نقد و بررسی
نقد Blue Rita | 1977
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
میان جاسوسی و کاباره «Blue Rita» ساختهٔ یسوس فرانکو، فیلمی است که از همان آغاز بیش از آنکه بخواهد در چارچوب یک داستان جاسوسی متعارف بگنجد، به تماشاگر وعدهٔ ورود به جهانی غریب، پرزرقوبرق و عامدانه نامتعارف را میدهد. ریتا بلو، صاحب یک کلوپ شبانه، از فضای نمایش و اغواگری آن برای پوشاندن فعالیتهای مخفی خود بهره میگیرد؛ اما فیلم این ایده را در قالب یک دسیسهٔ منظم و پرشتاب پیش نمیبرد.
کاباره، اتاقهای بازجویی، ابزارهای عجیب و مناسبات قدرت، اجزای یک نمایش پاپوارند؛ نمایشی که منطق آن بیشتر بر شوک، رنگ و اغراق استوار است تا بر ظرافت معمایی. همین فاصله از الگوی معمول ژانر، مهمترین امتیاز و در عین حال یکی از محدودیتهای فیلم است. «Blue Rita» قرار نیست نسخهای کمهزینه از یک ماجرای جاسوسی جدی باشد؛ لحن نامتعارفش را با نوعی بیپروایی دنبال میکند و از همین راه هویت خود را میسازد.
تماشاگر یا با این جهان مصنوعی و بازیگوش همراه میشود، یا ممکن است در برابر آن احساس کند فیلم به جای پیشبردن قصه، پیوسته سرگرم نمایش ایدههای پراکندهٔ خود است. ریتا؛ شخصیت یا چهرهای اسطورهگون؟ ریتا در مرکز فیلم ایستاده، اما شخصیتپردازی او بیشتر از طریق تصویر و کنشهای افراطی شکل میگیرد تا گفتوگوهای روانشناختی.
گذشتهٔ آزارآمیز او و نفرتش از مردان، انگیزهٔ رفتارهایش را توضیح میدهد؛ با این حال، فیلم کمتر میکوشد این زخم را با ظرافتی دراماتیک بکاود. ریتا بیش از آنکه شخصیتی واقعگرا با تناقضهای درونی باشد، پیکرهای نمادین است: زنی که قدرت را به دست میگیرد و قواعد سلطه را وارونه میکند. این وارونگی ظرفیت تأملبرانگیزی دارد.
« همین فاصله از الگوی معمول ژانر، مهمترین امتیاز و در عین حال یکی از محدودیتهای فیلم است. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
مردانی که در موقعیتهای معمول سینمایی صاحب قدرتاند، اینجا به سوژهٔ فریب و اجبار بدل میشوند و زنان شبکهای از اقتدار و همدستی میسازند. بااینحال، فیلم در پرداخت این ایده به مرزهای پیچیدهٔ آن نزدیک نمیشود. خشونت و انتقام، گاه بهجای آنکه پرسشی دربارهٔ قدرت، آسیب و عدالت بسازند، به بخشی از نمایش تحریکآمیز فیلم تبدیل میشوند.
نتیجه، شخصیتی بهیادماندنی از نظر ظاهر و موقعیت است، اما نه لزوماً عمیق از نظر تحول و تجربهٔ عاطفی. قصهای با نیروی آغازین، اما کمجان در ادامه طرح اولیهٔ فیلم جذاب است: کلوپی شبانه بهعنوان پوشش فعالیت جاسوسی، گروهی زن که با اغواگری و اجبار اطلاعات به دست میآورند، و مردان ثروتمندی که در دام نقشههای آنان میافتند.
این عناصر وعدهٔ تقابلهای پرتنش و بازیهای چندلایه را میدهند. در بخشهای آغازین، تازگی همین ترکیب به فیلم انرژی میبخشد؛ تماشاگر میخواهد ببیند فضای کاباره چگونه به جهان عملیات مخفی پیوند میخورد و این شبکه تا کجا پیش خواهد رفت. اما پس از تثبیت ایده، روایت در حفظ شتاب و انسجام دشواری پیدا میکند.
رویدادها گاه بیشتر بهانهای برای رسیدن به موقعیتی عجیب یا تصویری چشمنوازند تا حلقههایی ضروری در زنجیرهٔ داستان. ازاینرو، تعلیق جاسوسی بهتدریج جای خود را به تکرار و پراکندگی میدهد. فیلم همچنان لحظههایی برای غافلگیری دارد، ولی آن لحظهها بهندرت در مسیری روایی جمع میشوند که حس پیشرفت روشنی ایجاد کند.
« بااینحال، فیلم در پرداخت این ایده به مرزهای پیچیدهٔ آن نزدیک نمیشود. »
شخصیتها و اجرا
بدون ورود به جزئیات پایانی، میتوان گفت جمعبندی فیلم نیز آن انسجامی را که ایدهٔ مرکزی طلب میکند به دست نمیآورد و از اثرگذاری کلی میکاهد. رنگ، نور و معماریِ ساختگی جذابترین دستاورد «Blue Rita» را باید در طراحی بصری آن جستوجو کرد. نورهای نئونی، تضاد رنگهای سرد و گرم، و دکورهایی که گاه حالوهوایی آزمایشگاهی یا آیندهگرا پیدا میکنند، به فیلم کیفیتی مصنوعی و رؤیاگون میدهند.
کلوپ شبانه فقط مکانی برای اجرای نمایش نیست؛ ویترینی است که شخصیتها و مناسبات قدرت را در قابهایی پررنگ و نمایشی عرضه میکند. در سوی دیگر، فضاهای بسته و سفیدرنگ، با تغییر نور و رنگآمیزی، از سادگی خود فاصله میگیرند و به صحنههایی برای بازی بصری بدل میشوند. البته این دقت بصری همواره یکسان نیست.
برخی قابها از ترکیب رنگ و نور بهرهٔ مؤثری میبرند، اما در صحنههای دیگر، اجرای کمهزینه و ناپیوستگی میزانسن آشکار میشود. گاهی دکورها بهجای آنکه جهان فیلم را یکپارچه کنند، یادآور ساختگیبودن و محدودیت امکانات آناند. بااینهمه، همین ناتمامی بخشی از جذابیت اثر برای مخاطبی است که به سینمای فرقهای و زیباییشناسی خام علاقه دارد: فیلم نه واقعیتی باورپذیر، بلکه صحنهای پرآرایه و عمداً غیرطبیعی میسازد.
لباس و موسیقی؛ بخشی از هویت فیلم لباسها در «Blue Rita» صرفاً پوشش شخصیتها نیستند؛ عنصری فعال در ساختن لحن و فضای اثرند. پوششهای پرزرقوبرق و ظاهرهای اغراقشده، شخصیتها را از زندگی روزمره جدا میکنند و به بازیگران یک نمایش کابارهای بدل میسازند. این انتخاب با دکورهای رنگین و نورهای تند هماهنگ است و به فیلم هویتی میدهد که حتی در لحظات روایی کمرمق نیز قابل تشخیص میماند.
« رنگ، نور و معماریِ ساختگی جذابترین دستاورد «Blue Rita» را باید در طراحی بصری آن جستوجو کرد. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
موسیقی جاز نیز در همین مسیر عمل میکند. ضرباهنگ و حالوهوای آن، به فضای کلوپ جان میبخشد و حس نمایشی فیلم را تقویت میکند؛ گویی تماشاگر نه فقط شاهد یک نقشهٔ جاسوسی، بلکه میهمان اجرایی است که با موسیقی، نور و لباس پیش میرود. این هماهنگی همیشه به خلق تعلیق نمیانجامد، اما به اثر شخصیت میدهد.
«Blue Rita» شاید قصهای خوشساخت و منظم نداشته باشد، ولی از نظر حسی و شنیداری میکوشد جهان خاص خود را بسازد. نگاه فیلم به جنسیت و خشونت در زیر ظاهر سرگرمکننده و اغراقآمیز فیلم، ایدهای دربارهٔ جابهجایی قدرت جنسیتی حضور دارد. زنان نه در حاشیهٔ ماجرا، بلکه سازماندهندگان آناند؛ مردان نیز از جایگاه سوژهٔ مسلط به موقعیت قربانی و هدف عملیات منتقل میشوند.
این وارونگی، بالقوه میتواند نقدی بر سلطهٔ مردانه و خشونت تاریخی علیه زنان باشد. گذشتهٔ ریتا نیز به این امکان بُعدی شخصی میبخشد. بااینحال، فیلم در تعادل میان نقد و بهرهبرداری نمایشی از بدن و خشونت موفقیت کامل ندارد. نگاه آن به زنان، همزمان با آنکه آنان را صاحب ابتکار و قدرت میکند، از زیباییشناسی اروتیک نیز جدا نمیشود.
بنابراین، توانمندسازی شخصیتها گاه در همان تصویری گرفتار میشود که قرار است به چالش بکشد. این دوگانگی نه الزاماً فیلم را بیارزش میکند و نه بهخودیخود نشانهٔ پیچیدگی هنری است؛ بلکه تنشی واقعی در اثر میسازد که تماشاگر امروز میتواند دربارهاش تأمل کند. برای چه تماشاگری؟ «Blue Rita» برای کسی که از سینمای جاسوسی انتظار تعلیق دقیق، شخصیتپردازی مفصل و پیرنگی بینقص دارد، احتمالاً تجربهای فرساینده خواهد بود.
« این هماهنگی همیشه به خلق تعلیق نمیانجامد، اما به اثر شخصیت میدهد. »
قوتها و کاستیها
روایت گاه کش میآید، بعضی اتفاقها توضیح یا پیوند کافی ندارند و فیلم در حفظ کیفیت بصری خود نیز یکدست نیست. اما مخاطبی که به سینمای مستقل و فرقهای، فضاهای عجیب، اغراقهای سبکی و ترکیب ژانرها علاقه دارد، ممکن است در همین ناهماهنگیها نوعی سرزندگی پیدا کند. فیلم بیش از آنکه با منطق قصه در ذهن بماند، با تصویرهایی از نورهای رنگی، دکورهای نامتعارف و فضای کابارهای خود به یاد سپرده میشود.
این امتیاز، ضعفهای روایی را از میان نمیبرد، اما توضیح میدهد چرا اثر میتواند همزمان ناکام و جذاب به نظر برسد: ناکام در تبدیل ایدهٔ اولیه به روایتی منسجم، و جذاب در ساختن جهانی که قواعدش را با جسارت و بیاعتنایی به واقعگرایی بنا میکند. جمعبندی «Blue Rita» فیلمی ناهموار، اما صاحب چهرهای مشخص است.
ایدهٔ جاسوسیِ پوشیده در فضای کاباره، شخصیت مرکزیِ افراطی و وارونگی مناسبات قدرت، هستهای بالقوه پرکشش میسازند؛ رنگهای نئونی، لباسهای چشمگیر و موسیقی جاز نیز به آن جلوهای متمایز میبخشند. در مقابل، ضعف انسجام روایی، افت جذابیت در ادامه و پایانبندی نامتقاعدکننده مانع میشوند که این ظرفیتها به تجربهای کاملاً رضایتبخش بدل شوند.
حاصل، فیلمی است که بیش از آنکه بهخاطر قصهای سنجیده تحسین شود، بهسبب سبک غریب و جهان بصری خاصش ارزش تماشا دارد؛ اثری نامتوازن که جذابیتش درست در فاصلهٔ میان بازیگوشی و آشفتگی شکل میگیرد.
« روایت گاه کش میآید، بعضی اتفاقها توضیح یا پیوند کافی ندارند و فیلم در حفظ کیفیت بصری خود نیز یکدست نیست. »
ثبت دیدگاه