نقد و بررسی
نقد خون برای دراکولا (Blood for Dracula) | 1974
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
بازآفرینی نامتعارف افسانهای آشنا «Blood for Dracula» ساختهٔ Paul Morrissey، دراکولا را از هیبتِ اغواگر و شکستناپذیرِ قصههای کلاسیک بیرون میکشد و به پیکری بیمار، فرسوده و وابسته بدل میکند؛ موجودی که برای ادامهٔ حیات، به جستوجویی درمانناپذیر تن داده است. همین جابهجایی، از همان ابتدا لحن فیلم را تعیین میکند: اینجا با وحشتی متعارف روبهرو نیستیم، بلکه با هجویهای گوتیک و سیاه مواجهیم که بدنِ رو به زوالِ کنت را هم مایهٔ ترحم میسازد و هم دستاویز طنز.
فیلم بهجای آنکه افسانهٔ خونآشام را با قواعد آشنای تعلیق و قهرمانی پیش ببرد، آن را به صحنهای برای برخورد طبقه، اخلاق، میل و ریاکاری تبدیل میکند. این انتخاب جسورانه است، اما بیهزینه نیست. فیلم از مخاطب میخواهد با تصویری شکسته و گاه مضحک از دراکولا کنار بیاید؛ تصویری که ممکن است برای دوستداران وحشت کلاسیک ناامیدکننده باشد.
جذابیت اثر نه در بازسازی شکوه اسطوره، بلکه در وارونهکردن آن است: هیولایی که این بار بیش از آنکه شکارچی باشد، گرفتار بدن خویش و دگرگونی جهان اطرافش است. کمدی سیاه در کالبد گوتیک طنز فیلم از تقابلِ عظمتِ ظاهری با درماندگیِ واقعی پدید میآید. قصرها و عنوانهای اشرافی هنوز بر جا هستند، اما زیر این پوسته، فقر، بیماری و اضطرابِ زوال خانه کرده است.
دراکولا به ایتالیا میآید تا در محیطی که تصور میکند هنوز پاکدامنی و نظم سنتی در آن پابرجاست، نیاز حیاتیاش را برآورده کند؛ اما واقعیت، انتظاراتش را بهطرزی مضحک و تلخ برهم میزند. طنز در اینجا صرفاً برای خنداندن نیست: هر شوخی، شکافی در باورهای کهنه باز میکند و نشان میدهد اخلاقیاتی که شخصیتها به آن تکیه دارند، تا چه اندازه وابسته به منفعت و ظاهر است.
« این انتخاب جسورانه است، اما بیهزینه نیست. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
لحظههایی که بیماری دراکولا به شکلی اغراقآمیز و جسمانی آشکار میشود، نمونهٔ روشن این رویکردند. فیلم امر هولناک را از قلمرو راز و ابهام بیرون میکشد و به نمایشی عریان، حتی گاه زننده، بدل میسازد. نتیجه نه ترسی خالص است و نه کمدیای بیدغدغه؛ آمیختهای نامتوازن اما متمایز از انزجار، خنده و اندوه.
همین ناهمواری، بخشی از هویت فیلم است، هرچند گاهی شوخیها بیش از آنکه لایهای تازه بیفزایند، بر یک ایدهٔ واحد تکیه میکنند. خانهٔ اشرافی و زوال یک طبقه عمارت رو به افول مارکیزه دی فیوره یکی از مهمترین عناصر معنایی فیلم است. این خانه، با شکوهی که دیگر پشتوانهٔ اقتصادی ندارد، تصویری از طبقهای است که میکوشد ظاهر اقتدارش را حفظ کند؛ حتی وقتی توان ادارهٔ زندگی روزمره را از دست داده است.
مارکیزِ بدهکار، دخترانش را همچون راهی برای نجات وضع مالی و جایگاه خانوادگی میبیند. ازدواج در این فضا بیش از آنکه پیوندی عاطفی باشد، معاملهای اجتماعی است؛ سازوکاری برای بقا در جهانی که منزلتِ موروثی دیگر بهتنهایی کافی نیست. ورود دراکولا این نظمِ لرزان را به نمایش میگذارد. او مهمانِ مطلوبی به نظر میرسد، زیرا عنوان و ثروتِ احتمالیاش میتواند برای خانواده مفید باشد؛ اما بدن بیمار و نیازهایش، چهرهٔ دیگری از همان اشرافیت پوسیده را عیان میکند.
فیلم از این راه، خونآشامی را به استعارهای طبقاتی نزدیک میسازد: اشرافی که برای بقا به بدن دیگران وابستهاند و همزمان میکوشند این وابستگی را پشت آداب، تشریفات و تبار پنهان کنند. ماریو و برخورد ایدئولوژیک ماریو، خدمتکار مارکسیست عمارت، صرفاً مانعی برای نقشههای دراکولا نیست؛ حضورش تضادی سیاسی و طبقاتی به داستان میافزاید.
« لحظههایی که بیماری دراکولا به شکلی اغراقآمیز و جسمانی آشکار میشود، نمونهٔ روشن این رویکردند. »
شخصیتها و اجرا
در یک سوی این تقابل، کنتِ اشرافزادهای قرار دارد که به میراث و سلسلهمراتب تکیه میکند؛ در سوی دیگر، کارگری که نسبت به امتیازهای موروثی بدگمان است و در نظم موجود، جایگاه فرودست خود را میشناسد. این برخورد، فیلم را از یک حکایت خونآشامی به نوعی کمدی اجتماعی بدل میسازد. بااینحال، نگاه اثر به این تقابل کاملاً ساده یا بیطرف نیست.
ماریو نه نماد پاکی و عدالت، بلکه شخصیتی زمینی و خشن است؛ همانطور که اشرافیت نیز در فیلم نه تنها مجلل، بلکه مضحک و درمانده است. فیلم از دو قطب فاصله میگیرد و هیچکدام را به قهرمان اخلاقی مطلق بدل نمیکند. این ابهام به طنز سیاسی اثر جان میدهد، هرچند گاهی شخصیتپردازیها بیش از آنکه پیچیده باشند، در خدمت تمثیل و تقابل باقی میمانند.
بازیگری و چهرهٔ بهیادماندنی دراکولا نقطهٔ اتکای اصلی فیلم، بازی Udo Kier است. چهرهٔ باریک و آرایش غلیظ او، دراکولایی میسازد که هم مصنوعی و شمایلوار است و هم بهطرزی غریب آسیبپذیر. Kier با حرکتها و مکثهای حسابشده، کنت را از هیولایی مقتدر به موجودی گرفتار بدل میکند؛ کسی که غرورش از میان نرفته، اما جسمش دیگر توان همراهی با آن را ندارد.
بازی او میان جدیت و مضحکه در نوسان است و همین دوگانگی، شخصیت را به یادماندنی میکند. بازیگران دیگر، یکدستی کمتری دارند. گاه اجراها خشک و تصنعی به نظر میرسند و تفاوت لهجهها، بهجای آنکه جهان چندفرهنگی فیلم را غنی کند، توجه را از صحنه منحرف میسازد. این ناهمگونی با خصلتِ عامدانهٔ غیرطبیعی اثر سازگار است، اما همیشه نمیتوان آن را انتخابی کاملاً موفق دانست.
« این برخورد، فیلم را از یک حکایت خونآشامی به نوعی کمدی اجتماعی بدل میسازد. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
در نتیجه، حضور Kier گاهی چنان پررنگ میشود که بخشهایی از گروه بازیگران در سایهٔ او میمانند. تصویر، فضا و ریتم فیلم از معماری، لباس و نورپردازی برای ساختن فضایی گوتیک بهره میگیرد، اما این گوتیکبودن بیش از آنکه ترسآفرین باشد، حالتی نمایشی و هذیانی دارد. عمارت، اتاقها و راهروهایش را همچون صحنهای برای بازی قدرت و میل عرضه میکند.
قابها بهجای آنکه صرفاً محیطی رازآلود بسازند، بدنها را درون فضایی محصور قرار میدهند؛ گویی همهٔ شخصیتها در خانهای گرفتارند که گذشتهاش از حالِ آن سنگینتر است. در مقابل، ریتم فیلم گاهی بهوضوح کند میشود. برخی موقعیتها بیش از اندازه امتداد مییابند و شوخیهای تکرارشونده، پس از آنکه معنای خود را رساندهاند، همچنان ادامه پیدا میکنند.
این کندی به یک معنا با فرسودگی و بیحالی قهرمان همخوان است، اما همیشه به کشش دراماتیک خدمت نمیکند. فیلم در بهترین لحظههایش از سکون، طنزی ناآرام میسازد؛ در لحظههای ضعیفتر، همان سکون به ملال نزدیک میشود. اخلاق جنسیتی و نگاه امروز بخشهایی از فیلم بر میل، پاکدامنی و بدن زنان بنا شدهاند؛ موضوعاتی که در بستر طنز سیاه و هجو اخلاق سنتی، وجهی تحریکآمیز پیدا میکنند.
بااینحال، این رویکرد همواره از نگاه مردانهٔ مسلط فاصله نمیگیرد. زنان گاه بیش از آنکه صاحبِ روایت و خواست مستقل باشند، در مقام موضوعِ معامله، میل یا داوری دیگران قرار میگیرند. افزون بر این، بعضی رفتارهای خشونتآمیز و تعرضآمیز فیلم، امروز بهسختی میتوانند در پوششِ طنز یا هجو بیمسئله تلقی شوند.
« در نتیجه، حضور Kier گاهی چنان پررنگ میشود که بخشهایی از گروه بازیگران در سایهٔ او میمانند. »
قوتها و کاستیها
این نکته در ارزیابی اثر اهمیت دارد، زیرا فیلم همزمان میخواهد اخلاقیات کهنه را به تمسخر بگیرد و از نمایش بدن و مناسبات جنسی برای شوک و سرگرمی بهره ببرد. حاصل، ترکیبی دوپهلو است: گاهی جسور و افشاگر، گاهی آزارنده و گرفتار همان نگاههایی که ظاهراً به نقدشان میپردازد. تماشای فیلم با حساسیت معاصر، این تناقض را پررنگتر میکند.
جمعبندی «Blood for Dracula» فیلمی نامتعارف است که بیش از آنکه به وحشت کلاسیک وفادار بماند، افسانهٔ دراکولا را به بستری برای طنز سیاه، هجو اشرافیت و بازی با تابوها تبدیل میکند. تصویر بیمار و ناتوانِ کنت، بازی برجستهٔ Udo Kier و فضای گوتیکِ آمیخته به ابتذال، به اثر هویتی متمایز میبخشند.
در مقابل، ریتم کند، اجراهای نابرابر، لهجههای ناهمگون و برخی انتخابهای جنسیتیِ مسئلهدار، تجربه را ناهموار میکنند. این فیلم برای مخاطبی که انتظار ترسی کلاسیک، روایتی منسجم و تعلیق پیوسته دارد، ممکن است پراکنده و خستهکننده باشد. اما برای تماشاگر علاقهمند به سینمای گوتیکِ هجوآمیز و شخصیتهایی که میان شکوه و ابتذال معلقاند، اثری قابلتأمل است: نه کاملاً موفق در همهٔ اجزایش، اما بهاندازهای جسور و غریب که از حافظه بیرون نرود.
« تماشای فیلم با حساسیت معاصر، این تناقض را پررنگتر میکند. »
ثبت دیدگاه