نقد و بررسی
نقد نینجای بورلی هیلز (Beverly Hills Ninja) | 1997
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
کمدیِ ناسازگاریها «نینجای بورلی هیلز» از یک تناقض ساده و پربازده کمدی میسازد: هارو، کودکی آمریکایی که در ژاپن بزرگ شده و قرار است نینجایی بزرگ شود، نه چابکی و انضباط مورد انتظار را دارد و نه با تصویر مرسوم قهرمانان هنرهای رزمی جور درمیآید. او درشتاندام، مشتاق و بهطرز دلنشینی ناشی است.
فیلم از همان ابتدا این فاصله میان آرمان و واقعیت را موتور شوخیهایش قرار میدهد؛ قهرمانش بارها میخواهد باشکوه و رازآمیز باشد، اما بدن و رفتار پرهرجومرجش نقشه را برهم میزند. این ایده برای یک کمدی عامهپسند ظرفیت فراوانی دارد، زیرا شوخی تنها از شکستخوردن هارو نمیآید؛ از جدیت او نیز نیرو میگیرد.
هارو خودش را شایستهٔ مأموریتی بزرگ میداند و با هر ناکامی، ارادهاش را از دست نمیدهد. همین ایمان سادهدلانه به خویشتن، او را از یک شخصیت صرفاً مضحک فراتر میبرد و به چهرهای دوستداشتنی بدل میکند. بدنِ کمدی و حضور کریس فارلی مهمترین دارایی فیلم، حضور کریس فارلی در نقش هارو است.
بازی او بر کمدی جسمانی استوار است: افتادن، دویدن، برخوردکردن با اشیا و تلاش برای اجرای حرکاتی که از کنترلش خارج میشوند. بااینحال، جذابیت فارلی فقط در تواناییاش برای بدلشدن به مرکز آشوب نیست. او در پسِ آن انرژی انفجاری، نوعی صمیمیت و آسیبپذیری هم دارد؛ هارو میخواهد پذیرفته شود و ثابت کند که میتواند از پسِ مسئولیتی دشوار برآید.
« او درشتاندام، مشتاق و بهطرز دلنشینی ناشی است. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
فارلی شخصیت را با تمسخری سرد بازی نمیکند. او هارو را نه ابلهی برای خندیدن به او، بلکه انسانی مشتاق و کموبیش تنها میبیند که کاستیهایش را پشت اعتمادبهنفسی بزرگ پنهان میکند. همین نگاه، شوخیهای فیزیکی را گرمتر میسازد. حتی وقتی فیلم بیش از اندازه بر ناشیگری هارو تکیه میکند، بازیگر با چهره و حرکاتش به آنها جان میدهد و مانع میشود شخصیت کاملاً به مجموعهای از ضربهها و زمینخوردنها فروکاسته شود.
کشمکش میان خودباوری و ناکامی در مرکز داستان، میل هارو به اثبات شایستگی قرار دارد. او در میان کسانی بزرگ شده که مهارت و انضباط را ارزش میدانند، اما خودش هنوز با معیارهای آنان فاصله دارد. ورود زنی آمریکایی و درخواست کمک او، فرصتی فراهم میکند تا هارو از محیط آشنای خود بیرون برود و در جهانی متفاوت دست به عمل بزند.
سفر او به بورلی هیلز، بنابراین، تنها تغییر مکان نیست؛ رویارویی با زندگیای است که قواعدش را نمیشناسد و نمیتواند با آموزشهای محدودشده به آن پاسخ دهد. بااینهمه، فیلم این مسیر را با ظرافت دراماتیک چندانی نمیپرورد. داستان جناییِ پسزمینه بیشتر نقش بهانهای برای جابهجاکردن شخصیتها و چیدن موقعیتهای طنز را دارد تا نیرویی مستقل و پرکشش.
رخدادها گاه چنان بهسرعت از یک موقعیت به موقعیت دیگر میروند که پیوند میانشان سست به نظر میرسد. در نتیجه، تماشاگر بیش از آنکه درگیر معما یا خطر شود، منتظر برخورد بعدی هارو با جهان پیرامونش میماند. گروه بازیگران و شیمی جمعی تعامل میان بازیگران به فیلم نیرویی میبخشد که قصه بهتنهایی از آن برخوردار نیست.
« فارلی شخصیت را با تمسخری سرد بازی نمیکند. »
شخصیتها و اجرا
کریس راک در نقش جویی، همراهی پرجنبوجوش برای هارو است و تفاوت ریتم و منش این دو، زمینهٔ شوخیهای مؤثری را میسازد. راک با واکنشهای سریع و بیان پرتحرکش، نوعی توازن در برابر کندی و برآشفتگی هارو ایجاد میکند؛ رابطهٔ آنها از بخشهای سرزندهتر فیلم است، زیرا شوخیها در آن از تفاوت شخصیتها زاده میشوند، نه صرفاً از تکرار یک حرکت فیزیکی.
رابین شو نیز با حضور منضبط و خونسردش، کنتراستی جذاب در برابر هرجومرج هارو میسازد. شخصیت او بهواسطهٔ مهارت و جدیتی که دارد، معیار مقایسهای مناسبی برای قهرمان فراهم میکند و گاه با کمترین واکنش، خندهٔ صحنه را کامل میسازد. نیکولت شریدن نیز نقش زن جوانی را برعهده دارد که هارو را وارد ماجرای بورلی هیلز میکند.
حضور او به روایت هدفی بیرونی میدهد، هرچند شخصیتپردازیاش بهاندازهای نیست که از قالب محرک داستان فراتر برود. طنزِ پرانرژی، اما نابرابر فیلم با سرعتی بالا شوخیها را ردیف میکند و در بهترین لحظات، از برخورد میان فرهنگ رزمیِ سختگیرانه و زندگی روزمرهٔ آمریکایی بهره میگیرد. بخشی از طنز آن از این میآید که هارو میکوشد با منطق یک نینجا به مسائلی پاسخ دهد که نه رازآلودند و نه حماسی.
چنین تضادی هم فرصت کمدی بصری فراهم میکند و هم به فیلم امکان میدهد قهرمانش را در موقعیتهایی قرار دهد که هیچ آمادگیای برایشان ندارد. اما ریتم شتابان همیشه به معنای خندهٔ پیوسته نیست. بعضی شوخیها پس از آنکه ایدهشان روشن شده، بار دیگر تکرار میشوند؛ گویی فیلم بهجای ساختن موقعیتی تازه، به همان نکتهٔ قبلی تکیه میکند.
« رابین شو نیز با حضور منضبط و خونسردش، کنتراستی جذاب در برابر هرجومرج هارو میسازد. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
کیفیت شوخیها نیز یکنواخت نیست: لحظات موفق و بهیادماندنی در کنار بخشهایی قرار میگیرند که بیشتر سروصدا دارند تا ظرافت. تماشاگرانی که با کمدی بدنی فارلی ارتباط برقرار میکنند احتمالاً بیشتر همراه فیلم میشوند؛ اما برای کسانی که انتظار شوخیهای دقیقتر یا روایتی منسجمتر دارند، بخشهایی از اثر معمولی جلوه میکند.
موسیقی و حالوهوای اثر موسیقی فیلم به ساختن فضای سبک و بازیگوش آن کمک میکند. انتخابها و استفاده از قطعات آشنا، به صحنهها حالوهوایی پرتحرک میدهد و تضاد میان تصویر قهرمانانهٔ نینجا و رفتار نامتناسب هارو را برجستهتر میکند. موسیقی در اینجا قرار نیست بار عاطفی سنگینی بسازد؛ کارکرد اصلیاش حفظ سرزندگی و پیوندزدن لحظههای پراکندهٔ کمدی است.
این همراهی شنیداری، در کنار شیمی بازیگران، فیلم را به اثری مناسب برای تماشای بیتکلف بدل میکند. بااینحال، همانطور که داستان در ساختن پیوستگی چندان کامیاب نیست، موسیقی نیز نمیتواند همهٔ فاصلههای روایی را پر کند. اثر بیشتر به نیروی اجرا و حضور بازیگران متکی است تا به ساختاری که از آغاز تا پایان با دقتی یکدست پیش برود.
زمانه، خاطره و بازتماشا «نینجای بورلی هیلز» نمونهای از کمدیهای دههٔ نود است که به انرژی بدنی بازیگر و شوخیهای آشکار اعتماد میکنند. این نوع کمدی ممکن است برای بخشی از مخاطبان امروز ساده یا تکراری به نظر برسد، اما همچنان لحظاتی دارد که از شخصیتپردازی هارو و جدیت مضحک او نیرو میگیرند.
« موسیقی و حالوهوای اثر موسیقی فیلم به ساختن فضای سبک و بازیگوش آن کمک میکند. »
قوتها و کاستیها
همچنین تجربهٔ تماشای دوباره میتواند تغییر کند: شوخیهایی که در کودکی بزرگ و غافلگیرکننده به نظر میرسیدند، ممکن است بعدها کماثر شوند؛ در عوض، بازیگران فرعی یا جزئیات کوتاه صحنهها بیشتر به چشم بیایند. ارزش فیلم بیش از آنکه در تازگی داستان یا ظرافت طنز باشد، در تصویر ماندگار قهرمانی است که با وجود شکستهای پیدرپی، شوق خود را حفظ میکند.
این ویژگی به اثر نوعی مهربانی میدهد و سبب میشود حتی شوخیهای ناموفق نیز در فضایی خصمانه یا تحقیرآمیز قرار نگیرند. جمعبندی «نینجای بورلی هیلز» کمدیای نامتوازن، اما برخوردار از قهرمانی بهیادماندنی است. قصهاش ساده و گاه سرهمبندیشده پیش میرود و تکرار بعضی شوخیها از نیروی کلی آن میکاهد؛ بااینحال، کریس فارلی به هارو گرما، انرژی و خودباوری دلنشینی میبخشد.
همراهی کریس راک و رابین شو نیز به فیلم لحظههایی سرزنده میدهد و موسیقی به حفظ حالوهوای بازیگوش آن کمک میکند.
« جمعبندی «نینجای بورلی هیلز» کمدیای نامتوازن، اما برخوردار از قهرمانی بهیادماندنی است. »



ثبت دیدگاه