نقد و بررسی
نقد بلاکرز (Blockers) | 2018
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
کمدیِ یک شب و چند هراس والدانه «Blockers» فیلمی دربارهٔ سه والد است که در آستانهٔ جشن فارغالتحصیلی درمییابند دخترانشان پیمان بستهاند در همان شب نخستین تجربهٔ جنسی خود را داشته باشند. آنچه از این کشف آغاز میشود، به عملیاتی شتابزده و آشفته بدل میشود: والدها میکوشند نقشهٔ دختران را مختل کنند، حال آنکه نوجوانان میخواهند شب خود را مطابق خواست خویش پیش ببرند.
فیلم از همین برخورد ساده، هم کمدی موقعیت میسازد و هم پرسشی جدیتر طرح میکند: مرز میان مراقبت والدانه و کنترلگری کجاست؟ Kay Cannon در نخستین تجربهٔ کارگردانی سینماییاش سراغ موضوعی میرود که بهسادگی میتواند به کمدیای واپسگرا و سرزنشگر تبدیل شود. با این همه، «Blockers» در کلیت خود نمیخواهد میل جنسی دختران را امری شرمآور یا هولناک جلوه دهد؛ طنز اصلیاش بیشتر متوجه والدهایی است که نمیتوانند بپذیرند فرزندانشان در حال جداشدن از آنها هستند.
البته فیلم همیشه در پرداخت این ایده یکدست نیست و گاه میان شوخیهای بیپروا و پیامهای اجتماعیاش سرگردان میماند. سه والد، سه شکل از وابستگی لیزا، میچل و هانتر، هر یک به شیوهای متفاوت با بزرگشدن دخترانشان روبهرو میشوند. لیزا مادری تنهاست که پیوند عاطفی نزدیکی با جولی دارد و رفتن دخترش به دانشگاه، برای او فقط تغییر مرحلهای از زندگی نیست؛ نشانهای از فاصلهای است که دیگر نمیتواند با مراقبت دائمی از میان بردارد.
« سه والد، سه شکل از وابستگی لیزا، میچل و هانتر، هر یک به شیوهای متفاوت با بزرگشدن دخترانشان روبهرو میشوند. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
هانتر پدری است که میکوشد رابطهاش را با سم از نو بسازد، در حالی که میچل با صلابتی ظاهری و عاطفهای آشکار، بیش از همه در برابر استقلال دخترش واکنش نشان میدهد. این تفاوتها به فیلم امکان میدهد والدگری را یک تجربهٔ یگانه و همسان نشان ندهد. هر کدام از بزرگسالان، ترس خود را در قالبی دیگر بروز میدهند: شوخی، اضطراب، خشم یا نصیحت.
نقطهٔ قوت فیلم آنجاست که رفتارشان را صرفاً به حماقت کمدی تقلیل نمیدهد؛ پشت دستوپاچلفتیبودنشان، نگرانی از دستدادن جایگاه و صمیمیت با فرزندانشان دیده میشود. با این حال، گاهی این ظرافت زیر انبوه شوخیهای پرهیاهو پنهان میماند. جان سینا و نیروی بازی گروهی جان سینا در نقش میچل یکی از مهمترین سرچشمههای خندهٔ فیلم است.
تضاد میان جثهٔ تنومند او و حساسیت عاطفی شخصیتش، مادهٔ کمدی نیرومندی فراهم میکند؛ اما سینا به این تقابل بسنده نمیکند. بازی او پرانرژی و در لحظاتی صمیمانه است و به میچل کیفیتی میبخشد که او را از یک پدر مستبدِ کلیشهای متمایز میکند. توانایی او در جابهجایی میان جدیت، آشفتگی و کمدی جسمانی، به فیلم ضرباهنگ میدهد.
« این تفاوتها به فیلم امکان میدهد والدگری را یک تجربهٔ یگانه و همسان نشان ندهد. »
شخصیتها و اجرا
ایکه بارینهولتز و لزلی من نیز در کنار او ترکیب مناسبی میسازند. بارینهولتز با زبان تند و واکنشهای عصبی، هانتر را به حضوری کمیک و متزلزل تبدیل میکند؛ من در نقش لیزا، ترس از تنهایی و دشواری رهاکردن فرزند را با لحظاتی از آسیبپذیری همراه میکند. در سوی دیگر، بازیگران جوان فیلم نیز حضوری فراتر از ابزار پیشبرد ماجرای والدها دارند.
کاترین نیوتن، جرالدین ویسواناتان و گیدئون ادلون به دوستی دختران جان میبخشند و رابطهٔ میان آنها را باورپذیر میکنند. بهویژه ویسواناتان با طراوت و صراحتش از بازیگرانی است که بهآسانی توجه را به خود جلب میکند. طنز بیپروا؛ از غافلگیری تا فرسودگی «Blockers» از شوخیهای پیاپی و جسورانه نیرو میگیرد.
بازی با پیامهای گروهی، سوءبرداشتهای والدین و تلاشهای ناموفقشان برای تعقیب و مهار دختران، موقعیتهایی میسازد که در لحظه خندهدارند. فیلم از کمدی جسمانی نیز فراوان بهره میبرد و از بیآبرویی شخصیتها ابایی ندارد. برای تماشاگرانی که با کمدیهای رکیک و اغراقآمیز همراهاند، همین بیپروایی میتواند بخشی از جذابیت اثر باشد.
« ایکه بارینهولتز و لزلی من نیز در کنار او ترکیب مناسبی میسازند. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
اما تراکم شوخیها همیشه به سود فیلم تمام نمیشود. برخی صحنههای چندشآور یا شوخیهای جنسی بیش از آنکه به شخصیتپردازی یا ایدهٔ مرکزی کمک کنند، برای گرفتن خندهای فوری کش پیدا میکنند. در این لحظات، فیلم بهجای آنکه از موقعیت طنز بسازد، بر شدت و تکرار آن تکیه میکند. نتیجه، گاه خندهای مؤثر و گاه احساسی از دلزدگی است؛ مسئلهای که توضیح میدهد چرا بعضی تماشاگران فیلم را بسیار بامزه مییابند و برخی دیگر در برابر شوخیهایش مقاومت میکنند.
جشن مدرسه و ریتم یکشبه فضای جشن فارغالتحصیلی به فیلم انرژی بصری و روایی میدهد. حرکت میان مهمانیها، مسیرهای پرآشوب و تلاشهای موازی والدها و دختران، حس یک شب طولانی و پیشبینیناپذیر را پدید میآورد. جشن مدرسه در اینجا تنها پسزمینهای تزئینی نیست؛ نماد آستانهای است که نوجوانان در آن از دوران مدرسه فاصله میگیرند و والدین ناچار میشوند با تغییر نقش خود کنار بیایند.
با این حال، ریتم اثر یکنواخت نمیماند. فیلم ابتدا بر شتاب و آشفتگی کمدی تکیه دارد، اما گاهی در میانهٔ این جریان، شخصیتها ناگهان مکث میکنند تا دربارهٔ رابطهٔ والد و فرزند یا نگاه جامعه به جنسیت سخن بگویند. مضمونها مهماند، ولی بیان مستقیم آنها ممکن است تعلیق کمدی را کاهش دهد. از سوی دیگر، فیلم در بخشهایی برای پیشیگرفتن از شوخی قبلی، ماجرا را افراطیتر میکند؛ این تلاش برای بالا بردن دائمی شدت، به انسجام کلی لطمه میزند.
« اما تراکم شوخیها همیشه به سود فیلم تمام نمیشود. »
قوتها و کاستیها
زیرمتن اجتماعی و نگاه به میل دختران یکی از جنبههای قابلتوجه فیلم، شیوهٔ برخوردش با معیارهای نابرابر دربارهٔ رفتار جنسی دختران و پسران است. دختران داستان صرفاً موضوع نگرانی یا داوری بزرگسالان نیستند؛ آنها خواستهها، تردیدها و پیوندهای خود را دارند و تصمیمگیری دربارهٔ بدنشان باید به خودشان تعلق داشته باشد.
فیلم از این زاویه با سنتی آشنا در کمدیهای نوجوانانه فاصله میگیرد که در آن تجربهٔ جنسی پسران مایهٔ ماجراجویی و تجربهٔ دختران موضوعی برای ممانعت یا شرمساری است. با وجود این، پرداخت مضمون همیشه به پیچیدگی کافی نمیرسد. گاهی پیام فیلم چنان آشکار بیان میشود که بهجای آنکه از دل کنشها و تغییر شخصیتها بجوشد، حالتی خطابهای پیدا میکند.
همچنین تمرکز چشمگیر بر نقشههای والدین باعث میشود تجربهٔ دختران در بخشهایی زیر سایهٔ آشوب بزرگسالان قرار گیرد. فیلم در نیت خود همدلانه و پیشرو است، اما در اجرا همواره نمیتواند میان سرگرمی پرتحرک و تأمل اجتماعی تعادلی پایدار برقرار کند. جمعبندی «Blockers» کمدیای پرجنبوجوش و بیپرواست که بهترین لحظاتش را از بازی گروهی، انرژی جان سینا و برخورد میان عشق والدانه و میل به کنترل به دست میآورد.
« با وجود این، پرداخت مضمون همیشه به پیچیدگی کافی نمیرسد. »
جمعبندی
فضای جشن مدرسه و شوخیهای پیاپی آن را برای تماشای جمعی مناسب میکند، هرچند بخشی از شوخیهای رکیک و چندشآورش بیش از اندازه ادامه مییابد. فیلم ایدهای ارزشمند دربارهٔ استقلال دختران و نگرانیهای والدین دارد، اما گاه با تکرار موقعیتها و مکثهای پیاممحور، ریتمش را از دست میدهد. حاصل کار اثری است ناهموار، اما دارای لحظاتی واقعاً خندهدار و بازیهایی دوستداشتنی.
«Blockers» نه در همهٔ شوخیهایش موفق است و نه در هر لحظه میتواند میان ابتذال عمدی و احساسات صادقانه پیوندی طبیعی برقرار کند؛ با این حال، زیر آشوب و اغراقش نکتهای انسانی نهفته است: بزرگشدن فرزند، بیش از آنکه مسئلهٔ مهارکردن او باشد، آزمونی برای آموختن اعتماد است.
« حاصل کار اثری است ناهموار، اما دارای لحظاتی واقعاً خندهدار و بازیهایی دوستداشتنی. »
ثبت دیدگاه