نقد و بررسی
نقد بتمن: هالووین طولانی، قسمت اول (Batman: The Long Halloween, Part One) | 2021
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
بازگشت به گاتهامِ جنایی «بتمن: هالووین طولانی، بخش نخست» داستانی است درباره شهری که فساد در آن چنان ریشه دوانده که قانون، بهتنهایی، توان مقابله با قدرتهای پنهانش را ندارد. خانوادهٔ فالکونه بر گاتهام سایه انداخته و مجموعهای از قتلها در مناسبتهای گوناگون، نظم شکنندهٔ شهر را بیش از پیش برهم میزند.
بتمن، جیمز گوردون و هاروی دنت در پی یافتن قاتلی هستند که هر جنایتش پرسشی تازه پیش میکشد. فیلم بهجای آنکه از همان ابتدا قهرمانش را به مرکز زدوخوردهای بزرگ و پرهیاهو ببرد، او را در جایگاه کارآگاهی جوان قرار میدهد که باید با مشاهده، استدلال و پیگیری سرنخها پیش برود. همین انتخاب، اثر را به قلمرو داستانهای جنایی نزدیک میکند و وجهی از شخصیت بتمن را برجسته میسازد که گاه زیر سایهٔ قهرمانپردازیهای پرتحرک کمرنگ میشود.
این اثر اقتباسی دوبخشی از داستان مصور همنام است و بخش نخست، عمداً بخشی از مسیر را برای ادامهٔ داستان نگه میدارد. فیلم به کارگردانی کریس پالمر ساخته شده و در سال ۲۰۲۱ انتشار یافته است. چنین ساختاری هم امکان گسترش فضای معما را فراهم میکند و هم بر تجربهٔ تماشاگر اثر میگذارد: با روایتی روبهرو هستیم که قرار نیست همهٔ پرسشهایش را در همین قسمت پاسخ دهد.
بتمن در هیئت کارآگاه یکی از جذابیتهای اصلی فیلم، تمرکز بر شیوهٔ کار بتمن است. او صرفاً نیرویی برای تعقیب خلافکاران یا مقابله با دشمنانی نیرومند نیست؛ باید به شواهد توجه کند، آدمها را زیر نظر بگیرد و از دل اطلاعات پراکنده به تصویری معنادار برسد. معما، در نتیجه، تنها وسیلهای برای پیشبردن داستان نیست، بلکه به آزمونی برای ذهن و صبر شخصیت اصلی بدل میشود.
« بتمن، جیمز گوردون و هاروی دنت در پی یافتن قاتلی هستند که هر جنایتش پرسشی تازه پیش میکشد. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
هر قتل، هم شهر را آشفتهتر میکند و هم بتمن را وامیدارد تا دربارهٔ انگیزهها و پیوندهای پنهان میان افراد دوباره فکر کند. در این میان، همراهی بتمن با گوردون و دنت اهمیت دارد. هر سه در پی مهار خشونت و فسادند، اما ابزار و جایگاهشان یکسان نیست. گوردون نمایندهٔ پلیسی است که میکوشد در ساختاری معیوب وظیفهاش را انجام دهد؛ دنت از مسیر قانون و دادستانی با قدرت جنایتکاران درگیر میشود؛ و بتمن بیرون از سازوکار رسمی عمل میکند، اما ناچار است نسبت خود را با همان قانون بسنجد.
فیلم از این تفاوتها برای ساختن تنش بهره میگیرد، بیآنکه شخصیتها را به نمادهایی ساده و یکبعدی فروبکاهد. بهویژه حضور دنت پیش از دگرگونیهای شناختهشدهٔ زندگی او، به رابطهٔ او با بتمن و گوردون بُعدی پیشنگرانه میدهد، بیآنکه نیاز باشد ادامهٔ سرنوشتش را بازگو کنیم. معمایی که با تقویم پیش میرود ساختار زمانی فیلم، مهمترین ابزار شکلدادن به تعلیق است.
وقوع جنایتها در مناسبتهای مختلف، به داستان ضرباهنگی دورهای میبخشد: با هر موعد تازه، تماشاگر منتظر است ببیند آیا حادثهای دیگر رخ خواهد داد و این بار چه اثری بر مسیر تحقیقات میگذارد. مناسبتها تنها نشانههایی تزئینی نیستند؛ خودشان به بخشی از منطق معما تبدیل میشوند و به هر پرونده حالوهوایی جداگانه میدهند.
از همین رو، پرسش محوری فقط این نیست که قاتل کیست، بلکه این نیز هست که چرا الگوی جنایتها چنین نظمی دارد و این نظم چه نسبتی با چهرهٔ واقعی گاتهام پیدا میکند. فیلم در طرح پرسشها موفقتر از آن است که در هر لحظه پاسخهای فوری عرضه کند. این صبر، برای دوستداران داستانهای معمایی میتواند لذتبخش باشد؛ مخاطب مجال مییابد نشانهها را در ذهن مرتب کند و احتمالهای گوناگون را بسنجد.
« در این میان، همراهی بتمن با گوردون و دنت اهمیت دارد. »
شخصیتها و اجرا
با این حال، همین روش همیشه به نفع ریتم تمام نمیشود. برخی بخشها میان دو نقطهٔ پرتنش کش میآیند و روند تحقیق، بهجای آنکه پیوسته بر فشار داستان بیفزاید، گاه درجا میزند. آرامش نسبی بعضی صحنهها با فضای تلخ اثر تناسب دارد، اما تکرار آن ممکن است از نیروی تعلیق بکاهد. فیلم میخواهد زمان لازم را به معما بدهد؛ مشکل آنجاست که گاهی این مکثها بیش از اندازه به چشم میآیند.
گاتهام؛ شهرِ آکنده از فساد گاتهام در این اثر تنها پسزمینهٔ ماجرا نیست، بلکه یکی از نیروهای تعیینکنندهٔ آن است. حضور خانوادهٔ فالکونه، فضای شهر را به صحنهای برای کشمکش میان قدرت رسمی و نفوذ جنایتکاران تبدیل میکند. فساد نه به یک خلافکار منفرد محدود میشود و نه با دستگیری چند نفر از میان میرود؛ در روابط اقتصادی، ساختارهای شهری و ترس روزمرهٔ مردم رسوخ کرده است.
به همین دلیل، خطر اصلی همیشه در یک چهره خلاصه نمیشود. قاتل مرموز معمایی مرکزی است، اما گاتهام پیش از آنکه او وارد داستان شود نیز شهری بیمار و ناامن است. حالوهوای تاریک فیلم به همین تصویر خدمت میکند. خیابانها و فضاهای شهری، حس انزوا و تهدید را تقویت میکنند و به مخاطب یادآور میشوند که بتمن در محیطی فعالیت میکند که روشنایی در آن پایدار نیست.
این تاریکی صرفاً زیباییشناسانه نمیماند؛ با مضمون اثر، یعنی دشواری تشخیص حقیقت در میان فساد و سوءظن، پیوند میخورد. فیلم در بهترین لحظاتش میان معمای قتل و تصویری گستردهتر از شهر تعادل برقرار میکند: هر سرنخ، هم به پروندهای خاص مربوط است و هم پنجرهای به سازوکارهای گاتهام میگشاید.
« با این حال، همین روش همیشه به نفع ریتم تمام نمیشود. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
انیمیشن و زبان بصری سبک انیمیشن فیلم بهدنبال بازآفرینی عینبهعین یک واقعگرایی معمول نیست. خطوط برجسته و طراحیهای گرافیکی، گاه به صفحهای از داستان مصور شباهت پیدا میکنند و این ویژگی با منشأ اقتباسی اثر همخوان است. رنگها و نورپردازی نیز در خدمت فضای جنایی و نوآر قرار میگیرند؛ گاتهام حالتی سرد، سنگین و رازآلود دارد و جهان بصری، تماشاگر را بهجای فاصلهگرفتن از قصه، درون همین اقلیم بصری نگه میدارد.
گزارشهای مربوط به فیلم نیز بر رویکرد هنری و الهامهای تصویری آن تأکید کردهاند. بااینحال، این انتخاب برای همهٔ مخاطبان به یک اندازه خوشایند نیست. در بعضی نماها، طراحی چهرهها یا حرکت شخصیتها خشک و ناآشنا به نظر میرسد و ممکن است در آغاز اندکی فاصله میان بیننده و جهان فیلم ایجاد کند.
این ناهماهنگی، بیش از آنکه ضعف قطعی در اجرا باشد، حاصل سبکی است که آشکارا میخواهد هویتی مستقل داشته باشد؛ سبکی که باید با آن خو گرفت. هرگاه حرکت، نور و ترکیببندی در کنار هم قرار میگیرند، تصویر بهخوبی حس قابهای کمیک را زنده میکند. اما این هماهنگی در تمام لحظات یکسان نیست و برخی صحنهها تأثیری کمجانتر از فضای کلی فیلم دارند.
شخصیتها، دیالوگها و اجرا بتمن اینجا قهرمانی در حال شکلگیری است؛ نه کاملاً تازهکار و نه آن چهرهٔ شکستناپذیری که همهچیز را از پیش میداند. بخشی از جذابیت او از همین ناتمامی میآید. او باید دربارهٔ آدمهای اطرافش داوری کند، اما هر داوری ممکن است ناقص باشد؛ باید به نشانهها اعتماد کند، درحالیکه نشانهها میتوانند گمراهکننده باشند.
« انیمیشن و زبان بصری سبک انیمیشن فیلم بهدنبال بازآفرینی عینبهعین یک واقعگرایی معمول نیست. »
قوتها و کاستیها
این کشاکش، او را انسانیتر و در عین حال به کارآگاهی باورپذیرتر تبدیل میکند. گوردون و دنت نیز بهواسطهٔ اهداف مشترک و تفاوت راههایشان، فضای مناسبی برای گفتوگو دربارهٔ عدالت و قانون فراهم میکنند. صداپیشگی در جانبخشیدن به این روابط نقش مهمی دارد. جنسن اکلز صدایی محکم و مهارشده برای بتمن برمیگزیند؛ بیانی که با خشونت کنترلشده و تمرکز شخصیت تناسب دارد.
در کنار او، جاش دوهامل در نقش هاروی دنت و نایا ریورا در نقش زن گربهای بخشی از شخصیتهای محوری را شکل میدهند. بااینهمه، دیالوگها همیشه به اندازهٔ فضای بصری و مضمون داستان نافذ نیستند. بعضی گفتوگوها اطلاعات لازم را منتقل میکنند، اما بهندرت در ذهن میمانند؛ گاه توضیحگویی جای ایجاز یا تنش عاطفی را میگیرد.
در نتیجه، فیلم بیش از آنکه با جملههای ماندگار اثر بگذارد، از فضاسازی و موقعیتهای روایی خود نیرو میگیرد. جمعبندی «بتمن: هالووین طولانی، بخش نخست» اقتباسی است که هوشمندانه بر وجه کارآگاهی بتمن تکیه میکند و بهجای آنکه همهچیز را به نمایش قدرت و نبردهای پرشتاب تقلیل دهد، معمای قتل و فساد ریشهدار گاتهام را در کانون قرار میدهد.
فضای تیره، ساختار وابسته به مناسبتها، حضور هاروی دنت در مرحلهای پیش از دگرگونیهای بزرگ زندگیاش و وفاداری کلی به حالوهوای داستان مصور، از امتیازهای اصلی فیلماند. در برابر این قوتها، ریتم گاه کشدار میشود، برخی دیالوگها تأثیری محدود دارند و سبک انیمیشن ممکن است برای تماشاگر ناآشنا یا ناهماهنگ جلوه کند.
« این کشاکش، او را انسانیتر و در عین حال به کارآگاهی باورپذیرتر تبدیل میکند. »
جمعبندی
بااینحال، این کاستیها کلیت تجربه را از میان نمیبرند. فیلم برای مخاطبی که از بتمنی کارآگاه، داستان جنایی آهستهسوز و گاتهامی آکنده از ابهام لذت میبرد، اثری درخور توجه است. بخش نخست بیش از آنکه بخواهد قصهای بسته و بینیاز از ادامه ارائه دهد، جهانی از سوءظن و سرنخ میسازد؛ جهانی که تماشاگر را به پیگیری تحقیقات دعوت میکند، بیآنکه پایان یا پاسخ اصلی را پیشاپیش آشکار سازد.
« بااینحال، این کاستیها کلیت تجربه را از میان نمیبرند. »



ثبت دیدگاه