نقد و بررسی
نقد بزرگتر (Bigger) | 2018
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
زندگیای که از بدن آغاز میشود «Bigger» درامی زندگینامهای از جورج گالو است که مسیر جو و بن ویدر، دو برادر کانادایی و از چهرههای اثرگذار در شکلگیری فرهنگ بدنسازی مدرن را روایت میکند. فیلم از کودکی جو در مونترآل آغاز میشود؛ کودکی آمیخته به فقر، تبعیض و خشونت، که در آن تمرین بدنی نه صرفاً سرگرمی، بلکه راهی برای بازیابی اختیار و ساختن هویتی تازه است.
در ادامه، اشتیاق شخصی او به پرورش اندام و نگاه تجاری و سازماندهندهٔ بن، به کسبوکاری بزرگ و شکلگیری رقابتهایی چون مستر المپیا پیوند میخورد. این مسیر بالقوه ظرفیت درامی نیرومند دارد: داستان دو برادر که از حاشیه به مرکز عرصهای تازه راه مییابند و تصور رایج از ورزش و تناسباندام را دگرگون میکنند.
بااینحال، «بزرگتر» در همان ابتدا میان دو هدف گرفتار میشود: بازگویی تاریخ صنعت بدنسازی و ساختن پرترهای انسانی از آدمهایی که آن را بنا کردند. فیلم میخواهد هم شرحی از یک جنبش باشد و هم روایتی عاطفی از خانواده و پشتکار؛ اما این دو خط همیشه بهخوبی در هم تنیده نمیشوند. انگیزهبخشی در برابر پیچیدگی هستهٔ الهامبخش فیلم روشن است: دشواریها نباید رؤیا را از میان ببرند، و ساختن یک زندگی متفاوت گاه از کوچکترین تصمیمها آغاز میشود.
جو در برابر تحقیر و تنگدستی، هدفی برای خود میسازد؛ بن نیز با پشتکار و توانایی عملیاش به این هدف شکل و دوام میدهد. بدنسازی در این روایت، بیش از نمایش قدرت جسمانی، استعارهای از خودسازی است: بدن را میتوان ساخت، اما ساختن آینده نیز به همان اندازه اراده میطلبد. این مضمون برای تماشاگرانی که با داستانهای کارآفرینی و غلبه بر دشواریها ارتباط میگیرند، جذاب خواهد بود.
« این مضمون برای تماشاگرانی که با داستانهای کارآفرینی و غلبه بر دشواریها ارتباط میگیرند، جذاب خواهد بود. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
فیلم با شور و صراحت نشان میدهد که چگونه علاقهای فردی میتواند به نهادی عمومی بدل شود و الهامبخش دیگران باشد. بااینهمه، گاه اصرار بر انگیزهبخشبودن، پیچیدگی را کنار میزند. شخصیتها کمتر از آنچه باید گرفتار تردید، تناقض یا پیامدهای واقعی انتخابهایشان میشوند. در نتیجه، بعضی لحظهها بهجای آنکه از دل تجربهای چندوجهی برآیند، بیشتر شبیه تأکید دوباره بر پیام اصلی فیلماند.
جو و بن؛ یک قهرمان و همراهی کمرنگ جو محور اصلی روایت است؛ شخصیتی پرانرژی، وسواسی و بلندپرواز که نگاهش به تناسباندام با هر مرحله از زندگیاش گسترش مییابد. فیلم در ترسیم ارادهٔ او موفقتر از کاوش در خلوت درونیاش است. میفهمیم چه میخواهد و برای رسیدن به آن چه میکند، اما کمتر فرصت مییابیم بفهمیم این خواسته چه بهایی برایش دارد یا چگونه بر رابطههایش سایه میاندازد.
همین فاصله میان کنش بیرونی و عمق روانی باعث میشود جو گاهی بیشتر نماد پشتکار باشد تا انسانی کاملاً زنده و متناقض. بن، با بازی آنورین بارنارد، حضوری آرامتر و سنجیدهتر دارد و در لحظاتی که فیلم به او مجال میدهد، تعادل خوبی در برابر شتاب و بلندپروازی جو ایجاد میکند. بااینحال، عنوان و طرح کلی فیلم نوید داستانی مشترک دربارهٔ دو برادر را میدهد، حال آنکه توجه روایت عمدتاً به جو معطوف میشود.
نقش بن در بسیاری از بخشها به پشتیبانی از مسیر برادرش محدود میماند؛ درحالیکه توانایی و شخصیت او میتوانست سرچشمهٔ خط دراماتیک مستقلی باشد. این نابرابری، رابطهٔ برادرانه را کمرمقتر از آن میکند که محور عاطفی فیلم باشد. جهان بدنسازی و جاذبهٔ رقابت یکی از گیراترین جنبههای «بزرگتر»، نمایش مرحلهای از تاریخ بدنسازی است که هنوز برای بسیاری از مخاطبان ناآشناست.
« بااینهمه، گاه اصرار بر انگیزهبخشبودن، پیچیدگی را کنار میزند. »
شخصیتها و اجرا
فیلم به شکلگیری مجلهها، شبکههای حرفهای، مسابقات و ایدهٔ تازهای از بدن ورزیده میپردازد؛ ایدهای که قرار بود از مرز ورزشکاران حرفهای فراتر رود و به زندگی روزمرهٔ مردم راه پیدا کند. برای علاقهمندان به تمرین، تاریخ ورزش و چهرههایی چون آرنولد شوارتزنگر، این بخشها جذابیت ویژهای دارند.
صحنههای مربوط به رقابتها انرژی بصری فیلم را بالا میبرند و به داستان هدفی ملموس میدهند: تماشاگر میبیند که یک تصور تازه دربارهٔ بدن چگونه به عرصهای عمومی و رقابتی تبدیل میشود. بااینحال، همین تمرکز گاه به نقطهضعف بدل میشود. فیلم در بعضی لحظات چنان با شور و اشتیاق از مسابقات و صنعت بدنسازی سخن میگوید که از درام فاصله میگیرد و به معرفینامهای ستایشآمیز نزدیک میشود.
اگر مخاطب از پیش به این فضا علاقه نداشته باشد، ممکن است جزئیات مسابقهها را تکراری یا بیش از اندازه تبلیغاتی احساس کند. بازیها و بازآفرینی شخصیتها تایلر هوکلین در نقش جو کوششی آشکار برای بازآفرینی شیوهٔ گفتار، حرکات و حضور فیزیکی شخصیت به خرج میدهد. این انتخاب در بخشهایی نتیجهبخش است و به جو سیمایی متمایز میبخشد؛ در بخشهایی دیگر، همین تأکید ممکن است تصنعی به نظر برسد و توجه را از خود موقعیت به تلاش بازیگر برای شبیهشدن منحرف کند.
به همین دلیل، واکنش مخاطبان به بازی او میتواند دوگانه باشد: برخی آن را نشانهٔ تعهدی جدی به نقش خواهند دانست و برخی دیگر با آن ارتباط نخواهند گرفت. بارنارد، در نقش بن، بازیای خویشتندارتر ارائه میدهد که سکوت و تأمل را بهخوبی به خدمت شخصیت درمیآورد، هرچند متن فرصت کافی برای گسترش او فراهم نمیکند.
« برای علاقهمندان به تمرین، تاریخ ورزش و چهرههایی چون آرنولد شوارتزنگر، این بخشها جذابیت ویژهای دارند. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
بازیهای جولیان هاف و ویکتوریا جاستیس نیز در خدمت بخشهای خانوادگی و عاطفی داستاناند، اما فیلم کمتر به رابطهها فرصت میدهد تا از سطح معرفی فراتر روند. در مجموع، بازیگران در بخشهایی توانمند ظاهر میشوند، ولی نوسان لحن و پرداخت نابرابر شخصیتها مانع از آن است که همهٔ اجراها همزمان باورپذیر و اثرگذار باشند.
ریتم، لحن و مسئلهٔ فشردگی ساختار فیلم تلاش میکند چند دهه از زندگی جو و بن را در زمانی محدود جای دهد. این تصمیم باعث میشود روایت گاهی سریع از یک دوره به دورهٔ دیگر بپرد و گاه، برعکس، روی رخدادهایی مکث کند که بهاندازهٔ کافی پیشزمینه یا پیامد دراماتیک ندارند. حاصل، ریتمی نابرابر است: بخشهایی پرتحرک و جذاب پیش میروند، اما بخشهایی کشدار میشوند و نیروی پیشبرندهٔ قصه را کاهش میدهند.
لحن نیز گاهی میان درام زندگینامهای، قصهٔ کارآفرینی و ملودرام خانوادگی جابهجا میشود، بیآنکه همیشه این جابهجاییها طبیعی باشند. دشواریهای دوران کودکی و تبعیضهای اجتماعی به فیلم وزنی تاریخی میدهند، اما پرداخت برخی لحظات چنان مستقیم است که ظرافت لازم را از دست میدهد. از سوی دیگر، جهشهای زمانی، تحول روابط و رشد کسبوکار گاهی بیش از آنکه تجربه شوند، گزارش میشوند.
در نتیجه، تماشاگر ممکن است اهمیت رخدادها را بفهمد، اما فرصت کافی برای احساسکردن عمق اثر آنها بر شخصیتها نداشته باشد. تاریخنگاری گزینشی و نگاه انتقادی «بزرگتر» را بهتر است در مقام یک درام زندگینامهای دید، نه گزارشی جامع و بیطرف از تاریخ بدنسازی. فیلم برخی رخدادها و شخصیتها را برای ساختن روایتی منسجم و قهرمانمحور ساده میکند و بعضی جنبههای پیچیدهتر زندگی و کسبوکار خانوادهٔ ویدر را به حاشیه میراند.
« ریتم، لحن و مسئلهٔ فشردگی ساختار فیلم تلاش میکند چند دهه از زندگی جو و بن را در زمانی محدود جای دهد. »
قوتها و کاستیها
این گزینش بهخودیخود در سینمای زندگینامهای غیرمعمول نیست، اما هنگامی مسئلهساز میشود که فیلم از تماشاگر انتظار داشته باشد تصویری کاملاً فراگیر از شخصیتها و میراثشان بپذیرد. همچنین، مضمون یهودستیزی، نژادپرستی و فقر در شکلگیری انگیزهٔ جو اهمیت دارد، اما گاه بیشتر نقش مانعهایی را پیدا میکند که قهرمان باید از آنها عبور کند تا زمینهای برای بررسی دقیق تجربهٔ قربانیان تبعیض.
فیلم در محکومکردن تعصب صریح است، ولی کمتر درنگ میکند تا نشان دهد این نگرشها چگونه ساختارهای اجتماعی و روابط انسانی را شکل میدهند. از این رو، اثر در طرح موضوع جسور است، اما در تحلیل آن به همان اندازه ژرف نمیشود. جمعبندی «بزرگتر» فیلمی است با موضوعی جذاب و نیرویی انگیزهبخش؛ اثری که برای علاقهمندان به بدنسازی، تاریخ مسابقات و داستانهای برخاستن از دشواریها لحظات گیرایی دارد.
مسیر جو و بن ویدر یادآور این است که یک علاقهٔ شخصی، اگر با پشتکار و سازماندهی همراه شود، میتواند فرهنگی تازه بسازد. بازی بارنارد و کوشش هوکلین برای جانبخشیدن به جو نیز در بخشهایی به فیلم وزن میدهد. اما روایت نامتوازن، پرداخت کمعمق برخی شخصیتها، ریتم نابرابر و لحن گاه تبلیغاتی، مانع از آن میشود که ظرفیت بزرگ داستان به اثری کاملاً ماندگار تبدیل شود.
«بزرگتر» بیش از آنکه پرترهای پیچیده از دو برادر باشد، ستایشی پرشور از میراثی ورزشی و تجاری است. تماشاگر علاقهمند به بدنسازی احتمالاً از فضای مسابقات و تاریخ این جنبش بهره خواهد برد؛ تماشاگر دیگری ممکن است قصه را آشنا، کشدار یا بیش از اندازه ستایشآمیز بیابد.
« از این رو، اثر در طرح موضوع جسور است، اما در تحلیل آن به همان اندازه ژرف نمیشود. »



ثبت دیدگاه