نقد و بررسی
نقد باندیداس (Bandidas) | 2006
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
وسترنی در جامهٔ ماجراجویی «Bandidas» فیلمی محصول سال ۲۰۰۶ به کارگردانی Joachim Rønning و Espen Sandberg است؛ اثری که وسترن را نه با تلخی و خشونتِ حماسیِ نمونههای کلاسیک، بلکه با زبان کمدیِ ماجراجویانه و ضرباهنگی سبک بازآفرینی میکند. داستان در مکزیکِ سدهٔ نوزدهم میگذرد؛ جایی که طمع یک سرمایهدار آمریکایی، زمین و امنیت مردم را تهدید میکند.
دو زن از دو جهان متفاوت، یکی روستایی و دیگری برخوردار از امتیازهای طبقاتی، در برابر او متحد میشوند و با سرقت از بانکها میکوشند داراییِ مردم را بازگردانند. این چارچوب، ظرفیت یک وسترنِ اجتماعی و زنمحور را دارد: نزاع بر سر زمین، نابرابری قدرت و مقابله با سلطهٔ اقتصادی. فیلم اما از همان ابتدا نشان میدهد که علاقهای چندانی به کندوکاو جدی این موضوعات ندارد.
عدالت و انتقام بیشتر نقش موتور محرک ماجرا را دارند تا مضمونهایی که روایت بخواهد بهطور عمیق بکاود. «Bandidas» در نهایت بیش از آنکه بیانیهای دربارهٔ ستم و مقاومت باشد، سرگرمیای سبکبال است که از عناصر وسترن برای ساختن یک ماجرای رفاقتی بهره میگیرد. دو قهرمان، دو جهان مهمترین دارایی فیلم، تقابل دو شخصیت اصلی است.
« داستان در مکزیکِ سدهٔ نوزدهم میگذرد؛ جایی که طمع یک سرمایهدار آمریکایی، زمین و امنیت مردم را تهدید میکند. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
María با پیشینهای روستایی، صریح و جسور معرفی میشود؛ در برابرش Sara قرار دارد که تربیت اشرافی و تحصیلات اروپایی، او را به زنی آدابدانتر و حسابگرتر بدل کرده است. تفاوت این دو، بهتنهایی میتوانست زمینهای غنی برای پرداختن به طبقه، آموزش و شیوههای متفاوت ایستادگی باشد. فیلم از این تفاوت بیشتر برای خلق برخوردهای کمیک و کلکلهای پیاپی استفاده میکند.
Penélope Cruz و Salma Hayek به نقشها انرژی و سرزندگی میبخشند. هر دو بازیگر از حضورشان بهخوبی برای ساختن لحظات بازیگوشانه استفاده میکنند و رابطهٔ پرتنش شخصیتها را در آغاز به نیرویی دیدنی بدل میسازند. جذابیت همکاریشان در آن است که هیچکدام صرفاً نقش مکمل دیگری را برعهده نمیگیرد: María شور و جسارت دارد، Sara نیز با مهارتها و اعتمادبهنفس خودش وارد میدان میشود.
بااینحال، فیلمنامه فرصت چندانی نمیدهد تا پیوند میان آنها از سطح تفاوتهای آشکار فراتر برود. دوستی و اعتمادشان در مسیر روایت شکل میگیرد، اما تحول عاطفی این رابطه اغلب به اندازهای شتابزده است که اثرگذاری کامل پیدا نمیکند. کمدی و ریتم روایت لحن فیلم بهوضوح بر سبکی و خوشگذرانی استوار است.
« تفاوت این دو، بهتنهایی میتوانست زمینهای غنی برای پرداختن به طبقه، آموزش و شیوههای متفاوت ایستادگی باشد. »
شخصیتها و اجرا
تعقیبوگریزها، موقعیتهای کمیک و کشمکش میان دو قهرمان قرار است تماشاگر را درگیر ماجرایی بیتکلف نگه دارند. در بخشهایی، این انتخاب جواب میدهد: فیلم خود را بیش از اندازه جدی نمیگیرد و از شور بازیگران برای زندهکردن صحنهها بهره میبرد. حضور Steve Zahn نیز به فضای کمدی کمک میکند و لایهای دیگر به ماجرای تعقیب این دو زن میافزاید.
اما سبکیِ لحن، گاهی به سستیِ ساختار تبدیل میشود. طرح داستان ساده است و برای رساندن شخصیتها از یک موقعیت به موقعیت بعدی، به رخدادهایی متکی میشود که همیشه از دل منطق درونی ماجرا برنمیآیند. برخی گرهها نه با تصمیمهای سنجیدهٔ شخصیتها، بلکه با تصادف یا راهحلهای آسان پیش میروند.
از اینرو، سرقتها و پیامدهایشان وزن تعلیقیِ چندانی پیدا نمیکنند؛ تماشاگر کمتر نگران خطر واقعی است و بیشتر منتظر شوخی یا بدلکاری بعدی میماند. مشکل دیگر، تکرار الگوی تقابل است. اختلافنظر دو قهرمان در آغاز جذابیت دارد، اما وقتی شوخیها و رقابتهایشان بارها با شکل و مضمون مشابه بازمیگردد، انرژی صحنهها کاهش مییابد.
« تعقیبوگریزها، موقعیتهای کمیک و کشمکش میان دو قهرمان قرار است تماشاگر را درگیر ماجرایی بیتکلف نگه دارند. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
فیلم بهجای آنکه رابطهٔ آنها را در مسیرهای تازهای بیازماید، بارها به همان تضادهای آشنا رجوع میکند. در نتیجه، کمدی گاهی به جای آنکه ریتم را تندتر کند، آن را متوقف میسازد. وسترن، عدالت و تصویر مکزیک فیلم از شمایلهای آشنای وسترن بهره میبرد: زمینهای گسترده، اسبسواری، سلاح، بانک و رویارویی با مردی قدرتمند که با تکیه بر پول و نفوذ، زندگی دیگران را زیر سلطه میگیرد.
این عناصر به «Bandidas» هویتی روشن میدهند، اما جهانسازی آن بیشتر کارکرد تزئینی دارد تا تاریخی. محیط و مناسبات اجتماعی بهندرت چنان پرورده میشوند که مخاطب حس کند با جامعهای پیچیده و زنده روبهرو است. مکزیکِ فیلم بیشتر صحنهای رنگارنگ برای ماجراجویی است تا بستری که تاریخ و تنشهایش در روایت رسوخ کرده باشند.
بااینهمه، ایدهٔ دزدیدن از بانکهایی که از راه سلب مالکیت و استثمار سود میبرند، نیرویی اخلاقی به داستان میدهد. دزدی در اینجا صرفاً وسیلهای برای هیجان نیست؛ بهعنوان نوعی پسگرفتنِ ثروتی تصویر میشود که از مردم گرفته شده است. همین ایده به دو قهرمان هدفی فراتر از شهرت یا گریز میدهد.
« فیلم بهجای آنکه رابطهٔ آنها را در مسیرهای تازهای بیازماید، بارها به همان تضادهای آشنا رجوع میکند. »
قوتها و کاستیها
افسوس که فیلم کمتر به تناقضهای این کنش میپردازد: مرز میان عدالتخواهی و انتقام، یا پیامدهای واقعیِ سرقت برای مردم و خودِ زنان، مجال چندانی برای بررسی پیدا نمیکند. ادعای عدالت بیشتر در نیت شخصیتها باقی میماند تا در پیچیدگی انتخابهایشان. اجرا، ظاهر و شخصیتپردازی Cruz و Hayek بهخوبی میدانند چگونه از اختلاف شخصیتها برای تولید انرژی استفاده کنند.
بازیهایشان پرجنبوجوش است و حتی در لحظههایی که متن به شوخیهای دمدستی تکیه میکند، حضورشان مانع از فروپاشی کامل صحنه میشود. نقشهای مکمل نیز به ایجاد کشمکش و حرکت در داستان کمک میکنند، اما مرکز ثقل فیلم همواره همان دو زناند. این تمرکز نقطهٔ قوتی است؛ در عین حال، بار زیادی بر دوش بازیگران میگذارد تا خلأهای فیلمنامه را جبران کنند.
یکی از انتخابهای مسئلهساز فیلم، تأکید مکرر بر زیبایی و جذابیت جنسی شخصیتهای زن است. این تأکید با هدف داستان ــ نمایش زنانی مستقل که در دنیای خشن و مردسالار وسترن برای خود تصمیم میگیرند ــ تنشی آشکار دارد. بهجای آنکه توانایی، هوش و انگیزههایشان همواره در مرکز قاب باشد، گاهی ظاهرشان به بخشی از نمایش بدل میشود؛ گویی فیلم همزمان میخواهد قهرمانانش را تحسین کند و نگاه تماشاگر را به بدنشان معطوف سازد.
« ادعای عدالت بیشتر در نیت شخصیتها باقی میماند تا در پیچیدگی انتخابهایشان. »
جمعبندی
این دوگانگی از قدرت تصویر فمینیستیِ اثر میکاهد و شخصیتپردازی را محدود میکند. جمعبندی «Bandidas» فیلمی با هستهای جذاب است: دو زن نامتجانس، در برابر قدرتی فاسد متحد میشوند و از مهارتها و جسارتشان برای مقابله با بیعدالتی استفاده میکنند. شیمی پرانرژی Penélope Cruz و Salma Hayek، لحن شوخطبعانه و فضای ماجراجویانه، به آن لحظاتی سرگرمکننده و خاطرهانگیز میبخشند.
فیلم در بهترین لحظاتش بهواسطهٔ دو قهرمانش سرزنده است؛ نه به دلیل پیچیدگی داستان یا ژرفای جهان وسترنیاش. در سوی دیگر، روایت ساده و گاه نامحتمل است، شوخیها به تکرار میافتند و مضمون عدالتخواهی از ظرفیت بالقوهاش فراتر نمیرود. تأکید بر ظاهر دو بازیگر نیز گاه با تصویر زنان مستقل و کنشگر در تضاد قرار میگیرد.
بنابراین، «Bandidas» را میتوان ماجرایی خوشریتم و سبک برای تماشایی بیتکلف دانست، نه وسترنی که بخواهد قواعد ژانر را دگرگون کند یا پرسشهای اجتماعیاش را تا پایان دنبال کند. جذابیت اصلی آن در همراهی دو بازیگر و ایدهٔ پرکششِ دو زنِ قانونگریز است؛ ضعف اصلیاش نیز این است که بهجای پروردن این ایدهها، اغلب به همان جذابیت اولیه بسنده میکند.
« این دوگانگی از قدرت تصویر فمینیستیِ اثر میکاهد و شخصیتپردازی را محدود میکند. »



ثبت دیدگاه