نقد و بررسی
نقد نبرد سال Wikipedia (Battle of the Year) | 2013
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
میان رقص و روایت «Battle of the Year» فیلمی است که از همان آغاز، خواستهاش را روشن میکند: تماشاگر را به جهان پرتحرک رقص خیابانی ببرد و گروهی از رقصندگان را در مسیر رسیدن به رقابتی جهانی دنبال کند. بنسون لی، کارگردان فیلم و سازنده مستند «Planet B-Boy»، این بار سراغ داستانی داستانی میرود؛ قصهٔ مربیای فرسوده که برای آمادهکردن گروهی از رقصندگان آمریکایی به میدان میآید.
آمریکا پانزده سال است در این مسابقه پیروز نشده و مأموریت تازه، هم تلاشی برای بازگشت به صدر است و هم فرصتی برای ساختن یک گروه منسجم از آدمهایی با منش و جاهطلبیهای متفاوت. فیلم در بخشهایی که بدنها به حرکت درمیآیند، به نیروی واقعی خود نزدیک میشود؛ اما هر بار که از صحنهٔ تمرین یا رقابت فاصله میگیرد و به روایت شخصیتها تکیه میکند، ضعفهای آشنایش آشکارتر میشوند.
حاصل، اثری دوپاره است: از یک سو نمایشهایی پرجنبوجوش و دیدنی، و از سوی دیگر درامی که کمتر از آنچه وعده میدهد جان میگیرد. داستان آشنا، مسیر قابل حدس ساختار روایی فیلم به الگوی شناختهشدهٔ داستانهای ورزشی و رقابتی وفادار میماند: گروهی پراکنده و ناهمساز، مربیای با گذشتهای سنگین، تمرینهای دشوار، اختلافهای درونی و هدفی بزرگ که قرار است همه را گرد هم بیاورد.
این قالب بهخودیخود ایرادی ندارد؛ بسیاری از فیلمهای موفق از همین مسیر بهره گرفتهاند. مسئله آن است که «Battle of the Year» بهندرت به این الگو معنایی تازه میافزاید یا آن را با جزئیاتی زنده و غیرمنتظره دگرگون میکند. رویدادها چنان پیش میروند که تماشاگر معمولاً زودتر از شخصیتها حدس میزند هر بحران چگونه پدید میآید و چه نقشی در روند داستان خواهد داشت.
« این قالب بهخودیخود ایرادی ندارد؛ بسیاری از فیلمهای موفق از همین مسیر بهره گرفتهاند. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
اختلافها بیشتر برای رساندن گروه به مرحلهٔ بعدی روایت به کار میروند تا آنکه از دل شناختی عمیق از اعضا برآیند. در نتیجه، تغییر و همدلی که باید حاصل تمرین و اعتماد تدریجی باشد، گاهی بیش از حد سریع یا از پیش تعیینشده به نظر میرسد. مربی و گروهی کمپرداخته جیسون بلیک، با بازی جاش هالووی، قرار است محور عاطفی فیلم باشد: مردی که از گذشته آسیب دیده و باید دوباره هدفی برای خود پیدا کند.
چنین زمینهای میتوانست تضادی پرمایه میان انضباط حرفهای، اندوه شخصی و مسئولیت هدایت گروه بسازد. بااینحال، فیلم بیشتر به معرفی این زخمها بسنده میکند تا کاوش در تأثیرشان. گذشتهٔ بلیک توضیحی برای خلقوخوی او فراهم میآورد، اما بهندرت به تجربهای پیچیده و پیوسته بدل میشود که انتخابهایش را از درون شکل دهد.
اعضای گروه نیز با لقبها و تیپهای آشنا معرفی میشوند، اما کمتر فرصت مییابند از قالب اولیه فراتر بروند. جاهطلبی، غرور، شوخطبعی یا کشمکش میان رقصندگان بهسرعت نشانهگذاری میشود، ولی بهندرت در موقعیتهایی قرار میگیرد که لایههای تازهای از شخصیت آنان را آشکار کند. بنابراین، وقتی فیلم از تماشای اجراها فاصله میگیرد، رابطهٔ ما با افراد گروه چندان عمیق نیست؛ آنان بیش از آنکه شخصیتهایی کامل باشند، اجزای یک تیم سینماییاند که باید برای مسابقه آماده شود.
بازیهایی خشک و دیالوگهایی کمجان بازیها نیز در شکلگیری همین فاصله سهم دارند. جاش هالووی در نقش مربی، حضوری جدی و کمحرف دارد، اما نمیتواند همواره بار عاطفی گذشته و تحول شخصیت را بهتنهایی حمل کند. لاز آلونسو نقش دانته، حامی و برانگیزانندهٔ پروژه، را با صلابت اجرا میکند، اما شخصیت او هم در محدودهٔ کارکرد رواییاش باقی میماند.
« اختلافها بیشتر برای رساندن گروه به مرحلهٔ بعدی روایت به کار میروند تا آنکه از دل شناختی عمیق از اعضا برآیند. »
شخصیتها و اجرا
جاش پک گاه اندکی سبکی و طنز وارد فضای فیلم میکند، ولی این لحظهها به اندازهای نیست که خشکی کلی صحنههای گفتوگو را از میان ببرد. بخش مهمی از مشکل به دیالوگنویسی بازمیگردد. جملهها اغلب بهجای آنکه از ویژگی خاص گوینده برخیزند، پیامهای آشنایی دربارهٔ همکاری، انضباط و باور به خود را بازگو میکنند.
این حرفها گاه چنان صریح و توضیحیاند که فرصت چندانی برای بازی ظریف یا سکوت معنادار باقی نمیگذارند. شوخیهایی هم در فیلم هست، اما پیوستگی و ظرافت لازم را ندارند؛ بعضی از آنها بیشتر یادآور تلاش فیلمنامه برای سبککردن فضای داستاناند تا بخشی طبیعی از شخصیتها. رقص؛ جایی که فیلم جان میگیرد قویترین دارایی فیلم، بیتردید خود رقص است.
حرکات نمایشی، چرخشها، تعادلهای دشوار و هماهنگی گروهی، به صحنههایی نیرو و شتاب میبخشند که روایت در بخشهای دیگر کم دارد. رقصندگان مهارت و آمادگی بدنی چشمگیری نشان میدهند و تماشای اجرای آنان، بهویژه در بخشهای رقابتی، میتواند حتی تماشاگر کمعلاقه به داستان را نیز با خود همراه کند.
در این لحظهها، بدنها چیزی را بیان میکنند که گفتوگوها از رساندنش ناتواناند: رقابت، غرور، خطرپذیری و لذت حرکت. بااینحال، نمایش مهارت بهتنهایی برای ساختن صحنهای ماندگار کافی نیست. تدوین تند و جابهجاییهای پیاپی دوربین گاهی مجال دنبالکردن حرکتها را میگیرد. وقتی هر حرکت با برشهای فراوان و نماهای بسیار کوتاه پوشانده میشود، تماشاگر ممکن است شدت اجرا را حس کند، اما فرصت نمییابد ظرافت و پیوستگی آن را کاملاً ببیند.
« بخش مهمی از مشکل به دیالوگنویسی بازمیگردد. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
فیلم در بهترین لحظههای رقص، انرژی خام اجراها را منتقل میکند؛ در لحظههای ضعیفتر، چنان شتاب میگیرد که بخشی از زیبایی و مهارت رقصندگان زیر دستوپای تدوین پنهان میماند. رقابت بهمثابه نیروی محرک مسابقهٔ جهانی در فیلم فقط مقصدی برای گروه نیست؛ سازوکاری است که ریتم روایت را تنظیم میکند و به تمرینها معنای فوری میدهد.
محدودیت زمانی، فشار انتخاب اعضا و نیاز به هماهنگی، ظرفیت خوبی برای ساختن تنش دارند. فیلم هرگاه این فشار را با تمرین و حرکت پیوند میزند، سرزندهتر میشود و تماشاگر میتواند بفهمد چرا رقابت برای شخصیتها اهمیت دارد. اما خود مسابقه و فضای پیرامونش کمتر از آنچه میتوان انتظار داشت گسترش مییابد.
جهان رقص خیابانی، فرهنگهای گوناگون و شیوههای متفاوت اجرا میتوانستند به فیلم عمق و رنگ بیشتری ببخشند. در عوض، تمرکز اصلی بر مسیر تیم آمریکایی میماند و دیگر گروهها بیشتر نقش رقیب یا نشانهای از دشواری مسیر را پیدا میکنند. این انتخاب، داستان را ساده نگه میدارد، اما از امکان روبهروکردن تماشاگر با جهان گستردهتر و متنوعتر این هنر میکاهد.
ریتمی نامتوازن ریتم «Battle of the Year» میان شتاب و کشآمدن در نوسان است. صحنههای اجرا بهدلیل حرکت و موسیقی معمولاً جان تازهای به فیلم میدهند، اما بخشهایی که باید پیوند اعضای گروه را بسازند، گاهی با گفتوگوهای تکراری یا موقعیتهایی کماثر طولانی میشوند. این نابرابری سبب میشود توجه تماشاگر بیشتر به لحظههای رقص گره بخورد و بخشهای داستانی همچون مسیرهای اجباری میان دو اجرا جلوه کنند.
« محدودیت زمانی، فشار انتخاب اعضا و نیاز به هماهنگی، ظرفیت خوبی برای ساختن تنش دارند. »
قوتها و کاستیها
بااینهمه، فیلم کاملاً بیتحرک یا بیلذت نیست. فضای رقابتی و سرزندگی جسمانی رقصها میتواند سرگرمکننده باشد، بهخصوص اگر انتظار اصلی از تماشای اثر دیدن اجراهای نمایشی باشد، نه مواجهه با درامی پیچیده و شخصیتپردازی ژرف. در این معنا، واکنشهای دوگانه به فیلم قابل فهماند: برخی ممکن است بهخاطر اجراها از کاستیهای داستانی چشم بپوشند و برخی دیگر، چون از همان ابتدا با قصهای آشنا روبهرو میشوند، پیش از رسیدن به لحظههای پرقدرت خسته شوند.
جمعبندی «Battle of the Year» فیلمی است با دو چهرهٔ آشکار. در یک سو، گروهی رقصندهٔ توانمند و اجراهایی پرانرژی قرار دارند که گاه بهتنهایی دلیل کافی برای ادامهٔ تماشا میشوند. در سوی دیگر، داستانی کلیشهای، شخصیتهایی کمپرداخته، بازیهایی خشک و دیالوگهایی قرار گرفتهاند که کمتر میتوانند وزن عاطفی لازم را ایجاد کنند.
فیلم دربارهٔ همکاری و پشتکار حرف میزند، اما خودِ روایت کمتر از این مفاهیم فراتر میرود و تجربهای تازه از آنها میسازد. ارزش اصلی اثر در نیروی بدنی و نمایشی رقص نهفته است؛ همان جایی که حرکت، برای لحظاتی جای گفتار را میگیرد و فیلم به هویت روشنتری میرسد. اگر کسی بهدنبال قصهای غافلگیرکننده یا شخصیتهایی پیچیده باشد، احتمالاً با اثری معمولی روبهرو خواهد شد.
اما برای تماشاگرانی که میخواهند رقصهای پرتحرک و فضای رقابت را تجربه کنند، فیلم میتواند سرگرمیای پذیرفتنی باشد؛ اثری که استعدادهایش را بهخوبی نشان میدهد، اما در تبدیل آن استعدادها به سینمایی ماندگار کامیاب نمیشود.
« بااینهمه، فیلم کاملاً بیتحرک یا بیلذت نیست. »



ثبت دیدگاه