نقد و بررسی
نقد پابرهنه (Barefoot) | 2014
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
قصهای دربارهٔ دو بیگانگی «Barefoot» ساختهٔ Andrew Fleming، کمدیدرامی عاشقانه است که از برخورد دو شخصیت دورافتاده از جهان معمول آغاز میشود: Jay Wheeler، فرزند سرکش خانوادهای ثروتمند، و Daisy، زنی جوان که در انزوای طولانی رشد کرده و زندگی اجتماعی را تقریباً از نو میآموزد. Jay او را برای مراسم عروسی برادرش به خانه میبرد؛ تصمیمی که در ابتدا بیشتر راهی برای ترمیم وجههٔ خودش به نظر میرسد تا حرکتی عاشقانه.
اما سفر و مواجهه با خانواده، بهتدریج رابطهای میان آن دو شکل میدهد که محور عاطفی فیلم است. کارگردانی فیلم بر عهدهٔ Andrew Fleming بوده و نقشهای اصلی را Scott Speedman و Evan Rachel Wood ایفا میکنند. عنوان فیلم بهسادگی به بیکفشی Daisy اشاره میکند، اما معنایی استعاری نیز پیدا میکند: او پا برهنه و بیواسطه وارد جهانی میشود که قواعد و تشریفاتش را نمیشناسد.
در برابرش، Jay با وجود تعلق به خانوادهای مرفه، از نظر عاطفی و اخلاقی سرگردان است. فیلم میکوشد نشان دهد که هر دو به شکلی متفاوت از محیط خود جدا افتادهاند؛ یکی به سبب انزوا، دیگری بهسبب طغیان و بیمسئولیتی. Daisy؛ معصومیت یا اغراق؟ Daisy مهمترین و در عین حال بحثبرانگیزترین عنصر فیلم است.
سادگی او سرچشمهٔ بسیاری از لحظههای طنز و شگفتی است: چیزهای عادی برایش ناآشنا هستند و واکنشهای صریحش، آدابدانی و خودسانسوری جهان اطراف را برملا میکند. این نگاه تازه، گاه به فیلم نیرویی لطیف میدهد؛ Daisy بیآنکه قصدی داشته باشد، نقابهای اجتماعی را کنار میزند و آدمها را وادار میکند خودشان باشند.
« اما سفر و مواجهه با خانواده، بهتدریج رابطهای میان آن دو شکل میدهد که محور عاطفی فیلم است. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
با اینحال، شخصیتپردازی او گاهی از مرز سادگی باورپذیر میگذرد و به تصویری اغراقشده و فانتزی از «معصومیت» نزدیک میشود. فیلم در بعضی لحظات از تفاوت Daisy با دیگران برای تولید شوخی یا دلربایی استفاده میکند، بیآنکه به اندازهٔ کافی به جهان درونی و تجربههای پیچیدهٔ او نزدیک شود. در نتیجه، ممکن است تماشاگر بهجای همدلی، احساس فاصله یا معذببودن کند.
این مسئله بهویژه وقتی پررنگ است که رفتارهای او صرفاً بهعنوان جذابیتی شیرین عرضه میشوند، نه بخشی از شخصیتی کامل و چندوجهی. Jay و مسیر دگرگونی Jay در آغاز مردی است که زندگیاش را با فرار از مسئولیت تعریف میکند. او به خانوادهٔ ثروتمندش بازمیگردد، اما نه از سر آشتی یا دلتنگی؛ نیاز مالی و میل به پنهانکردن آشفتگیهایش محرک اصلی اوست.
این انگیزه، به رابطهاش با Daisy بُعدی اخلاقی میبخشد: آیا او صرفاً از حضور دختر برای پیشبرد نقشهٔ خود استفاده میکند، یا میتواند از این پیوند چیزی بیاموزد؟ فیلم مسیر Jay را به سوی مسئولیتپذیری و صمیمیت ترسیم میکند، ولی این تحول همیشه بهخوبی پرداخت نمیشود. لحظههایی هست که باید وزن عاطفی بیشتری داشته باشند، اما روایت با شتاب از کنارشان میگذرد.
بنابراین، بعضی دگرگونیها بیشتر نتیجهٔ نیاز قصه به حرکت رو به جلو به نظر میرسند تا حاصل فرایندی درونی که تماشاگر بتواند گامبهگام لمسش کند. شیمی بازیگران و لحظههای طنز نقطهٔ قوت آشکار فیلم، رابطهٔ دو بازیگر اصلی است. میان Scott Speedman و Evan Rachel Wood نوعی هماهنگی دلنشین شکل میگیرد که به صحنههای مشترک جان میدهد.
« در نتیجه، ممکن است تماشاگر بهجای همدلی، احساس فاصله یا معذببودن کند. »
شخصیتها و اجرا
تفاوت خلقوخو و تجربهٔ دو شخصیت، موقعیتهایی میسازد که هم خندهآورند و هم اندکی خجالتآور؛ طنز فیلم معمولاً از همین فاصلهٔ میان آنچه Daisy بیپرده میگوید و آنچه دیگران انتظار دارند پنهان بماند، پدید میآید. اجرای Wood بهویژه در لحظاتی که Daisy از قواعد نانوشتهٔ اجتماع سر درمیآورد، انرژی خاصی دارد.
او میتواند سادگی شخصیت را به حضور صحنهای پررنگ تبدیل کند، هرچند همین انتخاب بازیگری گاهی اغراق موجود در متن را تشدید میکند. Speedman در برابر او نقش متعادلتری ایفا میکند؛ حضورش بیشتر بهعنوان تکیهگاه رابطه عمل میکند تا نیرویی مستقل و پیچیده. با وجود این، هماهنگی میان آن دو برای حفظ گرمای فیلم کافی است و از رابطهای که روی کاغذ نامحتمل به نظر میرسد، لحظاتی صادقانه میسازد.
خانواده، طبقه و نمایش اجتماعی ملاقات Daisy با خانوادهٔ Jay فرصتی است برای برخورد دو جهان: زنی که بیپیرایه و ناآشنا با تشریفات است، و خانوادهای که در آن ظاهر، جایگاه و قضاوت دیگران اهمیت دارد. موقعیتهای این بخش ظرفیت طنز اجتماعی دارند؛ Daisy با صداقت کودکانهاش آنچه را دیگران پشت ادب و ملاحظه پنهان کردهاند، آشکار میکند.
در این معنا، او نه فقط عامل آشوب، بلکه آینهای برای روابط و تنشهای خانواده است. اما فیلم از این تقابل بهطور کامل بهره نمیبرد. خانواده گاه بیشتر مجموعهای از واکنشها به حضور Daisy است تا گروهی از شخصیتهایی با انگیزهها و تناقضهای مستقل. تنش میان Jay و پدرش نیز میتوانست بستری برای بررسی توقعات خانوادگی، امتیاز طبقاتی و میل به کسب تأیید باشد؛ بااینحال، روایت اغلب بهسرعت از این لایهها عبور میکند تا به حرکت بعدی داستان برسد.
« اجرای Wood بهویژه در لحظاتی که Daisy از قواعد نانوشتهٔ اجتماع سر درمیآورد، انرژی خاصی دارد. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
ریتم و پرداخت روایی «Barefoot» فیلمی جمعوجور است و ریتم نسبتاً تندی دارد؛ همین ویژگی کمک میکند قصه از توقفهای طولانی دور بماند، اما به بهای کاهش فرصت شخصیتپردازی تمام میشود. رابطهٔ Jay و Daisy باید از سوءتفاهم، اعتماد، ترس و دلبستگی عبور کند، ولی برخی از این مراحل با شتاب پشت سر هم قرار میگیرند.
تماشاگر میتواند تغییر احساسات آن دو را دنبال کند، اما همیشه فرصت ندارد آن را در خود داستان تجربه کند. این شتاب در بخشهایی از روایت به انباشتهشدن اتفاقها میانجامد. فیلم چند مسیر عاطفی و کمدی را همزمان پیش میبرد، اما بعضی صحنهها گذرا میمانند و پیامدهایشان بهاندازهٔ کافی بررسی نمیشود.
از همینرو، پایانبندی عاطفی ممکن است برای یک تماشاگر رضایتبخش و دلگرمکننده باشد، اما برای دیگری ناگهانی یا کماثر جلوه کند. فیلم بیش از آنکه به مکث و کاوش علاقهمند باشد، به حفظ لحن سبک و حرکت پیوسته وفادار میماند. لحن؛ میان لطافت و ناراحتی لحن فیلم ترکیبی از کمدی رمانتیک و درام ملایم است.
در بهترین لحظات، این ترکیب به قصه حالوهوایی گرم میدهد: شوخیها از تفاوت شخصیتها میجوشند و عاطفه نیز بدون آنکه کاملاً از دل قصه جدا شود، بهآرامی شکل میگیرد. بااینحال، برخی صحنهها بهجای خنده یا همدلی، حس ناآسودگی ایجاد میکنند. علت تنها موضوع موقعیتها نیست؛ نحوهٔ پرداخت نیز گاه چنان بر رفتار غیرمعمول Daisy تأکید میکند که مرز میان طنز، نگاه ترحمآمیز و بهرهبرداری از تفاوت او مبهم میشود.
« تماشاگر میتواند تغییر احساسات آن دو را دنبال کند، اما همیشه فرصت ندارد آن را در خود داستان تجربه کند. »
قوتها و کاستیها
از نظر اجرا و پرداخت بصری نیز فیلم همیشه از سطح یک سرگرمی تلویزیونیِ خوشنیت فراتر نمیرود. صحنهها کار خود را انجام میدهند، اما گاهی فاقد ظرافت یا عمق لازماند تا موقعیتهای احساسی را به تجربهای ماندگار بدل کنند. این کمپرداختی، با سادگی قصه هماهنگ است، ولی در لحظاتی که فیلم میخواهد تأثیری جدیتر بگذارد، محدودیتش آشکار میشود.
جمعبندی «Barefoot» عاشقانهای گرم و خوشنیت است که جذابیت اصلیاش را از شیمی دو بازیگر، موقعیتهای بامزه و تقابل دو شخصیت ناهمگون میگیرد. فیلم در نشاندادن امکان صمیمیت میان آدمهایی که هر دو از جهان خود فاصله دارند، لحظاتی صادقانه مییابد؛ همچنین لحن سبک و عاطفیاش میتواند برای تماشاگرانی که به قصههای رمانتیک دلگرمکننده علاقه دارند، خوشایند باشد.
در سوی دیگر، شخصیت Daisy گاهی بیش از اندازه اغراقآمیز نوشته شده و روایت برای رشد رابطه و دگرگونی Jay وقت کافی نمیگذارد. بعضی صحنهها معذبکنندهاند و پرداخت کلی نیز همیشه از سطح متوسط فراتر نمیرود. بااینهمه، فیلم به لطف حضور دلنشین بازیگران و گرمای سادهٔ رابطهاش، اثری تماشایی و گاه دوستداشتنی باقی میماند؛ اثری که قوتش در احساس و هماهنگی بازیگران است، نه در ظرافت روایی یا عمق روانشناختی.
« از نظر اجرا و پرداخت بصری نیز فیلم همیشه از سطح یک سرگرمی تلویزیونیِ خوشنیت فراتر نمیرود. »



ثبت دیدگاه