نقد و بررسی
نقد سیاه و آبی (Black and Blue) | 2019
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
تریلری بر لبهٔ دو هویت «Black and Blue» ساختهٔ Deon Taylor، تریلری جنایی است که از دل موقعیتی ساده اما پربازده آغاز میشود: آلیشیا وست، پلیس تازهکار و سرباز پیشین، بهطور اتفاقی تصویری ثبت میکند که میتواند همکاران فاسدش را رسوا کند. از این لحظه به بعد، او ناچار است میان دو سوی یک مرز پرتنش حرکت کند؛ از یک طرف مأمورانی که میخواهند مدرک را از میان ببرند و از طرف دیگر محلهای که به پلیس اعتماد ندارد.
عنوان فیلم نیز به همین دوگانگی اشاره دارد: «سیاه» و «آبی»، هویت فردی و اجتماعی آلیشیا در برابر هویت حرفهای او. فیلم وعدهٔ یک درام اجتماعی پیچیده را میدهد، اما در عمل بیشتر به تریلری پرتحرک بدل میشود. این فاصله میان جاهطلبی موضوعی و سازوکار ژانری، هم سرچشمهٔ جذابیت اثر است و هم مهمترین محدودیت آن.
دوربین همراه بهمثابه موتور تعلیق دوربین همراه پلیس در فیلم تنها وسیلهای برای ثبت واقعه نیست؛ به شیئی مرکزی بدل میشود که تعقیب، تهدید و پرسش اخلاقی را به هم پیوند میدهد. تصویر ضبطشده میتواند حقیقت را آشکار کند، اما داشتن حقیقت به معنای دسترسی آسان به عدالت نیست. فیلم از همین تناقض برای ساختن تعلیق بهره میگیرد: آلیشیا باید از مدرکی محافظت کند که هم پناه اوست و هم دلیل اصلیِ در خطر بودنش.
« فیلم وعدهٔ یک درام اجتماعی پیچیده را میدهد، اما در عمل بیشتر به تریلری پرتحرک بدل میشود. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
این ایده، بهویژه در بخشهای آغازین، ظرفیت دراماتیک خوبی دارد. تماشاگر پیوسته از خود میپرسد که ثبت یک حقیقت تا چه اندازه میتواند آن را تغییر دهد، و آیا تصویر بهتنهایی قادر است در برابر قدرت و فساد بایستد یا نه. با این حال، فیلم کمتر از آن بهرهٔ مفهومی میگیرد که ایدهاش امکانش را فراهم میکند.
دوربین در نهایت بیش از آنکه موضوع تأملی ژرف باشد، ابزار پیشبرد تعقیبوگریز باقی میماند. نائومی هریس و استواری شخصیت محوری نائومی هریس در نقش آلیشیا، مرکز ثقل فیلم است. حضور او جدیت و نیروی عاطفی لازم را به داستان میبخشد و کمک میکند شخصیت، با وجود کمبودهایی در پرداختنامه، از حالت قهرمان تیپیک بیرون بیاید.
هریس در صحنههای آرامتر و لحظاتی که تردید یا فشار درونی شخصیت را منتقل میکند، بیش از صحنههای پرهیاهو میدرخشد. در نگاه و مکثهای او نوعی انضباط و آسیبپذیری توأمان دیده میشود؛ ترکیبی که با پیشینهٔ نظامی آلیشیا و موقعیت دشوار کنونیاش تناسب دارد. اما فیلم به اندازهٔ بازیگرش به درون شخصیت نزدیک نمیشود.
« این ایده، بهویژه در بخشهای آغازین، ظرفیت دراماتیک خوبی دارد. »
شخصیتها و اجرا
آلیشیا در موقعیتهای پرخطر واکنشهای مؤثر و قابلباوری دارد، ولی لایههای شخصی و تعارضهای درونیاش غالباً به اندازهای بسط نمییابد که تصمیمهایش پیچیدگی کامل پیدا کنند. هریس با توانایی خود این خلأ را تا حدی میپوشاند، اما نمیتواند جای پرداخت دقیقتری را بگیرد. شهری که میان بیاعتمادی و نیاز گرفتار است نیواورلئان در فیلم بیشتر از آنکه حضوری مستقل و چندوجهی داشته باشد، فضای فشردهٔ رویارویی است.
کوچهها، ساختمانها و محلهای عمومی، میدان عبور و گریز شخصیتها میشوند و به اثر حسی تیره و محاصرهشده میدهند. این فضا با موقعیت آلیشیا هماهنگ است: او در شهری حرکت میکند که نه دستگاه پلیس و نه جامعهٔ محلی، هیچیک بهسادگی پناهگاهی امن برایش نیستند. رابطهٔ پلیس و جامعه از محورهای اصلی روایت است.
فیلم میکوشد نشان دهد که بیاعتمادی چگونه در زندگی روزمره ریشه دوانده و چگونه یک رفتار فردی میتواند در سایهٔ تجربههای جمعی معنا پیدا کند. با این همه، این مضمون بیشتر اعلام میشود تا کاویده شود. شخصیتها گاه به جای آنکه از خلال تجربه و کنششان مفهوم را بسازند، حامل پیامهایی مستقیم و ازپیشتعیینشده به نظر میرسند.
« هریس با توانایی خود این خلأ را تا حدی میپوشاند، اما نمیتواند جای پرداخت دقیقتری را بگیرد. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
نتیجه آن است که تنش اجتماعیِ وعدهدادهشده، در برخی صحنهها به گفتوگوهای توضیحی و تقابلهای سادهشده فروکاسته میشود. ریتم، تعقیبوگریز و نیمهٔ دوم فیلم در نیمهٔ نخست با سرعت مناسبی موقعیت را شکل میدهد و تماشاگر را همراه آلیشیا وارد وضعیتی پرخطر میکند. لحظهٔ ثبت قتل، نقطهٔ عطفی مؤثر است و پس از آن، تعقیبوگریزها حس فوریت و ناامنی میآفرینند.
تدوین و موسیقی نیز به ساختن فضای تهدید کمک میکنند؛ گویی زمان برای شخصیت اصلی مجال اندکی باقی گذاشته است. با پیشرفتن روایت، اما، اثر بیشتر به الگوهای آشنای تریلر پلیسی تکیه میکند. خطرها و راههای نجات بهتدریج قابلحدستر میشوند و بعضی رخدادها بیش از آنکه از دل شخصیتها و منطق موقعیت برآیند، برای حفظ هیجان به داستان افزوده شدهاند.
این چرخش، از نیروی اولیهٔ فیلم میکاهد: آنچه در آغاز تجربهای فشرده و تا حدی واقعگرا به نظر میرسد، کمکم به سازوکاری آشناتر و نمایشیتر بدل میشود. شخصیتهای فرعی و دیالوگها بازیگران مکمل حضوری کارآمد دارند، اما فرصت چندانی برای شکلدادن به شخصیتهایی مستقل و پیچیده پیدا نمیکنند.
« لحظهٔ ثبت قتل، نقطهٔ عطفی مؤثر است و پس از آن، تعقیبوگریزها حس فوریت و ناامنی میآفرینند. »
قوتها و کاستیها
بسیاری از چهرههای پیرامونی بیشتر با جایگاهشان در کشمکش اصلی تعریف میشوند تا با گذشته، انگیزه یا تناقضهای شخصی. این کمعمقی، بهخصوص در بخشهایی که فیلم انتظار دارد تماشاگر به انتخابها و وفاداریهای آنان اهمیت دهد، محسوس است. دیالوگها نیز گاه به جای آنکه طبیعی و چندلایه باشند، بیش از اندازه بر تأکید و تصریح تکیه میکنند.
در چنین لحظاتی، بازیگران ناچار میشوند بار عاطفی یا معنایی را حمل کنند که خود متن به شکل ظریفتری نساخته است. از این رو، برخی صحنهها با وجود نیت جدیشان، حالتی اغراقشده پیدا میکنند و فاصلهای میان واقعگراییِ مورد انتظار و لحن نمایشی فیلم پدید میآورند. کشاکش مضمون و سرگرمی «Black and Blue» میان دو میل حرکت میکند: از یک سو میخواهد دربارهٔ فساد پلیس، نژاد و بیاعتمادی اجتماعی حرف بزند و از سوی دیگر، میخواهد تریلری تند و سرگرمکننده باشد.
این دو مسیر لزوماً ناسازگار نیستند؛ یک داستان ژانری میتواند از طریق تعلیق، مخاطب را به مسائل جدی نزدیک کند. مشکل آنجاست که فیلم در بسیاری از لحظات، سرعت و وضوح پیام را بر پیچیدگی ترجیح میدهد. به همین دلیل، مضمونها بیشتر نقش پسزمینهٔ تعقیبوگریز را پیدا میکنند تا نیرویی که شکل روایت را دگرگون سازد.
« دیالوگها نیز گاه به جای آنکه طبیعی و چندلایه باشند، بیش از اندازه بر تأکید و تصریح تکیه میکنند. »
جمعبندی
فیلم به دوگانههای مهمی اشاره میکند، اما کمتر مجال میدهد که تماشاگر در ابهام یا تعارض آنها مکث کند. اگر اثر در پرداخت روابط اجتماعی و اخلاقی خود ظریفتر بود، میتوانست از یک تریلر خوشریتم فراتر برود و به اثری ماندگارتر تبدیل شود. جمعبندی «Black and Blue» با محوریت پرقدرت نائومی هریس و ایدهٔ مؤثر دوربین همراه، آغاز جذابی دارد و در بخشهایی تنش واقعی میآفریند.
فضای تیره، موقعیتِ تعقیبشوندهٔ آلیشیا و کشمکش میان حقیقت و قدرت، ظرفیت ساختن تریلری گیرا را فراهم میکنند. با این حال، اتکای فزاینده به کلیشههای ژانر، کمعمقی برخی شخصیتها و پرداخت کمظرافت مسائل نژادی و اجتماعی، مانع میشود فیلم به همهٔ ظرفیتهای خود برسد. حاصل، اثری است که بیش از هر چیز در مقام تریلرِ پرتنش کار میکند، اما در مقام درام اجتماعی محتاط و ناتمام میماند.
تجربهٔ تماشای آن میتواند سرگرمکننده و پرکشش باشد، هرچند پرسشهایی که طرح میکند، از پاسخهایی که برایشان مییابد، پیچیدهترند.
« فیلم به دوگانههای مهمی اشاره میکند، اما کمتر مجال میدهد که تماشاگر در ابهام یا تعارض آنها مکث کند. »



ثبت دیدگاه