نقد و بررسی
نقد مرکز مراقبت پس از زایمان (Birthcare Center) | 2020
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
ایدهای تازه دربارهٔ روزهای پس از زایمان «Birthcare Center» از موقعیتی آغاز میکند که در بسیاری از روایتهای تلویزیونی معمولاً از آن بهسرعت عبور میشود: روزهای پس از زایمان؛ دورهای که تولد کودک نه پایان دشواریها، بلکه آغاز مجموعهای از تغییرات جسمی، عاطفی و اجتماعی است. اوه هیونجین، مدیری موفق و توانمند، پس از تولد نخستین فرزندش پا به مرکز مراقبت پس از زایمان میگذارد؛ جایی که مهارتهای شغلی و اعتمادبهنفس حرفهایاش دیگر پاسخگوی پرسشهای تازه نیستند.
او در کنار زنان دیگر باید از نو یاد بگیرد، اشتباه کند و با تصویری که از «مادر خوب» در ذهن خود و اطرافیان دارد روبهرو شود. این انتخاب، به سریال امکان میدهد مادری را نه در قالب یک غریزهٔ آماده و بینقص، بلکه چونان تجربهای آموختنی و پرفشار نشان دهد. فضای محدود مرکز نیز بهجای آنکه صرفاً پسزمینهای تزئینی باشد، به آزمایشگاهی کوچک برای مشاهدهٔ تفاوتها بدل میشود: زنانی با سن، خلقوخو و تصورهای گوناگون از مراقبت، زیر یک سقف با اضطرابها و انتظارات خود دستوپنجه نرم میکنند.
همین تمرکز، اثر را از ملودرامهای خانوادگی متعارف متمایز میسازد. هیونجین؛ توانایی در برابر ناآگاهی شخصیت محوری سریال بر تقابلی مؤثر بنا شده است. هیونجین در محیط کار فردی است که به تصمیمگیری و تسلط بر امور خو گرفته، اما در برابر نوزادی که نیازهایش را نمیتواند به زبان بیاورد، با محدودیت دانستههای خود مواجه میشود.
اهمیت این موقعیت در آن است که ناآگاهی او نه نشانهٔ بیکفایتی، بلکه بخشی طبیعی از آغاز مادری تصویر میشود. سریال از این شکاف برای خلق موقعیتهای کمیک بهره میگیرد، اما زیر خندهها، اضطرابی جدیتر جریان دارد: ترس از آنکه دیگران بهتر بدانند و فرد نتواند انتظاراتی را که از او میرود برآورده کند.
« همین تمرکز، اثر را از ملودرامهای خانوادگی متعارف متمایز میسازد. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
هیونجین همچنین نمایندهٔ زنی است که پیش از مادرشدن هویت خود را در موفقیت حرفهای تعریف کرده است. رویارویی او با مسئولیتی که تمام وقت و ذهنش را اشغال میکند، پرسشی فراتر از مراقبت از کودک پیش میکشد: چگونه میتوان مادر بود، بیآنکه خودِ پیشین را کاملاً از دست داد؟ اثر پاسخ سادهای عرضه نمیکند و در بهترین لحظاتش، همین کشمکش را به جای موعظه، در رفتارها و تردیدهای شخصیت نشان میدهد.
جمع زنانه و تفاوت تجربهها رابطهٔ هیونجین با زنانی چون جو اونجونگ، یکی از ستونهای عاطفی مجموعه است. اونجونگ در نگاه نخست همان مادری به نظر میرسد که همه دوست دارند به او نزدیک شوند و از او رازهای موفقیت را بیاموزند؛ اما سریال بهتدریج فاصلهٔ میان ظاهرِ مسلط و فشارهای پنهان را برجسته میکند.
در کنار او، مدیر مرکز و دیگر مادران هر یک تصویری متفاوت از مادری میسازند؛ تصویری که نه به یک الگوی واحد فروکاستنی است و نه از رقابت و داوری اجتماعی مصون میماند. این گروه، امکان میدهد اثر از تجربهٔ فردی هیونجین فراتر برود. تفاوتهای میان مادران، چه در شیوهٔ تغذیه و مراقبت و چه در نگاهشان به نقش زن، مادهٔ اصلی طنز و تعارض میشود.
بااینحال، قوت مجموعه صرفاً در نمایش اختلاف نظرها نیست؛ در این نکته است که زنان بهتدریج میآموزند پشت رفتارهای ظاهری، ترسها و نیازهایی وجود دارد که از بیرون دیده نمیشوند. دوستی در این جهان، جایگزین رقابت بر سر عنوان «مادر کامل» میشود، هرچند مسیر رسیدن به این همدلی همیشه هموار نیست.
« هیونجین همچنین نمایندهٔ زنی است که پیش از مادرشدن هویت خود را در موفقیت حرفهای تعریف کرده است. »
شخصیتها و اجرا
طنز؛ راهی برای نزدیکشدن به امر دشوار لحن طنزآمیز «Birthcare Center» یکی از مشخصههای اصلی آن است. بخشهایی از تجربهٔ مراقبت و سازگاری با نوزاد با اغراق و شوخی روایت میشوند؛ اغراقی که گاه فضای داستان را به کمدی موقعیت نزدیک میکند. این رویکرد کمک میکند موضوعی آمیخته با درد، خستگی و شرم، برای مخاطب قابلتماشاتر شود.
خنده در اینجا انکار دشواری نیست؛ راهی است برای سخنگفتن از موقعیتهایی که معمولاً با کلیشهٔ شادی بیوقفهٔ مادری پوشانده میشوند. تعادل میان خنده و لحظات عاطفی در بسیاری از بخشها ثمربخش است. سریال میتواند از یک آشفتگی روزمره به تردیدی عمیقتر برسد و نشان دهد که پشت رفتارهای مضحک، گاهی فرسودگی یا احساس تنهایی پنهان است.
البته این جابهجایی همیشه به یک اندازه روان نیست. هنگامی که اثر میان کمدی، درام خانوادگی و لحظات جدیتر تغییر مسیر میدهد، گاه پیوند میان این لحنها اندکی سست میشود. نتیجه، اثری زنده و متنوع است که در بعضی نقاط، هنوز برای یافتن هویت روایی کاملاً یکدست خود تلاش میکند. بازیها و فضاسازی بازیگران در شکلگیری حس جمعی سریال سهم مهمی دارند.
Uhm Ji-won برای هیونجین ترکیبی از اقتدار، سردرگمی و آسیبپذیری میسازد؛ چهرهای که در عین توانمندی، ناچار است محدودیتهای خود را بپذیرد. Park Ha-seon نیز به جو اونجونگ ظاهری مطمئن و کنترلشده میبخشد و به رابطهٔ میان دو زن امکان میدهد از تقابل سادهٔ «مادر موفق» و «مادر تازهکار» فراتر رود.
« طنز؛ راهی برای نزدیکشدن به امر دشوار لحن طنزآمیز «Birthcare Center» یکی از مشخصههای اصلی آن است. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
در کنار آنان، Jang Hye-jin با حضور محکم و پرانرژی خود به فضای مرکز جان میدهد. هماهنگی بازیگران، بهویژه در صحنههای گروهی، باورپذیری مناسبات را تقویت میکند. فضای مرکز هم در خدمت روایت است: محیطی که از یکسو وعدهٔ آرامش و مراقبت میدهد و از سوی دیگر، مادران را در معرض مقایسه و سنجش قرار میدهد.
این دوگانگی به اثر اجازه میدهد هم از آسایش نسبی چنین مکانی بهره بگیرد و هم تنشهای پنهان آن را آشکار کند. ریتم سرگرمکنندهٔ مجموعه نیز مانع از آن میشود که گفتوگوهای مربوط به مراقبت از کودک، به اطلاعاتی خشک و جدا از شخصیتها تبدیل شوند. محدودیتها و فرصتهای ازدسترفته با وجود نگاه همدلانه به فشارهای مادران، پخش توجه میان موضوعات مختلف همیشه متوازن نیست.
تأکید طولانی بر برخی جنبههای مراقبت، از جمله شیردهی، گاهی از فرصتی میکاهد که میتوانست به کاوش عمیقتر در افسردگی پس از زایمان و دیگر دشواریهای روانی اختصاص یابد. مجموعه به اضطراب و آشفتگی عاطفی نزدیک میشود، اما بعضی از این مسائل در مقایسه با ظرفیتشان، مجال کافی برای بسط پیدا نمیکنند.
ازاینرو، دامنهٔ موضوعی اثر گستردهتر از عمقی است که برای همهٔ بخشهایش فراهم میآورد. محدودیت دیگر به گسترهٔ نمایندگی مربوط است. تمرکز بر مادرانی که در رابطههایی تثبیتشده و دارای شریک زندگیاند، تصویر تجربهٔ مادری را تا حدی محدود میکند. چنین انتخابی الزاماً روایت را بیاعتبار نمیسازد، اما مانع از آن میشود که طیف وسیعتری از موقعیتهای خانوادگی و اجتماعی در مرکز توجه قرار گیرد.
« در کنار آنان، Jang Hye-jin با حضور محکم و پرانرژی خود به فضای مرکز جان میدهد. »
قوتها و کاستیها
افزون بر این، گوناگونی لحن که به سریال انرژی میبخشد، گاه انسجام روایی را کاهش میدهد؛ بعضی موضوعات جدی ناگهان در کنار شوخیهایی قرار میگیرند که فرصت مکث و تأمل را کوتاه میکنند. جمعبندی «Birthcare Center» اثری گرم، نامتعارف و عموماً خوشریتم است که به یکی از دورههای کمتر دیدهشدهٔ زندگی زنان با صداقت و طنز مینگرد.
ارزش اصلی آن در نفی تصور مادرِ بیخطا و نمایش یادگیری، تردید و نیاز به حمایت است. شخصیتهای زن، بازیهای هماهنگ و فضایی که هم آرامشبخش است و هم رقابتزا، مجموعه را به روایتی صمیمی دربارهٔ تغییر هویت و پیوند میان زنان بدل میکند. سریال در پرداخت برخی مسائل روانی و در حفظ انسجام ژانری به ظرفیت کامل خود نمیرسد و تصویرش از مادری نیز همهٔ تجربههای ممکن را دربرنمیگیرد.
بااینحال، این کاستیها از اهمیت نگاه انسانی آن نمیکاهند: مادری نه آزمونی برای اثبات کمال، بلکه مسیری دشوار و مشترک است؛ مسیری که در آن، پذیرفتن ناتوانی و کمکخواستن میتواند بهاندازهٔ هر مهارت دیگری ارزشمند باشد.
« ارزش اصلی آن در نفی تصور مادرِ بیخطا و نمایش یادگیری، تردید و نیاز به حمایت است. »



ثبت دیدگاه