نقد و بررسی
نقد دودمان (Bloodline) | 1979
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
دربارۀ تریلری با چهرهای آراسته «Bloodline» ساختۀ ترنس یانگ، تریلری جنایی بر اساس رمانی از سیدنی شلدون است که در ظاهر عناصر یک سرگرمی پرزرقوبرق را یکجا گرد میآورد: وارثی ثروتمند، امپراتوری داروسازی، مناسبات خانوادگی آلوده به منفعتطلبی، مرگی مشکوک و حلقۀ تنگ مظنونان. الیزابت روف پس از مرگ پدرش، سام، وارث شرکت میشود و ناچار است همزمان با کشمکشهای هیئتمدیره و خویشاوندان، از خود در برابر تهدیدهایی پنهان محافظت کند.
فیلم از همان آغاز وعدۀ معمایی پرکشش میدهد؛ اما میان ساختن فضای تعلیق و نمایش تجمل، پیوندی استوار برقرار نمیکند. این نقد پایان یا هویت عامل اصلی ماجرا را فاش نمیکند. جذابیت «Bloodline» بیش از آنکه در حل معمای قتل باشد، در برخورد ناهموارِ ملودرام شرکتی، تریلر اروپایی و قصهای خانوادگی ریشه دارد؛ برخوردی که گاه کنجکاویبرانگیز است و گاه انسجام اثر را از میان میبرد.
آدری هپبورن؛ مرکز ثقل فیلم حضور آدری هپبورن مهمترین عامل جذابیت فیلم است. او در نقش الیزابت، وقار و خویشتنداری شناختهشدهاش را با آسیبپذیری زنی درمیآمیزد که ناگهان باید در جهانی مردسالار و بیرحم از خود دفاع کند. این تضاد بالقوه میتوانست به شخصیتی پیچیده و بهیادماندنی بینجامد: زنی که میراثی عظیم به دست آورده، اما هنوز فرصت نیافته است معنای واقعی قدرت و مسئولیت را بفهمد.
بااینحال، فیلمنامه فرصت کافی برای پرداخت درونی الیزابت فراهم نمیکند. او بیشتر در واکنش به بحرانها دیده میشود تا در مسیر تصمیمگیری و دگرگونی. هپبورن با حضور آرام و دقیقش میکوشد به این شخصیت پیوستگی ببخشد؛ نگاهها و مکثهایش گاه چیزهایی را منتقل میکنند که متن از بیانشان ناتوان است.
« این نقد پایان یا هویت عامل اصلی ماجرا را فاش نمیکند. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
در نتیجه، الیزابت نه کاملاً به شخصیتی مستقل بدل میشود و نه صرفاً بهانهای برای حرکت معما باقی میماند؛ میان این دو جایگاه معلق میماند. بازیگران پرشمار، شخصیتهای کمپرداخت ترکیب بازیگران فیلم چشمگیر است: جیمز میسون، بن گازارا، رومی اشنایدر، عمر شریف، ایرنه پاپاس و گرت فروبه در کنار هپبورن حضور دارند.
با چنین جمعی انتظار میرود هر شخصیت، حتی در نقشی کوتاه، اثری متمایز بر فضای داستان بگذارد. جیمز میسون بیش از دیگران از این فرصت بهره میبرد؛ حضور سنجیده و صدای نافذ او، به شخصیتش نوعی اقتدار و ابهام میبخشد. او بیآنکه به اغراق آشکار متوسل شود، حس خطر را در پس رفتار مؤدبانه نگه میدارد.
بااینهمه، فراوانی چهرههای شناختهشده جای خالی شخصیتپردازی را پر نمیکند. بسیاری از افراد فیلم در آغاز با نشانههایی از جاهطلبی، بدهکاری یا رقابت معرفی میشوند، اما کمتر مجال مییابند فراتر از همان نشانهها رشد کنند. رابطههای خانوادگی و حرفهای نیز گاه بهجای آنکه لایههای تازهای از انگیزهها را آشکار سازند، صرفاً فهرست مظنونان را طولانیتر میکنند.
بازیگران به اثر اعتبار میدهند، اما فیلمنامه در بهرهگیری از تواناییهایشان دستوپابسته است. امپراتوری داروسازی و سیاستِ ارث یکی از ظرفیتهای جالب داستان، پیوند میان قدرت اقتصادی و صمیمیت خانوادگی است. در جهان «Bloodline»، ارث فقط ثروتی برای تقسیم نیست؛ مالکیت شرکت، اختیار تصمیمگیری و امکان شکلدادن به آیندهای تجاری را نیز در بر میگیرد.
« با چنین جمعی انتظار میرود هر شخصیت، حتی در نقشی کوتاه، اثری متمایز بر فضای داستان بگذارد. »
شخصیتها و اجرا
از این رو، مرگ پدر الیزابت بحرانی خصوصی و عمومی را همزمان پدید میآورد. هر گفتوگوی مؤدبانه در اتاق هیئتمدیره میتواند پوششی برای رقابت باشد و هر پیوند خویشاوندی، در معرض آزمون منفعت قرار گیرد. فیلم گاهی بهخوبی نشان میدهد چگونه زبان تجارت، روابط انسانی را سرد و محاسبهگر میکند.
شرکت در مقام فضایی بسته عمل میکند که در آن اطلاعات، سهمها و جایگاهها ارزشی حیاتی دارند. اما این وجه اجتماعی بهاندازۀ کافی گسترش نمییابد. پرسشهایی چون مسئولیت اخلاقی یک امپراتوری دارویی یا رابطۀ ثروت با قدرت، بیشتر در حاشیۀ داستان باقی میمانند؛ درحالیکه میتوانستند به معما عمق و معنایی فراتر از تعیین مظنونان ببخشند.
روایت پراکنده و تعلیقی ناپایدار بزرگترین دشواری فیلم در سازماندهی روایت است. داستان میان چند خط فرعی حرکت میکند و پیوند میان آنها همیشه طبیعی یا روشن به نظر نمیرسد. برخی جزئیات در لحظهای که باید سرنخ یا نشانهای معنادار باشند، بیش از اندازه برجسته میشوند؛ برخی دیگر نیز بیآنکه پرداخت کافی یافته باشند، ناگهان کنار میروند.
حاصل، روایتی است که مواد اولیهٔ یک تریلر پرتنش را دارد، اما از آنها مسیر دراماتیک منسجمی نمیسازد. ریتم کند فیلم نیز این مشکل را تشدید میکند. مکثها و صحنههای گفتوگو میتوانستند فضای سوءظن را تقویت کنند، اما چون اطلاعات تازه یا تحول عاطفی چندانی به همراه ندارند، گاهی حس کشآمدن پدید میآورند.
« از این رو، مرگ پدر الیزابت بحرانی خصوصی و عمومی را همزمان پدید میآورد. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
تدوین ناهماهنگ میان بخشهای مختلف نیز ضرباهنگ را بیثبات میکند: بعضی رویدادها با شتاب میگذرند و بعضی دیگر بیش از اندازۀ لازم درنگ میکنند. به همین دلیل، تعلیق فیلم کمتر از خطرهای داستان نیرو میگیرد و بیشتر به انتظار برای رخداد بعدی وابسته میماند. خشونت، جنسیت و آشفتگی لحن «Bloodline» میکوشد در کنار ملودرام خانوادگی و راز جنایی، وجهی تیره و خشن نیز به خود بگیرد.
این انتخاب میتوانست تناقضی ثمربخش بسازد: نمای بیرونیِ مرفه و آراسته در برابر خشونتی که در زیر آن پنهان است. اما صحنههای خشن و جنسی غالباً چنان به خط اصلی داستان افزوده میشوند که بیشتر به عناصر شوکآور میمانند تا اجزای ضروری یک جهان روایی واحد. این ناهمخوانی در لحن، اثر را میان چند مسیر سرگردان میکند.
گاهی با معمایی پرزرقوبرق روبهروییم، گاهی با ملودرامی درباره خانوادهای ثروتمند و گاهی با تریلری تلختر که بر خشونت و بهرهکشی تکیه دارد. تغییر لحن بهخودیخود ایراد نیست؛ مشکل آنجاست که فیلم برای گذار میان این فضاها تمهید کافی نمیسازد. در نتیجه، بعضی صحنهها نه تنش معما را عمیقتر میکنند و نه معنای روشنی به تضاد طبقاتی و اخلاقی اثر میافزایند.
تصویر، طراحی و موسیقی در سوی بصری، فیلم از جلوهای چشمنواز برخوردار است. لوکیشنهای اروپایی، فضاهای مجلل و لباسهای آراسته با جهان ثروتمندان و مناسبات بینالمللی شرکت تناسب دارند. طراحی صحنه و پوشش، سطحی از شکوه میآفریند که در تضاد با ناامنی و سوءظن درون قصه قرار میگیرد. این تضاد گاه از خود روایت گویاتر است: هرچه محیط مرتبتر و زیباتر به نظر میرسد، روابط انسانی در آن سردتر و مشکوکتر جلوه میکنند.
« به همین دلیل، تعلیق فیلم کمتر از خطرهای داستان نیرو میگیرد و بیشتر به انتظار برای رخداد بعدی وابسته میماند. »
قوتها و کاستیها
موسیقی انیو موریکونه نیز به فیلم رنگوبویی متمایز میدهد. گاه بافت موسیقایی او فضای تهدیدآمیز داستان را تقویت میکند و گاه به اثر حالوهوایی پرتحرکتر میبخشد. بااینحال، موسیقی همیشه با ضرباهنگ صحنهها همقدم نیست؛ همانگونه که تصویرهای مجلل نیز نمیتوانند خلأهای روایی را جبران کنند.
«Bloodline» از نظر ظاهر و صدا حرفهای و پرهزینه به نظر میرسد، اما این آراستگی بهندرت به انسجامی همسنگ در روایت تبدیل میشود. جمعبندی «Bloodline» فیلمی است با اجزای جذاب و پیوندی شکننده میان آنها. وقار آدری هپبورن، حضور بازیگران برجسته، طراحی چشمنواز و موسیقی موریکونه به آن هویت دیداری و شنیداری میبخشند؛ اما روایت پراکنده، شخصیتهای کمپرداخت، ریتم کند و نوسان میان ملودرام و خشونت، از قدرت تعلیق میکاهند.
فیلم در بهترین لحظههایش، تصویری از جهانی میسازد که در آن میراث، عشق و وفاداری زیر سایۀ منفعت قرار گرفتهاند؛ ولی کمتر میتواند این ایده را در ساختاری منسجم و ماندگار بپروراند. برای تماشاگرانی که از تریلرهای پرستاره و پرزرقوبرقِ دورۀ خود لذت میبرند، «Bloodline» همچنان جذابیتهایی دارد؛ بهویژه بهسبب تماشای هپبورن در نقشی متفاوت و حضور مجموعهای از بازیگران نامدار.
اما اثر بیش از آنکه معمایی حسابشده و پرکشش باشد، تجربهای ناهموار است: فیلمی که گاهی با شکوه و جذابیت بازیگرانش چشم میگیرد و گاهی زیر بار پراکندگی داستان از حرکت بازمیماند.
« موسیقی انیو موریکونه نیز به فیلم رنگوبویی متمایز میدهد. »



ثبت دیدگاه