نقد و بررسی
نقد Battlefield | 2024
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
روایتی از جنگ در پشت جبهه «Battlefield» ساختهٔ جانی آملیو، با عنوان ایتالیایی «Campo di battaglia»، فیلمی دربارهٔ جنگ جهانی اول است که میدان نبرد را از سنگرها به فضای بستهٔ درمانگاهی در شمال ایتالیا منتقل میکند. در اینجا گلولهها کمتر دیده میشوند، اما آثار جنگ بر بدن و روان سربازان همهجا حضور دارند: در زخمهایی که باید مداوا شوند، در بیمارانی که میخواهند از بازگشت به جبهه بگریزند و در نگاه پزشکانی که ناچارند میان سوگند حرفهای و اقتدار نظامی دست به انتخاب بزنند.
فیلم از همین جابهجایی مکانی بهره میگیرد تا تصویری متفاوت از جنگ بسازد. بیمارستان نه پناهگاهی امن در برابر خشونت، بلکه بخشی از دستگاهی است که نیروی انسانی را برای بازگرداندن به خط مقدم آماده میکند. به این ترتیب، پرسش محوری اثر تنها این نیست که چه کسی به جبهه میرود؛ بلکه این است که چه کسی حق دارد دربارهٔ رنج، سلامت و ارزش جان انسان تصمیم بگیرد.
سه شخصیت در میدان اخلاق استفانو زورزی و جولیو فارادیو، دو دوست قدیمی و همدانشگاهی، در برابر یکدیگر قرار میگیرند؛ نه در قالب دشمنانی آشکار، بلکه در رقابتی خاموش که هم حرفهٔ پزشکی و هم رابطهٔ عاطفیشان را دربرمیگیرد. استفانو میکوشد سربازان را درمان کند و کسانی را که برای معافیت به بیمارینمایی یا خودآزاری روی میآورند، به دستگاه نظامی بسپارد.
« فیلم از همین جابهجایی مکانی بهره میگیرد تا تصویری متفاوت از جنگ بسازد. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
جولیو، در سوی مقابل، گاه به سربازان کمک میکند تا از بازگشت به جبهه رهایی یابند. این تقابل، فیلم را از داوری ساده دربارهٔ درست و نادرست دور میکند. رفتار استفانو را نمیتوان صرفاً نشانهٔ وفاداری به قانون دانست؛ او در عین انجام وظیفه، در چرخهای مشارکت میکند که سربازان را دوباره به خشونت میفرستد.
جولیو نیز با وجود انگیزهٔ همدلانهاش، راهحلهایش را بیرون از چارچوب مسئولیت رسمی و پزشکی میجوید. فیلم بهجای آنکه یکی را قهرمان و دیگری را خطاکار معرفی کند، تماشاگر را با تناقضی روبهرو میسازد که خودِ جنگ پدید آورده است: چگونه میتوان در دل نظامی بیرحم، هم پزشک ماند و هم به انسان وفادار بود؟
آنا، پرستاری شجاع و سرسخت، در این میان صرفاً موضوع رقابت دو مرد نیست. حضور او ظرفیت آن را دارد که رابطهٔ سه شخصیت را از یک مثلث عاطفی متعارف فراتر ببرد؛ زیرا آنا نیز در جهان بیمارستان، با رنج سربازان و پیامدهای تصمیمهای پزشکی روبهروست. فیلم هرگاه به او مجال میدهد که مستقل از رقابت عاطفی دیده شود، لایهٔ انسانیتری پیدا میکند.
« جولیو، در سوی مقابل، گاه به سربازان کمک میکند تا از بازگشت به جبهه رهایی یابند. »
شخصیتها و اجرا
بدن سرباز و سیاستِ درمان یکی از جالبترین جنبههای فیلم، توجه به سربازانی است که برای نرفتن به جبهه وانمود به بیماری میکنند یا به بدن خود آسیب میزنند. این رفتارها در نگاه نخست میتوانند فریبکاری یا بزدلی تلقی شوند، اما اثر میکوشد پشت آنها ترس و استیصال را آشکار کند. بدن در این جهان فقط موضوع درمان نیست؛ میدان کشاکش میان فرد و حکومت است.
جراحتی که سرباز برای رهایی از جنگ پدید میآورد، هم فریادی خاموش علیه اجبار است و هم نشانهای از اینکه جنگ تا چه اندازه اختیار انسان را محدود کرده است. درمانگاه نیز به همین دلیل فضایی دوپهلو میشود. پزشک وظیفه دارد بیمار را بهبود بخشد، اما بهبودی میتواند به معنای بازگشت سرباز به جبهه باشد.
آنچه در زمان صلح فضیلتی روشن به نظر میرسد، در شرایط جنگ معنایی پیچیدهتر مییابد. «Battlefield» از دل این تضاد، پرسشی اخلاقی میسازد که فراتر از تاریخ ایتالیا یا جنگ جهانی اول است: آیا نجات جان فرد، وقتی او را دوباره در معرض مرگ قرار میدهد، همچنان نجات است؟ آنفلوانزای اسپانیایی و گسترش بحران با رسیدن آنفلوانزای اسپانیایی در سال ۱۹۱۸، فضای داستان از بحران نظامی به بحرانی فراگیرتر تغییر میکند.
« بدن در این جهان فقط موضوع درمان نیست؛ میدان کشاکش میان فرد و حکومت است. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
بیماری، دشمنی بیطرفتر از ارتش نیست؛ مرزهای جبهه و پشت جبهه را از میان میبرد و نشان میدهد که مصونیت در برابر خشونت، برای هیچکس تضمینشده نیست. این دگرگونی، مضمون فیلم را گسترش میدهد: اگر جنگ به انسانها فرمان میدهد، همهگیری یادآور میشود که طبیعت نیز میتواند نظمهای سیاسی و حرفهای را از هم بگسلد.
پیوند میان همهگیری، پزشکی و جنگ ظرفیت دراماتیک نیرومندی دارد. آملیو از این بستر برای نشاندادن شکنندگی نهادهایی استفاده میکند که پیشتر با اطمینان دربارهٔ سلامت، وظیفه و انضباط حکم میدادند. با این حال، تغییر مقیاس بحران میتواند تمرکز روایت را نیز پراکنده کند. آنچه در آغاز از دل کشمکشهای نزدیک و ملموس سه شخصیت شکل میگیرد، در بخشهایی ناچار است با فاجعهای گستردهتر دستوپنجه نرم کند؛ و فیلم همیشه به یک اندازه موفق نیست که این دو سطح را در هم ادغام کند.
بازیگری و فضاسازی بازیها از نقاط قوت اثرند. گابریل مونتسی در نقش استفانو، سختگیری و تردید را در کنار هم نگه میدارد؛ شخصیتی که تصمیمهایش از بیرون قطعی به نظر میرسند، اما زیر این ظاهر، کشمکشی اخلاقی جریان دارد. آلِساندرو بورگی در نقش جولیو، وجهی مرموزتر و نافرمانتر به رقابت میبخشد و فدریکا روسلینی، آنا را با صلابت و حضور مستقلتری از یک نقش صرفاً عاطفی زنده میکند.
« پیوند میان همهگیری، پزشکی و جنگ ظرفیت دراماتیک نیرومندی دارد. »
قوتها و کاستیها
بازیها بهجای تکیه بر انفجارهای نمایشی، بیشتر از راه مکث، نگاه و تنشهای فروخورده اثر میگذارند. فضاسازی نیز با انتخاب درمانگاه بهعنوان مرکز رخدادها، به فیلم کیفیتی فشرده و گاه خفقانآور میدهد. خشونت جنگ فقط در جراحات دیده نمیشود؛ در راهروها، تصمیمهای پزشکی و رفتوآمد بیمارانی حضور دارد که آیندهشان به تشخیص دیگران وابسته است.
این محیط محدود، امکان میدهد فشار روانی بهآرامی انباشته شود. فیلم در بهترین لحظههایش از همین خویشتنداری بهره میگیرد و بهجای نمایش مستقیم نبرد، پیامدهای آن را بر چهرهها و رفتارها مینشاند. ریتم، تمرکز و محدودیتها ساختار فیلم بیش از آنکه بر حادثههای پیدرپی متکی باشد، بر موقعیتهای اخلاقی و رابطههای پیچیده استوار است.
این انتخاب با فضای بیمارستان تناسب دارد، اما میتواند ریتم را کند کند. تنش در بسیاری از صحنهها از گفتوگو و تفاوت نگاه شخصیتها پدید میآید، نه از پیشرفت سریع داستان؛ در نتیجه، تماشاگرانی که از یک درام جنگی انتظار نبردهای گسترده یا تعلیق مداوم دارند، ممکن است با اثری آرامتر و درونگراتر روبهرو شوند.
« بازیها بهجای تکیه بر انفجارهای نمایشی، بیشتر از راه مکث، نگاه و تنشهای فروخورده اثر میگذارند. »
جمعبندی
همچنین، فیلم گاهی میان چند محور مهم تقسیم میشود: رقابت دو پزشک، جایگاه آنا، اجبار سربازان به بازگشت به جبهه و همهگیری. هر یک از این خطوط بهتنهایی ظرفیت یک درام کامل را دارد، اما کنار هم قرارگرفتنشان همیشه به وحدتی یکدست نمیانجامد. در برخی لحظات، موضوعات بزرگتر از فرصت پرداختی هستند که روایت در اختیارشان میگذارد.
این ضعف، ارزش پرسشهای فیلم را از میان نمیبرد، اما مانع میشود که تمام ظرفیت عاطفی و فکری آن به یک اوج منسجم برسد. جمعبندی «Battlefield» درامی جنگی است که بهجای ستایش قهرمانی در میدان نبرد، به سکوتهای درمانگاه و تصمیمهایی مینگرد که پشت جبهه گرفته میشوند. ارزش اصلی آن در سادهنکردن انتخابهای شخصیتهاست: پزشک میتواند هم درمانگر باشد و هم بخشی از سازوکار جنگ؛ سربازِ گریزپا ممکن است ترسو خوانده شود، حال آنکه رفتارش از هراس واقعی سرچشمه میگیرد؛ و همدلی نیز همیشه راهی بیهزینه یا بیابهام پیش نمیگذارد.
فیلم در بازیگری و فضاسازی تأثیرگذار است و در طرح پرسشهای اخلاقی جسارت دارد، اما پراکندگی مضمونها و کندی بخشهایی از روایت، از انسجام نهایی آن میکاهد. حاصل، اثری تأملبرانگیز و تلخ است که جنگ را نه فقط بهمثابه نبردی میان ارتشها، بلکه بهعنوان وضعیتی میبیند که پزشکی، عشق و سیاست را به قلمرویی نامطمئن میکشاند.
« در برخی لحظات، موضوعات بزرگتر از فرصت پرداختی هستند که روایت در اختیارشان میگذارد. »



ثبت دیدگاه