نقد و بررسی
نقد شیطانزده (Bedevilled) | 2010
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
جزیرهای بیرون از جهان «Bedevilled» ساختهٔ Jang Cheol-soo، بیش از آنکه به وحشت فراطبیعی تکیه کند، از واقعیتی اجتماعی و انسانی هراس میسازد: نظمی بسته که در آن خشونت به عادت بدل شده و سکوت، بهاندازهٔ دستِ آزارگر، در تداوم آن سهم دارد. فیلم با بازگشت زنی از سئول به جزیرهای دورافتاده آغاز میشود؛ دیداری که بهتدریج تصویری از زندگی دوست دوران کودکیاش، بوکنام، و مناسبات خفقانآور جزیره را آشکار میکند.
این پیشزمینه، بیآنکه گرهگشاییهای داستان را فاش کند، نشان میدهد که فیلم چگونه از یک بازگشت ساده به فضایی برای بررسی انزوا، ترس و مسئولیت اخلاقی میرسد. جزیره در این اثر صرفاً محل وقوع داستان نیست؛ نظامی کوچک و محصور است که قواعد خود را بر ساکنان تحمیل میکند. فاصلهاش از شهر، در فیلم به فاصلهای اخلاقی نیز تبدیل میشود: جایی که قانون و همدلی کمرنگاند و روابط قدرت، بیپردهتر از جامعهٔ شهری به چشم میآیند.
طبیعت زیبا و چشماندازهای باز، در تضاد با محدودیت زندگی شخصیتها قرار میگیرند. این تضاد، بهجای آنکه جزیره را پناهگاهی دلپذیر جلوه دهد، آن را به فضایی بدل میکند که خروج از آن دشوار و نفسگیر است. دو زن، دو شیوهٔ مواجهه تقابل بوکنام و دوستش، ههوون، یکی از محورهای مهم فیلم است.
ههوون از زندگی شهری به جزیره پناه میآورد، اما فاصلهاش از رنج دیگران را نیز با خود میآورد. او شخصیتی سرد و محتاط است که گاه بیاعتنایی را راهی برای حفظ خویش میبیند. بوکنام، در سوی دیگر، در متن مناسبات خشنی زندگی میکند که امکان انتخاب را از او گرفتهاند. این تفاوت، فیلم را از داستانی صرفاً دربارهٔ قربانی و ستمگر فراتر میبرد و پرسشی دشوار پیش میکشد: وقتی کسی شاهد آزار است، اما ترجیح میدهد دخالت نکند، مرز میان بیطرفی و همدستی کجاست؟
« جزیره در این اثر صرفاً محل وقوع داستان نیست؛ نظامی کوچک و محصور است که قواعد خود را بر ساکنان تحمیل میکند. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
فیلم این پرسش را با پاسخهای آسان و اخلاقگرایانه نمیبندد. ههوون نه قهرمانی آمادهٔ نجات دیگران است و نه شخصیتی که بتوان رنجش را نادیده گرفت. او با ترس، انکار و خودخواهی دستوپنجه نرم میکند؛ خصلتهایی که در زندگی روزمره نیز میتوانند پشت ظاهر موجه و رفتار مؤدبانه پنهان شوند. همین فاصله میان دو زن، تنش دراماتیک اثر را تقویت میکند و به رابطهٔ آنان لایهای از حسرت و بیاعتمادی میبخشد.
خشونت و منطق سکوت سنگینی «Bedevilled» از نمایش آزار جسمی و روانی فراتر میرود. فیلم بیش از هر چیز بر سازوکاری مکث میکند که به خشونت اجازهٔ تکرار میدهد: کسانی که آن را توجیه میکنند، کسانی که از پیامدهای اعتراض میترسند و کسانی که ترجیح میدهند چیزی نبینند. سکوت جمعی، در اینجا خلأ نیست؛ نیرویی فعال است که قربانی را تنها میگذارد و به آزارگر اطمینان میدهد که هزینهای در کار نخواهد بود.
این نگاه اجتماعی، گاه اثر را به تجربهای فرساینده تبدیل میکند. تماشاگر بارها با رنج و بیپناهی روبهرو میشود و ممکن است احساس کند فیلم بیش از اندازه بر این وضعیت اصرار دارد. چنین انتخابی از نظر دراماتیک دو لبه دارد: از یک سو، فرسودگی شخصیت را ملموس میکند و نشان میدهد که فروپاشی ناگهانی نیست؛ از سوی دیگر، طولانیشدن رنج میتواند مخاطب را از نظر عاطفی بیحس یا خسته کند.
فیلم در این زمینه اثرگذار است، اما همیشه به یک اندازه متعادل نیست. ریتمی کند و دگرگونی ناگهانی آغاز فیلم با شتاب پیش نمیرود. بخش نخست بیشتر صرف معرفی فضای شهری، شخصیت ههوون و زمینهٔ بازگشت او میشود؛ ازاینرو، ممکن است برای مخاطبی که انتظار تریلری پرحادثه دارد، کند و کمکشش جلوه کند.
« فیلم این پرسش را با پاسخهای آسان و اخلاقگرایانه نمیبندد. »
شخصیتها و اجرا
اما این مکث کارکردی دارد: فیلم ابتدا فاصلهٔ میان جهان شهری و جزیره را میسازد و سپس اجازه میدهد جزئیات زندگی بوکنام آرامآرام معنای خود را پیدا کنند. با تغییر تدریجی حالوهوا، اثر از درامی تلخ به روایتی خشنتر و انتقاممحور نزدیک میشود. این چرخش میتواند شوکهکننده باشد، زیرا فیلم مدتها تنش را زیر سطح نگه میدارد و سپس آن را به شکلهایی ناگهانیتر بیرون میریزد.
بااینحال، تغییر لحن برای همهٔ مخاطبان یکسان کار نمیکند. برخی لحظهها چنان تند و غلیظاند که از واقعگرایی تلخ بخشهای پیشین فاصله میگیرند و رنگوبویی اغراقآمیز مییابند. این ناهمواری، هم بخشی از نیروی غافلگیرکنندهٔ فیلم است و هم یکی از نقاطی که ممکن است مخاطب را از آن جدا کند.
بازیگری و ساختن فروپاشی بازی Seo Young-hee در نقش بوکنام ستون عاطفی فیلم است. او شخصیت را صرفاً با فریاد، گریه یا خشم تعریف نمیکند؛ جزئیات بازیاش در مکثها، نگاهها و تغییر تدریجی رفتار دیده میشود. بوکنام در آغاز هنوز نشانههایی از امید و میل به ارتباط دارد، اما فشار مداوم محیط بهتدریج این امکان را فرسوده میکند.
بازیگر این تحول را مرحلهبهمرحله میسازد و به همین سبب، دگرگونی شخصیت نه یک چرخش ناگهانی، بلکه نتیجهٔ انباشتهشدن تجربهها به نظر میرسد. Ji Sung-won نیز در نقش ههوون حضوری مهم دارد؛ بازی او بر فاصلهگیری و آشفتگی پنهان تکیه میکند، نه بر واکنشهای پرشور. تقابل دو بازی، اختلاف دو جهانبینی را روشنتر میسازد: یکی درون چرخهٔ خشونت گرفتار است و دیگری ابتدا میکوشد خود را از آن کنار بکشد.
« با تغییر تدریجی حالوهوا، اثر از درامی تلخ به روایتی خشنتر و انتقاممحور نزدیک میشود. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
در نتیجه، رابطهٔ میان آنها فقط پیوندی از گذشته نیست؛ آزمونی است برای سنجش اینکه دوستی، وقتی با ترس و مسئولیت روبهرو میشود، چه اندازه تاب میآورد. فضا، تصویر و صدای تهدید فضاسازی فیلم، حس محصوربودن را بدون نیاز به توضیحهای مکرر منتقل میکند. جزیره همزمان زیبا و تهدیدآمیز است؛ سکوت محیط به آرامش نمیانجامد، بلکه انتظار حادثهای ناخوشایند را طولانیتر میکند.
استفاده از چشماندازهای طبیعی در کنار خانهها و فضاهای محدود، تضادی میسازد که مضمون اصلی فیلم را تقویت میکند: آزادی در ظاهر نزدیک است، اما در عمل دستنیافتنی میماند. موسیقی و صدا نیز در ساختن این فشار نقش دارند. اثر در لحظههایی از سکوت و مکث بهره میگیرد تا اضطراب را پیش از وقوع حادثه بالا ببرد.
این شیوه، بهویژه در بخشهایی که شخصیتها ناچارند خطر را حدس بزنند، کارآمد است. بااینحال، فیلم گاهی برای تشدید تأثر به خشونت بصری و موقعیتهای تکاندهنده متکی میشود. تماشاگرانی که با نمایش طولانی آزار یا انتقام راحت نیستند، ممکن است این انتخاب را نه صرفاً دشوار، بلکه بیش از اندازه سنگین بیابند.
انتقام و حد رضایت فیلم در ادامه به قلمرو انتقام پا میگذارد، اما آن را راهحلی پاکیزه و بیهزینه نشان نمیدهد. خشم در اینجا از خلأ نمیآید؛ پشت آن رنجی انباشته و نظمی قرار دارد که بارها امکان تغییر را از قربانی گرفته است. بااینهمه، تبدیل خشم به کنش انتقامجویانه لزوماً احساس رهایی یا پیروزی کامل به همراه نمیآورد.
« فضا، تصویر و صدای تهدید فضاسازی فیلم، حس محصوربودن را بدون نیاز به توضیحهای مکرر منتقل میکند. »
قوتها و کاستیها
همین نکته با واکنشهایی که فیلم برمیانگیزد همخوان است: برخی لحظههایش ضربهای نیرومند دارند، اما حاصل کار ممکن است کمتر از انتظار رضایتبخش باشد. در این بخش، فیلم میان نقد اجتماعی و هیجان ژانری رفتوآمد میکند. هرگاه بر پیامدهای انسانی خشونت تمرکز دارد، تلخی و پیچیدگی بیشتری پیدا میکند؛ هرگاه به نمایش مستقیم انتقام نزدیک میشود، ممکن است به اغراق یا تحریک عاطفی تکیه کند.
این کشمکش، اثر را از انسجام کامل دور میسازد، اما در عین حال نشان میدهد که «Bedevilled» صرفاً نمیخواهد تماشاگر را سرگرم کند: میخواهد او را درگیر خشم، ناراحتی و پرسش دربارهٔ مسئولیت کسانی کند که شاهدند. جمعبندی «Bedevilled» فیلمی تلخ و پرتنش است که از دل داستانی دربارهٔ بازگشت به گذشته، تصویری خشن از انزوا و بیاعتنایی جمعی میسازد.
بازی تأثیرگذار Seo Young-hee، فضای سنگین جزیره و چرخش تدریجی فیلم به سوی انتقام، آن را به تجربهای ماندگار اما دشوار تبدیل میکنند. در مقابل، شروع کند، تکرار رنج و نوسان میان واقعگرایی و اغراق میتوانند از اثرگذاری آن بکاهند؛ پایانبندی نیز ممکن است برای کسانی که در انتظار رهایی روشن و رضایتبخشاند، پاسخ کامل نداشته باشد.
ارزش فیلم بیش از آنکه در ارائهٔ انتقامی بینقص باشد، در پرسشی نهفته است که پس از تماشایش باقی میماند: خشونت چگونه دوام میآورد، وقتی اطرافیان به تماشاگرانی خاموش بدل میشوند؟ «Bedevilled» پاسخی آرامشبخش نمیدهد؛ بااینحال، همین ناآرامی و دشواریِ مواجهه با آن، بخش مهمی از نیروی اثر است.
« در این بخش، فیلم میان نقد اجتماعی و هیجان ژانری رفتوآمد میکند. »



ثبت دیدگاه