نقد و بررسی
نقد Black Death | 2010
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
طاعون بهمثابه اقلیم «Black Death» ساختهٔ Christopher Smith، فیلمی تاریخیـوحشتآمیز است که در انگلستانِ گرفتار طاعون میگذرد؛ اما بیماری در آن فقط تهدیدی جسمانی نیست. طاعون به اقلیمی فراگیر بدل میشود که بر رفتار آدمها، باورهایشان و تصورشان از خیر و شر سایه میاندازد. در چنین جهانی، مرگ چنان نزدیک و عادی است که هر شایعهای دربارهٔ رهایی از آن میتواند هم امید برانگیزد و هم وحشت.
فیلم از همین اضطراب جمعی راه میگیرد و ما را همراه گروهی از مردان مسلح به سفری میبرد که مقصدش، روستایی دورافتاده و ظاهراً مصون از بیماری است. روایت، در آغاز، شکل یک مأموریت جستوجوگرانه دارد: گروه باید دریابد چه چیزی این سکونتگاه را از بلا محفوظ نگه داشته و آیا نیرویی فراطبیعی در کار است یا نه.
بااینحال، پرسش اصلی کمکم از «چه اتفاقی افتاده؟» به «آدمها برای باور به چه چیزی آمادهاند؟» تغییر میکند. فیلم، بیآنکه از فضای رازآمیزش دست بکشد، طاعون را زمینهای میسازد برای واکاوی ترس، ایمان و میل به یافتن مقصر. سفر به سوی تاریکی ساختار فیلم در دو حرکت کلی پیش میرود: سفر در سرزمینی ویران و مواجهه با جامعهای بسته که قواعدش با جهان بیرون تفاوت دارد.
بخش نخست، با قدمهای آهسته و تأکید بر مسیر، زمان میخرد تا شرایط تاریخی و روانی شخصیتها را تثبیت کند. این انتخاب برای ساختن حس ناامنی سودمند است؛ سفر در «Black Death» صرفاً انتقال از نقطهای به نقطهٔ دیگر نیست، بلکه فرسودهشدن تدریجی آدمهایی است که هرکدام تصوری متفاوت از وظیفه، گناه و رستگاری دارند.
« طاعون به اقلیمی فراگیر بدل میشود که بر رفتار آدمها، باورهایشان و تصورشان از خیر و شر سایه میاندازد. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
اما همین مکثها گاه به کندی مفرط میانجامند. فیلم در شروع، مدتی طولانی بر آمادگی و حرکت گروه تکیه میکند و همهٔ این لحظات به یک اندازه کشش ندارند. تماشاگرانی که انتظار تعلیق پرشتاب یا رخدادهای پیدرپی دارند، ممکن است پیش از رسیدن به روستا احساس کنند روایت درجا میزند. بااینهمه، این ریتم صبورانه بیکارکرد نیست: جهان فیلم را از هیجانزدگی ماجراجویانه دور میکند و بر سنگینی روزگار، خشونت و خستگی آن میافزاید.
جهان بصری؛ زمینی، سرد و بیپناه مهمترین دستاورد فیلم، آفرینش فضایی است که بهجای زرقوبرق تاریخی، بر خشونت و ناامنی زندگی روزمره تکیه دارد. راههای گلآلود، طبیعت خاموش و سکونتگاههای کمجان، تصویری از قرون وسطا میسازند که در آن هیچ پناهگاهی مطمئن به نظر نمیرسد. در این جهان، طاعون نه حضوری دور و انتزاعی، بلکه تهدیدی محسوس است؛ چیزی که به بدنها، مناسبات و نگاه آدمها نفوذ کرده است.
فیلم در نمایش خشونت نیز از لطافت پرهیز میکند. صحنههای آزار و شکنجه گاه تکاندهندهاند، اما هدفشان صرفاً شوکهکردن نیست؛ خشونت را بخشی از سازوکار قدرت و ترس نشان میدهند. بااینحال، دوربینلرزه در بعضی لحظات بهجای آنکه اضطراب را تشدید کند، وضوح قاب را کاهش میدهد و فاصلهٔ تماشاگر را با کنش مخدوش میسازد.
این انتخاب بصری همیشه به نفع فیلم عمل نمیکند و گاهی بیش از آنکه حس آشفتگی ایجاد کند، آزاردهنده است. بازیها و برخورد شخصیتها بازیها از ستونهای استوار فیلماند. Sean Bean در نقش شوالیهای سختگیر، حضوری سنگین و مقتدر دارد؛ بازیاش به شخصیت، سرسختی و قطعیتی میبخشد که در نگاه نخست میتواند اطمینانبخش باشد، اما زیر سطح آن تنشی ناآرام نهفته است.
« اما همین مکثها گاه به کندی مفرط میانجامند. »
شخصیتها و اجرا
او نقش را با اغراق قهرمانانه پیش نمیبرد؛ بیشتر میکوشد مردی را مجسم کند که خشونت را جزئی پذیرفتهشده از وظیفه میداند. Eddie Redmayne در جایگاه راهب جوان، نقطهٔ مقابل این صلابت است. شخصیت او میان ایمان، ترس و عاطفه گرفتار است و بازی Redmayne این تزلزل را با ظرافت منتقل میکند. او نه قهرمانی بینقص است و نه ناظری بیطرف؛ همین آسیبپذیری سبب میشود سفر بیرونی گروه با کشمکشی درونی پیوند بخورد.
Carice van Houten نیز در نقش رهبر رازآلود روستا، بر ابهام و اقتدار شخصیت تکیه میکند. حضورش بیش از آنکه پاسخ روشنی عرضه کند، پرسشهای تازهای دربارهٔ باور، قدرت و تصویر «دیگری» پیش میکشد. بازیگران مکمل نیز به فضای جمعی فیلم وزن میدهند، هرچند برخی چهرهها مجال چندانی برای گسترش شخصیتشان پیدا نمیکنند.
ایمان، خرافه و میل به یقین هستهٔ فکری فیلم در برخورد ایمان با خرافه خلاصه نمیشود؛ این تقابل در ظاهر ساده، بهسرعت پیچیدهتر میشود. شخصیتها در جهانی زندگی میکنند که توضیح عقلانیِ رنج در دسترسشان نیست و همین خلأ، جستوجوی نشانه و معجزه را قوت میبخشد. در چنین وضعی، باور به نیرویی فراطبیعی میتواند پناهی روانی باشد، اما همان باور بهآسانی به ابزار کنترل و توجیه خشونت بدل میشود.
فیلم از سوی دیگر نشان میدهد که نهادهای دینی نیز بیرون از این سازوکار نیستند. وقتی قدرت با ترس از مرگ و نگرانی از انحراف درهم میآمیزد، مرز میان وظیفهٔ معنوی و اجبار سیاسی مبهم میشود. پرسش مهم اثر این نیست که کدام شخصیت «حق» دارد، بلکه این است که یقین چه پیامدی برای آدمها دارد و چگونه میتواند هم تسکینبخش باشد و هم ویرانگر.
« Eddie Redmayne در جایگاه راهب جوان، نقطهٔ مقابل این صلابت است. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
این لایه، فیلم را از یک داستان صرفاً گوتیک فراتر میبرد و به آن امکان میدهد دربارهٔ تعصب و شکنندگی داوری اخلاقی تأمل کند. خشونت و حضور زنان «Black Death» تصویری تیره از مناسبات قدرت در جامعهای مردسالار ارائه میدهد. زنان در جهان فیلم بیش از آنکه از امنیت برخوردار باشند، در معرض سوءظن، مجازات و داوری دیگران قرار دارند.
این وضعیت با فضای تاریخی داستان سازگار است و حس ناامنی را تشدید میکند؛ بااینحال، فیلم بیشتر بر رنج و آسیبپذیری آنان تأکید میگذارد تا بر تجربهٔ درونیشان. ازاینرو، بعضی شخصیتهای زن میتوانستند پیچیدگی بیشتری پیدا کنند و از جایگاه نماد یا موضوع نزاع فراتر بروند. خشونت فیلم نیز عامدانه بیپرده است، اما تأثیر آن یکدست نیست.
گاه بهخوبی نشان میدهد چگونه ترس، آدمهای معمولی را به مشارکت در بیرحمی میکشاند؛ گاه هم انباشت صحنههای تلخ خطر آن را دارد که تماشاگر را از نظر عاطفی بیحس کند. فیلم در بهترین لحظاتش از خشونت برای ساختن پرسش اخلاقی بهره میبرد، نه برای نمایش صرفِ شدت و خون. لغزشهای روایی و پایانبندی با ورود گروه به روستا، فیلم از الگوی مأموریتمحور آغازین فاصله میگیرد و بیشتر بر فضای بسته، برخورد باورها و روابط میان آدمها متمرکز میشود.
این تغییر، امکان میدهد معمای روستا به زمینهای برای کاوش روانی بدل شود؛ اما گذار همیشه کاملاً هموار نیست. بخشی از تماشاگران ممکن است احساس کنند فیلم پس از وعدهٔ یک روایت ماجراجویانه، مسیر دیگری را برمیگزیند و برخی خطوط داستانی را با شتاب یا تأکید ناکافی پیش میبرد. پایانبندی نیز از همین رو دو اثر متضاد دارد: از یکسو با فضای تلخ و بیرحم فیلم هماهنگ است و از ارائهٔ تسلی آسان سر باز میزند؛ از سوی دیگر، ممکن است برای مخاطبی که انتظار جمعبندی روشنتری از مسیر شخصیتها دارد، ناتمام یا ناگهانی جلوه کند.
« خشونت و حضور زنان «Black Death» تصویری تیره از مناسبات قدرت در جامعهای مردسالار ارائه میدهد. »
قوتها و کاستیها
فیلم بهجای آنکه همهٔ پرسشها را ببندد، بر پیامدهای اخلاقی و روانی تجربهٔ شخصیتها تکیه میکند. این انتخاب از نظر مضمونی قابل دفاع است، ولی در اجرا به اندازهای که باید، حس فرود و تکمیل ایجاد نمیکند. جمعبندی «Black Death» اثری بینقص نیست؛ شروع کند، لرزشهای گاه آزاردهندهٔ دوربین، محدودماندن بعضی شخصیتها و تغییر مسیر روایی در بخش روستا از کاستیهای محسوس آناند.
بااینحال، فیلم با فضاسازی سرد و زمینی، بازیهای قانعکننده و نگاهی تلخ به پیوند ایمان، ترس و قدرت، هویتی متمایز مییابد. اینجا طاعون تنها دشمنی بیرونی نیست؛ بحرانی است که باورهای پنهان آدمها را آشکار میکند و نشان میدهد چگونه وحشت از مرگ میتواند همدلی را فرسوده سازد. فیلم بیشتر از آنکه یک تجربهٔ ترسناک پرشتاب باشد، درامی تاریخی و سیاه با رگههایی از وحشت روانشناختی است.
ارزشش در پاسخهای قطعی نیست، بلکه در فضای سنگین و پرسشهایی است که پس از پایان در ذهن باقی میگذارد. اگر تماشاگر با ریتم آرام، خشونت بیپرده و تلخی بیمماشات آن کنار بیاید، «Black Death» تجربهای تأملبرانگیز و بهیادماندنی خواهد بود؛ اثری که تاریکیاش را نه زینت داستان، بلکه بخشی از جهانبینی خود میداند.
« فیلم بهجای آنکه همهٔ پرسشها را ببندد، بر پیامدهای اخلاقی و روانی تجربهٔ شخصیتها تکیه میکند. »



ثبت دیدگاه