نقد و بررسی
نقد Black Peter | 1964
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
نوجوانی در هیئتِ روزمرگی «Black Peter» ساختهٔ Miloš Forman، بیش از آنکه داستانی پرحادثه دربارهٔ بلوغ باشد، مشاهدهای دقیق از چند روز عادی در زندگی پیتر است؛ نوجوانی که تازه وارد جهان کار شده، دلمشغولیهای عاشقانهاش را با تردید دنبال میکند و هنوز نمیداند در برابر بزرگترها، دوستان یا موقعیتهای تازه چه واکنشی نشان دهد.
فیلم از همان ابتدا بهجای آنکه مسیر قهرمانانهای برای او ترسیم کند، درنگ میکند و مینگرد: به مکثهای طولانی، پاسخهای نصفهنیمه، نگاههای مردد و لحظههایی که پیتر میخواهد کاری بکند، اما نمیداند چگونه. این رویکرد، هم امتیاز اصلی فیلم است و هم منشأ بخشی از دشواری آن. بیننده با داستانی روبهرو نیست که هر صحنهاش مقدمهٔ یک اتفاق بزرگ باشد؛ بیشتر با تکههایی از زندگی مواجه میشود که کنار هم، تصویری آشنا از نوجوانی میسازند.
Forman در نخستین فیلم بلند داستانی خود، بهجای قهرمانپردازی، به شخصیت جوانی نزدیک میشود که تجربههایش هنوز به فهمی روشن از خود یا جهان نینجامیده است. پیتر و هنرِ ندانستن پیتر در ظاهر کمحرف و گاه عبوس است، اما سکوتش صرفاً نشانهٔ بیعلاقگی نیست. آنچه او را از دیگران جدا میکند، بیشتر ناتوانی در تشخیص قاعدههای نانوشتهٔ زندگی است: چه وقت باید حرف زد، چطور باید کسی را مخاطب قرار داد و چگونه میتوان در موقعیتی تازه، مطمئن و مسلط به نظر رسید.
آغاز کار او در فروشگاه نمونهٔ خوبی از این سردرگمی است. وظیفهاش بهظاهر روشن است، اما در عمل هر حرکت مستلزم قضاوتی است که پیتر هنوز اعتمادبهنفس انجامش را ندارد. فیلم این دستوپاچلفتیبودن را به نقصی مضحک یا عیب اخلاقی تبدیل نمیکند. پیتر نه تنبلِ بیاعتناست و نه نوجوانی که با لجاجت هر نصیحتی را پس بزند؛ او بیشتر کسی است که نمیداند چگونه باید دانستههای دیگران را به تجربهٔ خودش تبدیل کند.
« این رویکرد، هم امتیاز اصلی فیلم است و هم منشأ بخشی از دشواری آن. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
همین فاصله میان «آنچه باید کرد» و «آنچه او از عهدهاش برمیآید» سرچشمهٔ همدلی فیلم است. حسِ آشنای «همه انگار بلدند، جز من» در رفتار او حضور دارد؛ احساسی که از محدودیت زمان و مکان داستان فراتر میرود. خانه و فاصلهٔ میان نسلها خانه در «Black Peter» پناهگاهی بیدردسر نیست. پدر، پیتر را با موعظههایی دربارهٔ کار، مسئولیت و تلاش روبهرو میکند؛ اما این سخنان، بهجای آنکه بهسادگی به راهنمایی مؤثر بدل شوند، گاه فاصلهٔ میان دو نسل را آشکارتر میسازند.
پدر میخواهد تجربهاش را منتقل کند، ولی زبانش بیشتر به سرزنش و بازخواست نزدیک میشود. پیتر هم در برابر این فشار، نه پاسخی قانعکننده مییابد و نه توانِ مخالفتی روشن دارد. قدرت فیلم در آن است که این رابطه را به تقابل سادهٔ «والد سختگیر و فرزند مظلوم» فرو نمیکاهد. پدر میتواند هم خندهدار باشد و هم خستهکننده؛ هم از سر دلسوزی حرف بزند و هم با شیوهٔ بیانش امکان شنیدهشدن را از بین ببرد.
مادر نیز در فضای خانوادگی حضوری واقعی و روزمره دارد، نه نقشی صرفاً تزئینی. خانه با گفتوگوهای ناتمام و دلخوریهای کوچک، به صحنهای تبدیل میشود که در آن هرکس میکوشد دیگری را بفهمد، اما کمتر کسی دقیقاً همان چیزی را میگوید که منظورش است. طنزِ کمصدا و مهربان طنز فیلم از شوخیهای پررنگ و موقعیتهای ساختگی نمیآید.
بخش بزرگی از آن در ناهمخوانی میان جدیت موقعیت و ناتوانی پیتر برای پاسخگویی شکل میگیرد: او مسئله را میبیند، اما نمیتواند بهموقع وارد عمل شود؛ میخواهد در معاشرت عادی باشد، اما حرکاتش نشان میدهد چقدر از این عادیبودن مطمئن نیست. سکوتها و مکثها گاهی از یک لطیفهٔ آشکار خندهدارترند، زیرا تماشاگر فرصت مییابد فاصلهٔ میان نیت شخصیت و نتیجهٔ رفتارش را خودش کشف کند.
« همین فاصله میان «آنچه باید کرد» و «آنچه او از عهدهاش برمیآید» سرچشمهٔ همدلی فیلم است. »
شخصیتها و اجرا
این شوخیها معمولاً با تحقیر شخصیت همراه نیستند. دوربین از پیتر نمیخواهد که مایهٔ تمسخر شود؛ بیشتر ما را کنار او مینشاند تا موقعیت را از درونِ شرمندگی و تردیدش تجربه کنیم. همین تفاوت، گرمای عاطفی فیلم را حفظ میکند. خنده در اینجا از شناخت میآید: بسیاری از لحظهها یادآور زمانیاند که آدم میدانست دیگران منتظر واکنشی از او هستند، اما ذهنش هنوز برای یافتن پاسخ بهاندازهٔ کافی پیش نرفته بود.
معاشرت، دلبستگی و مهمانی رقص دلمشغولی عاشقانهٔ پیتر نیز با همان احتیاط و بیتجربگی تصویر میشود. قرار و معاشرت برای او به فرصتی جهت نمایش اعتمادبهنفس بدل نمیشود؛ بیشتر آزمونی است که در آن هر جمله و هر سکوت بیش از اندازه اهمیت پیدا میکند. فیلم از احساسات جوانی تصویری رمانتیک و صیقلی نمیسازد.
جذابیت، اضطراب و ناآگاهی درهمتنیدهاند و پیتر گاه چنان مشغول فهمیدن موقعیت است که فرصت نمیکند در آن آسوده باشد. صحنهٔ مهمانی رقص از برجستهترین بخشهای فیلم است، زیرا بسیاری از نگرانیهای نوجوانی را در فضایی جمعی و ملموس گرد میآورد: میل به پذیرفتهشدن، ترس از دیدهشدن و این گمان که دیگران قواعد معاشرت را بهتر میدانند.
شور صحنه از آن رو ماندگار است که قرار نیست همهچیز بینقص یا رؤیایی جلوه کند. در میان موسیقی و جمع، دستپاچگی همچنان حضور دارد؛ اما همین خامی و بیتکلفی، حسِ زندهٔ لحظه را تقویت میکند. گفته شده که Forman برای فیلمبرداری این صحنه از یک رقص عمومی استفاده کرد و با کمبود امکان جذب سیاهیلشکر روبهرو بود؛ نتیجه نیز به فضای خودمانی و غیرمصنوعی فیلم کمک میکند.
« این شوخیها معمولاً با تحقیر شخصیت همراه نیستند. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
فرم واقعگرا و ریتمِ تأملی «Black Peter» بهجای آنکه هر صحنه را به سوی گرهای دراماتیک هدایت کند، با مجموعهای از موقعیتهای پیوسته و خاطرهانگیز پیش میرود. این ساختار با تجربهٔ خود پیتر تناسب دارد: روزها برای او الزاماً به کشف یا تصمیمی تعیینکننده ختم نمیشوند؛ بسیاری از آنها فقط میگذرند و چیزی مبهم در ذهنش باقی میگذارند.
دوربین نیز غالباً با فاصلهای سنجیده شخصیتها را تماشا میکند؛ نه آنقدر دور که سرد و بیاعتنا شود، و نه آنقدر نزدیک که بهجای آنان احساس کند. با این حال، همین انتخاب به کندی ریتم میانجامد. برای تماشاگرانی که انتظار پیشرفت رواییِ روشن، تحول محسوس شخصیت یا زنجیرهای از رخدادهای برجسته دارند، بخشهایی از فیلم ممکن است کمرمق یا تکراری به نظر برسند.
پیتر در طول روایت دگرگونی بزرگی را تجربه نمیکند و بسیاری از موقعیتها بیش از آنکه مسئلهای را حل کنند، همان سردرگمی اولیه را از زاویهای دیگر بازمینمایانند. این محدودیت را نمیتوان نادیده گرفت؛ فیلم گاه چنان به مشاهده وفادار میماند که احساس میشود روایت از حرکت بازایستاده است.
جایگاه پیتر در جهان اطرافش شخصیتهای پیرامونی صرفاً برای توضیحدادن پیتر حضور ندارند. دوستان، همکاران و اعضای خانواده هرکدام با شیوهٔ خاص خود به جهان روزمره شکل میدهند. برخی با اطمینان بیشتری حرف میزنند و برخی در رفتارشان همان اندازه تناقض و خامی دارند؛ از این رو، نوجوانی پیتر در خلأ اتفاق نمیافتد.
« با این حال، همین انتخاب به کندی ریتم میانجامد. »
قوتها و کاستیها
او در محیطی زندگی میکند که بزرگترها نیز همیشه آنقدر مسلط و بیابهام نیستند که وانمود میکنند. این نگاه، فیلم را از حکایتی صرفاً شخصی فراتر میبرد. «Black Peter» دربارهٔ نوجوانی است که تازه میخواهد جای خود را در میان دیگران پیدا کند، اما همزمان دربارهٔ جامعهای کوچک از آدمهاست که هرکدام به شکلی از پذیرفتهشدن، احترام یا فهمیدهشدن نیاز دارند.
فیلم بهجای ارائهٔ نظریهای صریح دربارهٔ نسلها یا مسئولیت، این نیازها را در رفتارهای کوچک و گفتوگوهای معمولی آشکار میکند. حاصل، طنزی است که زیر سطحِ سبکش اندکی اندوه و دلسوزی نیز جریان دارد. جمعبندی «Black Peter» فیلمی کمحادثه، صبور و شخصیتمحور است که نیروی خود را از صداقت در نمایش بیتجربگی میگیرد.
پیتر با سکوتها، تردیدها و واکنشهای دیرهنگامش، تصویری باورپذیر از نوجوانی میسازد که در برابر کار، عشق، دوستی و انتظار خانواده هنوز راه خود را نمیشناسد. شوخیهای ظریف، گرمای فضای روزمره و صحنهٔ مهمانی رقص از دلایل اصلی ماندگاری فیلماند؛ در مقابل، ریتم کند، تکرار بعضی موقعیتها و فقدان مقصد روایی روشن ممکن است صبر تماشاگر را بیازمایند.
ارزش فیلم در آن نیست که پیتر را به شخصیتی کاملاً تازه یا پخته تبدیل کند؛ ارزشش در مشاهدهٔ دورهای است که هنوز چیزی تثبیت نشده و حتی کارهای معمولی نیز میتوانند دشوار به نظر برسند. Forman از همین بلاتکلیفی، کمدی و همدلی میسازد: نه با هیاهو، بلکه با توجهی دقیق به لحظههایی که معمولاً از کنارشان میگذریم.
« او در محیطی زندگی میکند که بزرگترها نیز همیشه آنقدر مسلط و بیابهام نیستند که وانمود میکنند. »
ثبت دیدگاه