نقد و بررسی
نقد خویشاوند خونی (Blood Relatives) | 2022
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
میان جاده و خون «Blood Relatives» ساختهٔ Noah Segan، فیلمی دربارهٔ خونآشامهاست که علاقهٔ چندانی به شکوه و هیبت آشنای این موجودات ندارد. Francis، خونآشامی یهودی که سالها در جادههای آمریکا سرگردان بوده، زندگی منزویاش را با نظمی شخصی و کمابیش خرسندکننده میگذراند؛ تا آنکه Jane، دختری نوجوان، از راه میرسد و میگوید دختر اوست.
دیدار این دو، به سفری جادهای بدل میشود که در ظاهر از جنس ماجراجوییهای فانتزی است، اما در مرکز خود پرسشی ملموستر دارد: آیا کسی که سالها از پیوند با دیگران گریخته، میتواند ناگهان مسئولیت پدر بودن را بپذیرد؟ فیلم در کنار کمدی و وحشت، بر همین کشاکش خانوادگی تکیه میکند. جذابیت آغازین فیلم بیش از آنکه از تازگی خود خونآشامها بیاید، از قرار گرفتنشان در موقعیتی روزمره سرچشمه میگیرد.
اینجا خونآشام بودن مانع پرداختن به امر عادی نیست؛ برعکس، جزئی از گرفتاریهای معمول سفر، معاشرت و همزیستی میشود. Francis باید هم با نیازهای نامتعارف خود کنار بیاید و هم با حضور دختری که ناگهان گذشته و آیندهاش را به هم گره میزند. چنین ترکیبی به فیلم امکان میدهد از قواعد ژانر فاصله بگیرد، بیآنکه آنها را کاملاً کنار بگذارد.
حاصل، نه یک وحشت پرتعلیق و نه کمدیای پیوسته خندهآور، بلکه فیلمی میان این دو است؛ آثاری که جذابیتشان بیشتر به لحن و شخصیت وابسته است تا غافلگیریهای پیاپی. سفر جادهای بهمثابه رابطه جاده در فیلم تنها پسزمینهٔ رفتوآمد نیست؛ شکلی از روایت و فرصتی برای آزمودن نزدیکی میان پدر و دختر است.
« فیلم در کنار کمدی و وحشت، بر همین کشاکش خانوادگی تکیه میکند. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
فضای بستهٔ خودرو، توقفهای پراکنده و عبور از محیطهای گوناگون، دو شخصیت را بارها در برابر مسئلهٔ همراهی قرار میدهد. آنان نمیتوانند بهآسانی از حضور یکدیگر بگریزند، اما نزدیک شدنشان نیز ساده و بیاصطکاک نیست. یکی با تجربهٔ طولانیِ تنهایی به دیدار تازه واکنش نشان میدهد و دیگری با توقعها و پرسشهایی میآید که پاسخشان را نمیتوان در چند جمله خلاصه کرد.
ساختار سفر به فیلم اجازه میدهد رابطه را نه با اعترافهای بزرگ، بلکه با رفتارهای کوچک پیش ببرد: اختلاف سلیقه، مکث، بدخلقی و تلاشهای ناشیانه برای برقراری ارتباط. همین انتخاب گاه نتیجهبخش است، زیرا عاطفه را از دل روزمرگی بیرون میکشد؛ اما گاه هم باعث میشود حرکت داستان کند به نظر برسد.
بخشهایی که باید زمینهٔ نزدیکی دو شخصیت را بسازند، بهجای آنکه تنش یا تحول تازهای به همراه بیاورند، در جا میزنند. فیلم در بهترین لحظههایش این کندی را به حسی از زیستن در کنار غریبهای تازهوارد تبدیل میکند؛ در لحظههای ضعیفتر، صرفاً از شتاب میافتد. خانواده و میراث خشونت عنوان فیلم به پیوند خونی اشاره میکند، اما پرسش اصلی آن این نیست که دو شخصیت چه نسبتی با یکدیگر دارند؛ مسئله این است که این نسبت چه مسئولیتی به همراه میآورد.
گذشتهٔ Francis، با انزوا و خشونت گره خورده است و پیدایش Jane او را وادار میکند دوباره به میراثی نگاه کند که شاید ترجیح میداد از آن فاصله بگیرد. فیلم از این موقعیت برای طرح تضادی آشنا اما مؤثر بهره میبرد: آیا گذشته سرنوشت آدمی را تعیین میکند، یا میتوان در برابر آن راه دیگری برگزید؟
« آنان نمیتوانند بهآسانی از حضور یکدیگر بگریزند، اما نزدیک شدنشان نیز ساده و بیاصطکاک نیست. »
شخصیتها و اجرا
«Blood Relatives» این مضمون را با وقار یک درام سنگین دنبال نمیکند؛ طنز خشک و رفتارهای نامتعارف شخصیتها پیوسته از شدت جدیت میکاهند. همین سبک، در عین دلپذیری، محدودیتهایی هم دارد. فیلم گاهی اندیشهٔ خود را بیش از اندازه آشکار میکند و بهجای آنکه بگذارد لحظهها معنایشان را بهتدریج بسازند، آن معنا را در دیالوگ توضیح میدهد.
بااینحال، ترکیب امر فراطبیعی با مسئلهٔ کاملاً انسانیِ پدر و دختر، برای داستان هویتی فراتر از یک شوخی ژانری فراهم میکند. فیلم میخواهد نشان دهد حتی موجودی که از قواعد معمول زندگی جدا افتاده، همچنان با نیاز به تعلق و دشواریِ پذیرفتن دیگران روبهروست. طنز، لحن و گفتوگوها طنز اثر غالباً از تضاد میان ظاهر هولناک و رفتار روزمره بیرون میآید.
Francis خونآشامی است که قرار نیست همواره کاریزماتیک یا ترسناک جلوه کند؛ گاه بیشتر شبیه آدمی است که به عادتهایش چسبیده و از تغییر استقبال نمیکند. این فاصله گرفتن از تصویر باشکوه خونآشام، به فیلم رنگی صمیمی و اندکی عجیب میدهد. خندهها بیشتر از خشکبودن واکنشها و ناسازگاری موقعیتها میآیند تا از شوخیهای پرهیاهو؛ بنابراین تماشاگرانی که انتظار کمدیای پرتحرک دارند، ممکن است با ضرباهنگ و جنس شوخیها همراه نشوند.
دیالوگها یکی از نقاط دوگانهٔ فیلماند. در بهترین لحظهها، گفتوگوها تفاوت دیدگاه و خلقوخوی شخصیتها را روشن میکنند و به رابطه حالوهوایی بازیگوشانه میبخشند. در لحظههای دیگر، جملهها بیش از حد طراحیشده یا توضیحی به نظر میرسند؛ گویی شخصیتها بهجای سخن گفتن، سرگرم رساندن مضمون مورد نظر نویسندهاند.
« همین سبک، در عین دلپذیری، محدودیتهایی هم دارد. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
این ناهماهنگی، بهویژه در صحنههایی که به مکث و احساس طبیعی نیاز دارند، از باورپذیری رابطه میکاهد. فیلم میان شوخی خودآگاه و درام خانوادگی رفتوآمد میکند، اما همیشه گذار میان این دو را هموار نمیسازد. بازیها و هماهنگی دو شخصیت Noah Segan در نقش Francis، مردی را تصویر میکند که خشکی رفتارش پوششی برای بیتجربگی عاطفی است.
بازی او بیش از آنکه بر قدرت یا رازآلودگی خونآشام تکیه کند، بر دستپاچگی و احتیاط شخصیتی تأکید دارد. Victoria Moroles در نقش Jane، انرژی جوانانه و صراحتی به فیلم میآورد که در برابر انزوای Francis قرار میگیرد. حضور او از نقاط قوت اثر است: Jane صرفاً نیرویی برای تغییر دادن پدر نیست، بلکه شخصیتی با اراده و واکنشهای مستقل به نظر میرسد.
بااینحال، تفاوت بازیها همیشه به شیمی مؤثر میان دو بازیگر منتهی نمیشود. در برخی صحنهها، فاصلهٔ میان شخصیتها بهدرستی حس میشود و همین ناآشنایی به رابطه عمق میدهد؛ در برخی دیگر، اختلاف لحن اجراها چنان است که گویی دو بازیگر در دو برداشت متفاوت از فیلم حضور دارند. این ناهمواری بهخصوص هنگامی جلب توجه میکند که روایت از بگومگوهای بامزه به لحظهای عاطفی میرسد.
در نتیجه، تحول رابطه گاهی بیش از آنکه بهصورت پیوندی تدریجی احساس شود، به مجموعهای از لحظههای جداگانه شباهت پیدا میکند. موسیقی، فضا و ریتم موسیقی در شکل دادن به شخصیت فیلم نقشی بیش از همراهی پسزمینه دارد. تقابل سلیقههای موسیقایی دو شخصیت، بخشی از اختلاف نسل و شیوهٔ مواجههشان با جهان را بازتاب میدهد.
« این ناهماهنگی، بهویژه در صحنههایی که به مکث و احساس طبیعی نیاز دارند، از باورپذیری رابطه میکاهد. »
قوتها و کاستیها
قطعات پرانرژی، از جمله موسیقی گروه Screeching Weasel که با سلیقهٔ Jane پیوند دارد، به فیلم نیرویی جوانتر میبخشند و در برابر حالوهوای محافظهکارانهتر Francis قرار میگیرند. به این ترتیب، موسیقی نه صرفاً تزئینی صوتی، بلکه یکی از راههای بیان تفاوت و امکان نزدیک شدن آن دو است. فضای فیلم نیز از همین تضاد تغذیه میکند: جادهها و توقفگاههای آمریکایی، با جلوهای نهچندان باشکوه، جهان را عادی و کمی فرسوده نشان میدهند؛ حال آنکه موضوع داستان به موجوداتی فراطبیعی مربوط است.
این انتخاب با روحیهٔ اثر سازگار است و کمک میکند داستان از زرقوبرق خونآشامی فاصله بگیرد. اما لحن آرام و شخصیتمحور فیلم، در کنار تکرار بعضی موقعیتها، ریتم را در بخشهایی کند میکند. فیلم برای حفظ توجه مخاطب، همیشه از حادثه یا تنش تازه بهره نمیگیرد و گاهی بیش از اندازه به کشش میان دو بازیگر تکیه میکند؛ کششی که، همانطور که گفته شد، یکدست نیست.
جمعبندی «Blood Relatives» اثری کوچک و نامتعارف در قلمرو خونآشامی است که امتیاز اصلیاش را از پیوند دادن افسانهٔ خونآشام با مسئلهای خانوادگی میگیرد. سفر پدر و دختری که باید هم با ماهیت غیرعادی خود و هم با دشواریهای رابطه کنار بیایند، ایدهای سرگرمکننده و گاه واقعاً دلنشین فراهم میکند.
فضای خاص، طنز خشک و موسیقی پرتحرک به فیلم هویت میبخشند؛ در مقابل، کندی مقطعی ریتم، گفتوگوهای گاه تصنعی و هماهنگی ناپایدار دو بازیگر اصلی از قدرت عاطفی آن میکاهند. این فیلم بیش از آنکه برای وحشتدوستانِ مشتاق تعلیق یا برای دوستداران کمدیِ پرخنده ساخته شده باشد، مناسب تماشاگرانی است که از ترکیب ژانرها و داستانهای رابطهمحور استقبال میکنند.
« به این ترتیب، موسیقی نه صرفاً تزئینی صوتی، بلکه یکی از راههای بیان تفاوت و امکان نزدیک شدن آن دو است. »
جمعبندی
ضعفهایش مانع از آن میشود که ایدهٔ جذابش در همهٔ لحظهها به تجربهای کاملاً منسجم بدل شود؛ بااینحال، گرمای زیرپوستی و نگاه غیرمتعارفش به خانواده، آن را به سفری جادهای تبدیل میکند که ارزش همراهی دارد، حتی اگر مسیرش گاهی طولانیتر از انتظار به نظر برسد.
ثبت دیدگاه