نقد و بررسی
نقد باربی: قدرت شاهزادهخانم (Barbie in Princess Power) | 2015
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
بازآفرینی شاهزاده در قامت ابرقهرمان «Barbie in Princess Power» میکوشد دو قلمرو آشنا را درهم بیامیزد: قصهٔ شاهزادهای دربارنشین و ماجرای ابرقهرمانی که باید از مردمش در برابر تهدیدی بیرونی محافظت کند. کارا در آغاز نه قهرمانی بالفطره، بلکه شاهزادهای جوان با زندگیای نسبتاً معمولی است؛ برخورد جادویی با پروانه، او را به ابرجرقه بدل میکند و ناگهان دایرهٔ مسئولیتهایش را از زندگی شخصی تا امنیت پادشاهی گسترش میدهد.
ایده، در سادهترین سطح، جذاب است: باربی اینبار بهجای آنکه فقط در فضای قصری یا افسانهای حضور داشته باشد، وارد جهان لباسهای قهرمانی، پرواز و نجات میشود. فیلم از همین ترکیب انرژی اولیهاش را میگیرد، هرچند در ادامه همیشه نمیداند چگونه میان اجزای آن تعادل برقرار کند. جرقهٔ بامزهٔ آغازین بوسهٔ پروانه از آن ایدههایی است که بهسبب بیتکلفیاش در ذهن میماند.
منشأ قدرت کارا نه حادثهای عظیم و نه آزمایشی پیچیده، بلکه لحظهای کوچک و خیالانگیز است؛ تضادی که به قصه لحنی کودکانه و بازیگوش میبخشد. این اتفاق در عین سادگی، با منطق افسانهای دنیای باربی همخوان است و پلی میان جادو و ابرقهرمانی میسازد. چنین لحظهای ظرفیت آن را دارد که به نماد اصلی فیلم بدل شود: تغییری ناگهانی که زندگی شخصیت را از مسیر عادی خارج میکند.
« جرقهٔ بامزهٔ آغازین بوسهٔ پروانه از آن ایدههایی است که بهسبب بیتکلفیاش در ذهن میماند. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
بااینحال، فیلم بیشتر از آنکه این امکان را بپروراند، شتابزده به سوی ماجراهای بعدی میرود؛ گویی جذابیت ایده برایش کافی است و نیازی به کاوش عمیقتر در پیامدهایش نمیبیند. کارا و مسئلهٔ رشد شخصیت کارا از نظر تصویری قهرمانی فعال و نترس است. او قدرت تازهاش را به میدان میآورد و در موقعیتهای خطرناک میکوشد از دیگران محافظت کند.
این جنبه برای مخاطبان جوان میتواند دلگرمکننده باشد: قهرمان زن در مرکز ماجرا قرار دارد و تواناییهایش صرفاً آرایهای برای تزیین قصه نیست. فیلم همچنین از این فرصت استفاده میکند تا شجاعت و استقلال را در قالبی سرگرمکننده عرضه کند. اما میان داشتن قدرت و دگرگونی درونی فاصلهای هست که اثر بهندرت آن را پر میکند.
کارا با مسئولیت تازهاش روبهرو میشود، ولی کشمکشهای درونی او چندان پیچیده یا پیوسته شکل نمیگیرند. در نتیجه، قهرمانیاش بیش از آنکه حاصل مسیری تدریجی باشد، پیامدی فوری از دگرگونی ظاهری و تواناییهای تازه جلوه میکند. رقابت خانوادگی و نابرابریِ قدرت ورود دخترعموی کارا، کورین، به ماجرا قرار است تضادی شخصیتر از رویارویی با شرور اصلی ایجاد کند.
« کارا و مسئلهٔ رشد شخصیت کارا از نظر تصویری قهرمانی فعال و نترس است. »
شخصیتها و اجرا
رقابت میان دو شخصیت میتواند زمینهای مناسب برای پرداخت حسادت، مقایسه و آشتی باشد؛ یعنی مسئلهای نزدیک به تجربههای روزمرهٔ مخاطب، در دل داستانی پرتحرک. بااینحال، شیوهٔ رسیدن کورین به قدرت ممکن است برای بیننده ناعادلانه به نظر برسد: آنچه ابتدا امتیاز ویژهٔ کارا به نظر میرسد، ناگهان میان دو نفر تقسیم میشود و مسیر قهرمانی از رقابتی فردی به رابطهای دوگانه تغییر میکند.
این چرخش، ظرفیت دراماتیک دارد، اما چون زمینهچینی و تحول رابطه به اندازهٔ کافی پرورش نمییابد، گاهی بهجای تعلیق، دلخوری میآفریند. فیلم میخواهد از رقابت به همکاری برسد، اما گذار عاطفی میان این دو وضعیت به اندازهٔ نتیجهای که دنبال میکند، قانعکننده نیست. دوستی، همکاری و پیام تربیتی پیام مرکزی اثر روشن است: رقابت و رنجش نباید مانع همکاری شوند، بهویژه هنگامی که مسئلهای بزرگتر از اختلافهای شخصی در میان است.
این مضمون برای فیلمی خانوادگی مناسب است و در کنار تأکید بر استقلال کارا، تصویری از قدرت جمعی عرضه میکند. دوستی در اینجا صرفاً رابطهای گرم و تزئینی نیست؛ قرار است راهی برای حل بحران باشد. مشکل آن است که پیام گاهی بیش از آنکه از دل رفتار شخصیتها و تجربههایشان بیرون بیاید، به نتیجهای از پیش تعیینشده شباهت پیدا میکند.
« این مضمون برای فیلمی خانوادگی مناسب است و در کنار تأکید بر استقلال کارا، تصویری از قدرت جمعی عرضه میکند. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
فیلم میخواهد آشتی و همدلی را به مقصد برساند، اما مسیر رسیدن به آن را فشرده میسازد. ازاینرو، آموزهٔ اخلاقی قابلفهم است، ولی نیروی احساسی لازم برای ماندگاری کامل را پیدا نمیکند. شوخیها، نام قهرمانی و ارجاعات لحن فیلم میان جدیت ماجرای نجات پادشاهی و شوخیهای سبکسرانه رفتوآمد میکند.
نام «سوپر اسپارکل» نمونهٔ آشکار این دوگانگی است: عنوانی که از نظر معنایی با جهان رنگارنگ باربی تناسب دارد، اما ممکن است به گوش بزرگترها مضحک یا کماثر برسد. همین نام میتواند ناخواسته بخشی از طنز فیلم شود، حتی اگر خود اثر آن را کاملاً جدی عرضه کند. در سوی دیگر، اشارهای آشنا به سوپرمنِ قدیمی حالوهوایی نوستالژیک دارد و نشان میدهد فیلم میخواهد با سنت قهرمانان پروازکننده وارد گفتوگو شود.
این ارجاع برای مخاطبی که آن الگو را میشناسد، خوشایند است؛ بااینحال، خاطرهٔ یک قهرمان کلاسیک بهتنهایی نمیتواند به قصهٔ حاضر عمق یا تازگی ببخشد. جهان بصری و فاصله از جادوی باربی اثر از رنگهای روشن، طراحیهای پرزرقوبرق و دگرگونیهای پرتحرک بهره میگیرد؛ عناصری که با تصویر عمومی باربی پیوند دارند و برای مخاطب کودک جذاباند.
« فیلم میخواهد آشتی و همدلی را به مقصد برساند، اما مسیر رسیدن به آن را فشرده میسازد. »
قوتها و کاستیها
بااینهمه، جهان فیلم بیشتر به صحنهای برای کنشهای ابرقهرمانی شباهت پیدا میکند تا قلمرویی افسانهای که هر گوشهاش حس کشف و شگفتی برانگیزد. همین انتخاب، برای برخی تماشاگران تازگی دارد و برای برخی دیگر به معنای فاصله گرفتن از جادوی فیلمهای قدیمیتر باربی است. مسئله نه صرفاً تفاوت سبک، بلکه چگونگی استفاده از این سبک است: رنگ و جلوههای قهرمانی حضور دارند، اما همیشه به فضاسازی عاطفی یا تخیل روایی تبدیل نمیشوند.
گاهی تصاویر پرنور و لباسهای شاخص، جای آن حس رازآلودی را میگیرند که قصههای افسانهای باربی را بهیادماندنی میکرد. ریتم و کارکرد شخصیتهای فرعی فیلم با زمانی نسبتاً کوتاه، رویدادهای فراوانی را کنار هم میچیند: بیدار شدن قدرت، آزمودن تواناییها، رویارویی با تهدید و شکلگیری رقابت خانوادگی.
این تراکم به داستان حرکت میدهد، اما فرصت مکث و پرداخت را محدود میکند. در نتیجه، بعضی موقعیتها پیش از آنکه اثر عاطفیشان جا بیفتد، جای خود را به صحنهای تازه میدهند و تماشاگر ممکن است احساس کند قصه از روی طرحی آشنا با شتاب عبور میکند. شخصیتهای فرعی نیز گاه بیش از آنکه در پیشبرد درام نقش داشته باشند، برای افزودن شوخی یا رنگولعاب حضور دارند.
« این تراکم به داستان حرکت میدهد، اما فرصت مکث و پرداخت را محدود میکند. »
جمعبندی
دوقلوهای پرجنبوجوش، با نظر دادن دربارهٔ ظاهر کارا، میتوانند لحظاتی سبک و کمیک بسازند؛ اما شوخیهای تکرارشوندهشان همیشه به غنای فضای فیلم کمک نمیکند. این پراکندگی، ریتم را در بخشهایی سرگرمکننده و در بخشهایی کشدار میسازد. جمعبندی «Barbie in Princess Power» بر ایدهای سرزنده بنا شده است: شاهزادهای که با بوسهٔ پروانه قدرت میگیرد و به قهرمانی بدل میشود که باید از پادشاهیاش محافظت کند.
این ترکیب، لحظههای بانمک و تصویری جذاب برای مخاطبان جوان فراهم میآورد و پیام همکاری و همدلی را به شکلی روشن منتقل میکند. کارا نیز حضوری فعال دارد و قدرت زنانه را در مرکز داستان مینشاند. در مقابل، رشد شخصیتها شتابزده است، رقابت با کورین زمینهپردازی کافی ندارد و ریتم داستان گاهی به تکرار و کشآمدن میانجامد.
فیلم همچنین برای کسانی که به فضای افسانهای آثار قدیمیتر باربی دل بستهاند، ممکن است کمجادوتر به نظر برسد. حاصل، ماجرایی خانوادگی با هستهای سرگرمکننده و چند لحظهٔ بهیادماندنی است که ایدهاش از پرداخت نهاییاش نیرومندتر جلوه میکند.
« این پراکندگی، ریتم را در بخشهایی سرگرمکننده و در بخشهایی کشدار میسازد. »
ثبت دیدگاه