نقد و بررسی
نقد پلیس ارواح (Bhoot Police) | 2021
شبحی میان شوخی و هراس «Bhoot Police» ساختهٔ پاوان کریپلانی، کمدیوحشتی هندی است که از تقابل دو برادر شکارچی ارواح نیرو میگیرد: ویبهوُتی، مردی بدبین و فرصتطلب که از ترس مردم کسبوکار ساخته، و چیرونجی، برادری آرمانگرا که به میراث خانوادگی و امکان وجود نیروهای نادیدنی باور دارد. پروندهای تازه در ملکی دورافتاده، این دو را از نمایشهای ساختگی و ترفندهای آشنا بیرون میکشد و در برابر پرسشی جدیتر قرار میدهد: اگر چیزی که سالها انکار یا جعل میکردند واقعاً وجود داشته باشد، چه خواهند کرد؟ فیلم در همان آغاز، ظرفیت جذابی برای بازی با مرز میان خرافه و حقیقت نشان میدهد. شخصیتها میتوانند همزمان کلاهبردار، سرگرمکننده و گرفتار بحران باور باشند؛ زمینهای که هم برای طنز موقعیت مناسب است و هم برای تعلیق ماورایی. بااینحال، «Bhoot Police» بیش از آنکه این امکان را به کاوشی پیوسته بدل کند، آن را بهانهای برای مجموعهای از صحنههای پرجنبوجوش میگیرد. نتیجه، اثری است که لحظههای مفرح دارد، اما در یافتن توازن میان دو ژانر اصلیاش به دشواری برمیخورد. دو برادر و کشمکش بر سر باور مهمترین ستون دراماتیک فیلم، اختلاف میان ویبهوُتی و چیرونجی است. یکی جهان را با حساب سود و زیان میسنجد و دیگری به وظیفه و میراث خانوادگی دل بسته است. این تفاوت، بهخودیخود امکان خلق موقعیتهای کمدی و نیز رشد شخصیتها را فراهم میکند. ویبهوُتی با بدبینی و زبان چربش، مردم را به بازی میگیرد؛ چیرونجی اما در پی آن است که کارشان معنایی فراتر از درآمد داشته باشد. تضاد آنها هم نیروی محرک داستان است و هم فرصتی برای طرح پرسشی اخلاقی درباره بهرهبرداری از ترس و باور دیگران. مشکل آن است که فیلم این دوگانه را بیش از اندازه ساده نگه میدارد. شخصیتها اغلب به تیپهایی آشنا نزدیک میشوند: شیادِ حاضرجواب در برابر برادرِ درستکار و سادهدل. کشمکش میان آنها بهجای آنکه لایهلایه و همراه با دگرگونیهای تدریجی پیش برود، بارها در قالب همان جدلهای تکرارشونده بازمیگردد. ازاینرو، تغییر نگاه قهرمانان میتواند بیش از آنکه نتیجهٔ مسیری روانشناختی باشد، تابع نیاز فیلم به پیشبردن ماجرا به نظر برسد. سیف علیخان؛ نیروی کمدی فیلم اجرای سیف علیخان یکی از عناصر زنده و تماشایی اثر است. او در نقش ویبهوُتی، با مکثهای حسابشده، اعتمادبهنفس اغراقآمیز و بازیگوشی کلامی، به دیالوگها جان میدهد. حضورش بهویژه در صحنههایی که برادران با یکدیگر کلکل میکنند، ریتمی سبکتر و پرتحرکتر ایجاد میکند. بسیاری از شوخیهایی که بهتنهایی شاید معمولی به نظر برسند، با زمانبندی و لحن او اندکی گیرایی پیدا میکنند. در سوی دیگر، آرجون کاپور نقش چیرونجی را با لحنی آرامتر و جدیتر پیش میبرد. این فاصلهٔ اجرایی در ابتدا به تضاد دو برادر کمک میکند، اما فیلم فرصت کافی نمیدهد تا چیرونجی از قالب شخصیتی معصوم و وظیفهشناس فراتر رود. یامی گوتام نیز در نقش مایا، با استواری و جدیت لازم وارد داستان میشود، اما شخصیت او در بسیاری از لحظات بیش از آنکه صاحب مسیر مستقل باشد، در خدمت پیشبرد پرونده قرار میگیرد. ژاکلین فرناندز در نقش کانیکا، با انرژی و لحنی سبکتر به فضای کمدی میافزاید، هرچند پرداخت شخصیتش نیز محدود میماند. بازیها در مجموع ناهمگوناند و همه به یک اندازه در ساختن جهان فیلم موفق نمیشوند. کمدیای که گاه از مسیر خارج میشود طنز «Bhoot Police» بیشتر بر شوخیهای کلامی، تفاوت منش دو برادر و رفتارهای اغراقشدهٔ شخصیتها تکیه دارد. این رویکرد در بخشهایی خوشریتم است و فیلم میتواند بهخصوص از جدلهای کلامی و شوخیهای وابسته به شخصیت ویبهوُتی بهره ببرد. اما تکرار الگوها بهتدریج از نیروی خنده میکاهد. هنگامی که شوخیها پیوسته همان تضادهای پیشین را بازسازی میکنند، تازگی نخستینشان را از دست میدهند و گاهی بیشتر به مکثی میان دو بخش داستان شباهت پیدا میکنند تا جزئی جداییناپذیر از آن. فیلم همچنین میان طنز سبک خانوادگی و شوخیهای تندتر رفتوآمد میکند، بیآنکه همیشه لحنی یکدست بیابد. بعضی لحظات به هجو خرافه و فریب نزدیک میشوند، اما این ظرفیت بهطور منسجم دنبال نمیشود. اثر میتوانست از تقابل میان تجارت ترس و ایمان مردم، طنزی گزندهتر و درعینحال انسانیتر بسازد؛ بااینحال، ترجیح میدهد بیشتر بر سرگرمی فوری و جملههای بامزه تکیه کند. هراس در سایهٔ جلوههای آشنا در بخشهای ترسناک، فیلم از نشانههای شناختهشدهٔ ژانر بهره میگیرد: فضای تاریک، حضور ناگهانی موجودی تهدیدکننده و بازی با چهرهها یا صداهای هراسآور. نورپردازی مهآلود و محیطهای کمنور، بهویژه در فضاهای دورافتاده و پیرامون ملک چای، به جهان داستان کیفیتی شبحوار میبخشد. این انتخاب بصری با جغرافیای منزوی و حس خطر پنهان سازگار است و گاه زمینهٔ مناسبی برای تعلیق فراهم میکند. بااینهمه، تصویرسازی هراس بهندرت از آشناییهای ژانری فراتر میرود. فیلم گاه انتظار یک لحظهٔ ترسناک را میسازد، اما آن را با شوخی یا واکنشی اغراقشده خنثی میکند؛ و گاه از تماشاگر میخواهد جدیت موقعیتی را بپذیرد که اندکی پیش به موضوعی برای خنده بدل شده است. این جابهجایی میتوانست سرچشمهٔ طنز سیاه یا تعلیقی ناپایدار باشد، اما چون گذارها بهاندازهٔ کافی دقیق نیستند، بیشتر به نوسان میان دو حالوهوا میماند. در نتیجه، صحنههای ترسناک معمولاً بهاندازهای اثرگذار نیستند که اضطراب پایداری بسازند.
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
روایت و ریتم؛ پروندهای با گرههای شل فیلم در بخش نخست، با معرفی شغل برادران و سازوکار فریبکاریشان، زمینهای روشن برای ورود به ماجرای اصلی میچیند. پس از آن، داستان از فضای آشنای کارهای نمایشی به پروندهای پیچیدهتر میرود و رازهای خانوادگی و گذشتهٔ شخصیتها را پیش میکشد. این تغییر مقیاس به فیلم امکان میدهد از کمدی موقعیت فراتر رود و درباره میراث، مسئولیت و پیامدهای بیاعتنایی به روایتهای محلی سخن بگوید.
اما فیلمنامه در پیوند دادن این عناصر انسجام کافی ندارد. بخشهایی از روایت با شتاب از یک موقعیت به موقعیت دیگر میروند، درحالیکه برخی صحنهها بیش از نیاز درنگ میکنند. اطلاعات مربوط به گذشته و انگیزهها گاهی بهشکل توضیحی عرضه میشوند و بهجای آنکه از دل رفتار شخصیتها یا فضای داستان آشکار شوند، همچون قطعاتی برای حل مسئله به نظر میرسند.
« اما فیلمنامه در پیوند دادن این عناصر انسجام کافی ندارد. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
طول نسبتاً زیاد فیلم نیز این نابرابری را پررنگتر میکند: شوخیها و گرههای فرعی گاه ریتم را کند میکنند، بیآنکه به عمق شخصیتها یا پیچیدگی پرونده بیفزایند. جهان بصری و ظرفیت ازدسترفته از نظر فضاسازی، «Bhoot Police» بیش از آنکه بر وحشت عریان تکیه کند، به ساختن محیطی مرموز و اندکی غریب علاقهمند است.
مه، تاریکی و دورافتادگی، حس جداافتادگی شخصیتها از زندگی روزمره را تقویت میکنند. این جهان بصری در کنار طنز میتوانست ترکیبی متمایز بسازد؛ جایی که خنده از دل ترس و ترس از دل شوخی سربرآورد. فیلم در لحظاتی به این کیفیت نزدیک میشود، اما اغلب عناصر فنی و روایی را به اندازهای هماهنگ نمیکند که چنین فضایی در سراسر اثر دوام بیاورد.
« مه، تاریکی و دورافتادگی، حس جداافتادگی شخصیتها از زندگی روزمره را تقویت میکنند. »
شخصیتها و اجرا
از سوی دیگر، موضوع فریبدادن مردم با ادعای مقابله با ارواح، دستمایهای برای نقد آسانباوری و سودجویی است. فیلم این موضوع را معرفی میکند، اما کمتر به پیامدهای انسانی آن میپردازد. ترس در این جهان فقط ابزار سرگرمی نیست؛ میتواند بر زندگی و انتخابهای آدمها اثر بگذارد. پرداخت جدیتر همین جنبه، به داستان وزن اخلاقی بیشتری میبخشید و تحول ویبهوُتی را نیز قانعکنندهتر میکرد.
جمعبندی «Bhoot Police» اثری سرگرمکننده با ایدهای خوشظرفیت است که در ترکیب کمدی و وحشت، گاه به لحظههایی دلپذیر میرسد. سیف علیخان با زمانبندی کمدی و حضور پرانرژی خود، بخش مهمی از جذابیت فیلم را بر دوش میکشد؛ فضای مهآلود و کمنور نیز به داستان رنگوبویی رازآلود میدهد. بااینحال، فیلمنامه سطحی و ناپیوسته، شوخیهای تکرارشونده و ترسهایی که کمتر به اوج میرسند، مانع از آن میشوند که اثر به تجربهای منسجم یا ماندگار بدل شود.
« از سوی دیگر، موضوع فریبدادن مردم با ادعای مقابله با ارواح، دستمایهای برای نقد آسانباوری و سودجویی است. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
این فیلم بیش از آنکه وحشتی واقعی بسازد یا کمدیای پیوسته و هوشمندانه عرضه کند، میان این دو قلمرو رفتوآمد میکند. برای تماشاگرانی که از همراهی با بازیگران پرانرژی و فضای سبک و ماورایی لذت میبرند، لحظات خوشایندی دارد؛ اما ظرفیت ایدهٔ مرکزیاش بهمراتب بیشتر از آن چیزی است که روایت در نهایت محقق میکند.



ثبت دیدگاه