نقد و بررسی
نقد Barbarians | 2021
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
مقدمه: شامِ آراسته، اضطرابی پنهان فیلم بریتانیایی «Barbarians» ساختهٔ Charles Dorfman، قصهٔ یک مهمانی تولد در خانهای روستایی را به بستری برای کندوکاو در مناسبات قدرت، خودفریبی و خشونت تبدیل میکند. لوکاس و کلویی برای جشن تولد آدام به خانهٔ او و ایو میآیند؛ خانهای که آرامش چشمانداز اطرافش در تضاد با تنشهای پنهان میان مهمانان قرار دارد.
گفتوگوهای مؤدبانه و شوخیهای ظاهراً بیخطر، کمکم به میدان سنجش برتریجویی و پنهانکاری بدل میشوند. سپس حضور مهاجمانی نقابدار، بحران را از فضای اجتماعی به تهدیدی جسمانی میکشاند. فیلم از همان ابتدا روشن میکند که قرار نیست وحشت صرفاً از بیرون به خانه هجوم بیاورد. پیش از آنکه خطر آشکار شود، میان شخصیتها نوعی ناامنی و بیاعتمادی جریان دارد؛ چیزی که مهمانی را از پیش مستعد فروپاشی کرده است.
جذابیت محوری اثر نیز در همین پیوند میان آشفتگی روابط و تهدید بیرونی نهفته است. خانه بهمثابه صحنهٔ نمایش خانه در «Barbarians» فقط محل وقوع رویدادها نیست؛ فضایی است که شخصیتها در آن نقشهای اجتماعی خود را اجرا میکنند و در همان حال، به دشواری میتوانند از نگاه یکدیگر پنهان بمانند.
محیط روستایی در نگاه نخست آرام و دلفریب است، اما خلوتی و انزوای آن بهتدریج کیفیتی وهمآلود پیدا میکند. خانهای که قرار است نماد آسایش و کامیابی باشد، با پیشرفتن شب به فضایی محصور و پراضطراب تبدیل میشود. این تضاد، یکی از ابزارهای مؤثر فیلم برای ساختن تعلیق است. بیرون خانه با سکوت و گستردگیاش نوید رهایی میدهد، اما در عمل فاصله از دیگران و دورافتادگی بنا، احساس بیپناهی را تقویت میکند.
« گفتوگوهای مؤدبانه و شوخیهای ظاهراً بیخطر، کمکم به میدان سنجش برتریجویی و پنهانکاری بدل میشوند. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
درون خانه نیز چیدمان مرتب و آراستگی محیط با بینظمی عاطفی مهمانان در تقابل قرار میگیرد. هرچه ظاهر محیط کنترلشدهتر است، روابط انسانی شکنندهتر به نظر میرسند. شخصیتها و روابط قدرت چهار شخصیت اصلی، بیش از آنکه در قالب تیپهای کاملاً روشن و جدا از یکدیگر شکل بگیرند، در شبکهای از رقابت، رنجش و سوءظن تعریف میشوند.
لوکاس با اعتمادبهنفس و میل آشکار به کنترل فضای جمع، میکوشد مرکز توجه باشد. آدام در برابر او گاه واکنشی و تدافعی به نظر میرسد، اما رفتارهایش نشان میدهد که فقط قربانی مناسبات قدرت نیست. ایو نیز در جایگاهی قرار دارد که میتواند فاصلهٔ میان ظاهر آرام و تنشهای واقعی را بهتر ببیند، هرچند خود او نیز از این کشمکشها بیرون نمیماند.
کلویی، که نسبت به دیگران تازهواردتر است، بهتدریج درگیر لایههایی از گذشته و رازهای جمع میشود. بازیها از نقاط قوت فیلماند. بازیگران به گفتوگوهای روزمره زیرمتنی از رقابت و بیاعتمادی میبخشند؛ نگاهها، مکثها و شوخیهایی که اندکی بیش از اندازه تند میشوند، گاه از دیالوگهای صریح گویاترند.
لوکاس و آدام بهویژه در صحنههای مشترک، تنش را از طریق جدال بر سر احترام و برتری منتقل میکنند. بااینحال، فیلم فرصت محدودی برای پرداخت مستقل به هر شخصیت فراهم میآورد. برخی از انگیزهها و زخمهای عاطفی بیشتر بهعنوان محرک رخدادها عمل میکنند تا تجربههایی که بهطور کامل در شخصیتها ریشه دوانده باشند.
« درون خانه نیز چیدمان مرتب و آراستگی محیط با بینظمی عاطفی مهمانان در تقابل قرار میگیرد. »
شخصیتها و اجرا
گفتوگو و افشای تدریجی رازها بخش مهمی از تعلیق «Barbarians» پیش از ورود مهاجمان، از خود گفتوگوها ساخته میشود. مهمانی شام به محلی برای سنجش مرزهای ادب بدل شده است: مهمانان حرفهایی میزنند که میتوان آنها را شوخی تلقی کرد، اما لحن و واکنش دیگران نشان میدهد که چیزی جدیتر زیر سطح جریان دارد.
با هر اظهار نظر، مناسبات میان افراد اندکی جابهجا میشود و تصویری که از دوستی آنها داریم، ترک برمیدارد. این روش در لحظاتی موفق است، زیرا مخاطب را وادار میکند به جزئیات رفتارها توجه کند و از خلال آنها خطر را پیشبینی کند. اما طولانیشدن مقدمه گاهی به زیان اثر تمام میشود. فیلم برای ساختن فضای ناخوشایند زمان میگذارد، ولی همهٔ گفتوگوها به یک اندازه در شکلدادن به شخصیتها یا پیشبردن درام مؤثر نیستند.
در نتیجه، مرز میان تعلیق سنجیده و مکث بیش از اندازه همیشه روشن نمیماند. تعلیق و تغییر مسیر روایت ورود مهاجمان نقابدار ساختار فیلم را از یک درام اجتماعی محدود به موقعیتی آشکارا خطرناک میکشاند. بااینهمه، «Barbarians» پیش از این نقطه نیز بر اضطراب تکیه دارد: نشانههای پراکنده و حس بدگمانی، فضای فیلم را از حالت یک مهمانی معمولی خارج میکنند.
تغییر مسیر روایت به مخاطب یادآوری میکند که گاهی خشونت بیرونی، ادامه یا تشدید همان خشونتی است که پیشتر در رابطهها و شیوهٔ رفتار آدمها حضور داشته است. فیلم در ایجاد فضای تهدیدآمیز، بهویژه با استفاده از خانه و محدودیت مکانی آن، لحظات اثرگذاری دارد. در عین حال، شدت تعلیق همیشه پیوسته بالا نمیرود.
« با هر اظهار نظر، مناسبات میان افراد اندکی جابهجا میشود و تصویری که از دوستی آنها داریم، ترک برمیدارد. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
بخشهایی از داستان با شتاب مناسب پیش میروند و بخشهایی دیگر گویی میان چند وضعیت روایی معلق میمانند. همین نوسان باعث میشود اثر، با وجود ایدهٔ مرکزی پرظرفیتش، گاه نتواند ضرباهنگی یکدست داشته باشد. طنز سیاه و ناهماهنگی لحن فیلم میان طنز تلخ، درام روانشناختی و وحشت رفتوآمد میکند.
این ترکیب بالقوه میتواند نگاه انتقادی اثر را تیزتر کند: رفتارهای خودخواهانه و متظاهرانه شخصیتها، در لحظاتی خندهآورند، اما همان خنده خیلی زود میتواند به ناراحتی بدل شود. «Barbarians» میخواهد نشان دهد که آداب اجتماعی لزوماً نشانهٔ نجابت نیستند و آدمها ممکن است زیر پوشش ادب، میل به تحقیر و سلطه را پنهان کنند.
مشکل آن است که این لحنها همیشه بهخوبی در هم تنیده نمیشوند. گاه طنز، از شدت اضطراب میکاهد بیآنکه معنای تازهای به صحنه بیفزاید؛ در لحظاتی دیگر، فیلم ناگهان از شوخی به خشونت میرسد و فاصلهٔ میان این دو، بیش از آنکه تکاندهنده باشد، ناهماهنگ جلوه میکند. نتیجه نه شکست کامل در تلفیق ژانرها، بلکه توازنی ناپایدار است که مانع میشود اثر تمام ظرفیت خود را به کار گیرد.
مضمونها: تمدن، مالکیت و نقاب عنوان فیلم به پرسشی محوری اشاره دارد: «بربریت» دقیقاً در کجا قرار گرفته است؟ آیا باید آن را در تهدیدی دید که از بیرون خانه میآید، یا در خودخواهی، منفعتطلبی و میل به سلطهای که پیشتر در میان میزبانان و مهمانان شکل گرفته است؟ اثر پاسخ سادهای نمیدهد، اما پیوند میان مالکیت و قدرت را بهروشنی در مرکز درام قرار میدهد.
« بخشهایی از داستان با شتاب مناسب پیش میروند و بخشهایی دیگر گویی میان چند وضعیت روایی معلق میمانند. »
قوتها و کاستیها
خانه، آرزوی آسایش و نشانهٔ موفقیت است؛ بااینحال، این آسایش ممکن است بر توافقها و تصمیمهایی بنا شده باشد که از آغاز پاک و بیابهام نیستند. ایدهٔ «نقاب» نیز در دو سطح عمل میکند: نقابهای واقعی مهاجمان و نقابهای اجتماعی شخصیتها. دومیها شاید کمتر آشکار باشند، اما به همان اندازه اهمیت دارند؛ لبخند، شوخی و خوشرفتاری میتوانند پوششی برای ترس، حسادت یا میل به کنترل باشند.
این مضمون در صحنههای شام بهخوبی شکل میگیرد، هرچند پرداخت محدود شخصیتها نمیگذارد همهٔ لایههای آن به اندازهٔ کافی ژرف شوند. ریتم و محدودیتهای روایت مهمترین مانع فیلم، کندی نسبی بخش آغازین و طولانیشدن مقدمه است. ساختن فضای ناآرام لازم است، اما در بعضی لحظات تکرار تنشهای مشابه باعث میشود داستان پیش از رسیدن به بحران اصلی، نیروی خود را تا اندازهای مصرف کند.
افزون بر آن، برخی روابط میان شخصیتها بهجای آنکه بهتدریج و با جزئیات کافی شکل بگیرند، بیشتر در خدمت ایجاد شوک یا تشدید بحران قرار میگیرند. پایانبندی نیز ممکن است برای شماری از مخاطبان رضایتبخش نباشد. بیآنکه جزئیات آن آشکار شود، میتوان گفت فیلم در جمعکردن مضمونها و پیامدهای درگیری، به اندازهٔ مقدمهچینیاش ظرافت نشان نمیدهد.
بعضی پرسشها و تنشهای عاطفی مجال کافی برای فرونشستن یا رسیدن به نتیجهای درخور پیدا نمیکنند. ازاینرو، اثر پس از تماشای خود تصویری روشن از فضای تهدید و بیاعتمادی بر جا میگذارد، اما همهٔ ظرفیتهای دراماتیکش را به سرانجامی بهیادماندنی تبدیل نمیکند. جمعبندی «Barbarians» فیلمی دربارهٔ فروپاشی ادب و آشکارشدن خشونتهای پنهان در روابط انسانی است؛ اثری که خانهای روستایی و مهمانی تولد را به صحنهٔ برخورد میان میل به قدرت، رازهای شخصی و تهدید بیرونی بدل میکند.
« ایدهٔ «نقاب» نیز در دو سطح عمل میکند: نقابهای واقعی مهاجمان و نقابهای اجتماعی شخصیتها. »
جمعبندی
بازیهای باورپذیر، فضای منزوی و زیرمتن رقابت میان شخصیتها، ستونهای اصلی فیلماند. در مقابل، مقدمهٔ طولانی، پرداخت ناکافی برخی رابطهها و ناپایداری لحن، از تأثیر نهایی آن میکاهند. این فیلم بیش از آنکه وحشتی بیوقفه و یکپارچه عرضه کند، تماشاگر را با این پرسش همراه میسازد که چه چیزی آدمهای ظاهراً متمدن را به رفتارهای بیرحمانه میرساند.
پاسخ آن گاه تیز و قابل تأمل است و گاه زیر فشار شتابگیریها و ناهماهنگیهای روایی کمرنگ میشود. بااینهمه، برای مخاطبی که از تعلیق مبتنی بر رابطهها و طنز سیاهِ اجتماعی استقبال میکند، تجربهای قابل بحث فراهم میآورد؛ فیلمی که ایدههایش از پرداخت نهاییاش نیرومندترند.
« بازیهای باورپذیر، فضای منزوی و زیرمتن رقابت میان شخصیتها، ستونهای اصلی فیلماند. »
ثبت دیدگاه