کسی که اجرای اصلی را ندیده باشد، بعضی ارجاعها و لحظههای بازتابی ممکن است بهجای آنکه معنای مستقلی پیدا کنند، تنها بخشی از گفتوگویی نیمهتمام به نظر برسند. حالوهوای عاطفی و تناقضهای خلاقیت یکی از دلنشینترین ویژگیهای «درون» آمیختن خنده با اضطراب و تنهایی بود؛ این مجموعه نیز همان دوگانگی را حفظ میکند، اما از زاویهای متفاوت.
در اثر اصلی، مخاطب بیشتر با نمایشی ساختهشده و حسابشده روبهرو بود؛ اینجا فاصله میان اجرا و زندگی روزمره کمتر است. از همین رو، لحظههای خستگی یا آشفتگی، در کنار ترانههای شوخ و اجرای اغراقآمیز، رنگی عاطفی پیدا میکنند. این نزدیکی البته به معنای آن نیست که هر لحظهٔ شخصی باید به سندی قطعی دربارهٔ زندگی هنرمند تعبیر شود.
اهمیت این صحنهها بیشتر در تصویری است که از ناپایداری فرایند آفرینش ارائه میکنند: هنرمند میتواند همزمان خلاق و درمانده، متمرکز و حواسپرت، شوخ و اندوهگین باشد. این تناقضها به اثر بافتی انسانی میبخشند و اجازه نمیدهند مجموعه فقط به نمایش مهارتهای فنی یا مجموعهای از ترانههای حذفشده تقلیل پیدا کند.
« این خودآگاهی با طنزهای تکرارشوندهٔ برنهام دربارهٔ شخصیت عمومی خودش، اینترنت و سازوکارهای سرگرمی درهم میآمیزد. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
ریتم ناپایدار و محدودیتِ مواد حذفشده نام اثر خود انتظاری روشن میسازد: با قطعههایی روبهرو خواهیم شد که از نسخهٔ اصلی کنار گذاشته شدهاند. بنابراین نابرابری کیفیت و انسجام، بخشی از ماهیت آن است. بعضی بخشها از نظر موسیقایی یا طنزپردازی بهیادماندنیاند؛ برخی دیگر بیشتر ارزش آرشیوی دارند و برای شناخت روند تولید جالباند، اما بهتنهایی کشش چندانی پیدا نمیکنند.
این تفاوت، در ریتم مجموعه محسوس است: گاه یک ایده سریع و مؤثر به پایان میرسد و گاه پشتصحنه یا تکرار برداشتها بیش از ظرفیت خود ادامه مییابد. تکرار شوخیها و موتیفهای آشنا نیز گاهی تازگی نسخهٔ اصلی را کمرنگ میکند. آنچه در «درون» بهواسطهٔ جایگاهش در ساختار کلی اثر تأثیرگذار بود، ممکن است در اینجا، جدا از آن بافت، کماثرتر جلوه کند.
در مقابل، همین جدایی گاه نکتهای جالب آشکار میسازد: بعضی ایدهها به این دلیل حذف نشدهاند که ضعیف بودهاند، بلکه شاید با ریتم یا مسیر کلی اثر نهایی جور درنمیآمدهاند. تماشاگر میتواند حدس بزند چه انتخابهایی به انسجام نسخهٔ اصلی کمک کردهاند، بیآنکه مجموعه پاسخ قطعی برای همهٔ این پرسشها بدهد.
جایگاه اثر برای مخاطبان برای طرفداران «درون»، این مجموعه تجربهای افزوده و در مواردی روشنگر است. ترانههای تازه، نسخههای جایگزین و برداشتهای ناموفق، آشنایی با اثر اصلی را به نوعی تماشای دوباره بدل میکنند؛ این بار نه فقط برای دنبالکردن ایدهها، بلکه برای دیدن مسیر شکلگیری آنها.
« بنابراین نابرابری کیفیت و انسجام، بخشی از ماهیت آن است. »
قوتها و کاستیها
برخی از لحظهها حتی به سبب همین خامی و ناتمامی جذاباند: مخاطب میتواند میان ایدهٔ اولیه و صورتی که سرانجام به نمایش راه یافته فاصله بگذارد و به انتخابهای برنهام فکر کند. برای تماشاگر ناآشنا با «درون»، تجربه احتمالاً پراکندهتر خواهد بود. مجموعه در بسیاری از لحظهها بر شناخت قبلی از آهنگها، فضا و شوخیهای برنامهٔ اصلی تکیه میکند.
این وابستگی نقصی پنهان نیست، بلکه نتیجهٔ ماهیت ضمیمهوار اثر است؛ بااینحال، از قدرت آن بهعنوان نقطهٔ ورود مستقل میکاهد. در چنین حالتی، برخی صحنهها ممکن است بیشتر شبیه یادآوری برای مخاطبان قدیمی باشند تا روایتی که برای تازهواردان کامل و خودبسنده است. جمعبندی «بو برنهام: نماهای حذفشدهٔ درون» مجموعهای یکدست و صیقلی نیست و قرار هم نیست جای اجرای اصلی را بگیرد.
ارزش آن در کنار هم قراردادن ترانههای جذاب، شوخیهای خودآگاهانه و لحظههایی است که معمولاً پشت پردهٔ محصول نهایی پنهان میمانند. نگاه به تکرار، خطا و تلاش دوباره، در کنار طنز و احساس، تصویری زنده از خلاقیت میسازد؛ تصویری که گاهی از خودِ قطعههای حذفشده تأثیرگذارتر است. کندی برخی بخشها و وابستگی به آشنایی با «درون» مانع از آن میشود که اثر برای همه به یک اندازه کار کند.
اما برای مخاطبی که با جهان برنهام همراه شده، این مجموعه صرفاً بستهای از اضافات نیست: فرصتی است برای دیدن اینکه یک اثر ظاهراً کامل چگونه از آزمون، تردید و کنارگذاشتن شکل میگیرد.
« برای تماشاگر ناآشنا با «درون»، تجربه احتمالاً پراکندهتر خواهد بود. »
ثبت دیدگاه