نقد و بررسی
نقد Bloody Axe Wound | 2024
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
میراثی که با تبر به ارث میرسد «Bloody Axe Wound» از ایدهای بهظاهر ساده اما پربار آغاز میکند: دختری نوجوان که میخواهد جای پدرش را در کسبوکاری خانوادگی بگیرد؛ با این تفاوت که آن کسبوکار، قتل نوجوانان و فروش فیلمهای ضبطشدهٔ آنها در یک ویدئوفروشی ترسناک است. اَبی بلیدکات میان سنت خونین خانواده و کششهای تازهٔ نوجوانی سرگردان است؛ از یکسو آرزوی ادامهدادن میراث پدر را دارد و از سوی دیگر، نخستین دلدادگیاش تصویری متفاوت از آینده پیش رویش میگذارد.
همین برخورد نامتعارف میان بلوغ عاطفی و خشونت اسلشر، موتور اصلی فیلم است. فیلم بهجای آنکه صرفاً بر شمار قربانیان و صحنههای قتل تکیه کند، میکوشد پرسشی دربارهٔ میراث و هویت مطرح کند: آیا فرزند ناگزیر است همان راهی را برود که خانواده برایش تعیین کرده است؟ اَبی در ظاهر میخواهد شبیه پدرش شود، اما میل او به این کار با نیازش به پذیرفتهشدن، تجربهکردن و دوستداشتن درهم میآمیزد.
این کشمکش ظرفیت درامی واقعی دارد، هرچند فیلم همیشه به اندازهٔ ایدهاش در پرداخت آن جسور نیست. کمدی سیاه در سایهٔ وحشت لحن فیلم بر مرزی باریک میان هراس و خنده حرکت میکند. خشونت، موقعیتهای مضحک و رفتارهای روزمرهٔ شخصیتها کنار هم قرار میگیرند تا جهانی بسازند که در آن قتل، به شکلی بیمارگونه، جزئی از یک کسبوکار خانوادگی است.
« همین برخورد نامتعارف میان بلوغ عاطفی و خشونت اسلشر، موتور اصلی فیلم است. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
این تضاد گاه به شوخیهایی مؤثر میانجامد؛ خنده از آنجا میآید که آدمها با امری هولناک چنان عادی برخورد میکنند که گویی دربارهٔ کارهای معمول فروشگاه صحبت میکنند. با اینحال، کمدی فیلم همیشه به ظرافت ایدهاش نمیرسد. بعضی دیالوگها بیش از آنکه شوخی را کامل کنند، صرفاً به آن اشاره میکنند؛ گویی فیلم انتظار دارد تماشاگر خودش جای خالی طنز را پر کند.
در لحظاتی که موقعیت بهتنهایی ظرفیت خنده دارد، توضیح یا تأکید اضافه از اثر آن میکاهد. نتیجه، لحنی است که گاهی هوشمندانه و گاهی خام و کمرمق به نظر میرسد. اَبی؛ میان تقلید و استقلال اَبی جذابترین محور فیلم است، زیرا با تصویر آشنای قاتل اسلشر تفاوت دارد. او نه هیولایی بیچهره است و نه قهرمانی که از ابتدا پاسخ همهچیز را بداند؛ نوجوانی است که در پی اثبات خود برمیآید و در همان حال با نابلدی، اضطراب و احساساتی تازه دستوپنجه نرم میکند.
میل او به دنبالکردن راه پدر، در کنار آسیبپذیریاش، تضادی دلنشین میسازد و تماشاگر را به همدلی با شخصیتی دعوت میکند که انتخابهایش بهسادگی قابل دفاع نیست. بازی ساری آرامبولو به این شخصیت صمیمیت و انرژی میبخشد. او اَبی را به کاریکاتوری از دخترِ قاتل تبدیل نمیکند و بهخوبی میان شیفتگیاش به پدر و تردیدهای شخصیاش رفتوآمد میکند.
« با اینحال، کمدی فیلم همیشه به ظرافت ایدهاش نمیرسد. »
شخصیتها و اجرا
با وجود این، فیلم گاهی از کندوکاو عمیقتر در انگیزههای او عقب مینشیند. ما میتوانیم حدس بزنیم اَبی چه میخواهد، اما برخی لحظات مهم عاطفی چنان گذرا میمانند که پیوند میان آرزو، تنهایی و دلدادگی او به اندازهٔ کافی جان نمیگیرد. دلدادگی در برابر سنت خانوادگی رابطهٔ اَبی و سام، امکان دیگری برای روایت فراهم میکند: درامی دربارهٔ نخستین دلبستگی که در دل جهانی خشونتبار شکل گرفته است.
جذابیت این خط داستانی در تضاد میان لطافت احساس و خشونت میراث خانوادگی نهفته است. سام برای اَبی فقط موضوع علاقه نیست؛ حضور او یادآور زندگیای است که میتواند بیرون از قواعد پدر وجود داشته باشد. به این ترتیب، دلدادگی به آزمونی برای هویت اَبی بدل میشود. بااینهمه، رابطه گاهی بیشتر بر طرح داستانی تکیه دارد تا بر شناخت تدریجی دو شخصیت.
بعضی گفتوگوها و موقعیتها حس آشنایی دارند و تحول عاطفی آنها آنقدر سریع پیش میرود که فرصت نمییابیم عمق پیوندشان را کاملاً باور کنیم. آرامبولو و مولی براون با حضور دلپذیرشان به رابطه گرما میدهند، اما فیلمنامه میتوانست لحظات بیشتری برای سکوت، تردید و نزدیکی تدریجی در اختیارشان بگذارد.
« با وجود این، فیلم گاهی از کندوکاو عمیقتر در انگیزههای او عقب مینشیند. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
نوستالژی و زبان اسلشر ویدئوفروشی خانوادگی، نوارهای ویاچاس و اشارهها به اسلشرهای دههٔ هشتاد، به فیلم هویتی ملموس میبخشند. این عناصر صرفاً تزئین صحنه نیستند؛ بخشی از شیوهٔ نگاه فیلم به ترساند. در جهان «Bloody Axe Wound»، وحشت هم میراثی سینمایی است و هم کالایی برای فروش: قتلها به نوار تبدیل میشوند و قاتل، در کنار چهرهٔ واقعی خود، به ستارهٔ مجموعهای عامهپسند بدل میشود.
این بازی میان واقعیت و بازنمایی، یکی از ایدههای کنجکاویبرانگیز فیلم است. ارجاعها برای دوستداران ژانر لذتبخشاند، اما فیلم گاهی بیش از آنکه از سنت اسلشر چیزی تازه استخراج کند، به نشانههای آشنای آن تکیه میکند. ماسک، زخمهای چهره و فضای فروشگاه، خاطرهٔ آثار قدیمی را زنده میکنند، اما حضورشان همیشه به طنزی تیزتر یا تفسیری عمیقتر نمیانجامد.
بااینحال، همین نوستالژی به اثر رنگ و بافت میدهد و آن را از یک کمدی ترسناک بیهویت دور میکند. جهان داستان؛ ایدهای بزرگ با جزئیات ناتمام یکی از دشواریهای اصلی فیلم، جهانی است که قواعدش بهطور کامل روشن نمیشود. سازوکار کسبوکار خانواده، چگونگی انتخاب قربانیان و جایگاه این قتلها در زندگی شهر، پرسشهایی طبیعی برمیانگیزند؛ اما روایت معمولاً بهجای پاسخدادن، از کنار آنها میگذرد.
« این عناصر صرفاً تزئین صحنه نیستند؛ بخشی از شیوهٔ نگاه فیلم به ترساند. »
قوتها و کاستیها
ابهام میتواند ابزار مؤثری در وحشت باشد، ولی در اینجا گاه به کمپرداختگی نزدیک میشود، چون قواعد داستان هر بار که به آنها نیاز است، انعطافپذیر به نظر میرسند. این مسئله از اهمیت رابطهها نیز کم میکند. اگر جهان فیلم منسجمتر بود، تضاد میان زندگی عادی شهر و خشونت پنهان خانواده میتوانست طنز تلختری بسازد.
در عوض، تماشاگر ممکن است بهجای دنبالکردن تنش عاطفی اَبی، سرگرم این پرسش شود که سازوکار پیرامون او دقیقاً چگونه کار میکند. فیلم با انتخاب لحنی سبک از بار این پرسشها میکاهد، اما آنها را کاملاً از میان نمیبرد. ریتم، خشونت و اجرا آغاز فیلم کمی زمان میبرد تا میان معرفی خانواده، فضای ویدئوفروشی و بحران عاطفی اَبی تعادل برقرار کند.
وقتی موتور اصلی داستان روشن میشود، ریتم روانتر و موقعیتها سرگرمکنندهتر میشوند؛ اما روایت در بخشهایی به مسیرهای آشنا بازمیگردد و غافلگیری چندانی ندارد. فیلم بیش از آنکه با ساختار روایی پیچیده پیش برود، بر جذابیت ایده و برخورد لحنهای متضاد تکیه میکند. صحنههای خونین از نظر جلوههای عملی و حس اغراقآمیزشان برای دوستداران اسلشر جذاباند و موسیقی نیز در حفظ حالوهوای بازیگوش اثر سهم دارد.
« این مسئله از اهمیت رابطهها نیز کم میکند. »
جمعبندی
بیلی برک در نقش راجر، ترکیبی از اقتدار پدرانه و غرابت یک قاتل نمایشی را ارائه میکند؛ حضوری که به فضای خانوادگی فیلم وزن میدهد. جفری دین مورگان نیز در نقش بوتچ اسلیتر در فیلم دیده میشود، هرچند حضورش محدود است و نباید انتظار نقشی محوری از او داشت. جمعبندی «Bloody Axe Wound» فیلمی است که ایدهاش از اجرای آن بلندپروازانهتر به نظر میرسد.
ترکیب میراث خانوادگی قاتلان، بلوغ نوجوانانه، دلدادگی و نوستالژی اسلشر، زمینهای تازه و سرگرمکننده فراهم میکند؛ اَبی نیز شخصیتی دوستداشتنی است که میتوان مسیر استقلالش را دنبال کرد. شوخیهای موفق، ارجاعهای سینمایی و خشونت اغراقآمیز، لحظاتی سرزنده میآفرینند. در برابر این امتیازها، روایت گاهی قابلپیشبینی میشود، جهان داستان جزئیات کافی ندارد و رابطهٔ عاطفی مرکزی فرصت نمییابد به عمق کامل برسد.
فیلم در بهترین لحظاتش میداند چگونه امر هولناک را به بازی بدل کند؛ در ضعیفترین لحظات، اما به ظرفیت ایدهاش فقط اشاره میکند و از پروراندن آن بازمیماند. حاصل، اثری نامتوازن اما خوشذوق است که بیش از آنکه تجربهای منسجم و ماندگار باشد، سرگرمیای خونآلود و دوستداشتنی برای مخاطبِ متمایل به کمدیهای اسلشر فراهم میآورد.
« جمعبندی «Bloody Axe Wound» فیلمی است که ایدهاش از اجرای آن بلندپروازانهتر به نظر میرسد. »



ثبت دیدگاه