نقد و بررسی
نقد رقص خیابانی: نبرد جهانی (Beat the World) | 2011
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
جاهطلبیای میان ضرباهنگ و کلیشه «Beat the World» ساختهٔ رابرت آدتویی، فیلمی دربارهٔ رؤیای پیروزی در میدان رقص است؛ رؤیایی که در آن حرکت بدن قرار است جای زبان را بگیرد و مهارت، غرور، عشق و آینده را یکجا به آزمون بگذارد. سه گروه از آمریکای لاتین، اروپا و کانادا برای رقابت بینالمللی راهی دیترویت میشوند و هرکدام، افزون بر حریفان، با گرفتاریهای درونی خود نیز دستوپنجه نرم میکنند.
ایدهٔ مرکزی فیلم ــ آمیختن هیپهاپ با پارکور ــ از همان ابتدا نوید اثری پرتحرک و متمایز را میدهد؛ اما «Beat the World» بیش از آنکه این ظرفیت را به زبان سینمایی خود بدل کند، بارها آن را بهعنوان وعدهای جذاب پیش میکشد و از گسترش کاملش بازمیماند. فیلم در مقام اثری ورزشیـموسیقایی، بر آشنایی مخاطب با قواعد آشنای این گونه تکیه دارد: گروهی بااستعداد، رقابتی بزرگ، تنشهای عاطفی، رقیبانی مغرور و لحظهای سرنوشتساز که باید همهچیز را دگرگون کند.
این الگو بهخودیخود ایرادی ندارد؛ فیلمهای رقص بارها از همین ساختار برای ساختن انرژی و برانگیختن هیجان استفاده کردهاند. مسئله آن است که «Beat the World» برای آشنازدایی از این مسیر یا حتی پروراندن مؤثر عناصر آشنایش، نیروی چندانی صرف نمیکند. در نتیجه، داستان بیشتر به پلی میان چند اجرای رقص بدل میشود تا روایتی که مخاطب را از نظر عاطفی با سرنوشت شخصیتها همراه کند.
رقص؛ جاذبهای که گاه از قاب فراتر نمیرود بزرگترین امتیاز فیلم، بیتردید، حضور رقص و مهارت بدنی است. ترکیب هیپهاپ با حرکات پارکور، امکان بهرهگیری از پرشها، جهشها و تغییرات ناگهانی در سطح و جهت حرکت را فراهم میکند؛ امکانی که در بهترین لحظهها به اجراها هیجان و تازگی میبخشد.
« رقص؛ جاذبهای که گاه از قاب فراتر نمیرود بزرگترین امتیاز فیلم، بیتردید، حضور رقص و مهارت بدنی است. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
بعضی بخشها واقعاً تماشاییاند و انرژی اجراکنندگان از قاب عبور میکند. فیلم در آغاز نیز با حرارتی امیدوارکننده به سراغ دنیای رقابت میرود و نشان میدهد که میتواند دستکم برای لحظههایی، تماشاگر را درگیر ریتم و نیروی حرکت کند. بااینحال، جذابیت ایده همیشه به جذابیت اجرا تبدیل نمیشود.
پارکور و رقص گاهی بیش از آنکه در یک طراحی حرکتی منسجم درهم تنیده شوند، دو ویژگی جداگانه به نظر میرسند که فیلم صرفاً آنها را کنار هم قرار داده است. افزون بر این، بخشهایی از اجراها به اندازهٔ لازم تنوع یا اوجگیری ندارند؛ ریتم صحنهها یکنواخت میشود و آنچه باید نمایش قدرت و ابتکار باشد، گاهی به مجموعهای از حرکتهای پراکنده تقلیل مییابد.
فیلم از امتیاز حضور رقصندگان توانمند بهره میبرد، اما همیشه نمیداند چگونه توانایی آنان را به یک تجربهٔ نمایشی پیوسته تبدیل کند. تدوین و میزانسن؛ انرژیِ گسسته در فیلمی که بخش مهمی از روایتش را با بدن و موسیقی پیش میبرد، شیوهٔ فیلمبرداری و تدوین اهمیت ویژهای دارد. تماشاگر باید بتواند حرکت را دنبال کند، دشواری اجرا را دریابد و از شکلگیری یک عبارت رقص لذت ببرد.
«Beat the World» در برخی صحنهها این امکان را فراهم میکند، اما در برخی دیگر، برشهای پیاپی و انتخاب زاویههای نهچندان گویا پیوستگی حرکت را مختل میکنند. بهجای آنکه هر اجرا همچون قطعهای کامل و دارای آغاز، اوج و پایان شکل بگیرد، گاه با تصویرهایی روبهرو میشویم که انرژی دارند اما بهدرستی به هم نمیپیوندند.
« بعضی بخشها واقعاً تماشاییاند و انرژی اجراکنندگان از قاب عبور میکند. »
شخصیتها و اجرا
این گسست در میزانسن نیز دیده میشود. پارکور به فضا و رابطهٔ بدن با محیط وابسته است؛ رقص گروهی هم نیاز دارد که ترکیببندی اجرا و جایگاه افراد در قاب روشن باشد. هرگاه تصویر نتواند این روابط را بهخوبی آشکار کند، بخشی از جذابیت فیزیکی حرکت از دست میرود. فیلم در لحظههایی موفق میشود شور جمعی رقابت را منتقل کند، اما همهٔ اجراها از این دقت برخوردار نیستند.
حاصل، اثری است که گاه تماشاگر را با ضرباهنگ خود همراه میکند و گاه، با بریدن حرکتها از یکدیگر، اجازه نمیدهد آن هیجان به اوج برسد. سه گروه، سه جهان؛ تنوعی نیمهپرداخته حضور گروههایی با خاستگاههای متفاوت میتوانست به فیلم چشماندازی گستردهتر ببخشد: رقابت نه فقط میان افراد، بلکه میان شیوههای گوناگون حرکت، سلیقهها و هویتهای گروهی.
تقابل گروههای آمریکای لاتین، اروپا و کانادا، دستکم در سطح ایده، به «Beat the World» امکانی برای فراتر رفتن از رقابت معمول میان دو رقیب میدهد. همین چندگانگی، حس رویدادی بینالمللی را تقویت میکند و انتظار تفاوت در زبان حرکتی و شیوهٔ حضور گروهها را به وجود میآورد. اما فیلم از این ظرفیت بهتمامی استفاده نمیکند.
تفاوت میان گروهها بیش از آنکه در شخصیتپردازی یا جهانبینی آنان ریشه داشته باشد، عمدتاً در نقششان در چارچوب رقابت خلاصه میشود. مخاطب از کنار هم قرار گرفتنشان تصویری کلی از گوناگونی به دست میآورد، ولی فرصت کافی نمییابد تا هر گروه را با ویژگیهایی روشن و ماندگار بشناسد. در نتیجه، تنوع جغرافیایی بیشتر وعدهای برای غنای داستان است تا عنصری که واقعاً به ساختار و معنای آن شکل دهد.
« هرگاه تصویر نتواند این روابط را بهخوبی آشکار کند، بخشی از جذابیت فیزیکی حرکت از دست میرود. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
حضور چند کشور، فضای رقابت را جذابتر میکند؛ اما این جذابیت در سطح باقی میماند و به کاوشی جدیتر در تفاوتها نمیانجامد. داستان و شخصیتها؛ درام زیر سایهٔ مسابقه در مسیر رسیدن به مسابقه، اعضای گروهها با بدهی قمار، شکستهای عاطفی و غرور فردی روبهرو میشوند. این تعارضها میتوانستند به فیلم وزن انسانی بدهند و نشان دهند که رقص برای شخصیتها تنها سرگرمی یا نمایش مهارت نیست، بلکه راهی برای مواجهه با شکست، اثبات خود و یافتن جایگاهی در زندگی است.
بااینحال، بسیاری از این مسائل بهسرعت معرفی میشوند و پیش از آنکه عمق پیدا کنند، به مرحلهٔ بعدی داستان راه میبرند. فیلم بیشتر به وجود بحرانها اشاره میکند تا آنکه پیامدهایشان را با جزئیات و ظرافت دنبال کند. شخصیتها نیز اغلب در قالبهای آشنا باقی میمانند: رهبر جاهطلب، معشوقهای که از نادیده گرفته شدن خسته است، رقیب متکبر و همراهانی که میان وفاداری و اختلاف در نوساناند.
این نقشها برای پیشبرد روایت کفایت میکنند، اما کمتر به شخصیتهایی پیچیده و بهیادماندنی تبدیل میشوند. بازیها هم در مجموع توان حمل بار دراماتیک فیلم را ندارند؛ بعضی لحظههای احساسی بیش از آنکه از رابطهای باورپذیر برآیند، تابع نیاز فیلمنامه به ایجاد تنش به نظر میرسند. از همین رو، وقتی فیلم میان اجراها به سراغ گفتوگو و درگیریهای شخصی میرود، ریتم و باورپذیری آن افت میکند.
موسیقی و حالوهوای رقابت موسیقی در چنین اثری باید هم نیروی محرک صحنههای رقص باشد و هم فضای رقابتی را بسازد. «Beat the World» در بعضی لحظهها از ضرباهنگ موسیقی برای بالا بردن شور جمعی بهره میگیرد؛ اجراها با صدای کوبنده و حرکتهای پرانرژی، حس آمادگی برای رویارویی را منتقل میکنند.
« فیلم بیشتر به وجود بحرانها اشاره میکند تا آنکه پیامدهایشان را با جزئیات و ظرافت دنبال کند. »
قوتها و کاستیها
حضور چند گروه و رسیدن تدریجی آنها به میدان مسابقه نیز میتوانست تنشی رو به افزایش ایجاد کند؛ نوعی انتظار که تماشاگر را برای مقایسهٔ سبکها و دیدن نتیجهٔ تمرینها آماده سازد. اما موسیقی و طراحی رقص همیشه با هم همافزا نیستند. برخی قطعات بهاندازهٔ لازم شخصیت ندارند و برخی اجراها نیز از آن نیرویی که باید از موسیقی بگیرند، بهرهمند نمیشوند.
در چنین لحظههایی، صحنه بهجای آنکه تماشاگر را درگیر کند، صرفاً ادامهای از بخشهای مشابه پیشین به نظر میرسد. این ناهمواری در ریتم کلی فیلم اثر میگذارد: شور مسابقه گاهی جان میگیرد، اما گاهی زیر بار تکرار و درام کمرمق فرو مینشیند. فیلم میخواهد حالوهوایی الهامبخش و پرتحرک بسازد، ولی در همهٔ لحظهها از پس حفظ این انرژی برنمیآید.
جمعبندی «Beat the World» با ایدهٔ جذاب پیوند هیپهاپ و پارکور و با چند اجرای دیدنی، نقاطی دارد که دوستداران فیلمهای رقص میتوانند از آنها لذت ببرند. رقابت میان گروههایی از کشورهای مختلف نیز به آن چشماندازی فراتر از یک مسابقهٔ ساده میدهد. بااینهمه، این ظرفیتها بهندرت در خدمت اثری یکپارچه قرار میگیرند.
داستان سطحی و آشنا میماند، شخصیتها عمق کافی نمییابند، بازیها در لحظههای دراماتیک کماثرند و تدوین و موسیقی نیز همواره از اجرای رقص پشتیبانی نمیکنند. فیلم در بهترین لحظههایش شور حرکت و لذت نمایش مهارت را به یاد میآورد؛ در ضعیفترین لحظههایش، میان کلیشههای روایی و اجراهایی که بهاندازهٔ کافی پرورده نشدهاند، سرگردان میشود.
« اما موسیقی و طراحی رقص همیشه با هم همافزا نیستند. »
جمعبندی
بنابراین ارزش دیدنش بیش از هر چیز به علاقهٔ مخاطب به رقص خیابانی و چند صحنهٔ پرانرژی وابسته است. «Beat the World» جهانی پر از امکان را پیش چشم میگذارد، اما کمتر از آنچه وعده میدهد، آن را به تجربهای سینماییِ ماندگار بدل میکند.
« بنابراین ارزش دیدنش بیش از هر چیز به علاقهٔ مخاطب به رقص خیابانی و چند صحنهٔ پرانرژی وابسته است. »
ثبت دیدگاه