نقد و بررسی
نقد دیو و دلبر (Beauty and the Beast) | 2014
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
بازآفرینی افسانهای در سایهٔ گوتیک «Beauty and the Beast» ساختهٔ Christophe Gans، بازگویی فرانسویِ افسانهای آشناست؛ فیلمی که بهجای تکیه بر لحن موزیکال و شوخطبعانهٔ نسخهٔ مشهور دیزنی، به فضای گوتیک، عاشقانه و اندکی هراسآلود گرایش دارد. داستان بازرگانی ورشکسته آغاز میشود که در قصر موجودی مرموز گرفتار میشود و دخترش، بل، برای نجات او جای پدر را میگیرد.
از این نقطه، فیلم میکوشد روایت قدیمی را نه صرفاً بهمنزلهٔ قصهای دربارهٔ عشق، بلکه همچون افسانهای دربارهٔ گناه، فقدان، تنهایی و امکان دگرگونی بازخوانی کند. این برداشت از همان ابتدا وعدهٔ تجربهای متفاوت میدهد: قصر فقط محل وقوع ماجرا نیست، بلکه فضایی است که راز و تهدید در آن رسوب کردهاند.
بااینحال، تفاوتجویی فیلم همیشه به معنای بازآفرینی موفق نیست. گاه عناصر تازه به جهان قصه بُعد میدهند و گاه چنان بر آن سایه میاندازند که هستهٔ عاطفی داستان، یعنی شکلگیری پیوند میان دو شخصیت اصلی، کمرنگ میشود. «Beauty and the Beast» بیش از آنکه در روایتگری بینقص بدرخشد، در ساختن تصویری افسونزده از یک جهان پریوار کامیاب است.
بل؛ مهربانی در برابر ترس بل در این فیلم شخصیتی آرام، همدل و برخوردار از نوعی استواری درونی است. او نه قهرمانی پرخاشگر است و نه صرفاً دختری که رویدادها بهدنبالش میکشند؛ تصمیمش برای رفتن به قصر از مسئولیتی عاطفی سرچشمه میگیرد. این انتخاب، او را در موقعیتی دشوار قرار میدهد و زمینهای فراهم میآورد تا شجاعتش در قالب ایستادگی و مشاهدهگری جلوه کند، نه نمایشهای قهرمانانه.
« بااینحال، تفاوتجویی فیلم همیشه به معنای بازآفرینی موفق نیست. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
Léa Seydoux در نقش بل به شخصیت لطافتی مؤثر میبخشد. حضور او با فضای قصه سازگار است و بازیاش در لحظههای آرام، حس کنجکاوی، اندوه و همدلی را بهخوبی منتقل میکند. بااینحال، بل گاه بیشتر به تصویری زیبا در میان قابهای چشمنواز بدل میشود تا شخصیتی که مسیر دگرگونیاش با جزئیات روانشناختی دنبال شده باشد.
فیلم از مهربانی او سخن میگوید، اما کمتر فرصت مییابد نشان دهد این خصلت چگونه در برخوردهای دشوار آزموده و دگرگون میشود. هیولا و مسئلهٔ انسانیت Vincent Cassel در نقش هیولا، حضوری آمیخته به خشونت، اندوه و انزوا دارد. فیلم میکوشد ظاهر هراسانگیز این شخصیت را در برابر لایهای آسیبپذیر قرار دهد و پرسشی قدیمی را پیش بکشد: آیا هیولا بودن به چهره مربوط است یا به کردار؟
این ایده ظرفیت زیادی دارد، اما اجرای آن همیشه به اندازهٔ ظاهر پرجزئیات شخصیت پیچیده نیست. هیولا گاهی بیشتر حامل راز و رنج است تا شخصیتی با تحولی روشن و پیوسته. یکی از دشواریهای اصلی فیلم نیز در همین نقطه پدیدار میشود. پیوند بل و هیولا باید از ترس و بیزاری به شناخت و مهر برسد؛ اما تماشاگر همیشه شاهد گامهای کافی برای باور کردن این گذار نیست.
بعضی لحظهها از نظر تصویری تأثیرگذارند، ولی احساس میان آنها بهسرعت جابهجا میشود. در نتیجه، عشق گاه بیش از آنکه حاصل شناختی تدریجی باشد، همچون ضرورتی از پیش تعیینشدهٔ افسانه جلوه میکند. این کاستی به معنای فقدان کامل جذابیت رابطه نیست، اما مانع میشود که بار عاطفی آن به ژرفای لازم برسد.
« Léa Seydoux در نقش بل به شخصیت لطافتی مؤثر میبخشد. »
شخصیتها و اجرا
قصر، لباسها و زبان تصویر بزرگترین امتیاز فیلم را باید در طراحی جهان بصری آن جستوجو کرد. قصر، باغها، راهروهای تاریک و چشماندازهای افسانهای، فضایی میسازند که هم باشکوه است و هم اندکی ناآرامکننده. فیلم در استفاده از رنگ، بافت و تزئینات، به تماشاگر یادآوری میکند که افسانه میتواند هم پناهگاهی زیبا باشد و هم مکانی آکنده از تهدید.
طراحی لباسها نیز در شکلدادن به این جهان سهم مهمی دارد؛ جامهها نهفقط جلوهای تشریفاتی دارند، بلکه به شخصیتها و محیط، حالوهوایی تاریخی و رؤیاگون میبخشند. دوربین غالباً به جزئیات محیط مجال میدهد و از قابهایی بهره میگیرد که بیش از گفتوگوها، دربارهٔ تنهایی و راز سخن میگویند.
در بهترین لحظهها، تصویر خود به زبان روایت بدل میشود: قصر همچون انعکاس وضعیت درونی ساکنانش به نظر میرسد و زیباییِ منظره با اندوهی پنهان درهم میآمیزد. فیلم از این جهت اثری تماشایی است، اما فراوانی جلوههای رایانهای گاهی از جادوی تصویر میکاهد. بهویژه در برخی صحنههای رؤیایی، سطح و حرکت عناصر دیجیتال چنان مصنوعی جلوه میکند که تماشاگر را از فضای فیلم بیرون میبرد.
روایت، خردهداستانها و ریتم Gans میخواهد قصهٔ اصلی را با لایههایی از گذشته و جزئیات فرعی گسترش دهد. این گسترش در اصل میتواند به افسانه عمق ببخشد و انگیزههای شخصیتها را روشنتر کند؛ اما فیلم در انتخاب و تنظیم این عناصر همیشه دقیق نیست. بعضی خردهداستانها برای مدتی توجه را از بل و هیولا میگیرند، بیآنکه به همان اندازه به شناخت رابطهٔ آن دو کمک کنند.
« قصر، لباسها و زبان تصویر بزرگترین امتیاز فیلم را باید در طراحی جهان بصری آن جستوجو کرد. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
نتیجه، روایتی است که گاه پراکنده میشود و نمیتواند همهٔ خطوطش را با نیروی دراماتیک یکسان پیش ببرد. ریتم نیز از همین نابرابری اثر میپذیرد. بخشهایی از فیلم با شتاب و کشش کافی پیش میروند، اما در مقاطع دیگر، تصاویر پرزرقوبرق و ملودرام جای پیشرفت واقعی داستان را میگیرند. فیلم دوست دارد هر لحظه را به منظرهای بزرگ و شاعرانه بدل کند؛ این گرایش در ابتدا گیراست، ولی تکرارش ممکن است از اثرگذاری آن بکاهد.
هرگاه روایت بر کنش و رابطه متمرکز میشود، فیلم جان میگیرد؛ هرگاه در انبوه تزئینات و توضیحهای فرعی میماند، حرکتش کندتر و کمتمرکزتر میشود. بازیگری و بار عاطفی بازیگران اصلی با فضای پرآرایش فیلم هماهنگاند و میکوشند در پس جلوههای بصری، عاطفهای انسانی حفظ کنند. Seydoux به بل وقاری آرام میدهد و Cassel در نقش هیولا، میان تهدید و شکنندگی حرکت میکند.
این تضاد، از معدود ابزارهایی است که فیلم برای نزدیککردن دو شخصیت در اختیار دارد. بازیهای مکمل نیز به فضای قصه گرما میبخشند، هرچند بسیاری از شخصیتهای فرعی مجال چندانی برای فراتر رفتن از نقشهای آشنای افسانهای نمییابند. بااینحال، بازی خوب بهتنهایی نمیتواند کاستیهای فیلمنامه را جبران کند.
رابطهٔ مرکزی به صحنههایی نیاز دارد که در آنها اعتماد، کنجکاوی و تفاهم بهتدریج ساخته شود. فیلم لحظاتی از این جنس دارد، اما آنها را به اندازهای پرورش نمیدهد که همهٔ تغییرهای عاطفی باورپذیر شوند. به همین دلیل، تماشاگر ممکن است از لطافت اجرای بازیگران تأثیر بگیرد، بیآنکه در تمام طول مسیر از پیوند عاشقانهٔ شخصیتها قانع شود.
« نتیجه، روایتی است که گاه پراکنده میشود و نمیتواند همهٔ خطوطش را با نیروی دراماتیک یکسان پیش ببرد. »
قوتها و کاستیها
افسانهای باشکوه با قلبی نابرابر «Beauty and the Beast» در مقام یک تجربهٔ بصری، فیلمی بلندپروازانه و خیالانگیز است. طراحی قصر و لباسها، فضای تاریک و رمانتیک، و بازیهای آمیخته به ظرافت، آن را از بازگوییهای ساده و شتابزدهٔ افسانه متمایز میکند. در عین حال، ضعف در پرداخت تدریجی رابطهٔ اصلی، جلوههای رایانهای نامتوازن و پراکندگی خردهداستانها، مانع میشوند که این شکوه به انسجامی کامل برسد.
جمعبندی برداشت Christophe Gans از «Beauty and the Beast» بیش از هر چیز بر افسون تصویر و حالوهوای گوتیک تکیه دارد. فیلم در ساختن جهانی زیبا، رازآلود و گاه ناآرام موفق است و بازیهای Seydoux و Cassel به آن گرمایی انسانی میبخشند؛ اما روایت در لحظههایی که باید عشق را از دل شناخت و اعتماد بیرون بکشد، شتابزده میشود.
حاصل، اثری است که چشم را بیش از آنکه دل را کاملاً قانع کند، مسحور میسازد: افسانهای دیدنی و خوشساخت در جنبههای بصری، اما نه همیشه استوار در پرداخت عاطفی و داستانی.
ثبت دیدگاه