نقد و بررسی
نقد شب، داخلی، دیوار (Beyond the Walls) | 2012
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
عشق در فاصلهٔ دیوارها «Beyond the Walls» یا «Hors les murs»، ساختهٔ David Lambert، در ظاهر داستانی عاشقانه دربارهٔ دو مرد است: پائولو، پیانیستی جوان، و ایلیری، نوازندهٔ کنترباس و پیشخدمتی آلبانیایی. آشنایی آنها با کششی ناگهانی آغاز میشود، اما فیلم بهجای آنکه این کشش را به افسانهای بیدردسر بدل کند، از همان ابتدا بر بیثباتی زندگی و نابرابری نیازهای عاطفی آن دو تأکید میگذارد.
پائولو بهتدریج به رابطهای تکیه میکند که ایلیری هنوز در برابر جدیشدنش احتیاط دارد؛ همین ناهمزمانی، هستهٔ دراماتیک فیلم را شکل میدهد. روایت، بیآنکه پایان یا پیچش اصلی را آشکار کند، از شیفتگی آغازین به سوی تجربهای دشوارتر حرکت میکند؛ تجربهای که عشق را نه پاسخ قطعی، بلکه نیرویی آسیبپذیر و آزمودهشونده نشان میدهد.
فیلم نخستین اثر بلند Lambert است و در همان نیمهٔ ابتدایی، بهواسطهٔ بازیهای دو بازیگر اصلی و اجرای نسبتاً مطمئن، وعدهٔ درامی صمیمی و شخصیتمحور را میدهد. روایتی که آرام جان میگیرد شروع فیلم شتابزده نیست. آشنایی و نزدیکشدن دو شخصیت فرصت مییابد تا در جزئیات روزمره شکل بگیرد و همین آرامش ابتدایی، به فضای اثر رنگی طبیعی میدهد؛ بااینحال، کندی این بخش برای برخی تماشاگران ممکن است به درازا بینجامد.
« روایتی که آرام جان میگیرد شروع فیلم شتابزده نیست. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
فیلم در آغاز بیش از آنکه با گرههای داستانی بزرگ پیش برود، به نگاهها، مکثها و برخوردهای کوچک متکی است. این انتخاب با نیت صمیمی اثر سازگار است، اما همیشه به کشش روایی نمیانجامد: پیش از آنکه رابطه به نقطهای پرتنش برسد، باید مدتی با دو شخصیت و تفاوتهایشان همراه شد. در عوض، وقتی پیوند آن دو جان میگیرد، فیلم از همان زمینهچینی بهره میبرد.
رابطه از مجموعهای از لحظات کوچک و گاه بامزه ساخته میشود؛ لحظاتی که بهجای اعلام مستقیمِ شدت احساس، فرصت میدهند نزدیکی میانشان دیده و باور شود. منتقدان نیز به گرمی و شوخطبعی بخش نخست و به قدرت اجرایی آن در تصویرکردن شکلگیری عشق اشاره کردهاند. دو شخصیت با نیازهایی ناهمسان پائولو و ایلیری در آغاز رابطه در جایگاههای عاطفی یکسانی نیستند.
پائولو بهسرعت دلبسته میشود و به دیگری همچون پناهی در برابر بیثباتی زندگیاش مینگرد؛ ایلیری، با وجود کشش و صمیمیتی که میانشان پدید میآید، محتاطتر است و در برابر تعهدی سنگین مقاومت نشان میدهد. این تفاوت، به رابطه بُعدی باورپذیر میبخشد: اختلاف آنها صرفاً مانعی بیرونی نیست، بلکه از شیوههای متفاوتِ خواستن و ترسیدن سرچشمه میگیرد.
« فیلم در آغاز بیش از آنکه با گرههای داستانی بزرگ پیش برود، به نگاهها، مکثها و برخوردهای کوچک متکی است. »
شخصیتها و اجرا
بااینحال، توازن میان دو شخصیت همیشه به سود پائولو نیست. وابستگی پررنگ او گاه بیش از آنکه به شخصیتی چندلایه بدل شود، او را به تصویری از نیاز و دلبستگی فرو میکاهد. این مسئله میتواند همدلی با او را دشوار کند؛ بهویژه وقتی فیلم از ما میخواهد شدت احساسش را بپذیریم، بیآنکه همواره به همان اندازه از جهان درونی او پرده بردارد.
ایلیری نیز رازآلود و محافظهکار باقی میماند، اما حضور نافذ و آرامش بیرونیاش به این ابهام جذابیت میدهد. تفاوت در پرداخت این دو، از امتیازها و همزمان از محدودیتهای فیلم است. بازیهایی متکی بر حضور و مکث Matila Malliarakis و Guillaume Gouix بار اصلی فیلم را بر دوش میکشند. بازی آنها درخشاننمایی نمیکند؛ بیشتر بر حضور فیزیکی، مکث، نگاه و تغییرهای کوچک در رفتار تکیه دارد.
Malliarakis شور و وابستگی پائولو را با آمیزهای از معصومیت و شتاب عاطفی پیش میبرد، درحالیکه Gouix برای ایلیری نوعی خویشتنداری و احتیاط میآفریند. تضاد این دو شیوه، رابطه را زنده نگه میدارد: یکی نزدیک میشود، دیگری فاصله را حفظ میکند و فیلم از همین رفتوبرگشت دراماتیک نیرو میگیرد.
« بااینحال، توازن میان دو شخصیت همیشه به سود پائولو نیست. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
تأثیر بازیها بهویژه در صحنههایی آشکار است که شخصیتها احساسشان را به زبان نمیآورند. تماشاگر باید از لحن و رفتار دریابد که نزدیکی چه اندازه برای هرکدام معنا دارد و کدامیک از پیامدهای آن میترسد. این بازی متقابل، بخشی از صمیمیت اثر را میسازد؛ هرچند کمعمقی نسبی پائولو گاهی مانع میشود که بازی خوب، به شناخت کاملتری از او بینجامد.
گرمای آغاز و تلخیِ ادامه یکی از انتخابهای تعیینکنندهٔ فیلم، تغییر لحن آن در گذر روایت است. نیمهٔ نخست، گرمی و شوخطبعی خود را از موقعیتهای روزمره و از تفاوت خلقوخوی دو شخصیت میگیرد. این طنز، رابطه را از تقدیرگراییِ فوری دور میکند و اجازه میدهد پائولو و ایلیری پیش از آنکه به نمادهایی از رنج بدل شوند، همچون دو آدم معمولی با عادتها و ضعفهایشان دیده شوند.
اما نیمهٔ دوم به سوی ملودرام و تلخی بیشتری حرکت میکند. فشارهای داستان، رابطه را از فضای سبکتر آغازین دور میسازد و به عواطف آن وزن سنگینتری میدهد. این دگرگونی برای برخی تماشاگران پرقدرت و تکاندهنده خواهد بود؛ برای برخی دیگر، ممکن است بیش از اندازه بر رنج و شدت احساس تکیه کند.
« تأثیر بازیها بهویژه در صحنههایی آشکار است که شخصیتها احساسشان را به زبان نمیآورند. »
قوتها و کاستیها
مسئله این نیست که فیلم حق ندارد تلخ شود، بلکه این است که گذار از شوخی و صمیمیت به اندوه بزرگ، گاه ناگهانی به نظر میرسد. منتقدان نیز نیمهٔ نخست را عموماً دلنشینتر دانستهاند و به ملودراماتیکترشدن بخش دوم اشاره کردهاند. موسیقی و مرزهای بیرون و درون حضور موسیقی در زندگی دو شخصیت، صرفاً نشانهای تزئینی نیست: پائولو پیانیست است و ایلیری کنترباس مینوازد.
این تفاوت، دو جهان شخصی را کنار هم قرار میدهد و یادآور میشود که رابطهشان از برخورد دو آدم با پیشینهها و نیازهای جداگانه پدید آمده است. موسیقی در فیلم بیش از آنکه راهحلی برای اختلافهایشان باشد، زمینهای برای حسکردن فاصلهها و امکان نزدیکی فراهم میآورد. عنوان فیلم نیز با این مضمون سازگار است.
«دیوارها» را میتوان هم به موانع بیرونی و شرایطی تعبیر کرد که زندگی مشترک را محدود میکنند، هم به فاصلههای درونی میان دو انسانی که در ظاهر به هم نزدیکاند. فیلم این استعاره را به توضیحی صریح و یکدست تبدیل نمیکند؛ اهمیتش در آن است که تماشاگر را به سنجیدن مرزهای آزادی، وابستگی و صمیمیت فرامیخواند.
« منتقدان نیز نیمهٔ نخست را عموماً دلنشینتر دانستهاند و به ملودراماتیکترشدن بخش دوم اشاره کردهاند. »
جمعبندی
از این منظر، داستان فقط دربارهٔ ماندن یا رفتن نیست؛ دربارهٔ دشواریِ حفظ پیوندی است که هر دو طرف به شکل یکسان آن را تجربه نمیکنند. جمعبندی «Beyond the Walls» اثری صمیمی و عاطفی است که قوت اصلیاش در بازیهای متقاعدکننده، لحظات گرم آغازین و نمایش تفاوت نیازهای دو عاشق نهفته است. فیلم بهخوبی نشان میدهد که عشق میتواند هم پناه باشد و هم سرچشمهٔ اضطراب؛ رابطهای که با شیفتگی شروع میشود، الزاماً به امنیت نمیرسد.
در برابر این امتیازها، آغاز کند، پرداخت نهچندان عمیق پائولو و سنگینی ملودرام در نیمهٔ دوم از محدودیتهای اثرند. بااینهمه، فیلم در بهترین لحظاتش بهجای اغراق کلامی، به رفتار و حضور بازیگران اعتماد میکند و از همین راه عاطفهای ماندگار میسازد. تماشاگرانی که با روایت آرام و عاشقانهای پر از نوسانهای احساسی همراه میشوند، احتمالاً در این رابطهٔ آسیبپذیر چیزی برای تأمل خواهند یافت؛ هرچند تلخیِ بخش پایانی ممکن است برای کسانی که انتظار روایتی متعادلتر دارند، بیش از اندازه سنگین باشد.



ثبت دیدگاه