نقد و بررسی
نقد معتقد (Believer) | 2018
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
داستان؛ تعقیبِ چهرهای نادیدنی «Believer» از جایی آغاز میشود که نظمِ ظاهری جهان جنایی از هم گسیخته است: رویدادی تکاندهنده، یک شبکهٔ قاچاق مواد مخدر را به آشوب میکشاند و فرصتی برای نزدیکشدن به مردی پدید میآورد که همه از او سخن میگویند، اما کمتر کسی او را واقعاً دیده است. مأمور پلیسی که سالها در پی این سردستهٔ ناشناس بوده، با یکی از اعضای ردهپایین شبکه همپیمان میشود؛ همکاریای که نه بر اعتماد، بلکه بر نیاز، محاسبه و تردید بنا شده است.
فیلم بهجای آنکه فقط مسیر رسیدن به یک مجرم را دنبال کند، مدام این پرسش را پیش میکشد که در چنین تعقیبی چه کسی دیگری را به کار میگیرد و چه کسی خود به ابزار بدل میشود. این طرح برای ساختن تعلیق ظرفیت فراوانی دارد، زیرا هویت سردسته فقط یک معمای جنایی نیست؛ بهانهای است برای سنجیدن مرز میان حقیقت و نقاب.
هرچه مأمور و همدستش به مرکز شبکه نزدیکتر میشوند، معلومتر میشود که اطلاعات، وفاداری و حتی انگیزههای شخصی، همگی میتوانند پوششی برای چیز دیگری باشند. «Believer» تا حد زیادی از همین بیثباتی نیرو میگیرد و تماشاگر را وامیدارد که به برداشت نخست خود اعتماد نکند. دو شخصیت در دو سوی قانون مأمور پلیس، با بازی Cho Jin-woong، از آن قهرمانان پاکدست و بینقصی نیست که قانون را همچون معیاری روشن و ثابت نمایندگی کنند.
« Believer» تا حد زیادی از همین بیثباتی نیرو میگیرد و تماشاگر را وامیدارد که به برداشت نخست خود اعتماد نکند. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
بلندپروازی و سماجت او در تعقیب پرونده، گاه با خشونت و بیپروایی درهم میآمیزد. این ویژگی به شخصیتش نیروی دراماتیک میدهد: او در پی اجرای عدالت است، اما روشهایش این پرسش را زنده نگه میدارند که آیا هدف، هر وسیلهای را مجاز میکند؟ فیلم پاسخ سادهای نمیدهد و همین ابهام، مأمور را از الگوی معمول پلیس قهرمان دور میکند.
در برابر او، Seo Young-rak، عضو جوان شبکهٔ جنایی، حضوری کمحرف و دشوارخوان دارد. بازی Ryu Jun-yeol بر سکوت، نگاه و خویشتنداری تکیه میکند؛ ازاینرو تماشاگر بهسختی میتواند نیت او را قطعی بداند. این ابهام فقط ترفندی برای پنهانکردن اطلاعات نیست، بلکه بخشی از خود شخصیت است: در جهانی که هرکس برای بقا نقشی میسازد، شناختن دیگری به کاری نامطمئن بدل میشود.
رابطهٔ این دو، نه دوستی ساده است و نه صرفاً همکاری پلیس و خبرچین؛ بیشتر نوعی همزیستی موقت میان دو انسان گرفتار در مسیرهایی متضاد است. کارگردانی و جهان بصری Lee Hae-young فضای فیلم را با تضادی مداوم میان جلوهٔ بیرونی و تباهی درونی میسازد. محیطهای شهری، اتاقهای معامله و فضاهای بسته، اغلب حس مکانی را میدهند که در آن هر حرکت میتواند بخشی از نقشهای پنهان باشد.
« بلندپروازی و سماجت او در تعقیب پرونده، گاه با خشونت و بیپروایی درهم میآمیزد. »
شخصیتها و اجرا
تصویرپردازی از تیرگی و خشونت پرهیز نمیکند، اما بهجای آنکه صرفاً بر واقعنمایی تکیه کند، گاه به سوی اغراق و نمایشپردازی میرود. به این ترتیب فیلم جهانی را عرضه میکند که هم ملموس است و هم اندکی کابوسوار. این انتخاب در صحنههای مواجهه با چهرههای گوناگون شبکهٔ مواد مخدر آشکارتر میشود.
برخی شخصیتها با رفتاری نامتعارف و حضوری پررنگ وارد قاب میشوند و فضای فیلم را از یک تعقیبوگریز واقعگرایانه به نوعی تئاترِ تهدیدآمیز نزدیک میکنند. نتیجه همیشه یکدست نیست: این اغراق گاهی به فیلم هویت میدهد و گاهی یادآور آن است که «Believer» بیش از آنکه گزارشی سرد از کار پلیس باشد، تریلری پرزرقوبرق و خشن است.
بازیها و شخصیتهای مکمل یکی از امتیازهای فیلم، توان بازیگران در بخشیدن وزن و تفاوت به چهرههای متعدد آن است. Cho Jin-woong خشم و فرسودگی مأمور را با شدتی کنترلشده پیش میبرد؛ در مقابل، Ryu Jun-yeol با بازی کمبیانترش فضای بیشتری برای تردید باقی میگذارد. این ناهمخوانی در شیوهٔ بازی، به سود رابطهٔ میان دو شخصیت تمام میشود: یکی مدام فشار میآورد، دیگری کمتر از آنچه انتظار میرود خود را آشکار میکند.
« به این ترتیب فیلم جهانی را عرضه میکند که هم ملموس است و هم اندکی کابوسوار. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
Kim Joo-hyuk نیز در نقش چهرهای پرآشوب و خطرناک حضوری برجسته دارد. او به شخصیتش نوعی انرژی بیقرار میبخشد که میتواند هم تهدیدکننده باشد و هم در لحظههایی رنگی از طنز تلخ پیدا کند. همین ترکیبِ جذابیت و انزجار، بعضی از رویاروییهای فیلم را بهیادماندنی میکند. شخصیتهای فرعی دیگر نیز به ساختن جهان گستردهٔ داستان کمک میکنند، هرچند همهٔ آنها فرصت برابر برای رشد نمییابند؛ گاهی حضورشان بیشتر برای بالا بردن خطر و پیشبردن نقشههاست تا کاوشی عمیق در زندگی و انگیزههایشان.
اکشن، تعلیق و ریتم اکشن در «Believer» فقط فاصلهای میان دو بخش داستانی نیست؛ در بسیاری از لحظهها ادامهٔ همان بازی فریب و سنجش قدرت است. فیلم از موقعیتهایی بهره میگیرد که شخصیتها ناچارند نقش بازی کنند، اطلاعات ناقص را به کار ببندند و در برابر کسانی ظاهر شوند که ممکن است کوچکترین لغزش را تشخیص دهند.
این بخشها از پویاترین لحظههای اثرند، زیرا تعلیق را نه فقط با خطر فیزیکی، بلکه با احتمال برملاشدن هویتها میسازند. بااینحال، ریتم فیلم همواره به یک اندازه فشرده نیست. میان صحنههای پرتنش، بخشهایی وجود دارد که پیشروی داستان کند میشود و تکرار رفتوآمدها یا جابهجایی میان معاملهها، از شتاب روایت میکاهد.
« Kim Joo-hyuk نیز در نقش چهرهای پرآشوب و خطرناک حضوری برجسته دارد. »
قوتها و کاستیها
این کندی گاهی برای ایجاد فضای انتظار کار میکند، اما در بعضی قسمتها بیش از آنکه تعلیق را عمیقتر کند، حس کشآمدن به وجود میآورد. از سوی دیگر، افزایش ناگهانی خشونت و اغراق در برخی صحنهها میتواند تماشاگر را از پیوند عاطفی با داستان دور کند؛ فیلم در آن لحظهها بیشتر به نمایش شدت و شوک دل میبندد تا به پیامد انسانی خشونت.
پیچشها و آشناییهای ژانری ساختار معمایی اثر بر این بنا شده که تماشاگر پیوسته دربارهٔ هویتها و انگیزهها بازنگری کند. برای گروهی از مخاطبان، این پیچوخمها کشش اصلی فیلماند و تا واپسین لحظات میل به دنبالکردن سرنخها را زنده نگه میدارند. برای گروهی دیگر، بعضی نشانهها زودتر از آنچه فیلم میخواهد آشکار میشوند و پیچشهای داستانی قدرت غافلگیری کامل خود را از دست میدهند.
این اختلاف در واکنشها طبیعی است: «Believer» سرنخها را کاملاً پنهان نمیکند و لذت آن تا اندازهای به این وابسته است که تماشاگر چگونه میان نشانههای آشکار و فریبهای روایی تعادل برقرار میکند. از سوی دیگر، فیلم در قلمرو سینمای جنایی کرهای و داستانهای کارتل، با عناصر آشنایی کار میکند: مأمور وسواسی، شبکهای مرموز، معاملههای پرخطر و آدمهایی که در خشونت زیستهاند.
جمعبندی
گاه این آشنایی به سود فیلم است، زیرا قواعد ژانر را سریع و مؤثر به کار میاندازد؛ گاه نیز باعث میشود برخی شخصیتها و موقعیتها کمتر از آنچه میتوانستند تازه به نظر برسند. اثر زمانی موفقتر است که بهجای تکیه بر الگوهای شناختهشده، تضاد میان ظاهر و حقیقت را در رابطهٔ شخصیتها پیش میبرد.
جمعبندی «Believer» تریلری جنایی پرتنش و سرگرمکننده است که از بازیهای نیرومند، فضای تیره و موقعیتهای مبتنی بر فریب بهره میگیرد. بهترین لحظههایش زمانی شکل میگیرند که مأمور و همدستش ناچارند در جهانی از سوءظن حرکت کنند و معلوم نیست کدامیک کنترل بازی را در دست دارد. در همان حال، افتوخیز ریتم، برخی نشانههای زودهنگام و تکیه بر کلیشههای آشنای ژانر مانع میشوند که فیلم در همهٔ بخشها به یک اندازه نافذ باشد.
اثر برای مخاطبی که از معماهای جنایی، شخصیتهای مبهم و اکشن خشن لذت میبرد، تجربهای جذاب فراهم میکند؛ اما جذابیتش بیش از آنکه از تازگی کامل طرح بیاید، از انرژی بازیگران و شیوهای میآید که فیلم تماشاگر را میان اعتماد و بدگمانی نگه میدارد. «Believer» در نهایت پرسشی تلخ را در دل تعقیب خود حفظ میکند: وقتی همه نقاب دارند، آیا رسیدن به حقیقت به معنای شناختن دیگری است، یا فقط آشکارشدن نقابی تازه؟



ثبت دیدگاه