نقد و بررسی
نقد تیغ جاودانگی (Blade of the Immortal) | 2017
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
نفرینِ بقا و وعدهٔ انتقام «Blade of the Immortal» ساختهٔ Takashi Miike، اقتباسی از مانگای Hiroaki Samura است؛ اثری که از همان آغاز، جهانش را با خشونت، سوگ و تناقضی بنیادین میسازد: مانجی، شمشیرزنی که از مرگ گریخته، دیگر نمیتواند بهآسانی از زندگی نیز دست بکشد. جاودانگی او نه پاداشی باشکوه، بلکه نوعی مجازات است؛ تنهاییِ مردی که زخمهایش بسته میشوند، اما بار گذشته از وجودش کنار نمیرود.
سالها پس از رویدادهایی که او را به این وضعیت رساندهاند، مانجی با رین روبهرو میشود؛ دختری که در پی انتقام از گروهی شمشیرزن به رهبری آنوتسو است. پیوند میان این دو، موتور عاطفی داستان است: یکی جنگجویی فرسوده و بیمیل به ادامهٔ زندگی، دیگری جوانی که خشم و فقدان او را به مسیری خطرناک کشانده است.
فیلم از این رابطه برای پیوند دادن دو مضمون اصلیاش بهره میگیرد: انتقام بهمثابه نیرویی پیشبرنده و خشونت بهمثابه چرخهای که بهسادگی پایان نمییابد. اکشن بهمثابه زبان اصلی فیلم بزرگترین امتیاز فیلم، بیتردید طراحی و اجرای نبردهای شمشیری آن است. Miike صحنههای اکشن را صرفاً فاصلههایی میان بخشهای داستانی نمیگیرد؛ درگیریها زبان اصلی فیلماند، زبانی که با ضربه، مکث، حرکت و خون، جهان شخصیتها را توضیح میدهد.
گاه نماهای باز موقعیت جنگجویان را روشن میکنند و گاه تدوین تند و قابهای نزدیک، تماشاگر را در آشوب نبرد فرو میبرند. برخورد تیغهها، فرود ضربهها و تغییر ناگهانی موازنهٔ قدرت، به صحنهها حس جسمانی و ملموسی میبخشد. با پیشرفتن ماجرا، درگیریها شکل متنوعتر و پرتنشتری پیدا میکنند.
« اکشن بهمثابه زبان اصلی فیلم بزرگترین امتیاز فیلم، بیتردید طراحی و اجرای نبردهای شمشیری آن است. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
هر رویارویی فقط تکرار یک الگوی ثابت نیست؛ تفاوت سلاحها، شیوهٔ جنگیدن و موقعیت شخصیتها به نبردها رنگوبویی جداگانه میدهد. فیلم در بهکارگیری خشونت نیز تعارف ندارد. بدن مانجی بارها آسیب میبیند و توانایی او در بازگشتن به میدان، هم زمینهٔ صحنههایی هولناک را فراهم میکند و هم تصویر غریبی از دوام آوردن میسازد.
خونریزی در اینجا بیشتر از آنکه تزئینی باشد، بخشی از تعریف جهان فیلم است: جهانی که در آن تن انسان، میدانِ کشمکش و هزینهٔ انتقام است. جاودانگی؛ توانایی یا زندان؟ ایدهٔ مرکزی مانجی ظرفیت دراماتیک قابل توجهی دارد. جاودانگی ظاهراً او را از شکست مصون میکند، اما فیلم بهخوبی نشان میدهد که ناتوانی در مردن لزوماً به معنای توانایی زیستن نیست.
رنج او تنها از زخمهای جسمی نمیآید؛ یادِ کسانی که از دست داده، و احساس گناهی که با خود حمل میکند، باری عمیقتر بر دوشش میگذارند. در چنین بستری، بازگشت مکرر او به نبرد، میتواند هم نشانهٔ سرسختی باشد و هم صورتی از فرسودگی. بااینحال، فیلم این ایده را همیشه با ژرفای یکسان دنبال نمیکند.
پرسشهایی چون ارزش زندگی، معنای رستگاری و مرز میان عدالت و انتقام در سطح روایت حضور دارند، اما کمتر مجال مییابند تا به تأملی گسترده و پیچیده بدل شوند. آنچه از جاودانگی بیش از همه به یاد میماند، امکانهای بصری و اکشن آن است؛ لایهٔ فلسفی ایده، هرچند جذاب، گاه زیر سایهٔ زنجیرهٔ طولانی نبردها قرار میگیرد.
« فیلم در بهکارگیری خشونت نیز تعارف ندارد. »
شخصیتها و اجرا
رین و مانجی؛ دو مسیر متفاوت در سوگ رین و مانجی از نظر تجربه و منش در دو سوی متفاوت یک مسیر قرار میگیرند. رین در آغاز با عزم انتقام وارد داستان میشود؛ انگیزهاش روشن است و فقدانی که پشت این تصمیم قرار دارد، به او نیرویی فوری میبخشد. در مقابل، مانجی آدمی است که خشم را پیشتر تا انتهای راه پیموده و اکنون بیش از هر چیز با خستگی و بیاعتنایی به سرنوشت خود شناخته میشود.
همراهی این دو، امکان ایجاد رابطهای فراتر از قرارداد سادهٔ محافظ و تحتحمایت را فراهم میکند. با وجود این، رشد رین به اندازهٔ وعدهٔ آغازینش قانعکننده و پیوسته نیست. گاهی به نظر میرسد فیلم نیروی ارادهٔ او را برجسته میکند، اما فرصت کافی برای نشان دادن تبدیل آن اراده به مهارت یا تصمیمهایی اثرگذار نمییابد.
از همین رو، بخشی از تحول عاطفی او بیشتر به واکنشهایش به رویدادها وابسته میماند تا انتخابهایی که مسیر ماجرا را دگرگون کنند. مانجی نیز، با آنکه محور اصلی فیلم است، گاه در مقام نیرویی برای پیشبرد صحنههای نبرد باقی میماند و لایههای درونیاش کمتر از ظرفیت شخصیت گسترش پیدا میکنند.
آنوتسو و جهان شمشیرزنان آنوتسو صرفاً هدفی برای انتقام نیست؛ حضور او نمایندهٔ نظمی تازه و خشن در جهان شمشیرزنان است. تقابل او با مانجی و رین، از یک سو رنگوبوی نبردی شخصی دارد و از سوی دیگر به اختلاف بر سر قدرت، سنت و حقِ تحمیل یک شیوهٔ تازه اشاره میکند. فیلم برای ساختن این جهان، گروهی از شمشیرزنان با سبکها و ظاهرهای متفاوت را به میدان میآورد؛ چهرههایی که هر یک میتوانند درگیری را از نظر بصری و حرکتی دگرگون کنند.
« رین و مانجی؛ دو مسیر متفاوت در سوگ رین و مانجی از نظر تجربه و منش در دو سوی متفاوت یک مسیر قرار میگیرند. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
اما تعدد شخصیتها همیشه به معنای عمق بیشتر نیست. شماری از چهرههای فرعی بیشتر بهمنزلهٔ مانعی تازه برای قهرمانان عمل میکنند تا شخصیتهایی که انگیزه و مسیر مستقلی داشته باشند. در نتیجه، حضورشان به هیجان نبردها کمک میکند، اما کمتر به پیچیدگی درام میافزاید. فیلم گاهی میان گستردگی جهان و تمرکز بر رابطهٔ مرکزی مردد میماند و نمیتواند برای همهٔ شخصیتهایش وزن روایی یکسانی فراهم آورد.
ریتمی که از نفس میافتد مدتزمان طولانی فیلم، هم فرصت و هم دشواری آن است. فرصت، از این جهت که امکان میدهد رویاروییها بهتدریج شدت بگیرند و تماشاگر با دنیای شخصیتها خو بگیرد؛ دشواری، از آن رو که روایت بارها به الگوی آشنای مواجهه، نبرد و عبور به موقعیت بعدی بازمیگردد. این تکرار در بخشهایی به فیلم حس یک سفر پرمانع میدهد، اما در بخشهایی دیگر از تنش میکاهد و باعث میشود ضرباهنگ بیش از اندازه کشدار شود.
مشکل اصلی صرفاً فراوانی صحنههای اکشن نیست، بلکه نسبت میان اکشن و پیشرفت درام است. وقتی نبردی تازه ویژگی یا تصمیم تازهای از شخصیتها آشکار میکند، زمان صرفشده توجیه میشود؛ اما هرگاه رویارویی تنها برای افزودن خشونتی دیگر به زنجیرهٔ پیشین رخ دهد، تماشاگر ممکن است احساس کند داستان درجا میزند.
فیلم با وجود لحظات پرقدرت و سرگرمکنندهاش، همیشه نمیتواند از این خطر فاصله بگیرد. کارگردانی و لحن تصویری کارگردانی Miike میان حماسهٔ سامورایی و اغراق خونین در رفتوآمد است. این دو گرایش گاه بهخوبی در هم میآمیزند: قاببندیهای سنجیده و میزانسنهای روشن، آشوب نبرد را خوانا نگه میدارند، درحالیکه خشونت بیپرده، به فیلم نیرویی خشن و نامتعارف میبخشد.
« اما تعدد شخصیتها همیشه به معنای عمق بیشتر نیست. »
قوتها و کاستیها
تغییر میان لحظات آرامتر و انفجار ناگهانی درگیری، به بعضی نبردها تأثیری کوبنده میدهد. بااینهمه، فیلم در بخشهای آرامتر همیشه همان کشش بصری را حفظ نمیکند. جهان تاریخی داستان بیشتر بهعنوان زمینهای دیدنی برای ماجرا عمل میکند تا بستری که دگرگونیهای اجتماعی و زمانهٔ خود را عمیقاً بررسی کند.
بنابراین فیلم، در بهترین لحظاتش، بیش از آنکه به کاوشی تاریخی بدل شود، تجربهای پرتحرک و خونآلود از سینمای سامورایی است؛ تجربهای که تکیهگاه اصلیاش انرژی تصویر و مهارت در ساختن نبرد است. جمعبندی «Blade of the Immortal» فیلمی است که قوت و کاستیهایش هر دو از تمرکز پررنگ آن بر اکشن سرچشمه میگیرند.
نبردهای شمشیری پرجزئیات، خشونت جسورانه و شدت فزایندهٔ رویاروییها، آن را به اثری تماشایی برای دوستداران سینمای سامورایی بدل میکند. در کنار این ویژگیها، تقابل مانجی با جاودانگی و پیوند او با رین، زمینهای عاطفی برای ماجرا فراهم میآورد؛ زمینهای که گاه به تأملی معنادار میرسد و گاه زیر بار تکرار و کشآمدن روایت کمرنگ میشود.
داستان از نظر طرح کلی ساده است و همهٔ شخصیتها به اندازهٔ ظرفیت ایدههایشان پرورده نمیشوند. بااینحال، فیلم در اجرای صحنههای شمشیرزنی و حفظ نیروی بصری خود دستاوردی روشن دارد. تماشاگرانی که از روایت فشرده و شخصیتپردازی گسترده انتظار بیشتری دارند، احتمالاً با ریتم طولانی و بخشهای تکراری آن مشکل خواهند داشت؛ اما برای کسانی که بهدنبال اکشنی خشن، پرتحرک و سرشار از نبردهای متنوعاند، اثر Miike تجربهای سرگرمکننده و بهیادماندنی باقی میماند.
« تغییر میان لحظات آرامتر و انفجار ناگهانی درگیری، به بعضی نبردها تأثیری کوبنده میدهد. »
ثبت دیدگاه