نقد و بررسی
نقد مامان فشنگی (Bloody Mama) | 1970
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
چهرهای خشن از خانواده «Bloody Mama» ساختهٔ راجر کورمن، نه صرفاً روایت گروهی راهزن در آمریکای دوران رکود بزرگ، بلکه تصویری گزنده از خانوادهای است که پیوندهای عاطفیاش به ابزار سلطه و خشونت بدل شدهاند. کیت «ما» بارکر در مرکز این جهان ایستاده است؛ مادری که محبت را با مالکیت اشتباه میگیرد و پسرانش را نه برای استقلال، بلکه برای ادامهٔ ارادهٔ خود پرورش میدهد.
فیلم از همان آغاز، خانواده را پناهگاه نشان نمیدهد: اینجا خانه بیشتر شبیه کارگاهی است که در آن وابستگی، ترس و تبهکاری به هم آمیختهاند. کیت و پسرانش در دل جامعهای محروم و آشفته زندگی میکنند و به راهزنی روی میآورند؛ اما اثر علاقهای چندانی به توضیح اجتماعیِ منسجم یا بازسازی دقیق تاریخی ندارد.
توجهش بیشتر معطوف به نیروی عاطفیِ بیمارگونهای است که اعضای این گروه را به یکدیگر میبندد. از همین رو، فیلم را بهتر است نه زندگینامهای مستندوار، بلکه ملودرامی جنایی و اغراقآمیز دانست که از افسانهٔ ما بارکر برای ساختن تصویری هولناک از خانوادهای فروپاشیده بهره میگیرد. مادری که سلطه را عشق مینامد شلی وینترز نقش محوری فیلم را با حضوری پرقدرت و تماشایی پیش میبرد.
کیت او زنی است که در یک لحظه میتواند گرم و صمیمی به نظر برسد و در لحظهای دیگر، با خشونتی بیرحمانه اختیار همهچیز را به دست بگیرد. وینترز این دوگانگی را به شکلی جسمانی اجرا میکند: نگاه، لحن و حرکتهایش مدام میان مادریِ نمایشی و تهدید آشکار جابهجا میشوند. شخصیت او صرفاً «مادر شرور» نیست؛ زنی است که آسیب گذشته را به زبانی برای توجیه قدرت حال بدل کرده است.
« توجهش بیشتر معطوف به نیروی عاطفیِ بیمارگونهای است که اعضای این گروه را به یکدیگر میبندد. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
بااینحال، فیلم گاه در ترسیم این شخصیت بهجای پیچیدگی روانی، به شدت و نمایش متکی میشود. گذشتهٔ تلخ کیت زمینهای برای فهم رفتارهای او فراهم میکند، اما همیشه به کاوشی دقیق در پیامدهای آن بدل نمیشود. اثر بیشتر از آنکه از تماشاگر بخواهد با منطق درونی شخصیت همراه شود، او را در برابر نیروی هولناک حضورش قرار میدهد.
این انتخاب در قالب سینمای عامهپسند و بهرهکشیِ آن دوره کارکرد دارد، ولی گاهی مانع میشود که شخصیت از مرز نمایشِ اغراقآمیز فراتر برود. پسران و مناسبات معیوب قدرت چهار پسر کیت، هر یک صورت متفاوتی از آشفتگی این خانواده را نمایندگی میکنند. هرمان با خشونت و بیمهاریاش، فرد با رابطههای عاطفی پیچیدهاش، لوید با بیثباتی و اعتیادش، و آرتور با رفتار سنجیدهترش، فضای درونی گروه را از یکنواختی درمیآورند.
هیچیک از آنان بهسادگی در قالب یک تیپ ثابت نمیگنجند؛ بااینحال، فیلم برای پرداخت عمیق و مستقل به همهٔ آنها فرصت یکسانی ندارد. اغلب، شخصیتها بیش از آنکه زندگی درونی مفصلی داشته باشند، به نشانههایی از فروپاشی اخلاقی و خانوادگی بدل میشوند. یکی از ایدههای تلخ فیلم آن است که پسران، هرقدر بزرگسال و مسلح باشند، همچنان در مدار مادر تعریف میشوند.
قدرت کیت فقط در فرماندادن نیست؛ در این است که نیازهای عاطفی، ترسها و عادتهای آنان را به خود گره زده است. همین سازوکار، رابطهٔ خانوادگی را به نظامی از وابستگی بدل میکند که در آن استقلال تقریباً ناممکن به نظر میرسد. فیلم در این زمینه بیش از آنکه خانواده را یک واحد منسجم نشان دهد، آن را میدان کشمکش بر سر مالکیت و اطاعت میبیند.
« بااینحال، فیلم گاه در ترسیم این شخصیت بهجای پیچیدگی روانی، به شدت و نمایش متکی میشود. »
شخصیتها و اجرا
فضای چرک و خشونت بیپرده «Bloody Mama» از زشتی و بینزاکتیِ جهانش عقب نمینشیند. خشونت، مواد مخدر، مناسبات جنسی آشفته و رفتارهای جنایتکارانه در آن نه حاشیههایی گذرا، بلکه اجزای سازندهٔ فضا هستند. این صراحت به فیلم حالوهوایی چرک و بیپروا میدهد؛ جهانی که در آن خشونت برای آراستن تصویر یا ساختن قهرمانی جذاب به کار نمیرود، بلکه بخشی از روزمرگی شخصیتهاست.
همین کیفیت خام، اثر را برای تماشاگرانی که به سینمای جناییِ آراسته و متعارف خو گرفتهاند، تجربهای ناخوشایند و در عین حال ماندگار میکند. اما افراط در نمایش، همیشه به معنای اثرگذاری بیشتر نیست. برخی صحنهها چنان بر شوک و ابتذال تکیه دارند که امکان تأمل را محدود میکنند. فیلم گاهی خشونت را نه در خدمت تحلیل شخصیت یا تشدید مضمون، بلکه بهمنزلهٔ جاذبهای مستقل عرضه میکند.
در نتیجه، مرز میان تصویر انتقادی از تباهی و بهرهبرداری سرگرمکننده از آن روشن نمیماند. این ابهام بخشی از جذابیت فیلم است، اما همانقدر نیز میتواند بیننده را پس بزند. لحن ناپایدار و طنز سیاه یکی از دشوارترین جنبههای فیلم، تغییر پیدرپی لحن آن است. اثر میخواهد هم تراژدی خانوادگی باشد، هم فیلم جنایی خشن، هم نمایشی هولناک و گاه نزدیک به کمدی سیاه.
این ترکیب بالقوه میتواند تصویری ناآرام و چندوجهی بسازد؛ زیرا خانوادهٔ بارکر خود چنان نامتعارف است که خنده و انزجار گاه در کنار هم قرار میگیرند. بااینهمه، گذار میان این حالتها همیشه روان نیست. صحنهای ممکن است با جدیتی تلخ پیش برود و ناگهان به اغراقی برسد که ناخواسته خندهدار به نظر میآید.
« فضای چرک و خشونت بیپرده «Bloody Mama» از زشتی و بینزاکتیِ جهانش عقب نمینشیند. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
این نوسان، بخشی از هویت سینمایی فیلم است و نمیتوان آن را صرفاً نقصی اتفاقی دانست. کورمن بهجای پالودن عناصر نامتجانس، آنها را در کنار هم نگه میدارد؛ بااینحال، نتیجه همیشه به ترکیبی سنجیده نمیانجامد. گاهی طنز سیاه، خشونت را تیزتر و هراسآورتر میکند؛ گاهی نیز جدیت درام را از میان میبرد.
تماشاگر باید بپذیرد که فیلم ممکن است همزمان بخواهد آزار دهد و سرگرم کند، بیآنکه این دو خواسته را کاملاً با هم سازگار سازد. ریتم و ساختار روایت ریتم اثر در بخشهایی پرجنبوجوش است و وقایع، گروه را از موقعیتی به موقعیت دیگر میکشانند؛ اما این حرکت همواره با پیشرفت دراماتیک متناسب نیست.
بعضی قسمتها کش میآیند و تکرار رفتارهای خشن یا نمایش آشفتگی اعضای خانواده، جای گسترش رابطهها را میگیرد. از آنجا که فیلم بر مجموعهای از شخصیتهای پرحاشیه بنا شده، انتظار میرود هر اپیزود لایهای تازه از مناسبات آنان آشکار کند. در عمل، برخی صحنهها بیشتر بر حالوهوا و جنجال متکیاند تا بر تحول.
با وجود این، پراکندگی روایت گاهی به فضای بیقرار فیلم کمک میکند. مسیر گروه، خود به شکلی از سرگردانی بدل میشود: حرکتهایی پیاپی که نه رهایی میآورند و نه آیندهای روشن میسازند. فیلم در بهترین لحظههایش از همین بیهدفی، حس فرسودگی و محاصره میسازد؛ در لحظههای ضعیفتر، اما به نظر میرسد نمیداند چگونه از یک صحنهٔ تکاندهنده به صحنهٔ بعدی برسد.
« این نوسان، بخشی از هویت سینمایی فیلم است و نمیتوان آن را صرفاً نقصی اتفاقی دانست. »
قوتها و کاستیها
نتیجه اثری است که نیروی تکاندهندهاش با انسجام رواییاش همسنگ نیست. بازیگران و جذابیتِ ناهموار فیلم بازی وینترز مهمترین تکیهگاه فیلم است، اما جذابیت گروه بازیگران به او محدود نمیشود. در میان چهرههای جوانتر، رابرت دنیرو حضوری دارد که امروز تماشای آن کنجکاویبرانگیز است: بازی او هنوز در مسیر شکلگیری است، اما بیثباتی و آسیبپذیریِ لوید را به شکلی قابل توجه منتقل میکند.
بروس درن نیز با انرژی عصبی و تهدیدآمیزش به فضای خشن گروه میافزاید. این بازیگران در کنار هم تصویری از جمعی میسازند که نه به معنای متعارف خانوادهای صمیمی است و نه صرفاً گروهی از همدستان جنایی. فیلم از همین ناهمواری بهره میبرد: بازیها گاه اغراقآمیزند، شخصیتها گاه چنان نامعمول میشوند که به واقعگرایی باورپذیر لطمه میزنند، اما این بیقاعدگی با جهان ازهمگسیختهٔ فیلم تناسب دارد.
مسئله آن است که اثر همیشه نمیتواند میان اغراق آگاهانه و ناپختگی اجرایی خط روشنی بکشد. برای برخی تماشاگران، این کیفیت بخشی از لذتِ فیلم خواهد بود؛ برای دیگران، نشانهای از آن است که اثر به جای مهار آشفتگیاش، تسلیم آن شده است. جایگاه فیلم در سینمای جنایی «Bloody Mama» را میتوان در امتداد موجی از آثار جنایی دانست که در اواخر دههٔ ۱۹۶۰ و آغاز دههٔ ۱۹۷۰ به سراغ چهرههای خشن، حاشیهنشین و ضدقهرمان رفتند.
فیلم از جذابیت قصهٔ جنایی و فضای پرتنش آن بهره میگیرد، اما با محدودیتهای سینمای کمهزینه و ذائقهٔ سینمای بهرهکشی نیز پیوند دارد. ازاینرو، نه با اثری صیقلی و دقیق طرفیم و نه با فیلمی که بخواهد همهچیز را در قالب یک درام تاریخیِ معتبر سامان دهد. ارزش آن بیشتر در جسارت خام، انتخاب شخصیت مرکزیِ ناآرام و امتناع از آراستن دنیای تبهکاران است.
« نتیجه اثری است که نیروی تکاندهندهاش با انسجام رواییاش همسنگ نیست. »
جمعبندی
این جسارت، فیلم را به تجربهای قطبی بدل میکند. تماشاگرانی که به دنبال روایتی منظم، شخصیتپردازی متوازن و لحن یکدستاند، احتمالاً با کشآمدن بخشهایی از فیلم و خشونت پسزنندهاش مشکل خواهند داشت. در مقابل، کسانی که سینمای جناییِ ناهنجار و پرآشوب را میپسندند، ممکن است همان بیقاعدگی را بخشی از نیروی اثر بدانند.
جمعبندی «Bloody Mama» فیلمی نامتوازن، خشن و گاه آشفته است که جذابیتش را بیش از هر چیز از حضور مسلط شلی وینترز و تصویری که از خانوادهای بیمار و وابسته میسازد میگیرد. فضای چرک و بیپروا، شخصیتهای نامتعارف و آمیزش ناخوشایندِ تراژدی با طنز سیاه، آن را به اثری متمایز و برای برخی تماشاگران فراموشنشدنی بدل میکند.
در سوی دیگر، تغییر لحن، ریتم کشدار و نمایش افراطی خشونت مانع میشوند که فیلم به درامی کاملاً منسجم برسد. حاصل، فیلمی نیست که همه را با خود همراه کند؛ اثری است که یا تماشاگر را با انرژی خامش جذب میکند، یا با همان بیمهاری از میدان به در میبرد.
« این جسارت، فیلم را به تجربهای قطبی بدل میکند. »
ثبت دیدگاه