نقد و بررسی
نقد بتمن: عذابی که بر گاتهام نازل شد (Batman: The Doom That Came to Gotham) | 2023
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
بازآفرینی بتمن در سایهٔ وحشت کیهانی «Batman: The Doom That Came to Gotham» بتمن را از خیابانهای آشنای گاتهام بیرون میبرد و در فضایی از راز، آیینهای باستانی و وحشتی فراتر از فهم انسان قرار میدهد. داستان در دههٔ ۱۹۲۰ میگذرد؛ بروس وین، کاوشگری که پس از سالها دوری به گاتهام بازمیگردد، با پیامدهای آزادشدن نیرویی اهریمنی روبهرو میشود.
این جابهجایی زمانی صرفاً آرایشی تاریخی نیست: فیلم از آن برای ساخت جهانی بهره میگیرد که در آن فناوری و منطق مدرن هنوز آنقدر نیرومند نشدهاند که بر هر امر ناشناختهای چیره شوند. آشناییزدایی از اسطورهٔ بتمن، مهمترین امتیاز اثر است. قهرمانی که معمولاً با تکیه بر استنتاج، ابزار و آمادگی جسمانی بر جنایتکاران غلبه میکند، این بار با تهدیدهایی مواجه است که قواعدشان آشکار نیست.
چنین وضعیتی، بنیان شخصیت را به آزمون میگذارد: آیا ذهن تحلیلی او میتواند با چیزی مقابله کند که اساساً بیرون از چارچوب شناخت انسانی قرار دارد؟ فیلم پاسخ را بهسادگی و در قالب پیروزیهای معمول ابرقهرمانی عرضه نمیکند؛ دستکم در بخشهایی، حس ناتوانی و اضطراب را به میدان میآورد. گاتهامی گرفتار نفرینی قدیمی فضای لاوکرفتی فیلم صرفاً به حضور هیولاها یا نشانههای جادویی محدود نمیشود.
« آشناییزدایی از اسطورهٔ بتمن، مهمترین امتیاز اثر است. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
هراس اصلی از این تصور برمیخیزد که تمدن شهری و نظم روزمرهٔ گاتهام بر سطحی شکننده بنا شدهاند و زیر آن، نیرویی کهن در کمین است. شهر در این روایت نه فقط محل وقوع ماجرا، بلکه بخشی از خودِ تهدید است؛ گذشتهٔ مدفون، آیینهای رازآلود و اضطراب جمعی در تار و پود فضا تنیده شدهاند. این رویکرد به فیلم هویتی متمایز میدهد.
گاتهامِ دههٔ بیست با آنکه همچنان از عناصر آشنای جهان بتمن بهره میبرد، حالوهوایی غریبتر و سردتر پیدا میکند. نتیجه، برخورد دو نوع اسطوره است: اسطورهٔ شهری و کارآگاهی بتمن، و کیهانشناسی هولناکی که انسان را در برابر نیروهایی بسیار بزرگتر از خود ناچیز میبیند. برای مخاطبی که از روایتهای کلاسیک بتمن فاصله میگیرد یا تجربهای متفاوت میخواهد، این آمیزش میتواند بسیار جذاب باشد.
شخصیتهای آشنا، در هیئتهایی ناآشنا یکی از بازیگوشیهای اصلی فیلم، بازتعریف چهرههای شناختهشدهٔ گاتهام است. گرین ارو، رأسالغول، مستر فریز، کیلر کراک، دوچهره و جیمز گوردون در قالبهایی تازه ظاهر میشوند؛ گویی جهان تازه نه فقط لباس و زمانه، بلکه ماهیت بسیاری از شخصیتها را نیز دگرگون کرده است.
« شخصیتهای آشنا، در هیئتهایی ناآشنا یکی از بازیگوشیهای اصلی فیلم، بازتعریف چهرههای شناختهشدهٔ گاتهام است. »
شخصیتها و اجرا
این تغییرها گاه ظرفیت تصویری و دراماتیک خوبی دارند و به فیلم امکان میدهند با انتظارات مخاطب بازی کند. بااینحال، همین وفور چهرهها و بازتفسیرها به نقطهضعف روایت هم تبدیل میشود. فیلم در زمانی محدود میکوشد هم ماجرای اصلی را پیش ببرد، هم برای چندین شخصیت آشنا جایگاهی تازه بسازد و هم قواعد جهان فراطبیعیاش را توضیح دهد.
برخی چهرهها فرصت چندانی برای استقلال پیدا نمیکنند و بیشتر به نشانههایی برای تشخیص جهان بتمن بدل میشوند تا شخصیتهایی با مسیر دراماتیک کامل. تماشاگر آشنا با این جهان ممکن است از دیدن دگرگونیها لذت ببرد، اما فیلم گاهی بیش از آنکه شخصیتها را بپرورد، به حضورشان بسنده میکند. روایت متراکم و ریتمی نامتعادل مشکل محوری فیلم، کمبود ایده نیست؛ برعکس، ایدهها چنان پرتعدادند که گاهی برای نفسکشیدن و رشدکردن فرصت نمییابند.
روایت با سرعتی قابلتوجه میان رازها، تهدیدها و برخوردهای تازه حرکت میکند. بعضی رخدادها زمان زیادی میگیرند و بعضی دیگر، که میتوانستند پیامد عاطفی یا داستانی مهمتری داشته باشند، بهسرعت پشت سر گذاشته میشوند. همین ناهماهنگی، ضرباهنگ اثر را بیثبات میکند. در بخشهایی، فیلم اطلاعات را بیش از اندازه توضیح میدهد؛ انگار نگران است تماشاگر نشانهها را از دست بدهد.
« این تغییرها گاه ظرفیت تصویری و دراماتیک خوبی دارند و به فیلم امکان میدهند با انتظارات مخاطب بازی کند. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
این اصرار بر روشنکردن سازوکارها، از قدرت رازآلودگی میکاهد. وحشت کیهانی زمانی اثرگذارتر است که همهچیز کاملاً توضیح داده نشود و ذهن مخاطب در فاصلهٔ میان دانستهها و ناشناختهها کار کند. فیلم در بهترین لحظههایش به همین ابهام اعتماد میکند، اما همیشه به آن وفادار نمیماند. در نتیجه، برخی پیوندهای داستانی روشناند، ولی رازِ مرکزی گاه پیش از آنکه فرصت رسوخ پیدا کند، به زبان توضیح درمیآید.
فضاسازی بصری و خشونت هراسانگیز انیمیشن از مهمترین ابزارهای فیلم برای ساختن جهان خود است. طراحی گاتهام، رنگهای تیره و بافت تاریخی محیط، فضایی اندوهبار و ناآرام میآفریند. بهجای آنکه جلوههای بصری صرفاً نمایشگر حرکت و مبارزه باشند، در خدمت حس کلی اثر قرار میگیرند: شهری که سایهها در آن وزن دارند و خطر، از حاشیهٔ قاب نیز احساس میشود.
برخی صحنههای ترسناک و چندشآور، مرز معمول انیمیشن ابرقهرمانی را جابهجا میکنند. فیلم از بدنهای دگرگونشده و تصاویر ناخوشایند ابایی ندارد و در لحظههایی، بهجای هیجان قهرمانانه، واکنش جسمانیِ انزجار و هراس را هدف میگیرد. این انتخاب با فضای لاوکرفتی آن سازگار است، هرچند ممکن است برای مخاطبی که انتظار ماجرایی سبکتر از بتمن دارد، غافلگیرکننده باشد.
« این اصرار بر روشنکردن سازوکارها، از قدرت رازآلودگی میکاهد. »
قوتها و کاستیها
انیمیشن در مجموع به ساخت اتمسفر کمک میکند، اما زیبایی تصویر همیشه نمیتواند آشفتگی روایت را جبران کند. بتمن میان منطق و امر ناممکن جذابیت مفهومی فیلم در تضاد میان روش بتمن و جنس تهدید نهفته است. او به شناخت، نظم و یافتن رابطهٔ علت و معلولی خو گرفته، اما با نیرویی مواجه میشود که منطق انسانی را به چالش میکشد.
این تقابل میتوانست بستری برای کاوش عمیقتر در ترس، غرور و محدودیتهای بروس وین باشد. فیلم گاهی به چنین لایهای نزدیک میشود و بتمن را نه قهرمانی شکستناپذیر، بلکه انسانی مینمایاند که باید بپذیرد همیشه نمیتواند جهان را مطابق قواعد خود سامان دهد. بااینهمه، فرصت شخصیتپردازی به اندازهٔ ظرفیت ایده نیست.
بروس وین همچنان مرکز ثقل ماجراست، اما فیلم بیشتر در پی پیشبردن بحران بیرونی است تا مکث بر دگرگونی درونی او. برخی روابط نیز بر آشنایی پیشین مخاطب با شخصیتها تکیه دارند و مجال کافی برای شکلگیری مستقل نمییابند. این اتکا برای دوستداران بتمن لذتِ بازشناسی فراهم میکند، ولی ممکن است برای بینندهای که به این پیشینه آشنا نیست، فاصلهای عاطفی بسازد.
« انیمیشن در مجموع به ساخت اتمسفر کمک میکند، اما زیبایی تصویر همیشه نمیتواند آشفتگی روایت را جبران کند. »
جمعبندی
جمعبندی «Batman: The Doom That Came to Gotham» تجربهای متفاوت در مجموعهٔ روایتهای بتمن است: قصهای با حالوهوای لاوکرفتی، گاتهامی متعلق به دههٔ بیست، و چهرههای آشنایی که در قالبهایی تازه بازآفرینی شدهاند. نقطهٔ قوتش جسارت در آمیختن اسطورهٔ ابرقهرمانی با وحشت کیهانی و فضاسازی تصویریِ تیره و چشمنواز است.
در مقابل، انبوه ایدهها، ریتم نابرابر و توضیحدادن بیش از اندازه، مانع از آن میشود که همهٔ عناصر با عمق و انسجام یکسان به نتیجه برسند. این فیلم بیش از آنکه روایتی کاملاً متوازن باشد، مجموعهای از امکانات جذاب است که گاه در کنار هم میدرخشند و گاه برای جاگرفتن در زمان محدود با یکدیگر رقابت میکنند.
برای مخاطبی که از دیدن بتمن در فضایی جادویی و هراسآور استقبال میکند، همین تفاوت تجربهای تازه و سرگرمکننده میسازد؛ اما کسانی که بیش از هر چیز به شخصیتپردازی آرام و روایتی منسجم دل بستهاند، ممکن است از شتاب و ازدحام داستان فاصله بگیرند.
« نقطهٔ قوتش جسارت در آمیختن اسطورهٔ ابرقهرمانی با وحشت کیهانی و فضاسازی تصویریِ تیره و چشمنواز است. »



ثبت دیدگاه