نقد و بررسی
نقد بندتا (Benedetta) | 2021
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
فیلمی میان ایمان و تردید «Benedetta» ساختهٔ Paul Verhoeven، درامی تاریخی است که از همان آغاز به تماشاگر وعدهٔ روایتی متعارف از زندگی یک راهبه نمیدهد. فیلم در ایتالیای سدهٔ هفدهم میگذرد؛ جهانی که در آن ایمان، مناسبات قدرت، بدن و میل بهسادگی از یکدیگر جداشدنی نیستند. بندتا، راهبهای جوان، با رؤیاهایی مذهبی و نشانههایی جسمانی به مرکز توجه صومعه و نهاد کلیسا بدل میشود.
ورود بارتولومئا، کارآموزی جوان، نیز رابطهای ممنوعه را شکل میدهد که مسیر زندگی هر دو را دگرگون میکند. این زمینه، بیش از آنکه مقدمهای برای یک عاشقانهٔ تاریخی باشد، میدان کشمکش میان باور، تظاهر و اقتدار است. فیلم پرسشی محوری را بیآنکه پاسخ قطعی بدهد، در سراسر روایت زنده نگه میدارد: آیا تجربههای بندتا بیانگر ایمانی راستیناند، حاصل تخیل و نیازهای درونی او هستند، یا ابزاری برای بهدستآوردن جایگاهی در ساختار قدرت؟
جذابیت اثر در همین تعلیق نهفته است. تماشاگر ناچار میشود رفتار بندتا را در پرتو شرایطی بسنجد که زنان را از اختیار بدن و سرنوشت خود محروم میکند. اما فیلم از تبدیل این پرسش به معمایی ساده و سرراست پرهیز میکند؛ انگیزهها درهمتنیده باقی میمانند و معنای هر کنش، بسته به زاویهٔ نگاه، تغییر میکند.
بدن، ایمان و سیاست یکی از مضمونهای نیرومند فیلم، تضاد میان آرمانهای روحانی و واقعیت جسمانی است. در جهان صومعه، بدن میتواند نشانهٔ گناه و ضعف معرفی شود، اما همان بدن به محل ظهور قدسیت، رنج و ادعای معجزه نیز بدل میشود. Verhoeven این دوگانه را با صراحتی عامدانه میکاود: میل و پرهیز، لذت و رنج، و ایمان و نمایش در کنار هم حضور دارند، بیآنکه فیلم بکوشد آنها را به نظمی آرام و اخلاقی فروبکاهد.
« بندتا، راهبهای جوان، با رؤیاهایی مذهبی و نشانههایی جسمانی به مرکز توجه صومعه و نهاد کلیسا بدل میشود. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
نقدی معاصر نیز توجه فیلم به تنش میان جسم خاکی و آرمانهای روحانی را از محورهای اصلی آن میداند. در عین حال، بدن بندتا صرفاً موضوعی شخصی نیست؛ عرصهای سیاسی است. دیگران دربارهٔ آن داوری میکنند، نشانههایش را تفسیر میکنند و از معنایی که به آن نسبت میدهند برای تحکیم یا تضعیف اقتدار خود بهره میبرند.
فیلم نشان میدهد که چگونه تجربهٔ یک زن، وقتی از چارچوبهای رسمی بیرون میزند، به مسئلهای عمومی و تهدیدی برای نظم تثبیتشده تبدیل میشود. از این منظر، «Benedetta» دربارهٔ تقابل سادهٔ دین و بیدینی نیست؛ دربارهٔ این است که چه کسی حق دارد ایمان را تعریف کند و چه کسی از تفسیر آن سود میبرد.
رابطهای فراتر از عاشقانه رابطهٔ بندتا و بارتولومئا بخش مهمی از نیروی دراماتیک فیلم را فراهم میکند، اما نباید انتظار داشت با عاشقانهای خوشساخت و آرام روبهرو باشیم. این نزدیکی در محیطی شکل میگیرد که میل شخصی پیوسته زیر فشار نظارت، ترس و مقررات قرار دارد. بارتولومئا با تجربهای متفاوت از جهان صومعه وارد زندگی بندتا میشود و حضور او، تضاد میان انضباط مذهبی و خواستههای فردی را آشکارتر میکند.
بااینحال، فیلم بیش از آنکه بر لطافت رابطه تکیه کند، آن را در پیوند با خطر و قدرت پیش میبرد. این انتخاب میتواند برای برخی تماشاگران نقطهقوت و برای برخی دیگر کاستی باشد. رابطه بهخوبی درون فضای بستهٔ صومعه معنا پیدا میکند، اما همیشه فرصت نمییابد که بهتنهایی و با جزئیات عاطفی کافی رشد کند.
« نقدی معاصر نیز توجه فیلم به تنش میان جسم خاکی و آرمانهای روحانی را از محورهای اصلی آن میداند. »
شخصیتها و اجرا
فیلم از آن برای پیشبرد بحثهای گستردهترش دربارهٔ بدن، سلطه و ایمان نیز استفاده میکند؛ در نتیجه، گاهی پرسشهای نمادین و سیاسی از تجربهٔ عاطفی دو شخصیت پیشی میگیرند. بنابراین، اگر مخاطب در جستوجوی عاشقانهای متعارف باشد، ممکن است با اثری روبهرو شود که مدام از مسیر انتظارهای او منحرف میشود.
بازیها و شخصیتپردازی Virginie Efira در نقش بندتا باید شخصیتی را اجرا کند که همزمان آسیبپذیر، مصمم، رازآلود و گاه نگرانکننده است. بازی او از پاسخهای روشن پرهیز میکند و همین ابهام به فیلم خدمت میرساند: بندتا نه به چهرهای یکسره معصوم بدل میشود و نه به فریبکاری تکبعدی. Efira توانایی آن را دارد که اعتمادبهنفس و شکنندگی را در یک قاب کنار هم نگه دارد؛ شخصیتش حتی در لحظههایی که تماشاگر از انگیزههایش مطمئن نیست، همچنان مرکز ثقل روایت باقی میماند.
Charlotte Rampling نیز با حضوری کمحرف و مقتدر، به فیلم نیرویی ویژه میبخشد. شخصیت او در ساختار صومعه جایگاهی دارد که هم به مراقبت و مسئولیت پیوند میخورد و هم به حسابگری و حفظ نظم. بازی Rampling از اغراق پرهیز میکند و همین خویشتنداری، نگاهها و مکثهایش را معنادار میسازد. در کنار این دو، Daphné Patakia به بارتولومئا انرژی و سرزندگی میدهد؛ حضوری که در برابر فضای بسته و سختگیرانهٔ صومعه، کیفیتی زمینی و بیپرواتر دارد.
بازیگران، بهویژه Efira و Rampling، از نقاط اتکای اصلی فیلماند. لحن: میان هجو و جدیت مهمترین چالش فیلم، نوسان لحن آن است. Verhoeven از شوخیهای زمخت، موقعیتهای نامتعارف و لحظههایی که عمداً مرز میان امر مقدس و روزمره را برهم میزنند، پرهیز نمیکند. این انتخاب با جهانبینی فیلم سازگار است: اثر میخواهد نشان دهد که بدن و نیازهایش بیرون از زندگی روحانی قرار ندارند.
« Charlotte Rampling نیز با حضوری کمحرف و مقتدر، به فیلم نیرویی ویژه میبخشد. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
بااینحال، فاصلهٔ میان هجو و درام همیشه بهدرستی تنظیم نمیشود. گاهی طنز، لایهای انتقادی به روایت میافزاید؛ گاهی نیز چنان برجسته میشود که جدیت موقعیت را تضعیف میکند. این لغزشها بهخصوص در بخشهایی آشکار میشوند که فیلم میکوشد همزمان چندین سطح از داستان را پیش ببرد. بحرانهای شخصی، منازعات نهادی، فضای تاریخی و رخدادهای غریب، گاهی چنان فشرده کنار هم قرار میگیرند که اثر بهجای تعمیق یک ایده، چند ایده را با شتاب روی هم میچیند.
در نتیجه، واکنش تماشاگر ممکن است از تأمل به خنده یا از کنجکاوی به سردرگمی تغییر کند. چنین تغییرهایی بخشی از هویت جسورانهٔ فیلماند، اما همیشه به سود انسجام آن تمام نمیشوند. ساختار، فضا و ریتم فضای صومعه به فیلم امکان میدهد تا محدودیتهای اجتماعی را بهشکلی ملموس نمایش دهد. دیوارها، راهروها و فضاهای بسته صرفاً پسزمینه نیستند؛ یادآور نظارتی دائمیاند که بر رفتار شخصیتها سایه میاندازد.
طراحی بصری و چیدمان صحنهها، تقابل میان نظم رسمی و آشفتگی میل را برجسته میکنند. در این چارچوب، رخدادهای عجیب و نشانههای مذهبی نه فقط جلوههایی نمایشی، بلکه بخشی از سازوکار قدرت و تفسیر به نظر میرسند. بااینهمه، ریتم فیلم در همهٔ بخشها یکدست نیست. مدتزمان نسبتاً طولانی آن به داستان فرصت میدهد تا مناسبات و تردیدها را گسترش دهد، اما انباشت موقعیتهای غریب و ایدههای متعدد گاه موجب پراکندگی میشود.
بعضی بخشها کنجکاوی را زنده نگه میدارند و تماشاگر را وامیدارند دربارهٔ معنای اتفاقها فکر کند؛ بعضی دیگر چنان شلوغ میشوند که تمرکز از شخصیتها به خودِ عجیببودن موقعیت منتقل میشود. این ویژگی، همانقدر که فیلم را از آثار تاریخی متعارف جدا میکند، مانع از آن است که همیشه به عمق عاطفی مورد نظرش برسد.
« بااینحال، فاصلهٔ میان هجو و درام همیشه بهدرستی تنظیم نمیشود. »
قوتها و کاستیها
جمعبندی «Benedetta» فیلمی نامتعارف و تحریککنندهٔ ذهن است که ایمان، میل، بدن و قدرت را در فضایی تاریخی به هم میپیوندد. جذابیت اصلیاش در این است که از تماشاگر نمیخواهد بندتا را فوراً تبرئه یا محکوم کند؛ در عوض، او را در برابر جهانی قرار میدهد که مرز میان اعتقاد و نمایش، یا میان تجربهٔ فردی و بهرهبرداری سیاسی را مبهم میکند.
بازیهای Efira و Rampling، جسارت موضوع و فضای بصری صومعه، به اثر نیرویی ماندگار میبخشند. در برابر این امتیازها، نوسان میان جدیت و طنز، تراکم برخی موقعیتها و گرایش فیلم به شلوغکردن ایدههایش، از انسجام آن میکاهد. گاه هجو، بهجای آنکه پرسشهای فیلم را تیزتر کند، از وزن دراماتیکشان کم میکند.
با وجود این، «Benedetta» اثری است که بهسادگی در قالبهای آشنا جای نمیگیرد و همین ویژگی، هم سرچشمهٔ گیرایی آن است و هم دلیل اصلی ناهمواریهایش. تماشاگرانی که از سینمای جسور، چندپهلو و آمیخته به طنز سیاه استقبال میکنند، احتمالاً از مواجهه با آن لذت خواهند برد؛ کسانی که در پی درامی تاریخی یکدست یا عاشقانهای سرراستاند، ممکن است از آشفتگی لحنش فاصله بگیرند.
« بازیهای Efira و Rampling، جسارت موضوع و فضای بصری صومعه، به اثر نیرویی ماندگار میبخشند. »
ثبت دیدگاه