نقد و بررسی
نقد ماجراجویی بسیار عالی بیل و تد (Bill & Ted's Excellent Adventure) | 1989
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
کمدیای که از جدیت میگریزد «ماجرای فوقالعادهٔ بیل و تد» ساختهٔ استیون هرک، در ظاهر دربارهٔ دو دانشآموز دبیرستانی است که برای نجات درس تاریخشان به سفر در زمان میروند؛ اما نیروی اصلی فیلم نه معمای سفر زمانی است و نه بازآفرینی موشکافانهٔ گذشته. اثر از همان ابتدا اعلام میکند که قرار نیست جهان را با منطق پیچیده یا طنزی زیرکانه زیرورو کند.
مقصودش ساختن ماجرایی سبک، پرجنبوجوش و اندکی بیپرواست؛ ماجرایی که شور رفاقت و شیفتگی به موسیقی راک را بر هر نوع واقعگرایی مقدم میداند. این انتخاب برای فیلم هم نقطهٔ قوت است و هم محدودیت. داستان به جای آنکه از فرضیهٔ علمی خود پرسشهای دشوار بیرون بکشد، سفر در زمان را به دستگاهی برای جابهجایی شخصیتها، برخورد دورهها و خلق موقعیتهای کمیک بدل میکند.
نتیجه، فیلمی است که کمتر میخواهد مخاطب را به تحسین پیچیدگیاش وادارد و بیشتر میکوشد او را با سرزندگی و بیتکلفی خود همراه کند. دو قهرمان کمهوش، اما دوستداشتنی بیل و تد نه قهرمانانی زیرکاند و نه نوجوانانی که ناگهان در بزنگاه به نابغه تبدیل شوند. آنها سادهدل، مشتاق و گاه بهشکلی خندهآور بیخبرند؛ بااینحال، فیلم هرگز این ناآگاهی را بهانهای برای تحقیرشان نمیکند.
علاقهٔ صادقانهشان به موسیقی و وفاداریشان به یکدیگر، زیر لایهٔ شوخیها حضوری گرم و انسانی دارد. آنها ممکن است در کلاس تاریخ درمانده باشند، اما در رابطه با هم، نوعی اعتماد بیریا نشان میدهند که ستون عاطفی فیلم است. الکس وینتر و کیانو ریوز این دوستی را با تفاوتهای ظریف در بازیشان زنده میکنند.
« اثر از همان ابتدا اعلام میکند که قرار نیست جهان را با منطق پیچیده یا طنزی زیرکانه زیرورو کند. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
وینتر در نقش بیل پرتحرکتر و واکنشیتر است؛ ریوز در نقش تد نوعی مکث و گیجی دلنشین دارد. بازیها عامدانه اغراقآمیزند، اما میان دو بازیگر هماهنگیای شکل میگیرد که از تکراری شدن شوخیها جلوگیری میکند. فیلم بیش از آنکه دربارهٔ «نجات جهان» باشد، دربارهٔ دو دوست است که با هم از پس دردسرها برمیآیند و همین پیوند است که تماشای ماجرا را آسان میکند.
سفر در زمان بهمثابهٔ موتور کمدی ایدهٔ ماشین زمانِ تلفنخانهای از همان عناصر تصویری است که بهسرعت در ذهن میماند. ظاهر ساده و نامعمول آن با روحیهٔ فیلم تناسب دارد: وسیلهای بزرگنما و پرابهت نیست، بلکه ابزاری است بازیگوش برای پرتاب کردن دو نوجوان به دل تاریخ. ساختار اپیزودیک سفرها نیز به اثر امکان میدهد در هر ایستگاه، برخوردی تازه میان دو قهرمان و چهرههای تاریخی بسازد.
اما فیلم علاقهٔ چندانی به قواعد سفر در زمان ندارد. پرسشهایی مانند پیامدهای دستکاری گذشته یا سازوکار دقیق جابهجایی، در حاشیه میمانند؛ زیرا هر بار که منطق علمی ممکن است مسیر را کند کند، فیلم راهی برای رسیدن به شوخی یا ماجرایی تازه پیدا میکند. این رویکرد برای تماشاگرانی که انسجام زمانی و جزئیات جهان داستان را جدی میگیرند، شاید کممایه جلوه کند.
بااینهمه، اگر سفر در زمان را قراردادی برای ورود به بازی کمدی بدانیم، سادگی آن بخشی از جذابیت اثر است، نه صرفاً نقصی فنی. تاریخ در لباس شوخی شخصیتهای تاریخی فیلم بیش از آنکه موضوع مطالعه باشند، سرچشمهٔ برخوردهای نامنتظرند. ناپلئون، بتهوون و دیگر چهرهها به محیطی معاصر وارد میشوند و تفاوت میان جایگاه تاریخیشان و موقعیتهای روزمره، اساس بسیاری از لحظههای خندهدار را میسازد.
« وینتر در نقش بیل پرتحرکتر و واکنشیتر است؛ ریوز در نقش تد نوعی مکث و گیجی دلنشین دارد. »
شخصیتها و اجرا
فیلم با این شخصیتها رفتاری سبک و کارتونی دارد؛ نه قصد دارد زندگی و اندیشهٔ آنان را بهدرستی بازسازی کند و نه ادعای آموزش تاریخ به معنای دقیق کلمه دارد. این آزادی، امکان شوخیهای پرتحرک و تصویرهای بهیادماندنی را فراهم میکند، ولی گاهی نیز به سطحینگری میانجامد. چهرههای تاریخی بیشتر نشانههایی آشنا هستند تا شخصیتهایی با جهان درونی و زمینهٔ فکری مستقل.
بنابراین، میزان لذت مخاطب از بخشهای تاریخی تا حد زیادی به پذیرش همین بازی بستگی دارد: تماشاگر باید حاضر باشد شخصیتهای مشهور را در موقعیتهایی سبک و نامتعارف ببیند، بیآنکه از فیلم انتظار تفسیر جدی تاریخ داشته باشد. ریتم، شوخی و سلیقهٔ تماشاگر لحن فیلم بر شوخیهای سرراست، تکرارهای عامدانه و گفتار نوجوانانه استوار است.
این شیوه گاه به طنزی جذاب و بیتکلف میرسد؛ گاه نیز شوخی چنان بر سادگی خود تأکید میکند که ممکن است برای بخشی از مخاطبان لوس یا کممزه به نظر برسد. فیلم چندان در پی ظرافت کلامی یا طنز تلخ نیست. خوشخلقی و انرژی آن مهمتر از پیچیدگی شوخیهاست. ریتم پرجنبوجوش اثر کمک میکند بخشهای کماثر سریع پشت سر گذاشته شوند.
ماجراها در پیوند با هدف کلاسی بیل و تد حرکت میکنند و تماشاگر فرصت چندانی برای دلزدگی پیدا نمیکند. در عوض، همین شتاب گاهی سبب میشود ایدهها پیش از آنکه بهدرستی پرورده شوند، جای خود را به موقعیتی تازه بدهند. فیلم بیش از آنکه بر ساختن یک طنز منسجم و چندلایه تکیه کند، به انباشتن لحظههای سرگرمکننده اعتماد دارد؛ روشی که نتیجهاش برای برخی تماشاگران نشاطآور و برای برخی دیگر پراکنده است.
« این آزادی، امکان شوخیهای پرتحرک و تصویرهای بهیادماندنی را فراهم میکند، ولی گاهی نیز به سطحینگری میانجامد. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
ظاهر ساده و انرژی بیادعا طراحی تولید و جلوههای فیلم در قیاس با آثار پرهزینهٔ علمیتخیلی، ساده و کمتکلفاند. سفرهای تاریخی بیشتر با تغییر موقعیتها و حضور بازیگران معنا پیدا میکنند تا با جلوههای بصری چشمگیر. این محدودیت، در جاهایی از گسترهٔ خیال فیلم میکاهد؛ اما از سوی دیگر، اثر را به نمایشی از دو شخصیت و واکنشهایشان نزدیک میکند.
محور جذابیت، شکوه بصری ماشین زمان نیست، بلکه شیوهای است که بیل و تد در برابر چیزهایی ناآشنا رفتار میکنند. موسیقی و شور راک نیز بخش مهمی از هویت فیلماند. برای قهرمانان، موسیقی سرگرمیای گذرا نیست؛ آرزویی است که تصورشان از آینده و معنای رفاقت را شکل میدهد. فیلم این اشتیاق را با لحنی کودکانه و صادقانه نمایش میدهد و از آن برای افزودن ضرباهنگ و رنگ به ماجرا بهره میگیرد.
در نتیجه، انرژی اثر حتی هنگامی که تولیدش محدود به نظر میرسد، از شخصیتهایش و باور آنها به رؤیایشان تأمین میشود. میراثِ یک کمدی نوجوانانه «ماجرای فوقالعادهٔ بیل و تد» در نهایت بیش از آنکه بهسبب ساختار روایی پیچیده یا تحلیل عمیق تاریخ ماندگار شود، بهخاطر دو شخصیت مرکزی و فضای سرخوشش در خاطر میماند.
فیلم به دوستی، شور جوانی و اهمیت همراهی با دیگری ارزشی ساده اما صمیمانه میدهد. پیامش را با خطابه بیان نمیکند؛ آن را در رفتار دو قهرمان میگنجاند، در اینکه حتی هنگام مواجهه با موقعیتهای دشوار، یکدیگر را رها نمیکنند و با گشادهرویی به آدمهای پیرامونشان نزدیک میشوند. البته این مهربانی، کمبودهای اثر را از میان نمیبرد.
« ظاهر ساده و انرژی بیادعا طراحی تولید و جلوههای فیلم در قیاس با آثار پرهزینهٔ علمیتخیلی، ساده و کمتکلفاند. »
قوتها و کاستیها
منطق سفر زمانی چندان پرداخت نمیشود، شوخیها ممکن است برای بعضی مخاطبان جواب ندهند و ظاهر فیلم گاه از محدودیتهای تولیدیاش خبر میدهد. بااینحال، فیلم با توقعی متناسب از خود بهتر دیده میشود: نه بهعنوان اثری علمیتخیلی که قرار است قواعد زمان را بازتعریف کند، بلکه بهعنوان کمدی نوجوانانهای که با خیالی بازیگوش، دوستی و موسیقی راک را به مرکز ماجرایی کوچک و پرحادثه میآورد.
جمعبندی این فیلم برای مخاطبی مناسب است که با طنز ساده، شخصیتهای اغراقشده و روایت سبک کنار میآید. جذابیت اصلیاش در شیمی میان الکس وینتر و کیانو ریوز، حالوهوای خوشبینانه و چند موقعیت تاریخیِ بازیگوشانه نهفته است. در برابر، هرکس انتظار پرداخت پیچیدهٔ سفر در زمان، شوخیهای ظریف یا بازنمایی جدی تاریخ داشته باشد، احتمالاً با محدودیتهای فیلم روبهرو میشود.
اما در قلمرو کمدیهای رفاقتی، «ماجرای فوقالعادهٔ بیل و تد» اثری بیادعا و گرم است: فیلمی که میداند قرار نیست همه را بخنداند، ولی با شور و مهربانیاش میتواند تماشاگر را به بازی خود دعوت کند.
« جمعبندی این فیلم برای مخاطبی مناسب است که با طنز ساده، شخصیتهای اغراقشده و روایت سبک کنار میآید. »



ثبت دیدگاه