نقد و بررسی
نقد بیاز: نفرینِ اییهٔ تاریک (Biaz: The Curse of the Dark One) | 2024
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
بازگشت به آیینهای کهن «Biaz: The Curse of the Dark One» از موقعیتی آشنا در سینمای وحشت آغاز میکند: گروهی جوان با شیئی رازآلود روبهرو میشوند، کنجکاوی بر احتیاط غلبه میکند و عملی آیینی مرزی را میگشاید که بهتر بود بسته بماند. در اینجا چهار دانشجو با دفترچهای آیینی، روحی باستانی را از بُعدی دیگر احضار میکنند و خیلی زود درمییابند که کنجکاویشان پیامدهایی مرگبار دارد.
فیلم محصول ترکیه است و Erkut Altındağ و Volkan Özgümüş آن را کارگردانی کردهاند؛ بازیگرانی چون Tutku Ulus، Kutay Kalabalık و Gokhan Toprak نیز در آن حضور دارند. این چارچوب، از همان ابتدا وعدهٔ برخورد با گونهای متفاوت از وحشت فراطبیعی را میدهد؛ وعدهای که جذابیت اصلی فیلم و همزمان معیار سنجش محدودیتهای آن است.
اسطوره بهجای نسخهٔ آشنای جنگیری ارزشمندترین انتخاب فیلم، حرکت به سوی اسطورههای ترکی و فضای فرهنگی آسیای میانه است. بسیاری از آثار فراطبیعی به نشانهها و الگوهایی تکیه میکنند که تماشاگر بارها دیده است؛ از مراسم احضار تا مواجهه با نیرویی شرور و تلاش برای مهار آن. «Biaz» میکوشد از این مسیر پرتکرار فاصله بگیرد و سرچشمهٔ هراس را در افسانهها و تصوراتی جستوجو کند که برای مخاطب سینمای وحشت کمتر مصرف شدهاند.
روایت و ریتم؛ جریان داستان
این انتخاب بهتنهایی فیلم را عمیق یا کاملاً اصیل نمیکند، اما به آن هویتی متمایز میبخشد و باعث میشود دستکم در سطح ایده، کنجکاوی تماشاگر برانگیخته شود. جذابیت این بستر زمانی بیشتر میشد که اسطوره صرفاً نام یا پوششی برای هیولایی تازه نبود، بلکه بر رفتار شخصیتها، فضای داستان و تصور آنان از خطر نیز اثر میگذاشت.
ظرفیت چنین جهانی بالاست: آیینها میتوانند حامل حافظهٔ تاریخی باشند، موجود فراطبیعی میتواند پیوندی با ترسهای جمعی پیدا کند و تهدید، ریشهای فراتر از یک اتفاق ناگهانی بیابد. فیلم به این ظرفیت نزدیک میشود، اما در پرداخت آن همیشه به اندازهٔ کافی مکث نمیکند. احضار؛ ایدهای پرکشش با پرداختی نابرابر تصویر جنگجویی خونخوار که از برزخ احضار میشود، بهخودیخود نیروی سرگرمکنندهای دارد.
این تصور، با الگوی معمول حضور یک روح یا نیروی نامرئی تفاوت ایجاد میکند و امکان شکلگیری وحشتی جسمانیتر و خشنتر را فراهم میآورد. همچنین آغاز ماجرا با تصمیم دانشجویان، رابطهای روشن میان کنجکاوی و خطر میسازد: فاجعه از دل انتخابی انسانی سر برمیآورد، نه صرفاً از بداقبالی یا تصادف.
« فیلم به این ظرفیت نزدیک میشود، اما در پرداخت آن همیشه به اندازهٔ کافی مکث نمیکند. »
شخصیتها و اجرا
بااینحال، تازگی ایده با تازگی روایت یکی نیست. فیلم در نهایت از سازوکارهایی بهره میگیرد که در داستانهای نفرین و موجودات احضارشده آشنا هستند؛ گروهی در معرض تهدیدی قرار میگیرند که خود به جهان وارد کردهاند و باید با پیامدهای عملشان روبهرو شوند. این آشنایی لزوماً ایراد نیست؛ بسیاری از فیلمهای ژانری با تکیه بر الگوهای شناختهشده موفق میشوند.
مسئله آن است که در اینجا ایدهٔ خاص فیلم بهقدر کافی برای دگرگون کردن آن الگوها بسط پیدا نمیکند. نتیجه، کشاکشی میان نوآوری در سرچشمهٔ اسطورهای و محافظهکاری در مسیر داستان است. شخصیتها میان کارکرد و فردیت چهار دانشجوی محوری، در ظاهر موقعیتی مناسب برای ساختن گروهی پرتنش فراهم میآورند: آدمهایی با واکنشهای متفاوت که در برابر تهدیدی مشترک قرار میگیرند.
اما برای آنکه خطر بیرونی به تجربهای عاطفی بدل شود، تماشاگر باید به خود شخصیتها نیز اهمیت بدهد؛ باید بفهمد چه چیزی آنان را از یکدیگر جدا میکند، چه ترس یا خواستهای در رفتارشان مؤثر است و رابطههایشان زیر فشار چگونه تغییر میکند. ضعف روایت، آنگونه که از نتیجهٔ کلی اثر برمیآید، این است که شخصیتها بیش از آنکه فردیت مستقل داشته باشند، به نقشهای آشنای داستان وحشت نزدیک میشوند.
« بااینحال، تازگی ایده با تازگی روایت یکی نیست. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
این کلیشهها حرکت قصه را آسان میکنند، اما هزینهشان کاهش غافلگیری و همدلی است. وقتی مخاطب نتواند تفاوت روشنی میان آدمهای گرفتار در ماجرا حس کند، خطر نیز حالت عمومی پیدا میکند: میداند همه تهدید شدهاند، اما ضرورتاً نگران سرنوشت هر یک نمیشود. بازیگران در چنین شرایطی ناچارند با امکانات محدود متن، به شخصیتها وزن بدهند؛ بااینحال، فیلم مجال کافی برای شکلگیری رابطهها و دگرگونیهایشان فراهم نمیکند.
تدوین و ریتم؛ مانع شکلگیری تعلیق در وحشت، تدوین تنها ابزاری برای رساندن داستان از نقطهای به نقطهٔ دیگر نیست؛ بخشی از ساختن ترس است. مکث، تأخیر در آشکار شدن یک تصویر و فاصلهٔ میان نشانه و پاسخ میتوانند اضطراب بیافرینند. اگر گذارها شتابزده باشند یا صحنهها بهخوبی به یکدیگر متصل نشوند، مخاطب پیش از آنکه فرصت کند در فضای هراس مستقر شود، به موقعیت بعدی پرتاب میشود.
تدوین عجولانه در «Biaz» از همین جهت مسئلهای فراتر از بینظمی فنی است: ریتم ناپایدار، انسجام روایت و اثرگذاری موقعیتهای ترسناک را تضعیف میکند. فیلم برای ساختن حس تهدید به فضایی رازآلود نیاز دارد، اما شتاب در پیشبردن اتفاقها گاهی مجال انباشته شدن اضطراب را میگیرد. برخی بخشها چنان به نظر میرسند که گویی فیلم میخواهد زودتر به لحظهٔ بعدی برسد؛ درحالیکه وحشت مؤثر، همیشه از سرعت نمیآید و گاه درست در مکث و انتظار شکل میگیرد.
« این کلیشهها حرکت قصه را آسان میکنند، اما هزینهشان کاهش غافلگیری و همدلی است. »
قوتها و کاستیها
محدودیتهای اجرایی و خشونت کمبود بودجه در سینمای ژانری الزاماً مانعی قطعی نیست. فیلمهای کمهزینه میتوانند با صدا، قاببندی و پیشنهاد دادنِ آنچه بیرون از قاب است، فضایی هراسآور بسازند؛ گاهی حتی پنهان نگهداشتن تهدید از نمایش مستقیم آن مؤثرتر است. دشواری زمانی پدید میآید که ایده به جلوهها و صحنههایی نیاز داشته باشد که اجرای محدود، ناتوان از پشتیبانیشان باشد.
در «Biaz»، محدودیتهای تولیدی به چشم میآیند و در بعضی لحظهها فاصلهٔ میان بزرگی تصور و کیفیت اجرای آن آشکار میشود. این فاصله بر خشونت نیز اثر میگذارد. خشونت زمانی تکاندهنده است که بخشی از زبان فیلم باشد و پیامد روانی یا روایی داشته باشد؛ صرف دیدن صحنهای خشن لزوماً هراس نمیآفریند.
وقتی شخصیتها پرداخت کافی ندارند و ریتم نیز ناپایدار است، لحظههای خونبار ممکن است بیشتر به اتفاقهایی گذرا تبدیل شوند تا نقاط اوج احساسی. بنابراین، مسئله کمبود خشونت یا فراوانی آن نیست؛ مسئله این است که فیلم چگونه آن را در خدمت تعلیق، شخصیتپردازی و فضای خود قرار میدهد. جمعبندی «Biaz: The Curse of the Dark One» فیلمی است که ارزش اصلیاش را باید در انتخاب مسیر جستوجو کرد: بهرهگیری از اسطورههای ترکی و حالوهوای آسیای میانه، آن را از بخشی از آثار تکراری جنگیری متمایز میکند و ایدهٔ احضار جنگجویی خونخوار از برزخ نیز ظرفیت سرگرمکنندهای دارد.
« محدودیتهای اجرایی و خشونت کمبود بودجه در سینمای ژانری الزاماً مانعی قطعی نیست. »
جمعبندی
اما این ظرفیت در روایت کلیشهای، شخصیتهایی کمعمق، تدوینی شتابزده و محدودیتهای اجرایی گرفتار میماند. حاصل، فیلمی نابرابر است: از یک سو کنجکاویبرانگیز در سرچشمهٔ اسطورهای، و از سوی دیگر کماثر در تبدیل آن سرچشمه به تعلیق و وحشت ماندگار. برای مخاطبی که بیش از هر چیز خواهان تجربهای کاملاً تازه و ترسآور است، فیلم احتمالاً برآوردهکننده نخواهد بود.
اما برای تماشاگر علاقهمند به دیدن تلاشهای ژانری خارج از مسیرهای آشنای سینمای جنگیری، همین تفاوت فرهنگی میتواند دلیل تماشا باشد؛ نه بهعنوان تضمینی بر موفقیت کامل، بلکه بهعنوان نشانهای از ایدهای که شایستگی پرداختی منسجمتر را داشته است.
« اما این ظرفیت در روایت کلیشهای، شخصیتهایی کمعمق، تدوینی شتابزده و محدودیتهای اجرایی گرفتار میماند. »



ثبت دیدگاه