نقد و بررسی
نقد بتمن و رابین (Batman & Robin) | 1997
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
گاتهام زیر نورهای نئون «Batman & Robin» فیلمی است که از همان لحظههای آغازین، تماشاگر را به شهری میبرد که بیش از آنکه شبیه دنیای تیره و جنایی بتمن باشد، همچون صحنهای عظیم برای نمایش و اغراق جلوه میکند. در گاتهامِ جوئل شوماخر، ساختمانها، لباسها و ابزارها با رنگهای تند و خطوطی نمایشی جان میگیرند؛ همهچیز چنان پرزرقوبرق است که گویی فیلم نه میخواهد واقعگرایی را بازسازی کند و نه از خصلت کارتونی خود پنهانکاری دارد.
این انتخاب، هم سرچشمهٔ بخشی از جذابیت اثر است و هم عامل خستگی آن: رنگ و حرکت فراوان، گاه چشم را مجذوب میکند و گاه فرصتی برای آرامگرفتن باقی نمیگذارد. فیلم ماجرای بتمن و رابین را دنبال میکند؛ دو قهرمانی که در برابر آقای فریز و پویزن آیوی قرار میگیرند و در میانهٔ این تقابل، بتگرل نیز به جمع مدافعان شهر میپیوندد.
اما روایت تنها به تعقیب و گریز و رویارویی با تبهکاران محدود نیست؛ رابطهٔ بروس وین و دیک گریسون نیز زیر فشار اختلاف، رقابت و مسئلهٔ اعتماد قرار میگیرد. فیلم میکوشد در کنار نمایش قهرمانی، دربارهٔ همکاری و تعلق به یک خانوادهٔ انتخابی هم سخن بگوید، هرچند این مضمون در ازدحام رویدادها همیشه فرصت بسط نمییابد.
زیباییشناسی اغراق و نمایش مهمترین ویژگی «Batman & Robin» زبان بصری آشکارا تصنعی آن است. دکورها بهجای آنکه گاتهام را شهری باورپذیر بسازند، آن را به فضای نمایشیِ رنگپریده و نئونی بدل میکنند؛ فضایی که از منطق رئالیسم فاصله میگیرد و به کتاب مصور، اسباببازی و صحنهٔ تئاتر نزدیک میشود.
« زیباییشناسی اغراق و نمایش مهمترین ویژگی «Batman & Robin» زبان بصری آشکارا تصنعی آن است. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
همین رویکرد در طراحی لباسها و وسایل قهرمانان نیز دیده میشود: زرهها براق و پرجزئیاتاند، ابزارها شکلهایی اغراقآمیز دارند و حتی بتموبیل و دیگر تجهیزات، بیش از آنکه کارکردی طبیعی داشته باشند، برای جلب نگاه ساخته شدهاند. این جلوهگری را میتوان انتخابی آگاهانه دانست، نه صرفاً لغزشی در اجرا.
فیلم دنیایی میسازد که در آن بدنها، رنگها و اشیا همگی بخشی از نمایشاند. با اینحال، انباشت نشانههای بصری بهتدریج اثر معکوس میگذارد: وقتی هر قاب میکوشد از قاب پیشین پرهیاهوتر باشد، چشم کمتر مجال مییابد جزئیات را دریافت کند. انرژی بصری فیلم جذاب است، اما گاهی از مرز سرزندگی عبور میکند و به ازدحام بدل میشود.
لحن کمیک و شوخیهای یخی «Batman & Robin» با جدیتی که از بسیاری روایتهای بتمن انتظار میرود فاصله دارد. لحن اثر سبک، بازیگوش و گاه عامدانه مضحک است؛ گویی فیلم بهجای پنهانکردن اغراقهایش، آنها را به رخ میکشد. برجستهترین نمونه، شوخیهای آقای فریز است: بازیهای زبانیِ مرتبط با سرما که بارها در دل موقعیتهای پرتنش شنیده میشوند.
این لطیفهها ممکن است برای بخشی از مخاطبان خندهدار و حتی دوستداشتنی باشند، بهویژه چون فیلم با اصرار و بیپروایی آنها را تکرار میکند. برای گروهی دیگر، همین تکرار بهسرعت فرساینده میشود. مسئله فقط تعداد شوخیها نیست، بلکه جایگیری و اجرای آنهاست. بسیاری از لحظههای طنز چنان طراحی شدهاند که توجه را از کنش یا احساس صحنه میگیرند و بهسوی جملهای بامزه یا حرکت نمایشی میبرند.
« این جلوهگری را میتوان انتخابی آگاهانه دانست، نه صرفاً لغزشی در اجرا. »
شخصیتها و اجرا
در نتیجه، خندهها همیشه از دل شخصیتها و موقعیتها برنمیآیند؛ گاهی بیشتر شبیه علامتیاند که به تماشاگر میگوید اکنون باید سرگرم شود. بااینهمه، فیلم در همین بیپروایی نوعی لذت ناخواسته پیدا میکند: وقتی اثر از هرگونه خویشتنداری چشم میپوشد، تماشاگر میتواند به جای انتظار برای یک درام منسجم، از شدت اغراق و بیاعتناییاش به واقعنمایی سرگرم شود.
تبهکاران و شخصیتهای قهرمان آقای فریز ظرفیت دراماتیک قابلتوجهی دارد. انگیزهٔ او با اندوه و دلبستگی پیوند خورده و همین، در پس ظاهر یخی و شوخیهای مکررش، امکان دیدن وجهی انسانیتر را فراهم میکند. بااینحال، فیلم بارها او را میان شروری تراژیک و چهرهای کمیک معلق نگه میدارد؛ نه همیشه به اندازهای به اندوه او نزدیک میشود که عمق عاطفیاش را بپروراند، و نه در همهٔ لحظهها شوخیهایش را چنان بهجا مینشاند که شخصیت به حضوری یکدست بدل شود.
پویزن آیوی بیش از آنکه شخصیتی با تحولی پیچیده باشد، نیرویی اغواگر و نمایشی است که حضورش با رنگ، حرکت و فریبندگی تعریف میشود. این انتخاب با فضای پرزرقوبرق فیلم هماهنگی دارد، اما در پرداخت شخصیت محدودیت ایجاد میکند. در سوی قهرمانان، بتمنِ جورج کلونی آرامتر و خوشرفتارتر از تصویر سختگیرانهٔ آشنای این قهرمان است.
این تفاوت میتوانست تفسیری تازه از بروس وین بسازد، اما فیلم فرصت کافی برای کاوش در تضاد میان نقاب اجتماعی او و مأموریت شبانهاش فراهم نمیکند. رابین از نظر داستانی در مرکز تنشهای عاطفی قرار میگیرد، اما شخصیتپردازیاش به اندازهٔ جایگاهش در روایت جذاب نیست. کشمکش او با بتمن بارها به شکل اختلافی آشکار و مستقیم عرضه میشود، بیآنکه همهٔ لایههای آن بهخوبی شکل بگیرند.
« تبهکاران و شخصیتهای قهرمان آقای فریز ظرفیت دراماتیک قابلتوجهی دارد. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
بتگرل نیز بهعنوان قهرمانی تازهوارد نوید گسترش جهان فیلم را میدهد؛ حضوری که به ترکیب قهرمانان تنوع میبخشد، اما در میان انبوه شخصیتها و ماجراها مجال محدودی برای تثبیت فردیت خود پیدا میکند. بازیگری و دیالوگنویسی بازیها با لحن پراغراق فیلم سازگارند، اما سازگاری همیشه به معنای موفقیت نیست.
آرنولد شوارتزنگر نقش آقای فریز را با بیان سنگین و تأکیدهای نمایشی اجرا میکند؛ رویکردی که به شوخیهای یخی وزن کمیک میدهد، ولی گاه شخصیت را به مجموعهای از تکیهکلامها تقلیل میدهد. او در لحظههایی که فیلم بر اندوه و تنهایی شخصیت تکیه میکند، وجهی متفاوت آشکار میسازد، اما این وجه بهاندازهای پیوسته نیست که بر لحن شوخ و کاریکاتوری غلبه کند.
اوما تورمن با بازی اغراقآمیز و حرکات حسابشدهاش با جهان نمایشی فیلم همراه میشود؛ حضوری که بیش از گفتوگوها بر تصویر و رفتار تکیه دارد. جورج کلونی وقار و جذابیت لازم برای بروس وین را دارد، اما فیلمنامه به او فرصت چندانی نمیدهد تا تصویری متمایز و پیچیده از بتمن بسازد. کریس اودانل نیز در مقام رابین غالباً در محدودهٔ واکنشهای آشنا باقی میماند و همین میتواند حضور او را کمرمق کند.
ضعف دیالوگها از عوامل اصلی ناپایداری لحن است. جملهها اغلب توضیحی، تصنعی یا بیش از اندازه مشتاقِ شنیدهشدناند؛ گویی شخصیتها بهجای گفتوگو، شعارهایی کوتاه برای پیشبردن موقعیت یا افزودن شوخی بیان میکنند. وقتی دیالوگ از شخصیت جدا میشود، حتی بازیگرانی که با انرژی در صحنه حاضرند نمیتوانند به آن طبیعیبودن ببخشند.
« بازیگری و دیالوگنویسی بازیها با لحن پراغراق فیلم سازگارند، اما سازگاری همیشه به معنای موفقیت نیست. »
قوتها و کاستیها
حاصل، لحظههایی است که بیش از آنکه تماشاگر را با شخصیتها همراه کنند، او را متوجه ساختگیبودن صحنه میسازند. ریتم، روایت و شلوغی فیلم چند خط داستانی و چند شخصیت مهم را همزمان پیش میبرد. این تراکم، در آغاز به اثر شتاب و جنبوجوش میدهد، اما در ادامه انسجام آن را تضعیف میکند. روایت مدام میان تقابلهای قهرمانان، نقشههای دشمنان و اختلافهای درونی جابهجا میشود؛ بنابراین بعضی تعارضها پیش از آنکه به اوج عاطفی برسند، کنار گذاشته میشوند تا ماجرای بعدی جای آنها را بگیرد.
فیلم از کمبود اتفاق رنج نمیبرد؛ مشکل آن است که اتفاقها همیشه به معنای پیشرفت دراماتیک نیستند. صحنههای اکشن نیز بهجای آنکه بر وضوح جغرافیای صحنه و شدت خطر تکیه کنند، بیشتر با حرکت، نور و جلوههای رنگی خودنمایی میکنند. این شیوه با سبک کلی اثر هماهنگ است، اما گاهی هیجان را زیر لایهای از تزئینات پنهان میسازد.
فیلم از تماشاگر نمیخواهد در هر لحظه باور کند که چنین رخدادهایی ممکناند؛ میخواهد او در برابر نمایش پرآشوب و پرزرقوبرقش تسلیم شود. این دعوت برای تماشای سبکسرانه میتواند کارساز باشد، اما به بهای کمرنگشدن تعلیق و پیوند عاطفی تمام میشود. جایگاه فیلم در جهان بتمن «Batman & Robin» نمونهای روشن از برداشتی است که بهجای تاریکی روانشناختی و فضای جنایی، به سوی نمایش، رنگ و بازیگوشی حرکت میکند.
این تفاوت بهخودیخود عیب نیست؛ شخصیت بتمن در طول تاریخ رسانهایاش بارها از فضای تلخ و گوتیک تا ماجراجویی سبک و کارتونی تغییر لحن داده است. دشواری فیلم در آن است که میان این دو قطب، تعادل پایداری نمیسازد. لحظهای میخواهد از درد و پیوند خانوادگی سخن بگوید و لحظهای بعد با شوخی یا جلوهای نمایشی مسیر همان احساس را قطع میکند.
« حاصل، لحظههایی است که بیش از آنکه تماشاگر را با شخصیتها همراه کنند، او را متوجه ساختگیبودن صحنه میسازند. »
جمعبندی
از سوی دیگر، همین ناهماهنگی سبب شده فیلم برای تماشاگر امروزی به اثری عجیب و قابلبحث تبدیل شود. آنچه زمانی ممکن بود صرفاً شکست در کنترل لحن به نظر برسد، اکنون میتواند همچون سندی از شکل متفاوت ساخت فیلمهای ابرقهرمانی دیده شود؛ دورانی که هنوز مرز میان اقتباس کمیک، سرگرمی خانوادگی و نمایش تجاری به این صورت تثبیت نشده بود.
این نگاه تازه، ضعفهای فیلم را محو نمیکند، اما توضیح میدهد چرا تماشای آن میتواند همزمان خستهکننده و سرگرمکننده باشد. جمعبندی «Batman & Robin» اثری نامتوازن است که در دیالوگنویسی، ریتم و پرداخت بعضی شخصیتها لغزشهای آشکاری دارد. رنگهای تند، طراحیهای اغراقآمیز و شوخیهای پیدرپی گاهی چشم و گوش را خسته میکنند؛ بااینحال، همین افراط به فیلم هویتی خاص میدهد و آن را از بسیاری آثار ابرقهرمانی جدیتر و واقعگراتر متمایز میسازد.
فیلم را نمیتوان نمونهای موفق از روایت منسجم دانست، اما میتوان از آن بهعنوان نمایشی بیپروا از سبکگرایی و camp لذت برد. تماشای آن بیش از هر چیز به انتظارات مخاطب بستگی دارد. کسی که در پی درامی تیره، شخصیتپردازی ظریف و تعلیقی سنجی
« از سوی دیگر، همین ناهماهنگی سبب شده فیلم برای تماشاگر امروزی به اثری عجیب و قابلبحث تبدیل شود. »
ثبت دیدگاه